آموزش: چگونه دیوار چهارم را بشکنیم؟

۲۴ فریم – سرویس آموزش: در ویدئو-مقاله‌ی این هفته‌ی سرویس آموزش ۲۴ فریم به یکی از تکنیک‌های خلاقانه در سینما پرداخته شده است که ریشه در سنت تئاتری دارد و در صورت استفاده‌ی به‌جا و مناسب می‌تواند نقش مهمی در ارتقای مضمون اثر سینمایی و تأثیربخشی بر مخاطب داشته باشد: «شکستن دیوار چهارم»

سینما هنری است که قابلیت و توانایی آن را دارد که مخاطب را همراه خود به عوالمی که می‌خواهد ببرد. مخاطب با فیلم‌ها همراه می‌شود، با شخصیت‌ها و قهرمانان‌اش همذات‌پنداری می‌کند و در این راه فرآیند ادغام خود درون دیجسیس فیلم را تکمیل می‌نماید. ردپای این خصوصیت سینما را می‌توان در سال‌های اولیه‌ی سینما با ظهور نظام استودیویی آمریکا جستجو کرد. فیلم‌های استودیویی با داستان‌های جذاب و گیرا مخاطب را از دنیای شخصی‌اش دور می‌کردند و به او امکانی برای تجربه‌ی نزدیک آن‌چه شاید تا بدان لحظه تجربه نکرده بود (حداقل بر روی پرده و در سطحی دیداری) می‌دادند. این شیوه از داستان‌گویی در برهه‌‌ای مورد نقد و هجمه‌ی برخی از فیلم‌سازان قرار گرفت و سعی شد تا اندازه‌ای این فرآیند ادغام و دوختگی به چالش کشیده شود. در ابتدا این اتفاق در سالن‌های نمایش و با تکنیک «فاصله‌گذاری» انجام شد. فیلم‌سازان نیز همین تکنیک را در سینما و به منظور ایجاد برخی تأثیرات و با اهداف به‌خصوص مورد استفاده قرار دادند که این تمهید را با عنوان «شکستن دیوار چهارم» نیز می‌شناسیم. مفهوم فاصله‌گذاری، که از مفاهیم برشتی (برتولت برشت-نمایشنامه‌نویس و کارگردان نمایش آلمانی) است و در سینما رواج گسترده‌ای یافته، به تکنیکی نمایشی اشاره دارد که به معنای ایجاد فاصله‌ی احساسی میان تماشاگر و اثر هنری با استفاده از روش‌هایی است که برای یادآوری تصنعی‌ بودن نمایش اجازه‌ی ایجاد رابطه‌ی احساسی میان تماشاگر و اثر نمایشی را نمی‌دهد.

بر همین منوال و با تأثیر از چنین تمهیدی، در تکنیک «شکستن دیوار چهارم»، شخصیت‌ها نسبت به حضورشان در آن اثر آگاهی نشان می‌دهند. این تکنیک در میانه‌ی سده‌ی ۱۸۰۰ رواج یافت. در آن دوران صحنه‌های تئاتر از سه دیوار واقعی و یک دیوار خیالی تشکیل می‌شدند که دیوار چهارم نام داشت و کاربرد آن فاصله‌گذاری میان مخاطب و دنیای داستانی فیلم بود. گویی بیننده در آن لحظه از مخاطبی دایجتیک به مخاطبی نادایجتیک تبدیل می‌شود، زیرا به این امر واقف است که آن‌چه می‌بیند دنیایی واقعی نیست و تنها تصاویری متحرک بر روی پرده هستند. البته در این مورد و در بحث صدای دایجتیک، برون‌دایجتیک بودن صدا را به عنوان نوعی رویه‌ی ساختارشکن دانسته‌اند، زیرا در این تکنیک، صدا/ نمای درون فیلم در فضای روی پرده حضور دارند، اما دلیلی منطقی برای وجود آن‌ها روی پرده وجود ندارد. در این مورد می‌توان به تجربیات متعدد ژان لوک گدار اشاره کرد. امروزه موارد استفاده از این تکنیک افزایش یافته و حتا در برخی موارد می‌توان گفت که تا حدی به خطا نیز رفته است.

اما نمونه‌های بسیار درخشانی در تاریخ سینما از به‌کارگیری این تکنیک نمایشی وجود دارد که هر کدام‌شان به نحوی بسیار زیبا و هوشمندانه، به شکلی که با فضا و فرم فیلم متناسب باشد، به مخاطب تلنگر می‌زند که در حال تماشای فیلم است. فیلم‌های موزیکال (مثل ویولن‌زن روی بام) و کمدی (مثل برخی آثار برادران مارکس) از جمله گونه‌هایی هستند که برخی از خلاقانه‌ترین موارد استفاده از تکنیک «شکستن دیوار چهارم» را ارائه کرده‌اند. از جمله می‌توان به شکل استفاده‌ی بسیار نبوغ‌آمیز، دیوانه‌وار، افراطی و در عین حال نظام‌مندِ «مل بروکس» از آن در برخی آثارش مثل «زین‌های شعله‌ور» اشاره کرد. کارکرد دیگر «شکستن دیوار چهارم» برهم‌زدن احساس امنیت و افزودن بر احساس تنش و اضطراب مخاطب است. برای مثال کافی است نگاه‌های خیره‌ی شخصیت‌های شرور فیلم‌هایی چون «روانی» و «پرتقال کوکی» به خود را به یاد بیاورید که چقدر تأثیرگذار و مضطرب‌کننده هستند.

یکی از موارد متداول در استفاده از این تکنیک، مخاطب قرار دادن دوربین توسط شخصیت‌ها‌ست. آن‌ها به دوربین نگاه می‌کنند و دیوار چهارم میان بیننده و دنیای داستان را می‌شکنند و از این طریق نوعی هم‌دلی بین بیننده و خود به وجود می‌آورند. البته طبق اصول کلاسیک، نگاه شخصیت به دوربین به عنوان خطایی در فیلمسازی محسوب می‌شود، چرا که مخاطب را از دنیای داستان و فرآینده دوخته‌شدن‌اش دور می‌کند. اما نکته‌ی جالب آن است که تکنیک «شکستن دیوار چهارم» دقیقاً برای زدودن چنین اثری از دنیای داستا‌ن مورد استفاده قرار می‌گیرد. یکی از موارد دیگر استفاد از این تکنیک را می‌توان در آثار «عباس کیارستمی» و به خصوص فیلم «کلوزآپ» دید. در انتهای فیلم کیارستمی، صدای میکروفون به تدریج قطع می‌شود و در دنیای فیلم عنوان می‌شود که صدای میکروفن قطع شده و بیننده با این تهمید با دنیای داستان فیلم فاصله می‌گیرد. در «کلوزآپ» و برخی دیگر از آثار کیارستمی (مثل پایان‌بندی درخشان فیلم «طعم گیلاس»)، فارغ از مورد گفته شده، موارد دیگری نیز در راستای به‌کارگیری این تکنیک وجود دارند که نشان دهنده‌ی استفاده‌ی خلاقانه از این تکنیک‌اند. در این ویدئو-مقاله، که از کانال یوتیوب Now You See It انتخاب و به طور اختصاصی توسط گروه سرویس آموزش ۲۴ فریم ترجمه و زیرنویس شده است، به بررسی این تمهید ساختارشکنانه و ارائه‌ی مثال‌هایی در این زمینه خواهیم پرداخت.

ترجمه‌: نگار عباس‌پور

زیرنویس و گرافیک: مصطفی خانی‌پور