استمرار ابدی میل در خارج از دایره: نوشتاری در باب فیلم کوتاه «قانون دایره» (مهرشاد گلکاریان) به مثابه تسلسل باطل اخلاق فردی و وجدان جمعی

۲۴ فریم – آیدین ابراهیمی: قانون دایره عنوان فیلم کوتاهی ست از کارگردان جوان سینما مهرشاد گلکاریان، که به لحاظ بصری و تکنیکال دارای وجوه حرفه‌ای و قابل تمجید است که بنابر اصل “نقد پذیری” متنی قابل نقد و مجادله است. اما در این نوشتار فارغ از نقد سینمایی اثر، تحلیلی روایی از آنچه در فیلم نمایش داده شده، انجام می‌شود.

ناظر بیرونی همواره در ادبیات کلاسیک و پست مدرن به مثابه امر جبری و قانونی در هیبت یک داور و قاضی در خردترین کنش‌های روزمره ما دخالت داشته و دارد. این “دیگری بزرگ” در مرزهای اخلاقی و قانونی بازنمایی می‌شود. فیلم با صحنه‌ای از یک تفریح دوستانه و خانوادگی (پیکنیک) آغاز می‌شود که دوربین دستی با حرکاتی لغزان و طبیعی روایتگر رخدادی عادی و در طول زندگی دو خانواده است. کودک (آرین) ناظر بی طرف و  منصفی ست که بازیگوشی‌اش او را در پی لذت صرف از موقعیت بر مبنای صداقتی کودکانه قرار داده است. و حرکات او به مثابه حرکات نامنظم و پیش بینی ناپذیری ست که کنجکاوی کودکانه و رویه‌ای بس نامنظم و بی قانون! را در ذهن متبادر می‌کند. پرسه‌های دوربین لرزان کات می‌شود. قابی از یک رخداد جمعی نمایان می‌شود. گفتگوها بسیار عادی و کلیشه‌ای هستند اما نمای کلی شب و آتشی که روشن است و تغییر دوربین دستی پرسه‌زن و بازیگوش به دوربین حرفه‌ای، چشم اندازی از یک رخداد و شکاف را بر ذهن متبادر می‌کند. سمانه، مادر آرین، حالش بد می‌شود و پدر (هومن) برای اینکه او را به بیمارستان ببرد مجبور می‌شود تا فرزندش را پیش دختر و پسر جوانی (بابک و مهری) بگذارد که نگاهشان حامل هوس و میلی پنهان و برنامه ریزی شده است. آرین بازیگوش است و بازیگوشی در برابر امیال پیچیده بزرگسالی، چاره‌ای جز تطمیع و ورود به امر نمادین زبانی برای بابک و مهری نمی‌گذارد. پیگیری میل با محدودیت نمادین قانون، به شکل دایره‌ای که مرزهای گستاخی و بازیگوشی را محدود می‌کند تا همواره مجالی برای وفاداری و استمرار ابدی میل برای دیگری باقی بگذارد. زمان در اینجا حکایت بازگشت‌های تصنعی و رفت و آمدهای بی حاصل نیست. زمان، حکایت ابدی میل است در فرم های مختلف، و تکثری از فضاهای ماقبل و مابعد رخداد. اما رخداد این فیلم چه بود؟ بابک و مهری که اکنون و پس از گذشت چندین سال از حادثه‌ی جنگل زن و شوهری میانسال هستند، باز بسیار طبیعی در حال بازگشت به منزل هستند. دختر آن‌ها (آنیتا) که دوربین با حرکتی سیال در نمایی نزدیک روی صورت او، اشاره‌ای تلویحی به ربط رخداد، با کودک دارد. حوادث کم کم رخنمایی می‌کند. اخلاق جمعی کماکان بر خانواده و اصالت امنیت خانواده تاکید می‌کند. عنصری خارجی اما وارد می‌شود. پدر (هومن) که در قاب اول، او را شناخته‌ایم. خانواده با پیش فرض اخلاق جمعی، هومن را تهدید و خواستار خروج او از منزلش می‌شود. و این دایره اخلاق و زبان، ناگهان با فقدان آنیتا بهم میریزد. دختر اما بازمیگردد. و ما با فلش بکی به گذشته، با زمان دوباره به دایره می‌رسیم. دایره‌ای که از بالا آن را دیده بودیم. کودکی که دایره را نه فرضی، بلکه حکمی قطعی می‌پنداشت که به طمع پاداشی جذاب(چاقو) آن را می‌بایست رعایت می‌کرد. اما بازیگوشی کودکانه هنوز درکی از جباریت امر بیرونی و قطعی بودن مرزهای قانون ندارد. بابک و مهری در حال معاشقه ناگهان متوجه خروج آرین از دایره و تهدید انقطاع از هوس و میل خویش می‌شوند. این انقطاع که ترس از برملا شدن میل نهان دیگری در تصور کودک و ناتمام ماندن هوس خویش، توامان است، به فقدان کودک و خارج شدن او از قاب زندگی و رفتن به سوی پرتگاه منجر می‌شود. به اکنونِ بابک و مهری برمی‌گردیم. آن دایره‌ای که انگار خدایگان قانون و با نقشه‌ای پلید، برای کودک کشیده‌اند، به درستی و با زیبایی از بالا و بر فراز صحنه بود. دختربچه (آنیتا) و مرد غریبه (هومن) دوباره در اتاق تنها می‌شوند. مرور گذشته چیزی جز عذاب وجدان برای مهری ندارد. بابک در پی نجات بچه است. او خوب میداند که معطوف به میل که باشی، قانون دایره فراتاریخی و ابدی ست که در گذر زمان، صرفا بازیگران داخل و خارج آن تغییر میکنند. هرجا میل باشد، در برابر گستاخی‌های صادقانه کودکی، نقشه‌ای به همراه دارد. هرجا قانون باشد، لزوما مجرمی هم هست، و تصورات تلخی که سراغ پدر و مادر می‌رود، که مجرم این صحنه دو نفره چه کسی خواهد بود؟ انگار در برابر آن واقعه تلخ گذشته، سکوتی مبهم و اجماعی دروغین و غیرپایدار شکل گرفته بود. تا بر پایداری ابدی قانون و شکل مشروع میل، خدشه وارد نشود.

اما مگر میل فقط میل خانواده یا کودک است؟ انتقام از مجرم، هوس معاشقه، کشتن خویش برای فراغت از درد فرزند…همه و همه امیالی ست که در این فیلم وجود دارد. کدام میل برتر است و کدام قانون سخت تر؟ دایره‌ی کدام قانون بزرگ‌تر و ترسناک‌تر و کشنده‌تر است؟ بابک در تلاش برای نجات دخترش درب را می‌شکند. اما اساسا با آنچه مواجه می‌شود که فکرش را نمیکرده است، او دایره‌ها را دیده است. گذشته‌ها را به تمامی مرور کرده است. و همه می‌دانند که کودک مجرم نیست، او یک محصور و زندانی در دایره است. که اگر بماند، با زخم همیشگی تصویری تلخ و مرگ آور، زندگی‌اش را استمرار می‌بخشد. و اگر نماند، گستاخی‌اش به پرنگاه مرگ و حذف از حیات منجر می‌شود. هومن این را می‌دانست، که دایره، مفروض تلخ مواجهه با خویشتن و دیگریست. او دایره‌ای کشید، و خود را کشت. کارگردان فیلم، به این پرسش پاسخ نداد که خودکشی این مرد خودخواهانه بود یا دگرخوانه یا تقدیری؟ اما به هرصورت، خودکشی یعنی اطمینان از رخدادی دگرگونه که میلش را محقق می‌کرد در کنار خاطرجمعی ثبت این لحظه برای کودکی که از دایره بی‌انتهای میل و قانون، تخطی نکرد، اما برای همیشه زخمی شد. از کودک مرده تا کودک حاضر، فیلم قانون دایره ثبت مرزهای کشنده و واقعی، بین امیال و قوانینی ست که در تمام زندگی، صحنه خروج و ورود ما را از این دایره ضبط می‌کنند.

نویسنده: آیدین ابراهیمی (جامعه‌شناس و منتقد)