آموزش: هفت نکته‌ای که از «شب تولد» آموختم

۲۴ فریم – سرویس آموزش: این هفته به سراغ «امید شمس»، فیلمنامه‌نویس و کارگردان فیلم کوتاه «شب تولد»، رفته‌ایم تا از تجربیات‌اش از ساخت این فیلم بشنویم و با مخاطبان عزیز خود به اشتراک بگذاریم. سرویس آموزش ۲۴ فریم پیش از این فیلمنامه‌ی «شب تولد» را منتشر کرده بود که می‌توانید آن را از این‌جا دریافت کنید.

هفت نکته‌ای که از «شب تولد» آموختم
نویسنده: امید شمس
«شب تولد» دومین فیلم کوتاه داستانی من به صورت حرفه‌ای است. قبل از آن فیلم «گذر» را به همراه پوریا پیشوایی ساخته بودم. قبل از ساختن این دو فیلم، بی‌تجربه بودم و از فیلم ساختن می‌ترسیدم. در پروسه‌ی ساخت این دو فیلم بسیار سینما آموختم و متوجه شدم تنها با فیلم ساختن است که می‌شود فیلم ساخت و بس. در ادامه هفت مورد از نکاتی را که در فیلم «شب تولد» آموختم با شما به اشتراک می‌گذارم.

۱. منتظر الهام شدن ایده برای فیلمنامه نباشم.
همیشه درگیر بحران نداشتن ایده بودم و از این‌که ایده‌ای به من الهام نمی‌شد، رنج می‌بردم. در مدرسه‌ی ملی سینما قرار بود فیلمنامه‌ای را که در مدت سه ماه زیر نظر اساتید کامل شده بود بسازم. ولی زمانی که می‌خواستم شروع کنم، مانعی به وجود آمد که ‌نتوانستم آن فیلمنامه را بسازم و از طرف مدرسه‌ی ملی سینما ۵ روز برای نوشتن فیلمنامه‌ای دیگر به من فرصت دادند. از نظر من غیر ممکن بود، چون هیچ ایده و طرح فیلمنامه‌ی دیگری نداشتم و چون همه‌ی بچه‌ها مشغول ساخت فیلم‌هایشان بودند، انگیزه و حس رقابت اجباری برایم به وجود آورد که ۵ روز در اتاقی خودم را حبس کردم و شروع کردم به نوشتن تصاویری از موقعیت‌هایی که مدت‌ها در ذهنم مانده بودند. روز ۵ ام به فیلمنامه‌ی کامل «شب تولد» رسیدم. برایم شگفت‌انگیز بود که بدون ایده شروع کردم به نوشتن و به فیلمنامه رسیدم.
۲. در پروسه‌ی ساخت فیلم از حس اولیه‌ای که به فیلمنامه داشتم، دور نشوم.
وقتی فیلمنامه‌ای شروع به نوشته شدن می‌کند، در ابتدا یک حس شخصی وجود دارد که بر اساس آن فیلمنامه شکل می‌گیرد، ولی در پروسه‌ی ساخت فیلم، با نظرات زیادی از عوامل و اطرافیان مواجه می‌شویم که بعضاً در بهتر شدن فیلم مؤثر خواهد بود. ولی باید حواس‌مان باشد که تغییر در جهت بهتر شدن به حس اولیه لطمه‌ای نزند.
این حس مهم‌ترین چیزی‌ست که در فیلمنامه باید به آن وفادار ماند.
۳. در مواجهه با اتفاقات ناگوار خودم را نبازم.
قبل از شروع تولید فیلم، هر قدر هم که آماده باشیم، قطعاً همه چیز آن طور که تصور کرده‌ایم پیش نخواهد رفت و اگر نتوانیم در این مواقع درست تصمیم بگیریم و خودمان را ببازیم، فاتحه‌ی فیلم خوانده است.
در فیلم «شب تولد» بعد از یک هفته تمرین با بازیگران، یکی از بازیگران اصلی شب قبل از شروع فیلمبرداری اعلام کرد که نمی‌تواند حضور داشته باشد. صاحب لوکیشن ویلا که از یک هفته قبل هماهنگ شده بود، روز اول فیلمبرداری نیامد و ما دسترسی به لوکیشن نداشتیم. ماشین صحنه را که لوکیشن اصلی فیلم بود به زحمت پیدا کردیم و با صاحب ماشین هم که قرارداد بسته بودیم، دو روز قبل از فیلمبرداری پشیمان شد. این قبیل مشکلات به راحتی می‌تواند تصورات پیشین ما را نسبت به تولید و کارگردانی فیلم برهم بریزد و به کیفیت فیلم لطمه بزند و یا پروژه‌ی فیلم را کنسل کند. اما من یاد گرفتم که خودم را با تغییر شرایط وفق بدهم و نسبت به شرایط جدید تصمیم بگیرم، وگرنه فیلم ساخته نمی‌شود.
۴. زود کات ندهم!
در «شب تولد» سر یک پلان دیر کات دادم و متوجه لحظه‌ی درخشانی در پلان شدم که هرگز به آن فکر نکرده بودم. همه به خصوص بازیگر، از جای کات خبر داشتند، ولی من چند ثانیه دیر کات دادم و همه به کار خود ادامه دادند. بازیگر بازی‌اش را ادامه داد و برای من شگفت‌انگیز بود. بعد از آن معمولاً در پلان‌هایی که بازیگر نقش مهمی در آن داشت، به همین منوال ادامه دادم و لحظه‌هایی که از نظر من ناب بودند ثبت شدند و این روند در کل فیلم تأثیر مهمی گذاشت.
۵. وقتی پلان‌هایی با زمان طولانی می‌گیرم، حواسم به ریتم درونی پلان باشد.
قبل از شروع فیلمبرداری، هر کسی که فیلمنامه‌ی «شب تولد» را می‌خواند، به دلیل ریتم تند داستان، تصور می‌کرد که با فیلمی پر از پلان و کات مواجه خواهد شد.‌‌‌‌‌ ولی حس من نسبت به دکوپاژ فیلم پلان‌های کم و ایستایی بودند که در آن‌ها می‌بایست اتفاقات جلوی دوربین با ریتم درست اجرا شوند. «شب تولد» تقریباً ۲۴ دقیقه است و از ۳۲ پلان تشکیل شده است. از طرفی هم نگران بودم که سر میز تدوین به مشکل بخورم و ریتم فیلم کند شود. سر فیلمبرداری سعی کردم که با اجرای سریع‌تر میزانسن‌ها ریتم درونی پلان‌ها را تندتر کنم، ولی سر یک پلان این اتفاق نیافتاد و تکرار پلان هم امکان‌پذیر نبود. سر میز تدوین به مشکل برخوردیم و پلان یک دقیقه اضافه داشت و امکان کات کردن سر و ته پلان وجود نداشت. با تدبیر تدوین‌گر فیلم، محمد نجاریان و اجرا در جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری، توانستیم یک دقیقه را حذف کنیم و این کمک بزرگی به فیلم کرد.
۶. موقع نوشتن فیلمنامه اصلاً به جشنواره فکر نکنم.
وقتی فیلمنامه‌ی «شب تولد» تمام شد و آن را برای چند نفر فرستادم که نظرشان را بپرسم، بعضی‌ها در مورد موضوع و داستان به این مسأله اشاره کردند که جشنواره‌پسند نیست، به خصوص جشنواره‌های خارجی. چون تنها راه دیده شدن فیلم‌های کوتاه در جشنواره‌هاست. ابتدا فکرم درگیر شد، ولی بعد به این فکر کردم که فیلم خودم را بسازم و فقط به کیفیت آن فکر کنم. بعد از ساخته شدن فیلم، بدون انگیزه، فیلم را به جشنواره‌ها ارسال کردم و نتیجه برایم شگفت‌انگیز بود و فیلم در مهم‌ترین جشنواره‌ی فیلم کوتاه جهان، کلرمون فران منتخب شد و همچنین در جشنواره‌های بسیاری در داخل و خارج کشور دیده شد و جایزه گرفت.
۷. فیلم بی‌روح نسازم.
از نظر من یکی از مهم‌ترین عناصر فیلم فضاسازی و اتمسفر فیلم است. لوکیشن، صحنه، نور، لنز و لوک تصویر، لحن دکوپاژ و صدا از مهم‌ترین موارد تأثیرگذار در فضاسازی هستند. من در پیش‌تولید به همه‌ی این موارد فکر می‌کنم و فیلم‌هایی را که فضای مشابهی دارند انتخاب می‌کنم و فریم‌هایی از این فیلم‌ها را به صورت عکس آماده می‌کنم و به عوامل مرتبط، مخصوصاً فیلمبردار، نشان می‌دهم تا به زبان مشترکی درباره‌ی فضای فیلم برسیم و همه تلاش‌مان را می‌کنیم تا فضا و حس و حال مورد نظر در فیلم ایجاد شود.