آموزش: هفت اصل برای ارائه‌ی بهترین پیچ / نکاتی راهگشا برای جذب سرمایه توسط فیلمسازان جوان

۲۴ فریم – کیانا نیکلایی: در یادداشت این پست به هفت نکته‌ی کلیدی و کاربردی از زبان مایکل هیگ، از متخصصین فیلمنامه و پیچینگ، پرداخته شده است که می‌تواند راه‌گشای فیلم‌سازان جوان در رخدادهای جذب سرمایه و برقراری ارتباطات موثر با صاحبان سرمایه باشد.

The Pitch Slam فرصتی طلایی برای رو در رو شدن با مدیر برنامه‌ها، تهیه‌کننده‌ها و مدیرانی است که به دنبال نویسنده‌ها، داستان‌ها و فیلمنامه‌های خوب می‌گردند. برای بهره بردن از این فرصت، شما باید پروژه‌تان را به نحوی پیچ کنید که به طور خلاصه، عمیق و قوی ظرفیت هنری و تجاری‌اش را انتقال دهد. و چون تعداد زیادی نویسنده و فیلم‌ساز دیگر هم همین قصد را دارند، داستان و پیچ شما باید میان انبوهی متقاضی به چشم بیاید.

کتاب من، «چگونه داستان‌تان را در ۶۰ ثانیه بفروشید: راهی تضمینی برای این که فیلمنامه یا رمان‌تان خوانده شود»، (Selling Your Story in 60 Seconds: The Guaranteed Way to Get Your Screenplay or Novel Read) در توضیح نحوه‌ی آماده‌سازی و ارائه‌ی یک پیچ قوی وارد جزئیات زیادی می‌شود. اما اگر بخواهم تمام اصل‌ها، مثال‌ها و الگوهای پیچ را که کتاب برای خلق، تمرین و ارائه‌ی یک پیچ خارق‌العاده عرضه می‌کند را خلاصه کنم، این هفت گام را خواهیم داشت:

۱- هیچ وقت کل داستان را تعریف نکنید.

این با فاصله بزرگ‌ترین اشتباهی است که هر نویسنده یا فیلم‌سازی می‌کند. شما بین ۶۰ تا ۹۰ ثانیه برای پیچ کردن داستان‌تان وقت دارید (از بقیه‌ی وقت‌تان برای صحبت کردن راجع به داستان با خریدار یا ارائه‌ی ایده‌ی دوم در صورت رد شدن ایده‌ی اول‌تان استفاده کنید). اگر سعی کنید همه‌ی جزئیات مهم فیلمنامه‌تان را پوشش دهید، یا در توصیفات دقیق صحنه‌های آغازین، شخصیت‌ها یا اجزای صحنه غرق شوید، قبل از این‌که خریدار بالقوه تصور واضحی از ظرفیت پروژه‌تان پیدا کند وقت‌تان تمام می‌شود. پس به جای داستان بافتن در دو دقیقه بهتر است…

۲- روی شرح عناصر بنیادی داستان‌تان تمرکز کنید.

این‌ها سوال‌های کلیدی‌ای هستند که خریداران می‌خواهند به آن‌ها پاسخ دهید:

قهرمان یا پروتاگونیست شما کیست؟
زندگی روزمره‌ی این شخصیت در شروع فیلم از چه قرار است؟
• چرا ما با قهرمان شما احساس هم‌دردی می‌کنیم؟
• پس از گذشت ۱۰% از آغاز فیلم، چه فرصتی به قهرمان شما داده می‌شود که داستان را جلو ببرد؟
• آن فرصت قهرمان شما را به چه شرایط جدیدی می‌رساند؟
• چه هدف خاص ملموس یا انگیزه‌ی بیرونی ما را مجاب می‌کند که بخواهیم قهرمان تا پایان فیلم به آن برسد؟
• قهرمان با چه درگیری‌ای مواجه می‌شود که رسیدن به آن هدف را ناممکن به نظر برساند؟
• دو نمونه‌ی پیشین مشابه فیلمنامه‌ی شما چه هستند- فیلم‌های موفق اخیری که در ژانر، لحن و بازار احتمالی داستان شما بوده‌اند؟

۳- با توضیح نحوه‌ی رسیدن به ایده‌تان شروع کنید.

با عنوان یا خلاصه‌ی یک خطی داستان‌تان پیچ را شروع نکنید. وقتی خریدار چیزی از داستان نمی‌داند، عنوان‌ها تقریباً بی‌معنی و اغلب گیج‌کننده هستند و خلاصه‌های یک خطی فقط مقدار کمی از داستان را افشا می‌کنند، اما استفاده از آن‌ها در مراحل بعدی پیچ تأثیر بیشتری خواهد داشت. در عوض، پیچ را با تعریف این‌که چگونه به ایده‌ی داستان‌تان رسیدید آغاز کنید. ممکن است از تجربه‌ی شخصی باشد، داستانی واقعی یا رمانی که حقوق قانونی اقتباس از آن را دارید، یا مقاله‌ای که خواندن آن خلاقیت‌تان را برانگیخته است. ممکن است حتا از فیلم‌های دیگر آمده باشد- از انتخاب ژانری محبوب و رسیدن به یک پیچش یا عنصر داستانی منحصربه‌فرد که پیش‌تر شبیه آن را ندیده‌ایم.

می‌توانید مثلاً با چنین جمله‌ای شروع کنید: «من همیشه طرفدار سینه‌چاک تریلرهای رمانتیک بوده‌ام و به این فکر افتادم که چه می شد اگر…؟» یا «اخیراً موفق به گرفتن حق اقتباس رمانی شدم که حسابی من رو ترسوند.» یا «ممکن است نشنیده باشید اما به تازگی خواندم که…» و از همین مسیر به عناصر کلیدی داستان‌تان که بالا ذکر شد برسید. آغاز کردن پیچ‌تان به این روش خریدارتان را همان‌طور جذب داستان می‌کند که خودتان جذب آن شدید.

۴- خریدار را در تعلیق نگه دارید.

سرانجامِ فیلمنامه‌تان را در پیچ افشا نکنید. ارائه‌تان را یا با خلاصه کردن درگیری تمام کنید، یا با افشای مانعی اصلی که در آخر پرده‌ی دوم رخ می‌دهد. برای این کار می‌توانید…

۵- توضیحات‌تان را با عنوان و خلاصه‌ی یک خطی خاتمه دهید.

این‌جاست که این عناصر در پیچ قوی و موثر خواهند بود- بعد از این‌که خریدار ماهیت داستان شما را فهمیده است. پس موقعی که توضیحاتی را که در بخش ۲ آمد تمام کردید، با عنوان و یک جمله که همه چیز را خلاصه می‌کند ادامه دهید. مثلاً: «اساساً فیلمنامه‌ی من (فرزندم کجاست؟) راجع به یک مادر تنهاست که باید دخترش را نجات دهد، اما نمی‌داند آدم‌ربا در واقع همان مامور FBI ای است که مسئول پرونده است.» توجه کنید که از خلاصه‌ی یک خطی نمی‌فهمیم که او موفق خواهد شد یا نه- چنین پیچی باعث می‌شود خریدار پی‌گیر داستان شود. اما اگر از شما پرسیدند که فیلم چطور تمام می‌شود، ناز نکنید، بگویید.

۶- بعد از ارائه‌ی خلاصه، سوال مطرح کنید.

هر تاجر خوبی به شما خواهد گفت که باید برای پایان معامله درخواست فروش را مطرح کنید. بعد از اتمام توضیحات با خلاصه‌ی تک جمله‌ای، به خریدارتان بگویید: «خب، راجع به فیلمنامه‌ام سوالی دارید یا می‌خواهید یک کپی از آن برای‌تان بفرستم؟». این به آن‌ها دو انتخاب می‌دهد که هر دو به نفع شما هستند: یا فیلمنامه را ازتان می‌خواهند، یا به قدری درگیر داستان شده‌اند که بخواهند راجع به آن صحبت کنند.

۷- به سوال‌های خریداران مختصر و مفید پاسخ دهید.

برای بسیاری از نویسندگان این سخت‌ترین بخش پیچ است. آن‌ها ارائه‌های یک دقیقه‌ای که به خوبی آماده و تمرین شده است دارند، اما در ادامه به سوال‌های ساده پاسخ‌هایی طویل و پرحاشیه می‌دهند، در حالی که معمولاً تلاشی ناخودآگاه برای تعریف کل داستان‌شان دارند (به بخش ۱ توجه کنید.) پس خوب به آن چیزی که خریدار می‌خواهد راجع به داستان‌تان بداند توجه کنید و در ۱۰ ثانیه و نه بیش‌تر فقط به همان جواب دهید. اگر هر چیزی که خریدار می‌خواهد بداند را نگفته باشید، از شما یک سوال دیگر خواهد کرد.

و اگر خریدار پیچ‌تان را رد کرد، از زمان باقی‌مانده (که هزینه‌اش را پرداخت کرده‌اید) برای پیچ یک پروژه‌ی دیگر استفاده کنید، یا بخواهید که پیشنهادات‌شان را برای ارتقای پیچی که شنیدند بدهند. ناامید نشوید. دلیلی اصلی‌ای که پیچ‌ها منجر به درخواست نمی‌شوند بد بودن پیچ نیست، بلکه این است که آن خریدار صرفاً به دنبال چنین پروژه‌ای نیست. خوبی The Pitch Slam این است که وقتی این اتفاق بیفتد، صرفاً به میز بعدی می‌روید و دوباره پیچ‌تان را ارائه می‌کنید.

نویسنده: مایکل هِیگ (Michael Hauge)

مایکل هِیگ برای بیش از ۳۰۰۰۰ نویسنده و فیلم‌ساز سمینار و سخنرانی ارائه کرده است. او پیچ و فیلمنامه‌ی صدها فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده را مربی‌گری کرده و مشاور پروژه برای برادران وارنر، دیزنی، نیولاین، سی بی اس، لایف تایم، جولیا رابرتس، جنیفرلوپز، کرستن دانست و مورگن فریمن بوده است.

منبع: scriptmag.com

ترجمه‌: کیانا نیکلایی