آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۱۵: وقت ناهار

۲۴ فریم – سرویس آموزش: پانزدهمین پست از مجموعه پست‌های «فیلمنامه‌های منتخب» فیلم کوتاه سرویس آموزش ۲۴ فریم به فیلمنامه‌ی «وقت ناهار» نوشته‌ی «علیرضا قاسمی» اختصاص یافته است. این فیلم افتخاراتی همچون نامزد نخل طلای بهترین فیلم کوتاه در هفتادمین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کن، برنده‌ی جایزه بهترین فیلم از جشنواره‌ی Sarasotta، برنده‌ی دیپلم افتخار جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم Nashville، برنده‌ی جایزه بهترین فیلمنامه از جشنواره‌ی Frappa، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین کارگردانی از جشنواره‌ی ده و جشنواره‌ی دانشجویی نهال را در کارنامه دارد و منتخب سیزده جشنواره‌ی مورد تائید آکادمی علوم و هنر‌های سینمایی برای جایزه بهترین فیلم کوتاه در جشن اسکار و منتخب بیش از ۶۰ جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ بوده است.

«وقت ناهار» داستان دختر نوجوانی را روایت می‌کند که در زمانی خاص‌ با قصدی خاص‌ به مکانی خاص مراجعه کرده است: وقت ناهار، در یک بیمارستان، اما ضلع سوم این مثلث خاص، خود شکلی خاص دارد: به چه قصد خاصی؟ این همان نقطه‌ای‌ست که نویسنده‌ی فیلمنامه ضربه‌ی فیلم خود را بر اساس آن بنا می‌کند.
شاید بتوان گفت «وقت ناهار» روایت‌گر یک اکراه درونی است. اکراهی که در قوی‌ترین شکل خود جایی ظاهر می‌شود که دختر نوجوان به شکلی بی‌رحمانه مقابل جسد مادرش قرار می‌گیرد. داستان در نگاه کلی، خود را مقید به زمان مشخصی (وقت ناهار) می‌کند؛ زمانی که تمامی شخصیت‌ها به نوعی به فکر رفع نیاز طبیعی خود (خوردن ناهار) هستند و دختر موردنظر نیز همانند دیگران، ولی به شکلی متفاوت، در جستجوی خوراکی برای خود است تا بتواند همانند شخصیت‌های دیگر داستان به زندگی عادی خود ادامه دهد. این جستجو به حدی تقویت می‌شود که دختر علی‌رغم میل باطنی خود (شاید) دست به کاری می‌زند که هدف خودآگاه او نبوده، اگرچه برای دست‌یابی به هدف ناخودآگاه منظر خود این اقدام را در وقت ناهار مناسب می‌بیند. فیلمنامه در پرداخت جزئیات نیز از طراحی مناسبی برخوردار است. به عنوان نمونه کافی‌ست به توجه ویژه‌ی اثر به دستان دختر در ابتدا و انتهای داستان دقت کنید: لاک‌های کنده شده از ناخن‌ها در ابتدا و انگشت جوهری دختر در انتها که خبر از پایان یک دوران و آغاز دورانی دیگر در زندگی او می‌دهد- پایان کودکی و آغاز دوران پر رنج بزرگسالی و رنج کبودکننده‌ی مسئولیت. داستان همچنین با بهره‌گیری درست از سردخانه و فضای غریب بیمارستان، فضایی سرد را به مخاطب القا می‌کند و از این راه سعی دارد بی‌کسی و درماندگی دختر را به تصویر بکشد و نتیجه‌ای منطقی را برای اقدام بی‌رحمانه‌ی او نسبت مادرش نشان دهد و او را در موقعیتی اضطرارگونه قرار دهد تا شاید از شدت عمل نابه‌هنجار او بکاهد و بر این نکته تأکید کند که اکنون «وقت ناهار» دختر است و او چاره‌ای جز تلاش برای غلبه بر گرسنگی و درماندگی‌اش ندارد.
در نهایت فیلمنامه‌ی «وقت ناهار» را می‌توان نمونه‌ی مناسبی از آن چیزی دانست که جوهره‌ی اصلی فیلم کوتاه است؛ فیلمنامه‌ای که با درک نویسنده‌اش از قابلیت‌های مدیوم خود، به جای آن‌که اثری انباشته از ایده‌های پراکنده‌ و ناهمسو شود، با تمرکز بر ایده‌ی اصلی خود و پرهیز از هر نوع حشو و زوائدِ به ظاهر جذابْ تبدیل به اثری موفق در پرداخت داستان، شخصیت و جزئیات می‌شود.

علیرضا قاسمی درباره‌ی این فیلمنامه‌ی خود برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

تابستان سال نود و پنج مشغول نگارش دو فیلمنامه بودم که به دلیل محدودیت مالی امکان ساخت هیچکدام مقدور نشد، بنابراین شروع به نگارش «وقت ناهار» کردم، فیلمنامه‌ای که در پاییز همان سال با کمک دوستانم ساخته شد. خوشحالم که امکان به اشتراک گذاشتن فیلمنامه برایم فراهم شده است.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

وقت ناهار