en
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - آموزش: دوشنبه‌های بزرگان (در میان ستارگان) / نکاتی درباره سبک فیلمنامه‌نویسی آرون سورکین و توصیه‌های او برای فیلمنامه‌نویسان

۲۴ فریم– امیررضا قانعی محمدی: عنوان کلی پست‌های روز دوشنبه سرویس آموزش ۲۴ فریم، دوشنبه‌های بزرگان (در میان ستارگان) است و چارچوب مطالب آن معرفی یک فیلمساز صاحب سبک و بحث در تکنیک های کار و دلایل ماندگاری اش می باشد. این مقاله، به معرفی نکاتی درباره سبک کار آرون سورکین، فیلمنامه نویس شاخص آمریکایی، و توصیه هایی از او برای کار نوشتن فیلمنامه می پردازد.

سفر آرون سورکین

آرون سورکین متولد ۶ ژوئن ۱۹۶۱ است و در سال ۱۹۸۳ از دانشگاه سیراکیوز با مدرک لیسانس هنرهای زیبا در تئاتر فارغ التحصیل شده است.

او با امید بازی در نمایش های برادوی به آن جا رفت و پیش از آن که از سوی نمایشنامه نویس مقیم برادوی، لوئیس بلک، در کافه وست بلنک برای نمایشنامه اش «پنهان شده در این تصویر» کشف شود، ناچار به پذیرفتن شغل هایی موقت شد.

یک سال بعد در ۱۹۸۹، او برای نسخه اجرای صحنه ای «چند مرد خوب» موفق به کسب جایزه نمایشنامه نویس جوان برجسته آمریکایی از حلقه منتقدان گردید.

از این تاریخ تاکنون، او به شکل مستمر و تحسین برانگیزی، نامزدی ها و جوایز متعددی کسب کرده است.

در سال ۱۹۹۳، اقتباس سینمایی از «چند مرد خوب» با بازی تام کروز، جک نیکلسن و دمی مور برای او چهار نامزدی اسکار و پنج نامزدی گلدن گلوب، از جمله بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم، به ارمغان آورد.

او همچنین برای فیلمنامه های «رئیس جمهور آمریکایی» (۱۹۹۶)، «جنگ چارلی ویلسن» (۲۰۰۸) و «مانی بال» (۲۰۱۲) نامزد گلدن گلوب برای بهترین فیلمنامه بوده است.

سورکین در سال ۲۰۱۱ برای فیلمنامه «شبکه اجتماعی» برنده جایزه گلدن گلوب شد.

در زمینه کارهای تلویزیونی نیز او در سال ۱۹۹۹ نامزد جایزه اِمی برای کمدی «Sports night» شد و در بازه زمانی بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ نیز چهار جایزه اِمی برای بهترین سریال درام برای «West Wing» برنده شد.

 

آرون سورکین: استاد دیالوگ نویسی

آرون سورکین جایی گفته است که زمانی که ۹ ساله بوده، همراه با پدر و مادرش نمایش «چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد؟» را دیده است. او چیز چندانی از داستان متوجه نشده است، ولی شیفته صدای دیالوگ ها شده است. برای او این دیالوگ ها شبیه به موسیقی به نظر می رسیدند. و او از همان زمان دوست داشت که بتواند این صدای موسیقی مانند را تقلید کند. در نتیجه او شروع به نوشتن کرد و ۴۱ سال بعد در ۲۰۱۱ موفق به کسب اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای فیلمنامه «شبکه اجتماعی» شد.

 

لحن و آهنگ در دیالوگ نویسی سورکین

قاعده ای در دیالوگ نویسی وجود دارد که می گوید:

دیالوگ دارای لحن و صدایی است که دارای فراز و فرودهایی ست. زمانی که این دیالوگ ها به درستی ادا شوند، شکل یک قطعه موسیقی، با تمپو و جریان مشخصی، به خود می گیرند.

به عنوان نمونه به موسیقی دیالوگ هایی که سورکین در این سه بخش متفاوت نوشته است، دقت کنید:

۱- شبکه اجتماعی – آیا حواستان کاملاً به من هست؟

۲- چند مرد خوب – شما تحمل حقیقت را ندارید.

۳- Malice – من خدا هستم

نکاتی از زبان آرون سورکین درباره نوشتن

«من نمی خواهم خودم یا هیچ چیز دیگری را تحلیل کنم، اما فکر می کنم در واقع این درست باشد که بگویم من از طریق آن چه می نویسم وارد جهان می شوم.»

«من با این باور بزرگ شدم، و هنوز هم بر این باورم، که آدم افتضاح و به درد نخوری هستم و این که در طی دوران زندگی ام در کنار پدر و مادر و دوستانم، هیچ وقت در مکالمه ها حرفی برای گفتن ندارم. اما وقتی شروع به نوشتن کردم، به ناگاه حس کردم قادر به خلق چیزی هستم که به قدر کافی سطح بالا می تواند باشد.»

«من زمان زیادی را صرف قدم زدن در اتاقم یا رانندگی به جاهای مختلف در ماشینم می کنم و دیوانه وار به دنبال چیزهایی می گردم که می دانم پیش از شروع نوشتن به آن ها نیاز دارم. زمانی که هدف و مانع را کشف کرده باشم، احساس می کنم که آماده شروع به کار هستم.»

«من واقعاً به کسانی که سر ساعت ۹ صبح به دفترشان می روند و بی وقفه تا ساعت ۶ و ۷ عصر می نویسند، حسادت می کنم. من هرگز نتوانسته ام یکی از این آدم ها باشم.»

«در روزهایی که می دانم دارم چه کار می کنم و قرار است چه بنویسم، یا می دانم مثلاً این سه صحنه قرار است چگونه باشند و مدتی است که در ذهنم مشغول پروراندنشان هستم و می دانم قرار است چه طور از آب دربیایند یا می دانم نقاط تقابل در این صحنه ها چگونه خواهند بود، می توانم ساعت ها کار کنم و چندین صفحه از کار را پیش ببرم…

… اما بعد ناچارم چند روز کار را متوقف کنم تا بفهمم گام بعدی ام چه خواهد بود.»

«همان طور که گفتم، در تلویزیون وقتی شما فقط ۸ یا ۹ روز فرصت دارید که کار را تحویل دهید، ناچارید ضرورتاً به این فرایند سرعت بدهید.»

«من تا به حال سه مجموعه تلویزیونی کار کرده ام و دلیل این که این کار را بسیار دوست دارم این است که مرا وادار می کند بیشتر بنویسم. زمانی که ناچارید هر هفته یک اپیزود جدید بنویسید، واقعاً انتخابی جز این نمی توانید داشته باشید.»

«من سعی می کنم که به مخاطب نگویم که شخصیت چه کسی است- بلکه سعی می کنم نشان دهم که او چه می خواهد. اگر بتوانید چنین کاری بکنید، بخش زیادی از مسیر را طی کرده اید- اگر بتوانید یک حس همدلی میان مخاطب و یک شخصیت بسازید، می توانید در رسیدن به هدفتان موفق شوید.»

«من نمی توانم هیچ چیزی را از قلم بیاندازم. باید از ابتدا شروع کنم و مرحله به مرحله پیش بروم – هر وقت که ناچار بوده ام به کارگردان، استودیو، شبکه یا هر کسی که برایش کار می کنم گزارش دهم که «دقیقاً می دانم انتهای ماجرا چیست و فقط با این صحنه مشکل دارم» و آن ها نیز به من گفته اند که «از این صحنه عبور کن، به بخش انتهایی برو و دوباره برگرد»، به مشکل خورده ام. من باید اول مشکلی را که پیش رویم هست حل کنم.»

«شروع کردن به نوشتن مشکل ترین و در عین حال مهم ترین چیز برای من است. تفاوت میان حالتی که به صفحه دوم رسیده باشم با زمانی که هنوز هیچ چیز ننوشته باشم، مثل تفاوت مرگ و زندگی برایم است.»

«من خودم اولین بازیگری هستم که تمام نقش ها را بازی می کنم و این تجربه ای بسیار فیزیکی برای من است. زمانی که می نویسم، بالا و پایین می پرم و پر جنب و جوش هستم- در چنین حالتی همه چیز درست پیش می رود.»

«برای این که یک ایده خوب پیدا کنید، ذهن شما باید از میان ۵۰۰۰۰ ایده بد عبور کند تا به آن برسد. به همین دلیل روز و شب های من با دیدن فیلم هایی بسیار بد در ذهنم می گذرد. خودم را در چنین حس و حالی قرار می دهم. هیچ کاری نمی کنم به جز عبور از میان دیالوگ های بد، صحنه های بد، همه چیز بد تا این که به شکل تصادفی یک لحظه توقف می کنم و می گویم: یه لحظه صبر کن … این همان چیزی ست که دنبالش بودم.»

«زمانی که همه چیز خوب پیش می رود، بسیار پر جنب و جوش هستم. بلند حرف می زنم و با ماشینم به جاهایی می روم که می توانم خوب فکر کنم.»

«من همیشه تلاش می کنم که با خودم شروع به جر و بحث کنم تا به یک تقابل خوب برسم، زیرا به عنوان فیلمنامه نویس همواره باید به دنبال نقاط اصطکاک و تقابل میان شخصیت ها بود. برای این که صحنه ای خلق شود، دو نفر باید سر موضوعی با هم مخالفت کنند.»

«من درباره هدف و مانع زیاد فکر می کنم- یک نفر چیزی می خواهد، عاملی هست که در راه رسیدن به آن مانع ایجاد می کند.

مهم نیست که چه می خواهد- ممکن است دنبال پول یا دختر مورد علاقه اش باشد، یا بخواهد که مثلاً به فیلادلفیا برود، مهم نیست. آن چه مهم است این است که به شدت خواهان این هدف باشند. اگر بشود که به این موارد نیاز هم داشته باشد که عالی ست. و هر چیزی که بر سر راهش قرار می گیرد باید عاملی قوی و نیرومند باشد. پس من به این اهداف و موانع فکر می کنم.»

«من باید راهی پیدا کنم که داستان را به شکلی تعریف کنم که ارزش وقت شما را داشته باشد و نتیجه فیلمی نباشد که شما از پیش می دانید چه خواهید دید.»

[درباره شبکه اجتماعی و این که چرا فیلم خوبی ست]

«یکی از چیزهایی که دقت کردم به هیچ وجه در این فیلمنامه انجام ندهم این بود که به مخاطب بگویم درباره موضوع فیلم چه فکری داشته باشند. این فیلم هیچ جهت گیری ای درباره این که چه کسی بر حق است، چه کسی اشتباه می کند، چه کسی خوب است، چه کسی بد است، چه کسی دروغ می گوید و چه کسی راست می گوید، ندارد. و حتا درباره این که موضوع فیلم چیست نیز جهت گیری نمی کند.

نکاتی از زبان آرون سورکین درباره دیالوگ نویسی

«من همیشه پیرنگ و داستان را به عنوان نوعی مداخله ضروری در نظر گرفته ام. و آن چه من در تلاشم انجام دهم، خلق دیالوگ است. این گونه بود که من عاشق نوشتن شدم.»

«یک فرد ۱۹ ساله چه طور حرف می زند؟ من باید به نحوی به نوع حرف زدن چنین فردی می رسیدم… لازم بود یک نزدیکی به این شخصیت مارک [زاکربرگ] پیدا می کردم، زیرا این اولین باری بود که یک شخصیت ضدقهرمان می نوشتم.»

«زمانی که یک شخصیت ضدقهرمان می نویسید، نمی توانید او را قضاوت کنید. شما باید نسبت به شخصیت حسی عاطفی داشته باشید، باید به او حس احترام داشته باشید، باید بتوانید از او دفاع کنید.»

«برای نزدیک شدن به شخصیت ضدقهرمانتان، سعی کنید مشابهت هایی بین خود و او بیابید. مثلاً من خودم خیلی اجتماعی نیستم و در بسیاری موقعیت ها مثل دیگران احساس خجالت زدگی می کنم. بارها پیش آمده که حس کنم مثل یک غربیه هستم، انگار بینی ام را به شیشه پنجره چسبانده باشم و در آن سمت پنجره اتفاق بسیار خوبی در حال افتادن باشد.»

«در فیلمنامه سعی می کنم طوری بنویسم که اگر کلمه ای حذف شود، یا انتخاب کلمات و حس صحنه یا چینشی که طراحی کرده ام به هم بریزد، دیگر حس و حال اولیه را نداشته باشد. مثل این که هنگام نواختن پیانو نت اشتباهی را بزنید.»

 

توصیه های آرون سورکین به کسانی که می خواهند فیلمنامه نویس شوند

«هر کسی که حتا اندک علاقه ای به فیلمنامه نویسی دارد، حتماً باید کتاب «ماجراهایی در صنعت سینما» (Adventures in the screen trade) نوشته ویلیام گلدمن را مطالعه کند.»

«بیل (منظور ویلیام گلدمن) برای بوچ کسیدی و ساندنس کید برنده اسکار شد، همین طور برای همه مردان رئیس جمهور. او همچنین فیلمنامه و رمان عروس پرنسس را نوشت. او نویسنده مرد ماراتن نیز هست. برای من و بسیاری از دوستانم که شغلمان فیلمنامه نویسی است، بیل حکم یک الگوی استاندارد طلایی دارد.»

«اگر می خواهید فیلمنامه نویس شوید، بسیار فیلمنامه بخوانید و بسیار فیلم ببینید. فیلمنامه را در دست بگیرید و فیلم آن را ببینید.»

«زیاد بنویسید. ممکن است داستان کوتاهی باشد که در زمان کودکی آن را بسیار دوست داشتید. آن را بردارید و فقط برای تفریح هم شده، از آن یک فیلمنامه اقتباسی بنویسید.»

«ببینید وقتی شروع به نوشتن می کنید، در دیالوگ ها چه اتفاقی می افتد. به خاطر داشته باشید که زمانی که این کار را می کنید، قرار نیست آن چه می نویسید خوانده شود، بلکه قرار است اجرا شود.»

«هر وقت که کلمات به منظور اجرا شدن با صدای بلند نوشته می شوند، از همان قواعدی تبعیت می کنند که بر موسیقی نیز حاکم است. پس طوری بنویسید که آهنگ خاصی داشته باشد.»

«زمانی که به آهنگ کلمات توجه کردید، شروع به یافتن لحن و صدای خاص خود می کنید. سعی کنید پیدا کنید که چه طور می خواهید شنیده شوید. درست شبیه امضای کلیدی شما که نوشتن اش برایتان راحت است و دوست دارید شخصیت هایتان همان طور شنیده شوند.»

«کاری کنید که دیالوگ هایتان لحن و آهنگ خوبی داشته باشند. کاری کنید شبیه به موسیقی شنیده شوند.»

 

برخی فیلمنامه های آرون سورکین

با استفاده از لینک های زیر می توانید به متن کامل برخی فیلمنامه های سورکین دسترسی داشته باشید:

چند مرد خوب:

www.imsdb.com/scripts/A-Few-Good-Men.html

رئیس جمهور آمریکایی:

http://www.imsdb.com/scripts/American-President,-The.html

مانی بال:

http://www.imsdb.com/scripts/Moneyball.html

منبع:

http://www.whatascript.com/aaron-sorkin.html

ترجمه: امیررضا قانعی محمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه