آموزش: چرا باید بگذارید تا دیگران از فیلم‌تان متنفر باشند

۲۴ فریم – سرویس آموزش: یکی از چالش‌های پیش روی فیلم‌سازان تازه‌کار این است که با مواجه شدن با نقدهای تند و تیز از ساخته‌های‌شان دلسرد و ناامید شده و حتا ممکن است در ادامه دادن مسیرشان دچار تردید شوند. واقعاً بهترین واکنش به چنین نقدهایی چیست؟ آن هم در زمانه‌ای که هر کسی در صفحه‌ی مجازی خود یک پا منتقد است و هر اثری را، چه از سر علم و چه از سر نادانی، به نقد می‌کشد. این ویدئو-مقاله سعی دارد با ذکر مثال‌هایی اعتماد به نفس از دست رفته‌تان را به شما بازگرداند.

«چیزی که باعث می‌شود اثری عالی از آب در بیاید، می‌تواند یکی از ضعف‌های آن نیز به شمار برود.»

بروس اسپرینگستن

هیچ فیلم‌سازی از خواب بلند نمی‌شود که بگوید: «می‌خواهم فیلمی بد بسازم!» همه‌ی ما سخت تلاش می‌کنیم که فرزندان کوچک سینمایی‌مان را به دنیا بیاوریم و آرزوها و رویاهای بزرگی برای موفقیت‌شان داریم، اما گاهی، در اکثر مواقع، هر وقت که فیلم‌مان را در معرض دید عموم قرار می‌دهیم، با این واقعیتِ خشن روبه‌رو می‌شویم که دیگران فرزندمان را به آن اندازه که خودمان شایسته‌ی ستایش می‌دانیم، نمی‌دانند.

و این نقد بی‌رحمانه است. امکان گمنام ماندن در فضای اینترنت به منتقدانِ مُبل‌نشین اجازه می‌دهد که قضاوت‌های‌شان را همچون شعله‌های غیرقابل‌کنترلِ آتش منتشر کنند و اثر خلاقانه‌یِ محصول رنج و محنت‌تان را چنان تفسیر کنند که آتش مشتعل از این تل زباله‌های سوزانِ متعفن تا عمق جان‌تان را بسوزاند.

اما این دلیلی است که چرا شما باید اجازه بدهید که متنفرانِ از شما به تنفرشان ادامه دهند و شما هم به فیلم‌سازی‌تان ادامه بدهید.

هر کاری هم که بکنید، عده‌ای خواهند بود که از فیلم شما متنفر باشند.

هر کسی برای خودش منتقد است. آدم‌های زیادی آن بیرون خواهند بود که سرِ فیلم پاچه‌تان را بگیرند‌ و آن را اثری آماتوری، متظاهر، غیراصیل و واجد صفات سرزنش‌آمیز دیگری بدانند که این کارشان بدون تردید ممکن است شما را به این فکر بیندازد که دوربین‌تان را بردارید و به محوطه‌ای باز بروید و به سبک Office Space دق‌ودلی‌تان را خالی کنید!

همان طور که در این ویدئو اشاره می‌شود، بدترین نکته راجع به این قضیه این است که این منتقدان همیشه هم اشتباه نمی‌گویند. ممکن است اثر شما انعطاف‌ناپذیر، کم عمق و به نوعی خودستایانه باشد و عکس‌العمل ‌شما به چنین فهمی از فیلم‌تان ممکن است این باشد که آن را «اصلاح» کنید و به عنوان یک فیلم‌ساز کارتان را «پیشرفت» دهید. هر چند که استفاده از نقدهای دیگران برای رشد و بهبود در کار می‌تواند خوب باشد، اما تغییر رویکرد خلاقانه‌تان، صرفاً برای این‌که مطابق با نظر دیگران باشد، ممکن است خوب نباشد.

دلایلی برای این گفته وجود دارد:

۱- شما بیان خلاقانه‌ای منحصر به خودتان دارید. اگر بیش از حد خود را مشغول همگام کردن با نظرات دیگران بکنید، خیز برداشتن برای تحکیم وضعیت خودتان کار دشواری خواهد شد.

۲- گاهی اوقات اشتباهات فیلم‌تان هستند که باعث می‌شوند اثرتان واقعاً عالی از آب در بیاید.

به جای استفاده از آن نقدهای تند و تیز برای تیز کردن چاقویی که شکافی در اشتیاق خلاقه‌تان به وجود آورده است، از آن‌ها برای جلا دادن به مهارت‌های‌تان استفاده کنید.

فیلم شما ممکن است به دلیل نواقص‌اش فیلمی عالی باشد.

ترس از شکست خودش فلج‌کننده است. این مسئله می‌تواند باعث دوری جستنِ بسیاری از افراد با استعدادِ اطراف‌مان از خلق چیزی باشد که نسبت به آن هیجان دارند؛ چرا که می‌ترسند از این که فیلمی بسازند که در نهایت مورد قبول واقع نشود. در پاسخ به این، این ویدئو-مقاله نقل قولی عالی از بروس اسپرینگستنِ خواننده/آهنگساز با این مضمون می‌آورد:

«چیزی که باعث می‌شود اثری عالی از آب در بیاید، می‌تواند یکی از ضعف‌های آن نیز به شمار برود.»

حقیقت دارد. اشتباهات و امکانات همیشه متقابلاً انحصاری نیستند. گاهی همان‌طور که اسپرینگستن می‌گوید: همین به اصطلاح اشتباهات هستند که به اثرتان «زیبایی، قدرت و جادو»ی آن را می‌بخشند.

به علاوه، چیزی به نام «هنر بی‌نقص» وجود ندارد. به عنوان اعضای یک جامعه، ما خیلی راجع به ساختار داستانی «بی‌نقص»، ترکیب‌بندی «بی‌نقص» و اجرای «بی‌نقص» حرف می‌زنیم، اما هنر، با تمام شکوه محدودناشدنی‌اش، به شکل مطلوبی سوبژکتیو است و به صورت ذاتی نمی‌تواند «بی‌نقص» تلقی شود. مثل این می‌ماند که بگویید رنگ مورد علاقه‌تان «بی‌نقص» است؛ «آبی کم عمق است. نارنجی زیادی صُلب است. شما به وضوح یک آرتیست بی‌استعدادید اگر عکسی را با رنگی غیر از رنگِ برترِ قرمز نقاشی کنید!»

به یاد بیاورید که چه چیزی شما را راجع به پروژه‌تان به وجد آورده بود.

خب، حالا به این نقطه رسیده‌اید: بیشتر بازخوردهایی که دریافت کرده‌اید منفی بوده‌اند و شک دارید که باید ادامه بدهید یا نه؟ چه کار می‌کنید؟

به قول دیوید فینچر: «شما باید تلاش کنید به یاد بیاورید که چه چیزی بیش از همه چیز شما را راجع به پروژه‌تان به وجد آورده بود.» چه چیزی باعث شد که شما بخواهید این اثر را بسازید؟ چه چیزی شما را عاشق آن ایده‌ی به‌خصوص کرد؟ به این نقطه برگردید و تصمیم بگیرید در فضایی بمانید که به جای خفه کردن خلاقیت‌تان، مشوّق آن باشد. از آن‌جا که افراد زیادی هستند که به شما می‌گویند که دست از کار بکشید، چه از طریق کامنت‌های‌ آنلاین‌شان (در شبکه‌های مجازی و وب‌سایت‌ها) چه از طریق تحلیل‌های نوشته شده بر فیلم‌ها، شما نیاز دارید که بتوانید به خودتان متکی باشید، و حداقل خودتان آن صدایی باشید که مدام به شما می‌گوید که توقف نکنید….

این ویدئو، که از ساخته‌های دِکلِن تَفی (Declan Taaffe) است و به طور اختصاصی توسط گروه سرویس آموزش ۲۴ فریم ترجمه و زیرنویس شده است، نشان می‌دهد که چه‌گونه آثار فیلم‌سازانی چون دیوید فینچر، کوئنتین تارانتینو و آنی‌یِس واردا مورد هجوم و نقدهای بی‌رحمانه (آن هم نه از طرف چند به ظاهر منتقد یوتیوبی که فکر می‌کنند با دیدن چند فیلم از تارکوفسکی کارشناس فیلم شده‌اند) قرار گرفتند و با این حال با ممارست کارشان را به سرانجام رساندند.

امیدواریم شما هم از این دسته فیلم‌سازان باشید.

نویسنده: وی. رنه (V Renée)

منبع: nofilmschool.com

ترجمه‌ی متن و ویدئو، زیرنویس و گرافیک: مصطفی خانی‌پور

نظر شما !!
  1. فرزین

    خیلی ممنون از که متن های آموزشی خوب را ترجمه میکنید
    سپاس فراوان