آموزش: سبک فیلم‌سازی آلخاندرو خودوروفسکی در فیلم «ال توپو»

۲۴ فریم – سرویس آموزش: در ویدئو-مقاله‌ی این هفته از سرویس آموزش ۲۴ فریم به بررسی سبک کاری «آلخاندرو خودوروفسکی» در یکی از فیلم‌های برجسته‌اش، «ال توپو»، پرداخته‌ایم. در این ویدئو تلاش شده تا نشان داده شود این کارگردان افسانه‌ای و خلاق چگونه با تکیه بر انرژی بی‌انتها و نوآوری‌های‌اش موفق به خلق اثری ماندگار با کم‌ترین هزینه شده است.

«روزی کسی به من لیوانی نیمه‌پر از آب را نشان داد و گفت: آیا این لیوان، لیوانی است که نیم‌اش خالی ست یا نیم‌اش پُر؟ من آن را نوشیدم. در نتیجه مسأله حل شد.»

«فیلم صنعت است، می‌دانی، آن‌ها همیشه سوپرمن می‌خواهند. ولی من فقط می‌خواهم کارم را انجام دهم و از تحقق هنرم لذت ببرم.»

آلخاندرو خودوروفسکی

این‌که کدام سینما سینمای راستین است بحثی مناقشه‌آمیز میان نظریه‌پردازان و همچنین سینماگران و منتقدان و در مجموع اهالی سینما و فیلم بوده است. مهمترین نظریات در این باب را می توان در اندیشه‌های زیگفرید کراکوئر یافت. وی سینمای داستانی را به سه دسته‌ی کوچک‌تر سینمای تئاتری، اقتباس و داستان خودیافته تقسیم کرده و در باب سینمای داستانی خود‌یافته می‌گوید:

«اگر برای زمان درازی به سطح آب رودخانه یا دریاچه‌ای خیره شده باشید، طرح‌هایی در سطح آب تشخیص می‌دهید که نسیم یا جریان آب آن‌ها را ایجاد می‌کند. داستان‌های خودیافته ماهیتی همانند این طرح‌ها دارند. داستان خودیافته بیشتر یافته می‌شود تا این‌که ساخته شود.» (تئوری‌های اساسی فیلم، دادلی اندرو، ۲۰۶)

سینمای «آلخاندرو خودوروفسکی» را می‌توان نمونه‌ای شاخص از داستان خودیافته دانست. «آلخاندرو خودوروفسکی» هنرمند شیلیایی-فرانسوی متولد ۱۹۲۹ است و اکنون ۹۰ سال دارد. او از ۱۹ سالگی فعالیت‌های هنری خود را آغاز کرد و در زمینه‌هایی چون رمان‌نویسی، شعر، نمایشنامه‌نویسی، مقاله‌نویسی، کارگردانی سینما، تهیه‌کنندگی، بازیگری سینما و تئاتر، فیلمنامه‌نویسی، تدوین، نوشتن کتاب‌های کامیک، آهنگ‌سازی، فلسفه، نقاشی، مجسمه‌سازی و مرشد معنوی طبع خود را آزموده است. در عرصه‌ی سینما، خودوروفسکی با فیلم‌های آوانگاردش شناخته می‌شود و بسیاری از آثارش در طی سالیان شکل کالت یافته‌اند. آثار او مملو از تصویرسازی‌های خشونت‌بار و سوررئال هستند.

او پس از تجربیاتی در تئاتر به سینما روی آورد و در سال ۱۹۵۷ فیلم کوتاه Les têtes interverties (سرهای ترانهاده) را ساخت. در سال ۱۹۶۲، با همراهی فرناندو آرابال و رولان توپور جنبش پنیک (Panic Movement) را به راه انداخت که در پی تولید آثار نمایشی سوررئال آشوبناک در واکنش به جریان اصلی سوررئالیسم در آن دوران بود. نخستین فیلم بلند او «فاندو و لیس» (۱۹۶۷)، بر اساس نوشته‌ای از آرابال، در زمان اکران خود در جشنواره‌ای در مکزیک جنجالی به پا کرد و فیلم در این کشور توقیف شد؛ هر چند رومن پولانسکی از این فیلم حمایت کرد. فیلم بعدی او، «ال توپو» (۱۹۷۰)، که موضوع ویدئو-مقاله‌ی امروز ماست، مورد استقبال قرار گرفت، به حدی که جان لنون، خواننده سرشناس و فعال اجتماعی، از آلن کلاین، مدیر سابق گروه بیلتز، درخواست کرد که حمایت مالی از پروژه‌ی بعدی خودوروفسکی را به عهده بگیرد. این حمایت منجر به ساخت فیلم «کوهستان مقدس» (۱۹۷۳) شد که این فیلم هم به گرمی پذیرفته شد.

پس از موفقیت این دو فیلم، خودوروفسکی تصمیم به ساخت اثری جاه‌طلبانه گرفت: اقتباسی از رمان علمی-تخیلی فرنک هربرت یعنی «تل‌ماسه» (Dune). او برای ساخت این فیلم زمان زیادی را برای طراحی مفهومی ساختار آن و ترسیم استوری‌بوردهای دقیق صرف کرد و از همکاری برخی از هنرمندان تجسمی آن زمان همچون اچ. آر. گیگر، کریس فاس، ژان ژیرو و دن اُبَنِن بهره برد. قرار بود که بخشی از موسیقی فیلم توسط گروه پینک فلوید ساخته شود و هنرمندانی چون سالوادور دالی و اورسن ولز در آن به ایفای نقش بپردازند. ولی متاسفانه بنا به دلایلی فرآیند ساخت این فیلم متوقف شد. از این رو شاید بتوان خودوروفسکی را کارگردان یکی از مهم‌ترین فیلم‌های ساخته‌نشده‌ی تاریخ سینما دانست؛ فیلمی که بر اساس طراحی‌ها و یادداشت‌های موجود از آن می‌توان گفت که قادر بود انقلابی در این گونه‌ی سینمایی ایجاد کند و گفته می‌شود که تأثیرات طراحی‌های خودوروفسکی برای این فیلم بر روی فیلم‌های دیگری همچون بیگانه (Alien) محصول ۱۹۷۹ به کارگردانی ریدلی اسکات، مجموعه‌ی جنگ ستارگان به کارگردانی جورج لوکاس و مجموعه‌ی ترمیناتور به کارگردانی جیمز کمرون مشهودند. شرح تلاش‌های خودوروفسکی برای ساخت این اثر عظیم را می‌توانید در مستند «تل‌ماسه‌ی خودوروفسکی» (Jodorowsky’s Dune) محصول ۲۰۱۳ و ساخته فرنک پاویچ (Frank Pavich) مشاهده کنید.

خودوروفسکی پس از این ناکامی فیلم‌های دیگری نیز ساخت: فیلم خانوادگی «عاج فیل» (Tusk) محصول ۱۹۸۰، فیلم وحشت سوررئال «خون مقدس» (Santa Sangre) محصول ۱۹۸۹، بلاک‌باستر ناموفق «دزد رنگین‌کمان» (The Rainbow Thief) محصول ۱۹۹۰ و دو فیلم از مجموعه‌ی پنج فیلمی زندگی‌نامه‌ای‌اش: «رقص واقعیت» (The Dance of Reality) محصول ۲۰۱۳ و «شعر بی‌انتها» (Endless Poetry) محصول ۲۰۱۶.

خودورفسکی همچنین در زمینه‌ی نویسندگی نیز فعالیت‌هایی داشته است و خالق کمیک‌هایی همچون The Incal، The Technopriests و Metabarones و نویسنده‌ی رمان‌های Where the Bird Sings Best، Albina and the Dog Men و The Son of Black Thursday بوده است.

به تعبیر آندری بورک، سینمای آلخاندرو خودوروفسکی یارای این را دارد که شما را برای همیشه تغییر دهد. فیلم‌های‌اش جادوگری، عرفان و کیمیاگری را با تصاویر گروتسک و داستان‌گویی زیرکانه و همچنین سبک روان‌پریشانه‌اش را برای خلق تجربه‌ای منحصربه‌فرد از فیلمسازی، به نمایش می‌گذارند. حتا میان کارگردانان سوررئال سینما، همچون ژان کوکتو، لوئیس بونوئل و دیوید لینچ، اثر خودوروفسکی اثری مستقل محسوب می شود. وقتی کوکتو را شاعر می‌دانیم، خودوروفسکی همچون یک پیامبر است. جایی که بونوئل یک سوسیالیست کفرگو است، خودوروفسکی عارفی آنارشیست است و جایی که لینچ نقاش نور است، خودوروفسکی هنرمند تصویرگر روح است.

در باب شخصیت وی می‌توان مشابهت‌هایی میان او و فیلسوف یهودی‌تبار فرانسوی، امانوئل لویناس، یافت. در آثار و اندیشه‌های هر دوی‌شان به نوعی مواردی از تناقض را می‌توان مشاهده کرد. برای مثال در این ویدئو مشاهده خواهید کرد که او ادعا می‌کند که از «زوم» تنها یک مرتبه در فیلم «ال توپو» استفاده کرده است! حال آن‌که واقعیت چیز دیگری‌ست. مواردی از این دست و همین ویژگی او را به عنوان راوی‌ای غیرقابل پیش‌بینی و اعتمادناپذیر معرفی کرده است. ویژگی دیگر آثار خودوروفسکی این است که هر چند ممکن است کاملاً متوجه منظور او نشوید، ولی هرگز از دیدن آثارش دچار ملال نخواهید شد و این ناشی از غنای بصری آثار اوست.

در این ویدئو-مقاله که از محصولات وبسایت Wolfcrow و ساخته‌های سِریش سِدِکرن (Sareesh Sudhakaran) انتخاب شده و به طور اختصاصی توسط گروه سرویس آموزش ۲۴ فریم ترجمه و زیرنویس شده است، قصد داریم نگاهی داشته باشیم به سبک ویژه‌ی فیلمسازی آلخاندور خودوروفسکی در فیلم شاخص‌اش «ال توپو». این ویدئو-مقاله در دو بخش تنظیم شده است: در بخش اول سعی شده تا به نوآوری‌های فنی فیلمساز در زمینه‌های کارگردانی و فیلمبرداری اثر اشاره شود و نشان داده شود که چگونه خودوروفسکی و گروه‌اش موفق شده‌اند با هزینه‌ای بسیار کم دست به خلق چنین اثر برجسته‌ای بزنند. در بخش دوم به برخی حواشی و ویژگی‌های شخصیتی خود کارگردان اشاره شده که به شکلی اجتناب‌ناپذیر در آثارش نیز نمود داشته‌اند. امیدواریم این ویدئو برای تمام فیلمسازانی که از حمایت‌های «خاص» بی‌بهره‌اند و جز خلاقیت و ایده‌های‌شان داشته‌ای ندارند الهام‌بخش باشد.

ترجمه: دکتر امیررضا قانعی محمدی

زیرنویس و گرافیک: مصطفی خانی‌پور