آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۱۲: اول پاییز

۲۴ فریم – سرویس آموزش:  دوازدهمین فیلمنامه از مجموعه فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه سرویس آموزش ۲۴فریم به فیلمنامه‌ی «اول پاییز» نوشته‌ی «عادل تبریزی» اختصاص یافته است. این فیلم موفق به کسب افتخاراتی چون حضور در سی و سومین جشنواره‌ی بین‌المللی کوتاه تهران، فیلم منتخب در هجدهمین جشن فیلم کوتاه ایران در خانه‌ی سینما، جایزه‌ی بهترین کارگردانی در بخش ملی جشنواره‌ی کارگاه آزاد فیلم، بهترین کارگردانی در جشنواره‌ی فیلم کوتاه سایه، حضور در جشنواره‌ی ملی حسنات ۱۳۹۵، حضور در جشنواره‌ی ملی موج کیش، کاندید بهترین فیلم در ششمین جشنواره‌ی فیلم شهر، کاندید بهترین کارگردانی و فیلم در پنجاه و پنجمین جشنواره‌ی منطقه‌ای ۱۳۹۵، بهترین بازیگری زن برای رویا افشار در جشنواره‌ی منطقه‌ای ۱۳۹۵، کاندید بهترین کارگردانی در جشنواره‌ی سما بوده در گروه سینمایی هنر و تجربه نیز اکران شده است.

فیلمنامه‌ی «اول پاییز» داستان تقابلی میان یک مادر تنها و پسرش را روایت می‌کند. روایتی آشنا از موقعیتی آشنا را می‌توان توصیفی برای این فیلمنامه دانست که فیلمنامه‌نویس سعی دارد از این آشنایی به تمایزی سخت دست یابد؛ تمایزی که در آن پسر روحیه‌ای سرکش دارد و مادر نقشی منفعل را در مقابل‌اش ایفا می‌کند. این تمایز خود را پشت یک بحران اجتماعی پنهان کرده است که در آن سیاست‌های سنتی تربیتی خانوادگی که به منظور متنبه کردن نوجوانان به کار گرفته می‌شود مورد سرزنش قرار می‌گیرد. داستان فیلمنامه را می‌توان داستانی دیالوگ‌محور دانست. دیالوگ‌هایی که اگرچه ساده و روزمره به نظر می‌آیند، اما در رساندن اطلاعات به مخاطب موفق عمل می‌کنند. انتخاب اسامی شخصیت‌ها به ویژه شخصیت «امید» می‌تواند کارکردی ارجاعی داشته باشد که در واقع از امیدی سخن می‌گوید که بر خلاف نام‌اش هیچ گونه امیدی را تداعی نمی‌کند. این موضوع را در سیگار کشیدن او و مادرش می‌توان فهمید. سیگاری مشترک که به مثابه‌ی المانی مشترک در این دو شخصیت وجود دارد. به طور کلی، فیلمنامه هرچند حرف جدیدی نمی‌زند، اما در نوع خودش داستانی مشخصاً آشنا را روایت می‌کند، به شکلی که مخاطب را اغلب میان دیالوگ‌ها می‌برد و سعی می‌کند از این راه در جذب بیننده به فیلم موفق کند.

عادل تبریزی درباره‌ی نگاه‌اش به مقوله‌ی فیلم کوتاه، و به طور خاص این فیلمنامه‌اش، برای ۲۴فریم چنین نوشته است:

فیلم‌های کوتاه داستانی مهم‌ترین منبع برای شناخت خلاقیت و آگاهی از بستر سینمایی یک کشور هستند. سینمای کوتاه داستانی منبع اصلی برای پژوهش جامعه‌شناسی و رفتارشناسی یک کشور به حساب می‌آید. زیرا در این حوزه نگاه خلاقانه‌تر و بی‌پرواتری نسبت به شرایط اجتماعی وجود دارد. فیلمسازان کوتاه داستانی نگاه عمیق‌شان به حوزه‌های مختلف در محبس جشنواره‌هاست و این بزرگ‌ترین معضل است که این نگاه ژرف و هوشمندانه مورد بررسی ویژه‌تری قرار نمی‌گیرد. به حدیث نفس زمانه از طریق کالبد شکافی سینمای کوتاه می‌توان رسید. ایده‌ی «اول پاییز» از بحرانی‌ترین مسائل جامعه است. زن‌های سرپرست خانوار در شرایط بسیار سختی در جایگاه یک پدر باید مادرانگی خودشان را نیز حفظ کنند و بلوغ و یاغی‌گری یک نسل به عنوان فرزند در مقابل‌شان شرایط ویژه‌تری‌ را برای آن‌ها به وجود می‌آورد! «اول پاییز» از تفاوت دو نسل می‌گوید. از بحران بلوغ نسل جوان این دوران که یاغی‌گری خطرناکی درون‌شان فعال است.
تمام فیلم‌های کوتاهی که از سال هشتاد ساختم یا نوشتم نگاه طنز در آن‌ها دیده می‌شد. «اول پاییز» با نگاه طنز فاصله داشت. یک پیش‌تولید یک‌ماهه برای پیدا کردن پشت بامی که گره با مفاهیم فیلم بخورد تقریباً کار راحتی نبود. فیلم با حمایت انجمن سینمای جوانان تولید گردید. دو جلسه فیلمبرداری در جلوی دوربین آرمان فیاض رفیق قدیمی که سال هشتاد و سه فیلم داستانی «کرشندو» را برای‌ام فیلمبرداری کرد هیجان‌انگیز بود. رویا افشار برای اولین بار پا به عرصه‌ی فیلم کوتاه گذاشت و به راستی نگین فیلم شد. محمدجواد جعفرپور بازیگر دیگر که در فیلم نارنجی‌پوش داریوش مهرجویی به عنوان دستیار کارگردان با او همکاری کردم برای‌ام انتخاب درستی شد. هیچ‌وقت در زمان ساخت فیلم هیچ جشنواره‌ای برای‌ام دغدغه نبوده و فقط سعی بر آن داشتم که از خود سینما لذت ببرم. تولید «اول پاییز» در کنار یک تیم درجه یک برای‌ام ماندگار شد.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه اول پاییز