en
پنج شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - آموزش: ده درس کارگردانی از دیوید فینچر که می‌توانند برای شما الهام‌بخش باشند

۲۴ فریم – کیانا نیکلایی: در یادداشتی که در ادامه خواهید خواند، به ده نکته از دیوید فینچر اشاره شده است که می‌توانند برای علاقه‌مندان فیلم‌سازی الهام‌بخش باشند.

دیوید فینچر (David Fincher)، کارگردان سینما و تلویزیون، در حرفه‌اش جایگاهی اسطوره‌ای دارد.

فینچر سبک بصری فوق‌العاده خاصی دارد، هم از نظر ترکیب‌بندی و هم استفاده از رنگ. او می‌داند که چگونه با چرخش‌های داستان و روایت قوی مخاطب را در حدس و گمان نگه دارد و هیچ‌وقت از رفتنِ راه خود و سرپیچی از سیستم هالیوود ابایی نداشته است.

در نتیجه مشتاقان کارگردانی مسلماً می‌توانند درس‌های زیادی از فینچر بگیرند. در این‌جا به ۱۰ تا از توصیه‌های خاص یا مکررش برای کسانی که می‌خواهند کارگردانی را پیش بگیرند می‌پردازیم.

۱- از درخواست برداشت به تعداد مورد نیازتان نترسید.

تمایل کوبریکی فینچر برای درخواست ۵۰، ۷۵ یا حتا تعداد بیش‌تری برداشت در فیلم‌های‌اش معروف است؛ هر چیزی که موجب شود دقیقاً به نتیجه‌ی مطلوب‌اش برسد. از نظر او مسأله این نیست که بازیگر چه‌قدر اجرا برای ارائه دادن دارد، بلکه این‌که کدام برداشت ترکیب ایده‌آل همکاری همه‌ی عوامل سر صحنه، از صدا و نور تا بازی، خواهد بود است که برای او اهمیت دارد.

۲- همه‌ی تصمیم‌ها را خودتان بگیرید، چون به هر صورت همه چیز گردن شما خواهد افتاد.

این یکی از توصیه‌های رایج است و کمک می‌کند به عنوان کارگردانی که برای رسیدن به خواسته‌های هنری‌اش مصمم است شناخته شوید. در سال ۲۰۰۸ فینچر به Ain’t It Cool News گفت آموخته است که باید برای آزادی در تصمیم‌های هنری‌اش بجنگد، چون متوجه شده در نهایت موفقیت یا شکست فیلم، صرف نظر از هر توصیه‌ای که مدیران استودیو به او کرده باشند، فقط بر گردن او خواهد افتاد.

او می گوید: «چیزی که از آن آزمونِ گذر از آتشِ اولیه، که من به آن غسل با آتش می‌گویم، یاد می‌گیرید این است که باید همه‌ی مسئولیت را بر عهده بگیرید چرا که اساساً وقتی درست نگاه کنیم، کل تقصیر بر گردن شما خواهد افتاد و خب بهتر است که حداقل همه‌ی تصمیم‌هایی که منجر به محبوب یا منفور شدن فیلم می‌شوند را خودتان گرفته باشید.»

۳- با هر چشم جداگانه صحنه را بررسی کنید.

این توصیه‌ی غیرمعمول از کامنتریِ فیلمِ هفت (Se7en) برداشته شده است. فینچر پیشنهاد می‌کند که واقعاً بخش‌های مختلف صحنه را با چشم چپ و راست جداگانه نگاه کنید. او حین کار در ILM * به عنوان عکاسِ مَت یاد گرفت که از چشم چپ‌اش (قسمت راست مغز) برای ترکیب‌بندی و از چشم راست (قسمت چپ مغز) برای جنبه‌های فنی مانند فوکوس استفاده کند.

اگر این راه را امتحان کرده‌اید، تجربه‌تان را با ما در میان بگذارید.

۴- سر راه محتوا قرار نگیرید.

فینچر در کامنتریِ فیلمِ بازی (The Game) و در پرداخت به اهمیتِ ترکیب‌بندی توضیح می‌دهد چگونه عامدانه از قاب‌های مختلف استفاده کرده است که بدون افشای بیش از حد در این داستان پر پیچ و تاب، دید شخصیت اصلی حفظ شود.

منظور فینچر از سر راه محتوا کنار رفتن این است که در کارگردانی زیاده‌روی نکنید. بگذارید روایت و بازیگرها روی پای خودشان بایستند، برداشت‌های انتخابی‌تان هدفمند باشد و اعتماد کنید که مخاطب به طور غریزی می‌فهمد که ترکیب همه چیز با هم سعی در القای چه پیامی دارد.

۵- بپذیرید که با تهیه‌کننده‌ها اختلاف‌نظر خواهید داشت.

اگر به اندازه‌ای خوش‌شانس باشید که کارگردان استودیویی شوید، آشپزهای زیادی در آشپزخانه‌ی تمثیلی‌تان خواهند بود. فینچر باور دارد که در این شرایط نوعی داروینیسمِ هنری ایده‌های بدی را که به سمت‌تان انداخته می‌شوند الک خواهد کرد. اطمینان خاطر داشته باشید که در مواقع اختلاف‌نظر هنری قوی‌ترین ایده‌ها برنده خواهند شد.

۶- سعی بر پنهان کردن علاقه‌های‌تان نکنید.

از نظر فینچر، شیفتگی‌های یک کارگردان در کارش آشکار می‌شوند. پس به چیزهایی که مجذوب‌تان می‌کنند وفادار باشید و پشت تظاهر پنهان نشوید، چون قطعاً به چشم خواهند آمد.

۷- اگر به نتیجه‌ی بی‌نقص نرسیدید، CGI را امتحان کنید.

این یکی دیگر از مواردی است که فینچر در آن برجسته است. استفاده‌ی او از جلوه‌های ویژه‌ی بصری برای رسیدن به کمالِ مطلوب‌اش در تک تک نماها معروف است، حتا اگر فقط برای چیزهای کوچکی در عمق صحنه یا جزئیاتی در ظاهرِ بازیگر باشد. اگر برای‌تان از نظر مالی و دسترسی به منابع مقدور است و مانند فینچر تمایل به بی‌نقصی دارید، شاید شما هم بتوانید برای اعمالِ اصلاحات مدنظرتان از جلوه‌های دیجیتال استفاده کنید.

۸- تأکید می‌کنم… چندین برداشت بگیرید.

فینچر می‌داند که عناصر زیادی سر صحنه درگیرند، اما در عینِ حال باور دارد که تکرارِ کنش باعث می‌شود بازیگر‌ها در بلاکینگ، حس‌گیری و اجرای نقش طبیعی‌تر شوند. در ذهن او، بهترین راه رسیدن به سطحِ مطلوبی از رفتار طبیعی و راحتی در لحظه این است که بازیگران بارها و بارها یک کار را تکرار کنند.

kinopoisk.ru

۹- خودتان را به چالش بکشید، اما در حد معقول.

بعد از فیلم‌برداری باشگاه مشت‌زنی (Fight Club) در صدها لوکیشن و صحنه، فینچر عمداً برای خود چالشی کاملاً معکوس در نظر گرفت و اتاق وحشت (Panic Room) را تماماً در یک لوکیشن کار کرد. فیلم‌برداری آن در نهایت برای عوامل کابوس بود.

فینچر در سال ۲۰۰۴ به مجله‌ی Entertainment Weekly از آموخته‌های‌اش از این تجربه گفت: «یادگرفتم که نمی‌توانی فیلمی را فقط برای این‌که قرار است سخت باشد بسازی. […] من چالش را دوست دارم، اما گاهی دو سال در چالشی که برای خودت ساخته‌ای گیر می‌افتی و به خودت می‌گویی که هیچ چیز ارزش این همه دردسر را نداشت.»

۱۰- می‌توانید نه بگویید.

فینچر شانس کارگردانی یکی از سری فیلم‌های جنگ ستارگان جدید را رد کرد. او به مجله‌ی Empire چندین دلیل ارائه داد که چرا مناسب این کار نیست، از جمله‌ی آن‌ها فشار شدید برای برآورده کردن انتظاراتی بود که محبوبیتِ این مجموعه ایجاد می‌کرد. او گفت: «فکر می‌کنم باید واقعاً به شفافیت برسی، باید مطمئن شوی که این کاری است که می‌خواهی انجام دهی، چرا که به هر حال دو سال از زندگی‌ات، ۱۴ ساعت در روز، هفت روز هفته را باید صرف‌اش کنی.»

نویسنده: جو لایت (Jo Light)

منبع: nofilmschool.com

ترجمه‌: کیانا نیکلایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه