en
پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - آموزش: ۱۵ ضعف رایج در فیلم‌های کوتاه شما

۲۴ فریم – کیانا نیکلایی: این مقاله ترجمه‌ای است از مطلبی در سایت short of the week که از زبان یک کیوریتور فیلم کوتاه شما را با نکاتی کاربردی و باارزش در راستای بهتر کردن فیلم‌های کوتاه‌تان آشنا می‌کند. با هم این مقاله را می‌خوانیم:

خب، شما یک فیلم کوتاه ساختید. زحمت کشیدید و جانفشانی کردید. حامیان مالی آنلاین پیدا کردید و خون و اشک و عرق سینمایی ریختید. پروسه‌ی گیج‌کننده و طاقت‌فرسای ارسال شاهکارتان را به جشنواره‌های فیلم در اقصی نقاط جهان شروع کردید. و خب، بعد از انتظار بی‌صبرانه‌ی چند ماهه به نظر می‌رسد هیچ‌کس نمی‌خواهد آن را اکران کند و آن‌قدر که تصور می‌کردید مورد قبول واقع نشده است. کجای کار می‌لنگد؟

این سوال را زیاد از ما می‌پرسند. این‌جا در Short of the Week ما فیلم کوتاه‌های بسیاری را اکران می‌کنیم -چندین و چند هزار- بعضی‌ها را به طور اتفاقی در اینترنت پیدا می‌کنیم و بسیاری دیگر هر ساله برای ما ارسال می‌شوند. ما آن‌قدر فیلم می‌بینیم که اشتباهات رایجی که در صورت دیگر به چشم نمی آیند، برای ما به پرچم‌های عظیم خطر تبدیل می‌شوند. بعضی از این اشتباهات کوچک و به راحتی قابل حل‌اند. بقیه عمیقاً در اجزای خلاقه‌ی مهم‌تری چون روایت، ساختار و تِم ریشه دارند. اما همگی قابل پیشگیری‌اند به شرطی که بدانید دنبال چه بگردید.
یک نکته‌ی کوچک قابل ذکر است: هر فیلمی متفاوت است، و در فیلم به عنوان یک هنر قانون‌ها برای شکسته شدن‌اند. سلیقه‌ها بین جمع‌آوری‌کنندگان فیلم کوتاه متفاوت است و همیشه فیلم‌هایی هستند که استثنا باشند.

۱- فیلم شما بیش از حد بلند است.

این یکی بدیهی است. دلیلی دارد که به آن «فیلم کوتاه» می‌گوییم، نه؟ خب، مشکل این‌جاست که اغلب فیلمسازان جوان با آموخته‌های ساختاری‌ای که از دیدن فیلم یا محتوای تلویزیونی بلند یاد گرفته‌اند به سمت فیلم‌سازی کوتاه می‌روند. نتیجه فیلمی است که نه ضربه‌ی یک فیلم کوتاهِ تأثیرگذار را دارد و نه عمق یک فیلم بلند را. سرعت روند فیلم غلط به نظر می‌رسد. و در فضای آنلاین، که بازه‌ی تمرکز مخاطبین کوتاه است، اغلب در یافتن مخاطب به مشکل برمی‌خورند. بسیاری از مسئولین جشنواره‌ها هم از فیلم شما دوری می‌کنند. [زیرا] اگر صرفاً از جنبه‌ی سازمان‌دهی جشنواره هم در نظر بگیریم، برنامه‌ریزی برای نمایش فیلم‌های کوتاه سی دقیقه‌ای به شکل دردسرسازی سخت است. یک فستیوال بی‌شک ترجیح می‌دهد سه فیلم ده دقیقه‌ای را نمایش بدهد تا فیلم ۲۷ دقیقه‌ای شما را. البته مثل همیشه استثناهایی وجود دارند (ما خود در وبسایت Short of the Week بخش «فیلم های کوتاهِ بلند» داریم). اما این نقل قول را که به چندین شخصیت تاریخی منسوب شده است از ما داشته باشید: «اگر زمان بیشتری داشتم، نامه‌ی کوتاه‌تری برای‌ات می‌نوشتم.»

به عنوان نمونه‌ای خوب از فیلمی با روایتی فشرده، فیلم کوتاه This Is It ساخته‌ Alexander Engel را این‌جا ببینید.

۲. فیلم شما خیلی کند شروع می‌شود.

یک فیلم کوتاه (خصوصاً آنلاین) باید توجه بیننده را زود و سریع جلب کند. ساده به نظر می‌رسد، نه؟ متعجب می‌شوید وقتی بدانید که تا چه حد فیلم‌های کوتاه این نکته را از یاد می‌برند.

همان‌طور که کیوریتور یکی از پلتفرم‌های مهم آنلاین گفته است: «در شرایطی که تمایلی به پخش دیجیتال [فیلم] وجود داشته باشد، داشتن یک شروعِ کند یا مبهم اشتباه شماره یک است. (ابهام با تعلیق فرق دارد. این دومی چیز خوبی است.) برعکس، مغرور نباشید و به این فکر کنید که فیلم‌تان چه‌طور در پنج ثانیه‌ی اول می‌تواند توجه مخاطب را جلب کند.»

شنیدی، ای فیلمساز تازه‌کار؟ پنج ثانیه وقت داری! و حالا نوبت گناه سینمایی بعدی است…

۳. فیلم شما تیتراژ آغازین دارد.

هیچ‌چیز ما را به اندازه‌ی یک سکانس تیتراژ بلند از یک فیلم کوتاه زده نمی‌کند- برای‌مان مهم نیست که چه‌قدر تیتراژ باحالی از آب درآمده است. ممکن است این حرف خیلی بی‌رحمانه به نظر برسد، اما جز در مواردی که فرد نامداری در میان بازیگران هست، هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد چه کسی در فیلم شما بوده، چه کسی آن را ساخته و طراح تولید آن که بوده است. البته ما می‌دانیم که افراد بسیاری برای فیلم شما تلاش کرده‌اند و شایسته‌ی قدردانی‌اند. اما آن عناوین و حامیان مالی را همان‌جایی بگذارید که باید: در یک سکانس کوتاه در پایان فیلم. و بر این کوتاه بودن تأکید می‌کنیم. زمان فیلم خود را با یک تیتراژ کند و طولانی کش ندهید. این ضربه‌ای مهلک برای هر فیلم کوتاه آنلاینی است، چرا که باعث می‌شود فیلم شما دو دقیقه طولانی‌تر از آن‌چه واقعاً هست به نظر برسد و برای مخاطبین آنلاین دو دقیقه زمانی معادل یک عمر است.

۴. فیلم شما صدای بدی دارد.

با پیشرفت تکنولوژیِ دوربین‌ها موانع موجود بر سر راه حرفه‌ای به نظر رسیدن فیلم‌تان مدام در حال از بین رفتن هستند. راست‌اش را بخواهید، امروزه بیشتر فیلم‌های ضبط‌شده بسیار خوب به نظر می‌رسند. اما عمق میدان کم و کنترل روشنایی‌ها را فراموش کنید و از خودتان بپرسید: آیا فیلم‌ام به لحاظ «صدا» اثری مستقل و سرپاست؟ صدا یکی از وجوه تکنیکی فیلم‌های کوتاه دوران ماست که اغلب نادیده گرفته می‌شود. کارگردانان جوان تازه‌کار روی زاویه دوربین‌های باحال و میزانسن‌های دقیق وسواس به خرج می‌دهند، اما به موازات آن به بخش صدا بهای کمتری می‌دهند. صدا نیز از اهمیت خارق‌العاده‌ای برخوردار است. صدا بخشی از فیلم است که همه تنها وقتی بد است متوجه آن می شوند- صدای بد تمرکز مخاطب را بر لحظات فیلم بر هم می‌زند. خصوصاً زمانی که فیلم دیالوگ‌محور باشد. ما می‌خواهیم صحبت کردن شخصیت‌های‌تان را بشنویم، نه صدای آمبیانس اتاقی را که در آن ایستاده‌اند.

۵. فیلم شما بازی‌های بدی دارد.

به نظر می‌رسد به قدر کافی واضح باشد. بازیگری بد، فارغ از این‌که چه‌قدر مفهوم فیلم جالب باشد، فیلم را به قعر می‌کشاند. اما بازیگریِ ضعیف چیزی فراتر از یک اجرای بد است و به «سوء انتخاب» بازیگر هم قابل تعمیم است. چیزی که در فیلم‌های کوتاه بسیار رایج است. یکی از نشانه‌هایی که لو می‌دهد که شما در حال تماشای یک فیلم دانشجویی هستید این است که تمام بازیگران بین ۱۶ تا ۲۴ سال سن دارند. بسیاری از فیلمسازان آماتور از افراد جوان (مثلاً دوستان‌شان) در نقش شخصیت‌های جا افتاده استفاده می‌کنند. قاتل اجیرشده‌ی سالخورده؟ پیشخدمت زن سرد و گرم روزگار چشیده؟ جوان‌های بیست و چند ساله، مگر در صورتی که قدرت دگرگونی دنیل دی لوییس را داشته باشند، نمی‌توانند اجرای قابل قبولی از چنین شخصیت‌هایی داشته باشند. بازیگریِ خوب با انتخاب بازیگر خوب شروع می‌شود.

۶. فیلم شما فاقد نوآوری است.

سوگ. افسردگی. خودکشی. قاتلان اجیر‌شده. برهوت‌های پسا آخرالزمانی. زامبی‌ها. انبوهی از کلیشه‌های داستانی، مَجازها و موقعیت‌ها برای کار کردن وجود دارند. از آن‌ها دوری کنید، مگر آن که قصد پرداخت جدیدی از یک کلیشه‌ی شناخته شده داشته باشید. مختصر و مفید این که: فیلمی نسازید که دقیقاً حس و ظاهر فیلم‌هایی را داشته باشد که پیش‌تر از آن‌ها لذت برده‌اید. اگر شما این فیلم‌ها را دیده‌اید، به احتمال قوی ما هم آن‌ها را دیده‌ایم. یا یک چارچوب را بگیرید و آن را توسعه دهید، یا در جهتی کاملاً متفاوت پیش بروید. التماس‌تان می‌کنم… لطفاً… دیگر فیلمی نسازید که راجع به قاتل اجیرشده‌ای باشد که فقط می‌خواهد به کسی حس نزدیکی داشته باشد.

همچنین می‌خواهم به طور خاص به فیلم‌های درباره‌ی از دست دادن و اندوه بپردازم. با این‌که قطعاً استثناهایی وجود دارند، فیلم‌هایی که با چنین موضوعات سنگینی درگیر می‌شوند معمولاً شکست می‌خورند. این یک سوءتفاهم ساده، به خصوص در میان فیلم‌سازان جوان، است که تصور می‌کنند تماشای افرادی که ادای غم‌زده بودن را درمی‌آورند ذاتاً جالب و دراماتیک است. خب، بعد از یک عمر دیدن فیلم‌های دانشجویی با حضور شخصیت‌هایی که بی‌هدف به دیوار زل زده‌اند بگذارید بگویم که این تصور نادرست است. چیزهایی چون سوگ و افسردگی زمانی دراماتیک هستند که بخشی از آن‌چه شخصیت را تعریف می‌کند باشند، نه نیروی محرک پیرنگ یا داستان.

۷. فیلم شما بی‌دلیل سیاه و سفید است.

این یکی از بزرگ‌ترین عوامل کفری شدنِ ما و بسیاری از کیوریتورهای شاخص دیگر است. فهمیدیم… شما «هنری» هستید. اما فقط برای این‌که ثابت کنید فیلم‌های کلاسیک دیده‌اید، فیلم‌تان را سیاه و سفید نکنید. اگر یک سبک بصری خاص را انتخاب می‌کنید، مطمئن شوید که انگیزه‌ی مشخصی پشت‌اش هست- یک دلیل قطعی هنری. این مسأله می‌تواند درباره ادا و اطوارهای سبک‌پردازانه‌ی دیگر هم صدق کند. برخی از آزاردهنده‌ترین موارد هم فیلم‌های «قلابی» صامت یا پارودی‌های فیلم نوار هستند. به هردوی این سبک‌ها بیش از حد پرداخته شده است، به خصوص توسط فیلم اولی‌ها. گرفتی، جناب کارآگاه؟

۸. شخصیت‌های شما حوصله سر برند.

این‌که شخصیت‌های شما صرفاً به اجبارِ پیرنگ کارهایی انجام بدهند اشتباه است. این مشکل در بسیاری از فیلم‌های «های کانسپت» (high concept- فیلم‌هایی با ایده‌های جذاب که این ایده‌ها به راحتی قابل انتقال هستند.) که فراتر از ابتکار ایده‌ی بنیادین اثر نمی‌روند بسیار رایج است. بله، ممکن است شما ایده‌ی علمی-تخیلی جالبی داشته باشید، اما باید کاری کنید که کسانی که روی پرده می‌بینیم هم برای ما مهم شوند.

۹. فیلم‌تان شخصیت‌های جالبی دارد، اما آن‌ها کاری انجام نمی‌دهند.

برعکسِ مورد بالا هم صدق می‌کند. ما فیلم‌های کوتاه بسیاری را می‌بینیم که زحمت خلق شخصیت‌های جذاب و محیط‌های اجتماعی منحصر به فرد را کشیده‌اند، اما هیچ اتفاقی در آن‌ها نمی‌افتد. ممکن است این حرف شبیه درس اول مبانی داستان‌نویسی به نظر بیاید، اما شما باید شخصیت‌های‌تان را به چالش بکشید و آسایش آن‌ها را برهم بزنید. امنیتْ حوصله سربر است. با این‌که فیلم‌های کوتاه از این قابلیت ویژه برخوردارند که پایان‌بندی‌های تمیز نداشته باشند، با این حال همچنان نیاز به نمایش تغییر و تحول احساسی را دارند. فیلم‌ها باید به شخصیت‌ها چالش‌هایی برای غلبه بدهند.

۱۰. ساختن فیلم‌تان از دیدن‌اش لذت‌بخش‌تر بوده است.

توضیح دقیق این یکی کمی مشکل است و نیاز به بسط و توضیح دارد. علاقه به خلق اثر می‌تواند خیلی قوی باشد: فیلمسازان به هرحال می‌خواهند فیلم بسازند. و خب در ساختن یک فیلم نمی‌توانند خودِ فرآیند تولید را از محصول نهایی جدا کنند. برای آن‌ها، یک داستان با آغاز، وسط و پایان وجود دارد- آن‌ها چیزی را می‌بینند که از یک ایده روی کاغذ شروع شد و راه خود را به پرده‌ی سینما باز کرد. آن‌ها به آن سفر شخصی وابسته‌اند و به همین دلیل از جایی که نهایتاً قرار گرفته‌اند راضی‌اند. اما یک بیننده‌ی بی‌طرف هیچ وابستگی‌ای ندارد و تنها محصول نهایی را می‌بیند. فراروایتِ چگونگی ساخت چیزها برای کسانی که در آن دخیل نبوده‌اند معنایی ندارد. این به نکته‌ی بزرگ‌تری درباره‌ی عینیت گرایی می‌رسد. بله، فیلم شما ممکن است مثل فرزند شما باشد، اما برای بقیه فقط فرزند کس دیگری است. شنیدن و پذیرش بازخوردِ بی‌طرف یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که یک فیلمساز در حال شکوفایی می‌تواند بیاموزد تا به رشد سینمایی‌اش کمک کند.

۱۱. فیلم شما خوب است با در نظر گرفتن این که…

فیلم‌تان را با بیست دلار ساخته‌اید؟ با یک آیفون فیلمبرداری کرده‌اید؟ همه‌ی بازیگران‌تان مجانی داوطلب شدند؟… می‌دانید چیست؟ این‌ها برای هیچ‌کس مهم نیستند. می‌دانم که به نظر بی‌رحمانه می‌رسد، اما برنامه‌ریزان اهمیتی به موانعی که سر راه شما و مجسم شدن تصور خلاق‌تان بوده نمی‌دهند. شما می‌توانید یک هفته یا پنج سال روی فیلم‌تان کار کنید. تنها چیزی که مهم است نتیجه‌ی نهایی است. به علاوه، تمرکز بر سازش‌های مهمی که مجبور بودید انجام دهید می‌تواند توقعات از فیلم‌تان را پایین بیاورد و فرصت‌های شما را از بین ببرد.

۱۲. فیلم‌تان را در ۴۸ ساعت ساخته اید.

از اوایل دهه‌ی نخست قرن حاضر «جشنواره‌های فیلم سرعتی» خیلی محبوب شده‌اند. و دلیل‌اش ساده است- آن‌ها راهی مفرح برای جمع شدن با دوستان و ساختن یک محصول تمام‌شده‌اند. اما به ندرت این فیلم‌های سهل‌الوصول نتیجه‌ی واقعاً خوبی تولید می‌کنند. البته دوباره می‌گویم که همیشه استثناءهایی وجود دارند، اما به طور کلی، هر چه زمان بیشتری صرف پیش‌تولید کنید، فیلم‌تان بهتر از آب در می‌آید. مسابقه‌های فیلم‌های ۴۸ ساعتی راه خوبی برای یادگیری ساخت فیلم هستند. فقط انتظار نداشته باشید که نتیجه‌ی نهایی شاهکار از آب در بیاید.

۱۳. فیلم‌های کوتاه دیگر را ندیده‌اید.

ممکن است شگفت‌زده شوید، اما فیلمسازان فیلم کوتاهی وجود دارند که زحمت دیدن فیلم کوتاه‌های دیگر را به خود نمی‌دهند. ممکن است فیلم‌های بلند و سریال‌های زیادی دیده باشند، اما زمان ناچیزی را به مدیوم و فرمتی که مایل به خلق آن هستند اختصاص می‌دهند. این شبیه کار مجسمه‌سازی است که فقط درباره‌ی نقاشی رنگ روغن تحقیق می‌کند. اگر قصد ساخت یک فیلم کوتاه دارید، لازم است فیلم‌های کوتاه دیگر را هم ببینید، به خصوص آثار موفقی که در لحن و سبک با پروژه‌تان مشابهت دارند. به هر حال، همه چیز یک ریمیکس (remix) است؛ ما فقط با مشاهده و اقتباس از دیگران می‌توانیم بیاموزیم و رشد کنیم. فیلم‌های بد و خوب ببینید. به نتیجه برسید که چه چیزهایی مؤثر عمل می‌کنند و چه چیزهایی نه، چه چیزهایی را می‌پسندید و چه چیزهایی را نه. بهانه‌ای ندارید. کاتالوگ بی‌نهایتی از ۳۰۰۰ مورد از بهترین‌های فیلم کوتاه در اختیار شماست.

۱۴. افتخارات بی‌معنی لیست کرده‌اید.

هر وقت فیلمی برای‌مان فرستاده می‌شود که در تصویر فایل‌اش ده، دوازده شاخه‌ی افتخار جشنواره‌هایی است که اسم‌شان به گوش‌مان نخورده (یا بدتر، فونت آن‌قدر کوچک است که اسم جشنواره را نمی‌شود خواند)، یک پرچم خطر بالا می‌رود. این بیشتر از حدی که فکر کنید اتفاق می‌افتد. جشنواره‌ها می‌توانند رویدادهای عالی‌ای باشند، اما همه‌ی جشنواره‌ها در یک سطح نیستند. به عنوان کیوریتورهای فیلم کوتاه، ما با تقریب خوبی می‌دانیم فاخرترین جشنواره‌ها کدامند. پس شما با گفتن این که برنده‌ی جایزه‌ی «بهترین فیلم در جشنواره‌ی فیلم رقص جنوب شرقی منطقه‌ای دریاچه‌ی مینه‌توکا» شده‌اید نمی‌توانید ما را گول بزنید. درباره‌ی جایگاه خود در جشنواره‌ها اغراق نکنید و ما هم به صداقت شما به جای تلاش در مهم جلوه دادن خودتان احترام می‌گذاریم. اگر مطمئن نیستید که کدام افتخارات را ذکر کنید، نگاهی به لیست جشنواره‌های دارای صلاحیت معرفی برای جایزه‌ی آکادمی در این‌جا بیندازید.

حالا یک نکته‌ی مهم: یکی از بزرگ‌ترین پرچم‌های خطری که برای برنامه‌ریزان می‌توانید بالا ببرید این است که کن را در لیست جشنواره‌های‌تان قرار دهید، در صورتی که فیلم‌تان در واقع در بخش Cannes Short Film Corner بوده است. در بخش مسابقه‌ی فیلم کوتاه کن هر سال تنها ۱۰ فیلم پذیرفته می‌شوند و ما (و بیشتر برنامه‌ریزان) همه‌ی آن‌ها را می‌شناسیم. هر حضور دیگری در این رویداد بخشی از برنامه Cannes Short Film Corner است (که یک بازار فیلم است، نه یک بخش رقابتی). ذکر کردن این بخش در افتخارات‌تان به مثابه‌ی اعتراف به این است که هیچ چیز نمی‌دانید.

۱۵. یک مستند پرتره‌ی کسالت‌بار ساخته‌اید.

مستندها می‌توانند تجربه‌های سینمایی پرقدرتی باشند. اما در چند سال اخیر شاهد سیلی از مستند‌های «پرتره» کوتاه در اینترنت بوده‌ایم. آن‌ها را می‌شناسید: موسیقی امبینت زیاد، صدای روی تصویر و تصاویر بی‌مصرف خوش آب و رنگ راجع به هنرمندی با یک سرگرمی عجیب و غریب. همه‌ی این فیلم‌ها به نظر ما یکسان می‌آیند. و اکثراً منحنی روایی لازم را برای متمایز کردن خود ندارند. ما نمی‌گوییم که نمی‌توانید یک مستند پرتره‌ی خوب بسازید، بلکه فقط می‌گوییم که شاخص شدن در این زمینه حالا خیلی سخت‌تر است.
ولی فقط به حرف ما بسنده نکنید. کلودِت گادفری (Claudette Godfrey) یکی از کیوریتورهای فیلم کوتاه جشنواره‌ی South by Southwest به نکته‌ی مشابهی در مصاحبه‌اش با American Statesman اشاره می‌کند:
«اینترنتْ زیستِ یک فیلم کوتاه را تغییر داده است. قبلاً این‌طور بود که شما یک فیلم کوتاه می‌ساختید، در چند جشنواره به نمایش می‌گذاشتید و همین. اما حالا [فیلم] می‌تواند در سایت‌های بسیاری به زیستِ خود ادامه دهد؛ سایت‌هایی که فقط محتوا می‌خواهند یا چیزهایی که در صفحه‌ی فیسبوک‌شان بگذارند.» این مسأله موجب تکثیر «صدها و صدها» مستند سه، چهار دقیقه‌ای شده که گادفری آن‌ها را «عالی برای اینترنت» توصیف می‌کند، اما نه لزوماً چیزی که بخواهید روی پرده‌ی بزرگ نمایش دهید. گادفری در ادامه گفته است: «اگر یک اثر سه، چهار دقیقه‌ای باشد، من ظرف یک دقیقه می‌توانم بفهمم که از آن دسته فیلم‌هاست یا نه. پرتره‌ی یک هنرمند یا سرآشپز یا کسی است که چیز نسبتاً جالبی می‌گوید. [چنین فیلم‌هایی مبتنی بر] تئوری غیر مناقشه‌آمیزترین محتواها هستند، متوجهید؟ و مردم آن را به اشتراک می‌گذارند و این عالی ست، ولی برای ما مناسب نیست.»

خب، تمام شد. اشتباهات رایجی که فیلمسازان فیلم کوتاه مرتکب می‌شوند. موافق نیستید؟ موارد دیگری برای اضافه کردن دارید؟ در کامنت‌ها ذکر کنید.

نویسنده: ایوان کندر (IVAN KANDER)
منبع: shortoftheweek.com
ترجمه‌ی: کیانا نیکلایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه