آموزش: ۲۰ تصمیم برای فیلمنامه‌نویسی در سالِ جدید

۲۴ فریم – نگار عباس‌پور: در آخرین ماه سال هستیم و چیزی به شروع سال جدید نمانده است. شروع هر سال جدید برای هر کسی همراه است با آرزوهای فراوان برای پوشاندن جامه‌ی عمل به ایده‌هایی که یا از سر تنبلی و یا به دلیل مشکلات مختلف امکان به ثمر رسیدن‌شان نبوده است. آن‌چه در ادامه می‌خوانید یادداشتی‌ است درباره‌ی بیست تصمیم برای فیلمنامه‌نویسانی که می‌خواهند در سال جدید چندین گام اساسی در حرفه‌ی خود پیش بروند.

سالِ جدید، اهدافِ جدید برای نوشتن…

آماده‌اید تا بیش‌تر از هر آن­چه تا به حال نوشته‌اید بنویسید؟!

مشتاقم که به شما کمک کنم تا برای رسیدن به این هدف با این بیست تصمیم خودتان را در مسیر درست نگه دارید.

بیایید یک‌راست برویم سراغ‌شان…

۲۰ تصمیم برای فیلمنامه‌نویسی در سال جدید

۱. دیگر رایگان ننویسید.

این کار را نکنید. نظامِ فعلی بر این اساس پایه‌ریزی شده که از نویسندگان سوءاستفاده کند و آن‌ها را رو در ‌روی هم بگذارد. استودیوها و شرکت‌های تولید فیلم مدّت زیادی است که به همین شیوه پیش‌رفته‌اند. دلیل‌اش هم این است که می‌دانند نویسندگان برای ورود به بازار کار چه‌قدر مشتاق هستند.

علاوه بر این، تعداد نویسنده‌ها از موقعیت‌های کاری موجود برای آن‌ها بیش‌تر است و این یعنی اهرمِ فشار کاملاً در دستِ شرکت‌هاست. این شرایط به شرکت‌ها این امکان را می‌دهد که در ازای کارِ رایگان قول حق‌التحریرِ مشروط بدهند. مشکلِ این نوع پرداخت‌ها این است که مشروط بودن آن‌ها عملاً یعنی هیچ. این یک وعده‌ی واهی است که معمولاً باعث می‌شود نویسنده‌ها برای چند ماه بدون هیچ‌گونه انتظار مالیْ بیهوده زحمت بکشند. نوشتن یک شغل است؛ پس ما هم باید مثل یک شغل به آن نگاه کنیم. شما به رایگان پرستاری نمی‌کنید، شما به رایگان پیشخدمت یک رستوران یا تحلیل‌گر مالی نمی‌شوید، پس چرا باید به رایگان بنویسید؟

در سال جدید، محکم در برابر این شرایط بایستید. اگر یک مدیر اجرایی از شما خواست بدون دستمزد بنویسید، از خودشان بخواهید که کارشان را بدون دستمزد انجام دهند. اگر آن‌ها تمایل ندارند چنین کاری بکنند، شما چرا باید چنین تمایلی داشته باشید؟

۲. حواس‌تان به آن‌چه خوشحال‌تان می‌کند باشد.

فیلمنامه‌نویسی در بهترین شرایطْ کاری سخت و در بدترین شرایطْ کاری تقریباً ناممکن است. فیلمنامه‌نویس بودن مثل سواری بر روی یک تِرَن‌هواییِ احساسی است که معمولاً به یأس می‌انجامد. پس سعی کنید همیشه حواس‌تان به خوشحال بودن‌تان باشد.

به صورت مشترک با نویسندگان خلّاق امّا آزاردهنده کار نکنید. اجازه ندهید از شما سوءاستفاده شود. چیزی را بنویسید که شما را به هیجان می‌آورد. و شاید مهم‌تر از همه‌ی این‌ها این که به خودتان زمان بدهید تا جدا از نوشتن، برای خودتان زندگی هم بکنید. یک دنیای بزرگ، زیبا و پیچیده آن بیرون هست. اطمینان حاصل کنید که زمانی را هم برای زندگی در این دنیا می‌گذارید. این زندگی شما را به فردی خوشحال‌تر و نویسنده‌ای بهتر تبدیل می‌کند.

۳. یک اثر بِکر بنویسید.

امروزه دنیای سرگرمی‌سازی بسیار به مسأله‌ی مالکیتِ فکری اهمیّت می‌دهد، به همین خاطر این احتمال وجود دارد که سفارش‌هایی که می‌گیرید مبتنی بر مسأله‌ی مالکیتِ فکری باشند. با این وجود، اگر همچنان می‌خواهید هرطور شده وارد این حوزه شوید و سفارش را بگیرید، بهترین شانس شما در این است که یک کارِ بِکر بنویسید. ساز ‌و ‌کارها در هالیوود عجیب هستند، ولی وقتی آن‌ها کار نویسندگان تازه‌کار را می‌خوانند، به دنبالِ این هستند که نشانی از صدای شخصی نویسنده در آن ببینند و هیچ چیز بهتر از داشتن یک نگاهِ نوآورانه و بِکر این صدای شخصی را به وجود نمی‌آورد.

۴. چیزی خارج از حوزه‌ی مهارت‌های همیشگی‌تان بنویسید.

ماهیچه‌های نویسندگی‌تان را نرمش بدهید و یک قدم بیرونِ حاشیه‌ی امن‌تان بگذارید. همیشه در ژانر وحشت نوشته‌اید؟ این‌بار ژانر دلهره‌آور و هیجانی را امتحان کنید. فقط در ژانر اَکشن نوشته‌اید؟ ژانر علمی-تخیّلی را امتحان کنید. نترسید از این‌که خودتان را به چالش بکشید.

توصیه‌ی همیشگی این است که می‌گویند «از چیزی بنویسید که درباره‌اش می‌دانید». با این‌که این گفته توصیه‌ی ارزشمندی است، ولی شما نباید از نوشتن درباره‌ی آن‌چه که نمی‌دانید هراس داشته باشید. از چه راه دیگری می‌شود نه تنها به عنوان یک نویسنده، که به عنوان یک انسان، رشد کرد؟ حتّا اگر آن‌چه درموردش می‎نویسید مزخرف از آب دربیاید، بهتان قول می‌دهم که چیزی هم از آن یاد می‌گیرید.

۵. روی لحن تمرکز کنید.

وجود شخصیّت‌ها و خطّ داستانی در هر فیلمنامه‌ای ضروری است، امّا چیزی که فیلمنامه‌نویسان معمولاً به آن بی‌توجّهی می‌کنند لحن است. هیچ‌چیز بیش‌تر از لحنی شلخته و ناهمگون فیلمنامه‌ای را که امکان خوب بودن داشته خراب نمی‌کند. توجّه به لحن نکته‌ای است که هر نویسنده‌ای باید در ذهن داشته باشد. پس در سال جدید، اطمینان حاصل کنید که لحن داستان‌تان را می‌دانید و متناسب با همان بنویسید.

۶. از طرح‌ریزی فیلمنامه‌تان بر اساس نقاط عطف دست بردارید.

عطف‌ها فوق‌العاده‌اند، بیننده را شگفت‌زده می‌کنند و به داستان‌ها جان می‌بخشند. برخی از بهترین فیلم‌ها عطف دارند. ولی هر فیلمی نیاز به یک چرخشِ عجیب‌و‌غریب ندارد و هر فیلمنامه‌ای هم نیاز به چنین چرخشی ندارد. داشتنِ عطف ایرادی ندارد. اگر داستان‌تان نیاز به یک چرخش دارد، خُب یکی برای‌اش بنویسید. ولی فیلمنامه‌های زیادی هستند که انباشتی از تعداد زیادی نقطه‌ی عطف هستند، درصورتی که نیازی به آن ندارند و به جای این‌که فیلمنامه را بهتر کنند، معمولاً آن را بدتر می‌کنند.

پس بیخودی سعی نکنید یک میخ دایره‌ای‌شکل را درون یک سوراخِ مربّع‌شکل فرو کنید. این کار را نکنید!

۷. برای کارِ خودتان چارچوبی در نظر بگیرید.

نترسید از این‌که خودتان را با یک چارچوبِ مشخّص به چالش بکشید، چه این چارچوب نوشتن برای پروژه‌ای با بودجه‌ی پایین باشد، چه نوشتن داستانی با یک موقعیّت زمانی و مکانی ثابت، چه نوشتن داستانی محدود به زاویه‌ی دیدِ تنها یک شخصیّت، و یا نوشتن داستانی با فقط دو شخصیّت. نوشتن با محدودیّت‌های سفت‌و‌سخت این‌چنینی اغلب نتیجه‌ی نهایی بهتری خواهد داشت و وادارتان می‌کند که خلّاق‌تر باشید، پس امتحان‌اش کنید.

۸. طرحِ فیلمی با جزئیات کامل بنویسید.

نگارش فیلمنامه‌های بِکری که خودتان نوشته‌اید شما را تا دمِ درِ شرکت‌های فیلمسازی می‌برد، امّا آن چیزی که باعث می‌شود بتوانید ازشان سفارش بگیرید داشتنِ طرح فیلم است. دانستنِ این‌که چه طور باید یک طرحِ قوی نوشت مهارتِ ارزشمندی است که بسیاری از نویسندگان جوان روی آن تمرکز نمی‌کنند. شما از آن نویسنده‌ها نباشید. طرح‌های مختلف را بخوانید، ببینید چه ویژگی‌هایی طرح‌های خوب را از طرح‌های بد متمایز می‌کنند، و بعد طرح خودتان را بنویسید.

۹. تمرینِ پیچینگ کنید.

شاید، در میانِ تمامِ تصمیماتِ این فهرست، این یکی مهم‌ترین‌شان باشد. موفقیّت به عنوان یک نویسنده بدون مهارت داشتن در پیچینگ غیرممکن نیست، امّا بی‌نهایت دشوارتر است. پیچینگ یک هنر است؛ اگر خوب آن را بلد باشید، می‌تواند مهارتی بسیار پول‌ساز به حساب بیاید. اگر هم در آن مهارت ندارید، احتمالاً باید برای پیدا کردن کار کلّی تقلّا کنید. پس مطمئن شوید که مهارت لازم برای پیچینگ را به دست می‌آورید. متنِ پیچینگ‌های‌تان را بنویسید. آن‌ها را بلند بخوانید. نظرات دیگران را در موردشان بخواهید. آن‌ها را بازنویسی کنید. و همین روند را ادامه دهید.

۱۰. نگران حضور در فهرست‌ها نباشید.

به لطف فهرست‌هایی مثل فهرست سیاه⃰ ، فهرستِ پدیده‌ها، و یک صف ‌طویل از فهرست‌های بهترین‌های-فلان-و-بهمانِ آخرِ سالیِ دیگر، در پایان هر سال «فرصت‌های» طلایی به گروهی از نویسندگان رو می‌کند که نام‌شان در این فهرست‌ها قرار می‌گیرد. این فهرست‌ها برای نویسندگان جوان شانس فوق‌العاده‌ای به حساب می‌آیند، چرا که فرصت‌ها و راه‌هایی رو به موفقیّت باز می‌کنند که پیش از این وجود نداشتند. امّا نویسندگان بسیاری تلاش می‌کنند که به طور ویژه کارهایی بنویسند تا از یکی از این فهرست‌ها سردربیاورند.

راه پیدا کردن به این فهرست‌ها فوق‌العاده است، ولی شما نباید فقط به این خاطر کاری را بنویسید که فکر می‌کنید نوشتن‌اش می‌تواند به شما کمک کند که نام‌تان وارد فهرستِ سیاه شود. کاری را بنویسید که با آن ارتباط برقرار می‌کنید و برای نوشتن‌اش شور ‌و ‌شوق دارید. به هر حال این احتمال وجود دارد که اگر چنین کاری را بنویسید، در نهایت فیلمنامه‌ی بهتری داشته باشید و شانس بالاتری داشته باشید که برای آمدن نام‌تان در یک فهرست انتخاب شوید.

۱۱. شمایلِ تکراری شخصیّت‌ها را بشکنید.

دیگر در مورد کهنه‌سربازی که دچار اختلال استرسِ پس از سانحه است یا درباره‌ی مردانی که همسرشان را از دست داده‌اند ننویسید، مگر این‌که یک ایده‌ی بِکر و منحصر‌به‌فرد برای متفاوت کردن این‌ نوع شخصیّت‌ها داشته باشید. خواننده‌ها از این‌جور شخصیّت‌ها خسته و بیزارند. در ازای هر «تو هرگز واقعاً این‌جا نبودی»، پانصد فیلمنامه‌ی معمولی درموردِ کهنه‌سربازی با اختلالِ استرس وجود دارد. در ازای هر جان ویک، هزاران کارِ مشابه وجود دارد که در آن‌ها شخصیّت محوری همسرش را از دست داده است. نوآور باشید. شخصیّت‌های جدیدی خلق کنید. قهرمانی خلق کنید که خودتان پیش از این ندیده‌اید.

(توضیح دبیر: به نظر می‌رسد این نکته، به‌طور ویژه، درباره‌ی سینمای کوتاه کشورمان نیز مصداق‌های فراوانی دارد. شاید بهتر باشد با دور شدن از مقام یک مُصلِح اجتماعی خودخوانده، دست از سر موضوعاتی چون دیه، اعتیاد، خیانت، فقر و ژانر موسوم به ژانر نکبت!!! که از فرط تکرار در فیلم‌های کوتاه (و حتا بلند) سال‌های اخیر شکلی جانکاه یافته‌اند برداریم و به فکر خلق شخصیت‌هایی نو و داستان‌هایی هر چند شاید تکراری ولی خلاقانه در فیلم‌های‌مان باشیم، بدون توجه به این که جشنواره‌های خارجی طالب چه تصویری از ما هستند تا به ما جایزه بدهند؛ البته این صرفاً یک پیشنهاد است!)

۱۲. نترسید از این‌که همه‌چیز را بکوبید و از اوّل آغاز کنید.

اگر می‌بینید گیر افتاده‌اید و نمی‌توانید یکی از گره‌های پیرنگ‌تان را باز کنید، یا احساس می‌کنید متوجّه نمی‌شوید اشکال فیلمنامه‌تان در کجاست، نترسید از این‌که بروید و از خانه‌ی اوّل شروع کنید. حتّا اگر دو نسخه‌ی کامل از کاری را نوشته‌اید، وقتی احساس می‌کنید یک جزءِ تأثیر‌گذار درست عمل نمی‌کند، با کمال میل با یک چراغ‌قوّه بروید سر‌وقتِ فیلمنامه‌تان، نه با یک چاقوی جراحی کوچک. چسب‌زخم زدن به این‌جا و آن‌جای فیلمنامه‌تان معمولاً جواب نمی‌دهد و در طولانی‌مدّت زمانِ بیش‌تری را تلف می‌کند.

۱۳. مدّتی از کارتان فاصله بگیرید.

در همین راستا، اگر واقعاً گیج شده‌اید، نترسید که کارتان را کنار بگذارید و سراغ کارِ دیگری بروید. گاهی اوقات ممکن است ببینید گیر افتاده‌اید و نمی‌توانید مشکل فیلمنامه‌تان، هر چه که هست، را حل کنید. در چنین مواقعی، بهترین راهکار این است که آن فیلمنامه را کنار بگذارید و روی پروژه‌ی جدیدی کار کنید. با این کار نه تنها فیلمنامه‌ی جدید و شاید بهتری را شروع کرده‌اید، بلکه این فاصله گرفتن از فیلمنامه‌ی اوّلیه‌تان می‌تواند به شما کمک کند که آن را واضح‌تر ببینید و شما را به سمت راه‌حلّی رهنمون کند که پیش از این پیدایش نمی‌کردید.

۱۴. با جان‌و‌دل بازنویسی کنید.

همه گفته‌ی «نوشتنْ بازنویسی است» را شنیده‌اند. حرفِ درستی هم هست. تقریباً هیچ‌کس از بازنویسی لذّت نمی‌برد، ولی این کار ضروری است. پس انجام‌اش دهید. دِرِک سیانفراس ۶۶ نسخه از درامِ عاشقانه‌اش، ولنتاینِ غمگین، نوشت.

۱۵. در برابر نقدهای سازنده جبهه نگیرید.

اگر از دوستان و همکاران یا خوانندگان فیلمنامه‌تان نظر می‌خواهید و بعد می‌بینید در آن میان چند نظر جنبه‌ی انتقادی دارد، حالت تدافعی به خود نگیرید. اگر همین حالا هم نویسنده‌ی فعّالی هستید و از تهیه‌کننده‌ها، مجریان طرح و یا از کارگردان‌ها بازخورد دریافت می‌کنید، این مسأله در مورد شما به طور ویژه صدق می‌کند.

هیچ‌کس، تأکید می‌کنم که هیچ‌کس، دوست ندارد با نویسنده‌ای حق‌به‌جانب کار کند. پس از آن جور نویسنده‌ها نباشید.

نظرات را جدّی بگیرید، آن‌ها را به کار بگیرید یا نگیرید، امّا نسبت به این‌که کسی زمان گذاشته و کارِ شما را خوانده قدردان و سپاس‌گزار باشید.

برای خودتان برنامه‌ی روزانه داشته باشید.

۱۶. برای خودتان برنامه‌ی روزانه داشته باشید.

برای خودتان ساعت‌های مشخصی در روز را برای نوشتن در نظر بگیرید. کارها به آسانی به تعویق می‌افتند و حواس‌مان به سادگی ازشان پرت می‌شود، امّا اگر برنامه‌ی روزانه‌ای بریزید و به آن وفادار بمانید، این وضعیّت‌ها کم‌تر پیش می‌آیند. مثلاً صبح یا موقع صرف ناهار و یا شب‌ها بنویسید. فقط یک ساعتی را انتخاب کنید و خودتان را ملزم به نوشتن در آن ساعت کنید. این به آن معنا نیست که نمی‌توانید در ساعات دیگری از روز بنویسید و یا این‌که نباید این کار را بکنید، ولی حداقل کاری که داشتن زمانی مشخّص برای نوشتن می‌تواند انجام دهد این است که تضمین می‌کند شما زمان مشخّصی در روز را به نوشتن اختصاص دهید و نه به کاری دیگر.

۱۷. کسی را پیدا کنید که حسابِ میزان پیش‌روی شما را داشته باشد.

این فرد می‌تواند مدیر برنامه‌های شما، تهیه‌کننده‌تان، هم‌اتاقی‌تان، دوست‌تان، همسرتان، و یا هر کسِ دیگری باشد. برای بسیاری از نویسنده‌ها دشوار است که بدون داشتنِ ضرب‌العجل برای خودشان انگیزه ایجاد کنند. پس کسی را پیدا کنید که برای‌تان ضرب‌العجل تعیین کند. مهم‌تر از آن این است که مطمئن شوید آن‌ها برای این‌که شما به ضرب‌العجل‌های‌تان وفادار بمانید، بهتان انگیزه می‌دهند.

۱۸. حریصانه مطالعه کنید.

فیلمنامه، رمان، خاطره، مقاله، نمایشنامه، مطالب نشریات و غیره را بخوانید. هر‌چیز و همه‌چیز را بخوانید.

به جز خودِ نوشتن، هیچ‌ کاری نیست که بیش‌تر از خواندن شما را نویسنده‌ی بهتری ‌کند.

۱۹. فیلم‌ها و سریال‌هایی را که در کودکی و نوجوانی بیش‌ترین تأثیر را بر شما گذاشتند، دوباره تماشا کنید.

اگر نویسنده شده‌اید، این احتمال وجود دارد که در سال‌های شکل‌گیری شخصیت‌تان اثری را تماشا کرده‌اید که روی شما تأثیر گذاشته است. اثری که در آن دوران روی من تأثیر گذاشت «آرواره‌ها» بود. هر فیلم یا سریالی را که روی شما چنین تأثیری گذاشته دوباره تماشا کنید. این کار به طور خاص برای اوقاتی که هر کدام‌مان احساس می‌کنیم بی‌انگیزه و خسته شده‌ایم ارزشمند خواهد بود. تماشای فیلمی که برای اوّلین بار الهام‌بخشِ شما برای نوشتن بوده می‌تواند به شما کمک کند تا عشق‌تان به این حرفه را در خودتان بازبیابید و به شما شوکِ لازم برای نوشتن را می‌دهد.

۲۰. یک ساعت در هفته استراق ‌سمع کنید.

گیر افتادن درونِ حبابِ کوچکِ فیلمنامه‌نویس بودن خیلی آسان اتّفاق می‌افتد. امّا دستِ‌کم یک ساعت در هفته زمان بگذارید تا مردم و تعاملات‌شان را تماشا کنید.

الگوهای گفتاری آن‌ها، زبانِ بدن و نحوه‌ی ارتباط برقرار کردن‌شان با دیگران را به خاطر بسپارید. مشاهده‌ی مردمِ واقعی به شما این امکان را می‌دهد که به داستان‌های واقعی‌تری برسید، داستان‌هایی که بیش‌تر می‌شود با آن‌ها همذات‌پنداری کرد.

و اما جمع‌بندی تصمیماتِ فیلمنامه‌نویسی برای سال جدید

ببینید، ایراد تصمیمات برای سال جدید این است که اوّل آن‌ها را می‌گیرید… بعد هم قول‌و‌قرارتان را می‌شکنید. این فهرست از بیست تصمیم شامل مواردی است که فکر می‌کنم در مورد هر کسی صدق می‌کند.

مخصوصاً خودم.

امّا می‌دانم شاید به کارِ شما نیاید.

می‌دانید، تنها چیزی که اهمیّت دارد این است که روی یک صندلی بنشینید و سالِ جدید را صرف نوشتن کنید. چه روزی یک ساعت و چه یک دقیقه، بگذارید انگشتان‌تان دکمه‌های کیبورد را لمس کنند و خودکارتان هم کاغذ را.

من مشتاقم آن‌چه را شما می‌نویسید بخوانم.

بقیّه‌ی مردم دنیا هم مشتاقند.

پس فقط بنویسیدش.

 

* فهرستی از فیلمنامه‌های برتر هر سال که هنوز ساخته نشده باشند.

نویسنده: جیسن هلرمن (Jason Hellerman)

منبع: nofilmschool.com

ترجمه‌: نگار عباس‌پور
نظر شما !!
  1. ایمان رحمتی

    فوق‌العاده!

  2. عرفان

    لذت بخش بود و متن روان ترجمه شده بود.
    ممنون