آموزش: در پنج گام بن‌بست نویسندگی را پشت سر بگذارید

۲۴ فریم – نگار عباس‌پور: نوشتن می‌تواند کاری بسیار طاقت‌فرسا باشد. در این مرحله است که جهانی که قصد به تصویر کشیدن‌اش را داریم روی کاغذ خلق می‌کنیم و می‌کوشیم سیر وقایع را به وجود بیاوریم. ولی همه می‌دانیم که گاهی این پیش‌روی مختل می‌شود… همان‌جایی که انگار دیگر سرچشمه‌ی الهام‌مان قطع شده و انگار دیگر کلمه‌ای به ذهن‌مان نمی‌رسد تا به پیش برویم. این را هر نویسنده‌ای احتمالاً تجربه کرده است: بن‌بست نویسندگی (Writer’s block). در این‌ مقاله به پنج راه‌کار موثر و کاربردی برای عبور از این مشکل اشاره شده است.

بن‌بست نویسندگی (Writer’s Block) یک پدیده‌ی واقعی است. نگذارید این بن‌بست جلوی شما را بگیرد تا نتوانید بهترین صفحات را همین امروز بنویسید.

اشکالی ندارد که اعتراف کنیم هر کدام از ما هر از چند گاهی به بن‌بست نویسندگی برخورده‌ایم. در واقع خودم وقت‌هایی که مشغول نوشتن نیستم، دارم توی گوگل جست‌و‌جو می‌کنم: «درمان بن‌بست نویسندگی» یا «چه‌طور از بن‌بست نویسندگی خلاص شویم؟». همه‌ی ما می‌دانیم که بهترین فیلمنامه فیلمنامه‌ی تمام شده است. ولی تمام کردن فیلمنامه مثل بالا رفتن از کوه است؛ مخصوصاً وقتی یک عالَم موضوع باشد که حواس‌مان را پرت کند.

می‌خواهم شما را در پنج گامی هم‌راه کنم که خودم برای گذشتن از بن‌بست نویسندگی طی می‌کنم. این یادداشت را به عنوان راهنمایی برای تجدید قوای روح‌تان و خلاصی از بن‌بست نویسندگی در نظر بگیرید.

بیایید برویم سراغ‌شان!

بن‌بست نویسندگی چیست؟

برای این‌که بتوانیم این مشکل را تشخیص دهیم، باید اوّل تعریفی از آن داشته باشیم. برای خودِ من، بن‌بست نویسندگی زمانی پیش می‌آید که مقابل برگه‌ی سفید نشسته‌ام و نمی‌توانم داستان را جلو ببرم. بعضی وقت‌ها این بن‌بست را با به تعویق انداختن کار اشتباه می‌گیرم، ولی این دو تا یک چیز نیستند. بعضی وقت‌ها به تعویق انداختن کار می‌تواند به بن‌بست بینجامد یا علامت بن‌بست باشد، ولی نمی‌توان این دو تا را یکی فرض کرد.

وقتی به بن‌بست می‌رسم، هیچ ایده‌ای به ذهن‌ام نمی‌رسد که به درد داستان بخورد. وقتی زمانی برای تحویل کار هم داشته باشم که کلّاً به هم می‌ریزم. برای همین هم برای‌ام مهم شد که مسئله‌ی بن‌بست نوشتن‌ام را درمان کنم.

چه چیزی باعث ایجاد بن‌بست نویسندگی می‌شود؟

وقتی صحبت از بن‌بست نویسندگی به میان می‌آید، سه عامل مهم مطرح می‌شوند. ترس، نداشتن آمادگی و تردید.

دلیل شماره‌ی ۱ ایجاد بن‌بست: ترس

بسیاری از نویسنده‌ها از آن‌چه روی کاغذ می‌آید می‌ترسند. ما آن‌قدر روی بی‌نقص از آب درآمدن همه چیز تمرکز می‌کنیم که دیگر از روند نوشتن اثر لذّتی نمی‌بریم. همین هم می‌تواند چشمه‌ی خلّاقیّت‌مان را بخشکاند.

دلیل شماره‌ی ۲ ایجاد بن‌بست: نداشتن آمادگی

من به این نتیجه رسیده‌ام که یک خلاصه‌ی خوب یا طرح کلّی می‌تواند کمک‌‌ام کند که تا حدّ زیادی بن‌بست را پشت سر بگذارم. اگر احساس کنم که با آمادگی سرِ نوشتن نشسته‌ام، آن‌وقت ایده‌ها جاری می‌شوند. با این حال، هیچ چیز مثل همان تردید همیشگی نسبت به خود نمی‌تواند روند نوشتن را خراب کند.

دلیل شماره‌ی ۳ ایجاد بن‌بست: تردید

افکار مربوط به سندروم ایمپاستِر (imposter syndrome) [م. پدیده‌ای روانی که در آن فرد نمی‌تواند موفّقیّت‌های‌اش را بپذیرد] جدّی هستند. از آن‌جایی که هالیوود خیلی دور از دسترس به نظر می‌رسد، خیلی وقت‌ها می‌بینم که دارم از خودم می‌پرسم که اصلاً من به آن‌جا تعلّق دارم یا نه. آیا اصلاً باید زمان بگذارم و این چیزها را روی کاغذ بیاورم یا نه. در نهایت به این نتیجه می‌رسم که باید بهترین چیزی که می‌توانم را روی کاغذ بیاورم و با این کار شیاطین درون‌ام را ساکت کنم. برای همین است که پشت سر گذاشتن بن‌بست نویسندگی این‌قدر مهم است.

پس بیایید یاد بگیریم چه‌طور از بن‌بست بگذریم!

یک راه حل ساده که من برای خلاص شدن از بن‌بست یاد گرفته‌ام این است که به سراغ کار جدیدی بروم. بعضی از بهترین فیلمنامه‌هایی که نوشته‌ام نتیجه‌ی این هستند که نتوانسته‌ام ایده‌ی دیگری را جلو ببرم.

۱- کار جدیدی را شروع کنید

اگر شما هم مثل من باشید، واقعاً کم پیش می‌آید که بتوانید برای کار کردن روی ایده‌های شخصی‌تان وقت پیدا کنید. همین هم اهمیّتِ گذشتن از بن‌بست نویسندگی را حتّا بیش از پیش می‌کند. یک راه حل ساده که من برای خلاص شدن از بن‌بست یاد گرفته‌ام این است که به سراغ کار جدیدی بروم. بعضی از بهترین فیلمنامه‌هایی که نوشته‌ام نتیجه‌ی این هستند که نتوانسته‌ام ایده‌ی دیگری را جلو ببرم

دوست دارم یک صفحه‌ی جدید باز کنم و فقط همین‌طوری بنویسم. این کار را انجام بدهم تا به یک سری شخصیّت و موقعیّت برسم و ببینم آن‌ها من را به کجا می‌برند. آزادنویسی به من کمک می‌کند تا بی‌نظمی را از ذهن‌ام بیرون بریزم و، بدون نگرانی برای نتیجه، دست به تجربه کردن بزنم. حتّا فایل ایده‌های قدیمی را دوباره باز می‌کنم و برای بازنویسی‌شان دست به کار می‌شوم؛ هر کاری می‌کنم تا به ماهیچه‌های‌ام نرمشی بدهم و دوباره روی غلتک بیفتم.

ولی اگر این اوّلین فیلمنامه‌ی شماست، آن‌وقت تکلیف چیست؟ یا اگر از چشم دوختن به صفحه‌ی مانیتور بی‌اندازه خسته شده‌اید؟

۲- بروید بیرون

منظورم از «بیرون رفتن» دو چیز مختلف است. اوّل این‌که از توی ذهن‌تان بیایید بیرون. بسیاری وقت‌ها برای یک پروژه‌ی خاص، فشار زیادی به خودم می‌آورم. فکر می‌کنم فیلمنامه‌ی پیش روی‌ام، تنها راهی‌ست که می‌توانم دری برای خودم باز کنم. فکر می‌کنم این فیلمنامه بلیتِ ملاقات با اسپیلبرگ و جلسه گذاشتن با کاتلین کِنِدی است. این رویکرد به نویسندگی واقعاً احمقانه‌ است و خودش دلیل بسیاری از بن‌بست‌هاست.

به جای این‌که این موانع احمقانه را برای خودتان بسازید، به این فکر کنید که اصلاً چرا دل‌تان می‌خواست این ایده‌ی خاص را بنویسید؟ چه حرفی دارید که به دنیا بزنید؟ چرا مردم دنیا باید به حرف شما گوش دهند؟

دوم این‌که، شما واقعاً باید بروید بیرون. پیاده‌روی کنید، دوچرخه‌سواری کنید، لباس‌های نشسته را برای شست‌وشو ببرید و از این جور کارها انجام دهید. گاهی وقت‌ها بهترین راه برای گذشتن از بن‌بست نویسندگی این است که زندگی‌تان را بکنید. ذهن‌تان حواس‌اش به افکار پنهان هست. خیلی وقت‌ها من در خشکشویی هستم و همان‌جا متوجّه می‌شوم داستان من در واقع داستانی وسترن است یا مثلاً می‌فهمم پرده‌ی دوم یک سکانس منفرد دیگر نیاز دارد یا مثلاً باید یک عالَم از شخصیّت‌ها را دور بریزم و از اوّل شروع کنم.

خلّاقیّت‌تان دارد تَه می‌کشد. پس به بدن و ذهن‌تان استراحت بدهید. ایده‌ها خودشان جاری می‌شوند.

هیچ قانونی در فیلمنامه‌نویسی وجود ندارد که بگوید شما باید به ترتیب جلو بروید.

۳- بروید جلوتر

بیایید فرض کنیم توی صفحه‌ی ۲۵ گیر افتاده‌اید و اصلاً هیچ ایده‌ای ندارید که با چه صحنه‌ای باید وارد پرده‌ی بعدی شوید. به جای این‌که سعی کنید یک‌دفعه از پس نوشتن آن صحنه بربیایید، بپّرید جلو. آن‌چه فکر می‌کنید چند صفحه‌ی آخر داستان خواهد بود را بنویسید. کلیّت پرده‌ی سوم را بنویسید. هیچ قانونی در فیلمنامه‌نویسی وجود ندارد که بگوید شما باید به ترتیب جلو بروید.

همین چند وقت پیش بدجور توی نوشتن یک فیلمنامه‌ی بلند گیر کرده بودم. داشتم با نقطه‌ی دیدهای مختلف، صحنه‌های اکشن و انگیزه‌های شخصیّت کلنجار می‌رفتم و بدجور سردرگم بودم. تازه موعد تحویل کار هم داشت نزدیک می‌شد. من هم به بن‌بست خورده بودم.

برای این‌که از دست بن‌بست خلاص شوم، تصمیم گرفتم فیلمنامه را از انتها به ابتدا بنویسم. با آخرین صحنه شروع کردم که پایان‌بندی فیلم بود. اوّل آن صحنه را نوشتم و بعد هدف‌گذاری‌ام این شد که طوری بنویسم که در نهایت به آن صفحه‌ی آخر برسم. بعد برگشتم و با آن بخشی شروع کردم که تصور می‌کردم شروع پرده‌ی سوم است. چون پرده‌ی سوم با یک صحنه‌ی منفرد شروع می‌شد، می‌دانستم نوشتن‌اش بیش‌تر تکنیکی است و بدون توجّه به کلیّت متن می‌توان آن را نوشت.

همین‌طور که برعکس می‌نوشتم، ذهن‌ام آزاد شد. بعد از چند روز، دوباره برگشتم به روال از ابتدا به انتها نوشتن. به جای این‌که بنشینم و صفحه‌ها و روزها را از دست بدهم، آن صحنه‌هایی را نوشتم که می‌دانستم باید در فیلمنامه باشند و بعد به مرور جاهای خالی را پر کردم.

فکر می‌کنم بیش‌تر نویسندگان با این موضوع موافق باشند که این‌که هر روز چیزی بر کاغذ بیاورید، خیلی در پیشرفت‌تان اهمیّت دارد.

بن‌بست نویسندگی می‌تواند هدف کارِ هر روزه را ترسناک جلوه دهد، ولی اگر واقعاً بخواهید که روی همان موانع کار کنید و بنویسید، می‌توانید از دست بن‌بست خلاص شوید.

وقتی باید بنویسم، سعی می‌کنم کافی‌شاپی پیدا کنم که اینترنت نداشته باشد و آن‌وقت واقعاً سخت مشغول نوشتن می‌شوم. گوشی‌ام را خاموش می‌کنم، اینترنت را قطع می‌کنم و فقط با چسبیدن به کار از شرّ بن‌بست نویسندگی خلاص می‌شوم.

۴-  به تعویق بیاندازید

دارم به شما می‌گویم که کارتان را به تعویق بیندازید و می‌دانم شما نشسته‌اید و دارید سرم داد می‌کشید که «عجب مزخرفاتی!!!»، ولی یک لحظه به حرف‌ام گوش کنید. به تعویق انداختن کار می‌تواند ثمربخش باشد. خودم وقتی نوشتن را به تعویق می‌اندازم، می‌بینم تمام آگاهی‌ام روی کارهای پیش‌پا‌افتاده متمرکز شده است. لباس‌ها را تا می‌کنم، سگ‌ام را حمام می‌کنم یا باز همین‌طور پشت سرِ هم قسمت‌های مختلف سریال دوستان (Friends) را تماشا می‌کنم. همه‌ی این کارها در آخر کمک می‌کنند ذهن‌ام آرام شود و گاهی به من کمک می‌کنند از نقطه‌ی دید تازه‌ای به موضوع نگاه کنم یا ایده‌ی جدیدی به ذهن‌ام برسد.

مثل وقتی که سریال دختر جدید (New Girl) را پشت سر هم تماشا می‌کردم و ایده‌ای به ذهن‌ام رسید در مورد آدم‌های دیوانه‌ای که آدم سرِ قرارهای‌اش می‌بیند. همین هم شد که نمونه‌ی اوّلیّه‌ی کاری را نوشتم که همین حالا مشغول نوشتن‌اش هستم. یا مثل وقتی که تصمیم گرفتم به جای تمام کردن فیلمنامه‌ی یک سریال اینترنتی، کیک شش‌لایه درست کنم. این شد که توانستم جریان زمین افتادن یک عالَم تخم‌مرغی که روز بعدش از بازار خریده بودم را در داستان‌ام استفاده کنم.

بهترین نویسنده‌ها هر آن‌چه که می‌توانند را از زندگی خودشان وام می‌گیرند. مسلّماً نباید بگذارید این به تعویق انداختن به شرایط مسلّط تبدیل شود، ولی گاهی بهتر است به جای این‌که بجنگید و خودتان را خسته کنید، لم بدهید و از نتایج بهره ببرید. تازه، فکر کنید چه‌طور می‌توانید با کیک شش‌لایه هم‌اتاقی‌ها و خانواده‌تان را شگفت‌زده کنید.

یکی از بزرگ‌ترین معضلات من این است که نزدیک تخت‌خوابم می‌نویسم، همیشه مشغول جست‌و‌جوی بهترین آهنگ‌ها در آی‌تیونز هستم یا دارم پیام جواب می‌دهم.

۵- عوامل حواس‌پرتی را حذف کنید

ما در قرن ۲۱ زندگی می‌کنیم و تکنولوژی دور‌و‌برمان را گرفته است. تلفن همراه‌ام با هر توئیتِ جدید صدا می‌کند. آی‌تیونزم همه‌ی آهنگ‌ها را دارد و تلویزیون‌ام دائم صدای‌ام می‌زند. وقتی باید بنویسم، سعی می‌کنم کافی‌شاپی پیدا کنم که اینترنت نداشته باشد و آن‌وقت واقعاً سخت مشغول نوشتن می‌شوم. گوشی‌ام را خاموش می‌کنم، اینترنت را قطع می‌کنم و فقط با چسبیدن به کار از شرّ بن‌بست نویسندگی خلاص می‌شوم.

حتّا یکی از دوستان‌ام یک حساب کاربریِ مخصوص نوشتن روی لپ‌تاپ‌اش دارد که با امکانِ اِعمال محدودیّت‌های والدین، اینترنت و برنامه‌های پیام‌رسان را برای‌اش از دسترس خارج می‌کند. واقعاً کار هوشمندانه‌ای است. فقط خودتان می‌دانید که چه چیزهایی بدتر از همه حواس‌تان را پرت می‌کنند. یکی از بزرگ‌ترین معضلات من این است که نزدیک تخت‌خوابم می‌نویسم، همیشه مشغول جست‌و‌جوی بهترین آهنگ‌ها در آی‌تیونز هستم یا دارم پیام جواب می‌دهم. حتّا گاهی از سگ‌ام به عنوان آخرین دلیل حواس‌پرتی استفاده می‌کنم.

به این‌که یک خلوتگاه نویسندگی برای خودتان رزرو کنید هم فکر کنید. بروید به یک کلبه یا یک مسافرخانه‌ی ارزان‌قیمت. با تنهایی احساس راحتی کنید و دوره‌ی درمان بن‌بست نویسندگی را که بهش احتیاج دارید، طی کنید.

جمع‌بندی روش‌های خلاص شدن از بن‌بست نویسندگی

به عنوان یک نویسنده‌ی حرفه‌ای، باید بگویم بن‌بست نویسندگی در تمام جنبه‌های این کار سروکلّه‌اش پیدا می‌شود. چه مسئله نوشتن برای برنامه‌ی زنده باشد، چه فیلمنامه‌نویسی و چه آگهی‌نویسی، همیشه به بن‌بست نویسندگی برمی‌خورم و بعد از پس‌اش برمی‌آیم. کلید حل مسئله این است که تشخیص بدهید چه راه حلّی برای شما جواب می‌دهد و بعد یک برنامه‌ی منظّم برای خودتان بچینید. وقتی بن‌بست نویسندگی چهره‌ی زشت‌اش را رو به من می‌چرخاند، من می‌دانم چه‌طور با آن مبارزه کنم و امیدوارم حالا دیگر شما هم بدانید.

اگر شما هم راه الهام‌بخشی برای گذشتن از بن‌بست نویسندگی دارید، آن را در بخش نظرات بنویسید! بی‌صبرانه منتظرم ببینم چه راهی برای شما کارساز است.

نویسنده: جیسن هلرمن (Jason Hellerman)

منبع: nofilmschool.com

ترجمه‌: نگار عباس‌پور