آموزش: مارتین اسکورسیزی و هنر «سکوت»

۲۴ فریم – سرویس آموزش: در ویدئو-مقاله‌ی این هفته از سرویس آموزش ۲۴ فریم نگاهی خواهیم داشت به عنصر «سکوت» در آثار مارتین اسکورسیزی و نشان خواهیم داد که این فیلمساز برجسته چگونه موفق می‌شود به شکلی خلاقانه و مناسب این عنصر را تبدیل به بخشی از ساختار و جهان فیلم خود کند.

«سکوت» آرامش قبل از طوفان است. سکوت یکی از تکنیک‌های با اهمیت در سینما محسوب می‌شود. البته باید گفت این اهمیت با ورود صدا به سینما افزایش نیز یافته است. فیلم‌های دوران صامت همان‌طور که از نام‌شان مشخص است فیلم‌هایی بودند فاقد صدا و البته باید ذکر کرد که در این‌جا مقصود صدای مکالمه‌ها و دیالوگ‌هاست، چون از برهه‌ای به بعد فیلمسازان حتا از موسیقی زنده در فیلم‌های‌شان استفاده می‌کردند. استفاده از موسیقی در مرحله‌ی پُست پروداکشن هم امری طبیعی بود. اما به دلیل دشواری‌های موجود برای ضبط دیالوگ‌های بازیگران این اتفاق کمی دیرتر رخ داد. دشواری‌هایی از قبیل صدای دوربین‎ها، عدم امکانات لازم و کافی برای ضبط باکیفیت صدای بازیگران به دلیل فاصله‌ی موجود با متصدی ضبط‌کننده صدا، و همچنین میزانسن‌های متحرک بازیگران که کار را نه تنها برای فیلمبرداری از آن‌ها، بلکه برای ضبط صدای‌شان نیز سخت می‌کرد… می‌توان چنین گفت که البته سینمای صامت سینمایی فاقد هر گونه صدا نبود. موسیقی (که برای مخفی کردن صدای ابزار و آلات پخش و همچنین صدای حضار و تماشاگران استفاده ‌شد و البته کارکردی تکنیکی به منظور ایجاد تداوم میان تصویر و صدا را نیز بر عهده داشت) و ارائه‌ی برخی جلوه‌های صوتی برای بازنمایی صدای رویدادهای درون فیلم مانند دویدن و یا باز کردن در و …. سینمای صامت را به مرحله‌ای جلوتر پیش بردند و با فیلم «خواننده‌ی جاز» اثر آلن کرسلند به تهیه‌کنندگی برادران وارنر این تحول (به وسیله‌ی دستگاهی بنام ویتافون) کامل‌تر شد.
سکوت، که در واقع در غیاب صدا هستی می‌یابد، در سال‌های اخیر موارد استفاده‌ی خلاقانه بی‌شماری یافته است. البته می‌بایست به این نکته نیز اشاره کرد که استفاده‌ی بی‌رویه از این تکنیک از ارزش آن خواهد کاست. سکوت در واقع زمانی ارزشمند است که به نوعی در تضاد با صدا قرار بگیرد. در این‌جا قصد نداریم به تکنیک تقریباً افراطی کنترپوآن به خصوص در سینمای شوروی و در آثار پودوفکین و آیزنشتاین بازگردیم! در واقع وقتی با فیلمی روبه‌رو هستید که مملو از صحنه‌های پر سر و صداست، «سکوت» می‌تواند موثر واقع شود، اگر یادتان بماند که سکوت چه حس و قدرتی می‌توانست داشته باشد. سکوت می‌تواند در صحنه‌ای بیننده را به شخصیت فیلم به لحاظ قرار گرفتن‌اش در موقعیتی خاص (از دست دادن شخصی یا موقعیت‌های حسی و عاطفی دیگر…) نزدیک‌تر کند. البته سکوتی که از آن حرف می‌زنیم می‌تواند سکوتی باشد که نتیجه‌ی غیبت دیالوگ شخصیت‌ها باشد. یعنی شخصیت‌ها در صحنه‌ای خاص دیالوگی نمی‌گویند و در برخی موارد تنها موسیقی به گوش می‌رسد و حتا ما صدایی از آمبیانس محیط نیز نمی‌شنویم (در واقع لاین‌های صدا به جز لاین موسیقی بسته شده‌اند) که نمونه‌ی آن را می‌توان در ابتدای فیلم «دجال/ضد مسیح» اثر فون‌تریه و انتهای «کشتن گوزن مقدس» اثر لانتیموس مشاهده کرد. هر چند مثال‌های دیگری نیز در این زمینه وجود دارند. این شیوه می‌تواند به شرط استفاده‌ی درست تکنیکی مناسب به شمار بیاید. مورد دیگرِ استفاده از «سکوت» در فیلم‌ها این است که نه فقط آمبیانس صدایی حذف می‌شود، بلکه فیلم برای لحظاتی به فیلمی صامت تبدیل می‌شود و هیچ صدایی (اعم از دایجتیک، نادایجتیک، درون دایجتیک، برون دایجتیک و…) شنیده نمی‌شود. استفاده از سکوت همچنین به عنوان موتیفی فرمال در فیلم‌های اخیر ترنس مالیک نیز دیده می‌شود، به گونه‌ای که صدای راوی (که به یکی از مشخصه‌های فیلم‌های او تبدیل شده است) و صدای شخصیت‌ها و همچنین آمبیانس برای لحظاتی و در پلان‌هایی قطع می‌شود.
در این ویدئو-مقاله، که از کانال یوتیوب Every Frame a Painting و از ساخته‌های تونی ژو (Tony Zhou) انتخاب شده و به طور اختصاصی توسط گروه سرویس آموزش ۲۴ فریم ترجمه و زیرنویس شده است، به هنر سکوت در فیلم‌های مارتین اسکورسیزی می پردازیم و خواهیم دید که وی چگونه از این تکنیک در راستای اعتلای آثارش استفاده کرده است. امیدواریم که این ویدئو-مقاله شما را هر چه بیشتر با این تکنیک/هنر در فیلمسازی آشنا کند تا بتوانید فارغ از کلیشه‌های موجود آن‌ را در آثارتان استفاده نمایید.

ترجمه: دکتر امیررضا قانعی محمدی

زیرنویس و گرافیک: مصطفی خانی‌پور