آموزش: نما/نمای معکوس در سینمای برادران کوئن

۲۴ فریم – سرویس آموزش: برادران کوئن بی‌تردید از خلاق‌ترین کارگردانان حال حاضر سینمای جهان هستند؛ فیلمسازانی که در تمام آثارشان می‌توان نگاهی نو و رویکردی منحصربه‌فرد به سینما یافت. یکی از جنبه‌های خاص توانایی آنان در سبک کارگردانی ویژه‌شان است. در این ویدئو-مقاله سعی شده است تا روش استفاده‌ی نوآورانه‌‌ی این دو در استفاده از یکی از ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین تکنیک‌های کارگردانی، یعنی استفاده از نما/نمای معکوس، مورد بررسی قرار گیرد.

برای این‌که صحنه یا سکانسی از فیلمنامه در مرحله‌ی اجرا به تصویر کشیده شود، کارگردان متن مورد نظر را دکوپاژ (تقطیع صحنه برای فیلمبرداری) می‌کند. در این مرحله، اصولی ثابت وجود دارند که اکثر فیلمسازان از آن تبعیت می‌کنند. برای مثال می‌توان به مواردی همچون خط فرضی، قانون ۳۰ درجه، خط نگاه و … اشاره کرد. البته در سال‌های اخیر رویکردهای متفاوتی برای گرفتن صحنه‌های مختلف، به خصوص صحنه‌هایی که در آن شخصیت‌ها به گفت‌وگو می‌پردازند، به کار گرفته شده‌اند. برای مثال می‌توان به رویکرد برداشت بلند اشاره کرد که در آن دوربین صحنه‌ها و کاراکترهای مجزا را بدون هیچ قطعی پوشش می‌دهد که کارکردهای زیبایی‌شناختی و فیلمیک خود را دارد.

اصولاً زمانی که کارگردان صحنه‌ای را برای دوربین آماده می‌کند با سه عامل سر و کار دارد:

ملاحظات روایی، ملاحظات دراماتیک و ملاحظات بصری.

با توجه به این ملاحظات، کارگردان به درکی درست از آن‌چه که در فیلمنامه آمده است و فضای مورد نظر دست یافته و دوربین را وارد صحنه می‌کند. شاید بتوان گفت که مشخص کردن محل قرارگیری دوربین، به خصوص برای صحنه‌های گفت‌وگو، علی‌رغم پیچیدگی‌های موجود (صحنه‌هایی با بیش از دو نفر و در موقعیت‌هایی متحرک و سیال) کار آسانی باشد. دوربین را داخل دایره دراماتیک بازی قرار داده و نماهایی را از سه نقطه به صورت کلاسیک می‌گیرند و سپس در اتاق تدوین آن‌ها را به یکدیگر برش می‌زنند.

دیوید بوردول (مورخ و نظریه‌پرداز سینما) این‌ قاعده را این‌گونه شرح می‌دهد: شخصیتی را می‌بینیم که به خارج کادر نگاه می‌کند و سپس شخصیت دیگر را در حالی که به شخصیت اول می‌نگرد مشاهده می‌کنیم. و وقتی که شخصیت‌ها در موقعیت‌هایی متضاد به نمایش در می‌آیند مخاطب به صورت ناخودآگاه فرض می‌کند که آن‌ها به یکدیگر نگاه می‌کنند.

قاعده‌ی نما/نمای معکوس برآمده از سیستم دوربین‌گذاری سه نقطه‌ای است: نمایی از هر دو شخصیت و در اندازه‌ی متوسط با لنزی حدوداً باز و نماهایی دیگر از دو سوی شخصیت‌ها (از روی شانه و یا به صورت نمایی جداگانه) که دیاگرام آن را می‌توانید در تصویر زیر مشاهده کنید:

این تکنیک در سال‌های ابتدایی سینما یکی از قدیمی‌ترین و پرکاربردترین تمهیداتی بود که کارگردانان برای صحنه‌های گفت‌وگو از آن استفاده می‌کردند. زیرا به آن‌ها این امکان را می‌داد که رویداد درون متن را به صورت کامل پوشش بدهند و حسی از تداوم را به وجود بیاورند و مخاطب را درون رویدادِ در حال وقوع (گفت‌وگو) غرق کنند. این تکنیک همچنین در خدمت نوعی تدوین با عنوان «تدوین نامرئی» بود؛ نوعی تدوین که با زمان و فضای موجود در صحنه منطبق و همراه بود و خدشه‌ای به آنچه درون دیجسیس فیلم اتفاق می‌افتاد وارد نمی‌کرد و گونه‌ای فرآیند دوخته شدن مخاطب را فراهم می‌نمود. شاید این تکنیک در نظر بسیاری از فیلمسازان امروزه قدرت خود را از دست داده و به دلیل استفاده‌های گاهی نادرست به تکنیکی کلیشه‌ای تبدیل شده باشد، اما همچنان می‌توان از این قاعده به شکلی متفاوت استفاده نمود. برای مثال در فیلم «آقای ربات» گونه‌ای دیگر از نما و نمای معکوس را به لحاظ قاب‌بندی و شیوه‌ی استفاده از لنزها می‌بینیم؛ استفاده‌ای که در خدمت معرفی شخصیت و ارائه دیدگاه‌هایی راجع به اوست. مواردی از قبیل: فاصله داشتن شخصیت مورد نظر با نرمال‌های موجود در جهان فیلم، داشتن گذشته‌ای که نمی‌تواند از آن بگریزد و یا حتا حسی از پارانویا….

همچنین موردی دیگر از استفاده‌ای آشنایی‌زدایانه در فیلم «سکوت بره‌ها»ست که ما شخصیت‌ها را در موقعیتی مستقیم رو به دوربین می‌بینیم و این خبر از نوعی گفت‌وگو و مورد خطاب قرار گرفتن از سوی آن‌ها می‌دهد… احساس عدم راحتی با شخصی که برای لحظاتی مستمر با ما تماس چشمی دارد.

شکل دیگر استفاده از این تکنیک را می‌توان در سینمای برادران کوئن یافت که نه فقط برای پوشش دادن رویداد داستان، بلکه برای مقاصدی خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد. جوئل و ایثن کوئن در گرفتن صحنه‌های گفت‌وگو مهارت بالایی دارند و از نما/ نمای معکوس برای انتقال حس و حال مرتبط با لحن و فضای فیلم استفاده می‌کنند. یکی از مهم‌ترین مباحث موجود در استفاده از این تکنیک در سینمای کوئن‌ها توجه بسیار دقیق‌شان به ریتمِ به وجود آمده از این تکنیک است. ریتمی که نه فقط برآمده از گفت‌وگوها، بلکه حاصل برهم‌کنش‌های غیرکلامی است. نکته‌ای که بسیاری از کارگردانان از آن به راحتی عبور می‌کنند.

در این ویدئو-مقاله با عنوان «نما/نمای معکوس در سینمای برادران کوئن»، از ساخته‌های تونی ژو از کانال یوتیوب Every frame a painting که به طور اختصاصی توسط گروه سرویس آموزش ۲۴ فریم ترجمه و زیرنویس شده است، سعی شده است تا با دقت در شکل استفاده‌ی برادران کوئن از این تکنیک کلاسیک در فیلم‌های‌شان، شما را با نگاهی جدید به آن آشنا کنیم؛ تکنیکی که اگر به درستی و در زمان و مکان صحیح استفاده شود، می‌تواند نه تنها در پیشبرد داستان، بلکه در انتقال احساسات و مفاهیم مورد نظر فیلمساز نیز مؤثر واقع شود.

 ترجمه، زیرنویس و گرافیک: مصطفی خانی‌پور