en
شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - سینما و عکاسی: تماشای فیلم‌های سینمایی در «سالن‌های سینما»ی هیروشی سوگیموتو

۲۴ فریم – علی ملکی: ‌نقل قولی منتسب به عباس کیارستمی، فیلم‌ساز برجسته‌ی هم‌وطن‌مان است که می‌گوید: «یک عکس به تنهایی مادر سینماست. سینما از عکس آغاز می‌شود، از یک تک عکس.» شاید همین جمله کافی باشد که به عنوان فیلم‌ساز تصمیم بگیریم بار دیگر به ارتباط‌ها و بده‌بستان‌های فرمی و محتوایی میان دو مدیوم سینما و عکاسی با جدیت بیش‌تری فکر کنیم و از برهم‌نهی این دو چیزی بیاموزیم. این دو مدیوم، علی‌رغم تفاوت‌هایی که در نحوه‌ی ارائه و تکنیک کار دارند، دارای قرابت‌های ماهوی غریبی هستند. بوده‌اند هنرمندانی که کوشیده‌اند با نگاهی خلاقانه، روی مرز این دو حرکت کرده و دست به تجربیاتی جدید بزنند. مقاله‌ای که پیش رو دارید، درباره‌ی یکی از این هنرمندان است: «هیروشی سوگیموتو» و پروژه‌ی «سالن‌های سینمای»اش.

مقدمه

سینما تقریباً شصت سال پس از عکاسی اختراع شد. از همان زمان تا کنون پرسش‌های متنوعی پیرامون رابطه‌ی این دو مدیوم مطرح شده‌اند که نمی‌توان به آن‌ها پاسخ قاطعی داد و برای‌شان حکم صادر کرد. حتا در مواردی نمی‌توان یکی از دو مدیوم عکاسی و سینما را بدون در نظر گرفتن دیگری مورد تحلیل و بررسی قرار داد. گاهی در کنار هم قرار گرفتن عکاسی و سینما باعث برجسته‌تر شدن ویژگی‌هایی از هر کدام می‌شود که در حالت‌های دیگر به آن‌ها توجه نمی‌کنیم. (برای نمونه، پایان فیلم «چهارصد ضربه» (۱۹۵۹) اثر فرانسوا تروفو را به خاطر بیاورید.) از جمله‌ی این پرسش‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

آیا سینما در مقابل عکاسی قرار می‌گیرد یا هم‌سو با آن؟
تأثیرات سینما بر عکاسی چیست؟ (و برعکس).
آیا سینما ادامه‌‌ی عکاسی است؟
آیا عکس تماماً به گذشته مربوط است و فیلم به زمان جاری؟
و … .

به هر حال، بررسی رابطه‌ی عکاسی و سینما با تعمق در هر دو مدیوم و بررسی جنبه‌های مختلف آن مانند جنبه‌های تاریخی و کارکرد اجتماعی و ابعاد گسترده‌ی دیگری همراه است و این تعمق می‌تواند قلاب بزرگ‌تری برای صید ماهی‌های بزرگ‌تر باشد.

چهارصد ضربه (فرانسوا تروفو، ۱۹۵۹)، تصویر ثابت‌شده از پایان فیلم

عکاسی در مقایسه با مدیوم‌های دیگر پراکندگی و وسعت بسیار بیش‌تری دارد و از بدو اختراع رسمی‌اش در سال ۱۸۳۹ میلادی در زمینه‌های متفاوتی مورد استفاده قرار گرفته است. عکاسی تمام عکس‌های خانوادگی، تبلیغاتی، خبری، پزشکی، مستند، تحقیقاتی، جنایی و … را شامل می‌شود و همین باعث پیچیدگی و گستردگی‌اش می‌شود. چگونه این حجم از موضوعات مختلف در سایه‌ی عکاسی قرار می‌گیرند؟ به طور تخمینی ۳/۱ میلیارد عکس در روز تولید می‌شود؛ نزدیک به نیم تریلیون در هر سال که می‌تواند در چند ثانیه تمام جهان را در بر بگیرد. سوزان سانتاگ در کتاب «درباره‌ی عکاسی» (۱۹۷۷) نوشته است:

«هرچه بیش‌تر راجع به چیستی عکس‌ها فکر کردم، آن‌ها پیچیده‌تر و معنادارتر شدند.»

بنابراین با توجه به گستردگی زمینه‌های مختلف عکاسی، تعاریف عکاسی بر پایه‌ی مقایسه و مقابله شکل می‌گیرند. هر یک از هنرهای دیگر راهی برای تفکر درباره‌ی چیستی عکاسی ارائه می‌کنند. به طور خلاصه، نقاشی بر موضوعاتی همچون شکل توصیفی و حقیقی بودن تصاویر عکاسی تأکید کرده است. ادبیات بر صراحت بیان و واقع‌گرایی تصاویر عکاسی تأکید می‌کند. تئاتر بر قابلیت داستانی عکس‌ها تأکید کرده و از منظر سینما، مبحث زمان و قاب‌گیری تصویر اهمیت بیش‌تری می‌یابد.

هیروشی سوگیموتو و پروژه‌ی «سالن‌های سینما»

هیروشی سوگیموتو عکاس و معمار معاصر ژاپنی است. او در سال ۱۹۷۴ میلادی از مرکز طراحی هنر لس آنجلس فارغ‌التحصیل شد و به نیویورک آمد. سوگیموتو پروژه‌های عکاسی و معماری زیادی انجام داده است. از جمله پروژه‌های عکاسی او می‌توان به «سالن‌های سینما»، «مناظر دریایی» و «دیُراماها» اشاره کرد. در این مقاله، به بررسی مجموعه‌ی «سالن‌های سینما»ی او می‌پردازیم.

برای هیروشی سوگیموتو، ایده‌ی شکل‌گیری این مجموعه با این پرسش که «آیا ممکن است تمام فریم‌های یک فیلم در یک فریم ثبت شوند؟» جرقه خورد. نتیجه‌ی احتمالی «تشکیل یک صفحه‌ی درخشان» بود. بلافاصله پس از این پرسش، سوگیموتو دست به تجربه در این زمینه برای محقق کردن ایده‌ی خود زد. او یک روز با یک دوربین قطع بزرگ به یک سالن سینما (با بلیت‌های ارزان قیمت) در ایسترن ویلج رفت. به محض این‌ که فیلم شروع شد، دکمه‌ی شاتر دوربین را در حالی که دوربین با عمق میدان زیاد تنظیم شده بود فشرد. دو ساعت بعد زمانی که نمایش فیلم به پایان رسید، با فشردن دوباره‌ی دکمه‌ی شاتر نوردهی را به پایان رساند. (صفحه‌ی حساس به نور (در این‌جا فیلم) از ابتدا تا انتهای نمایش فیلم در سالن نوردهی شده است). در بعد از ظهر همان روز، آن فریم فیلم را ظاهر کرد و تصویر ذهنی‌اش در مقابل چشمان‌اش ظاهر شد: یک صفحه‌ی بسیار روشن که فضای پیرامون خود را در عکس روشن کرده است.

یو. ای. ریولی، نیویورک، ۱۹۷۷

«سالن‌های سینما» در طول سفر آمریکای شمالی خلق شده است. سوگیموتو در این مجموعه از نمایش فیلم در سالن‌های سینما عکاسی کرده است. در این مجموعه بیش از ۱۰۰ سالن سینما و تئاتر عکاسی شده است. او دوربین قطع بزرگ عکاسی را در انتهای سالن نمایش قرار داده و با شاتر باز از نمایش کامل فیلم عکس گرفته است. (توضیح: منظور از عبارت شاتر باز، همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، به این معنی است که صفحه‌ی حساس به نور برای ثبت تصویر (در این‌جا فیلم) از ابتدای فیلم با فشردن دکمه‌ی شاتر در فرایند نوردهی قرار می‌گیرد تا انتهای فیلم که این فرایند با فشردن دوباره‌‌ی دکمه‌ی شاتر پایان می‌پذیرد.) با پخش یک فیلم ۲ ساعته حدود ۱۷۲۸۰۰ فریم در برابر چشمان مخاطب قرار می‌گیرد. پس با نوردهی یک فریم در طول پخش یک فیلم به طور میانگین حدود ۱۷۰۰۰۰ فریم در فرایند نوردهی یک فریم قرار می‌گرفتند و در یک فریم ثبت می‌شدند؛ همان چیزی که ایده‌ی سوگیموتو بود:

«رویای من گنجاندن ۱۷۰ هزار عکس در یک فریم عکس بود.»

رسانه‌ی عکاسی گنجایش ثبت اطلاعات گذر زمان و تصاویر متحرک را ندارد. بنابراین تصاویری از پرده نمایش بسیار روشن به خاطر نوردهی بیش از اندازه به دست می‌آید.

سینه‌راما دُم، ۱۹۹۳

البته این مجموعه تنها محدود به سالن‌ها و آمریکای شمالی نمی‌شود. سوگیموتو این ایده را در اُپرا هاوس، سالن‌های رهاشده و سینما ماشین‌ها (drive-in) نیز ادامه داد.

سالن نمایش فرانکلین پارک، راشومون (۱۹۵۰)، بوستون، ۲۰۱۵

کارکرد مستندنگارانه

مطالعه‌ی جزئیات از روی عکس نسبت به حضور در همان محیط آسان‌تر انجام می‌شود. هر عکس جهانی است لبه‌دار؛ بدین معنا که اطلاعات بصری عکس در یک محدوده دیده می‌شود؛ از یک جا شروع و در جایی دیگر تمام می‌شود. علاوه بر این، در عکس مقیاس تغییر می‌کند. برای مثال کره‌ی ماه با شعاع متوسط ۱/۱۷۳۷ کیلومتر را در نظر بگیرید که عکس پس‌زمینه‌ی یک تلفن همراه شده است! در این مثال، ماه مانند یک توپ پینگ‌پنگ تحت سلطه‌ است و به راحتی می‌توان جزئیات آن‌ را مطالعه کرد. مجموعه‌ی حاضر می‌تواند عکس‌های مستندی از سالن‌های تئاتر قلمداد شود و به عنوان منبعی کامل برای مطالعه در مورد سالن‌های تئاتر استفاده شود. عکس‌های این مجموعه همان‌طور که گفته شد، با دوربین قطع بزرگ ثبت شده‌اند. بنابراین، عکس‌ها از کیفیت بالایی برخوردارند و جزئیات سالن‌ها را به خوبی بازنمایی می‌کنند. منبع نور برای این مجموعه عکس پرده‌ی نمایش فیلم است که در عکس‌ها به صورت سطحی بسیار روشن دیده می‌شود و بقیه قسمت‌های عکس به طور مستقیم از تابش منبع نور تغذیه می‌شوند و بخش پشت پرده نیز از تابش غیر مستقیم نوردهی می‌شود. عکس‌های سالن‌های تئاتر سوگیموتو هم شامل سالن‌های لوکس سینمایی است و هم سینماهای محلی رو باز.

تئاترو کاریگنارو، تورین، ۲۰۱۶

آن‌چه باعث ثبت جزئیات محیط در عکس‌ها می‌شود نوری است که از بازتاب نور اشیای داخل میدان دید لنز از لنز عبور می‌کند و بر روی صفحه‌ی حساس به نور ثبت می‌شود. فیلمِ نمایش‌داده‌شده بر روی صفحه‌های بزرگ در حکم منبع نوری است که فضا را روشن می‌کند. آیا حیات سالن‌های سینما بدون حضور مخاطب و پخش فیلم قابل‌تصور است؟ (البته سوگیموتو برای عکاسی این مجموعه پا به سالن‌های مخروبه نیز گذاشته است و با پخش فیلم‌های مورد علاقه‌اش با پروژکتور بر روی پرده‌ی سینما به عکس‌برداری از این سالن‌ها نیز پرداخته است). سوای مستندنگاری صورت گرفته، با دیدن این مجموعه به این پی می‌بریم که حیات سالن‌های سینما به جاری بودن فیلم در این سالن‌ها وابسته است. در این مجموعه فیلم به نوری تبدیل می‌شود که از شروع تا پایان فیلم به جان تماشاگر نوشانده می‌شود. تماشاگری که در طول فیلم در همان حال نشسته نیز حرکت می‌کند. در بعضی از عکس‌های این مجموعه چکیده‌ای از حرکات تماشاگر در طول مدت نمایش فیلم قابل‌مشاهده است. بنابراین بعضی از عکس‌های این مجموعه می‌توانند تبدیل به موضوع مطالعه‌ی حرکات تماشاگر در طول مدت نمایش فیلم نیز شوند.

رادیو سیتی، موزیک هال، نیویورک، ۱۹۷۸

تصورات خیال‌پردازانه از ذات تصاویر این مجموعه

سطوح روشن و تختی که در اکثر تصاویر این مجموعه مشاهده می‌کنیم حاصل نمایش کامل فیلم هستند. این فرم تکرارشونده شاید حس کنجکاوی ما را کمی تحریک کند و پیش خود تخیل کنیم که برای ثبت هر یک از عکس‌ها چه فیلمی در حال پخش در سالن بوده است. از طریق صحبت‌های سوگیموتو و ویدئوی کوتاهی از نحوه‌ی ثبت تصاویر می‌توانیم به برخی از این فیلم‌ها پی ببریم.  در سالن نمایش پالاس، «سفید برفی» (۱۹۳۷)، در سالن نمایش کنوشا، «گودزیلا» (۱۹۵۴)، در سالن نمایش اِوِرِت اسکوئر، «موجو» ۱۹۷۰ و در سالن نمایش فرانکلین پارک، «راشومون» (۱۹۵۰) در حال پخش بوده است. (۳ فریم از ۴ فریم یاد شده در بخش «سالن‌های ترک شده» در وبسایت سوگیموتو قابل مشاهده است و در عنوان عکس‌ها علاوه بر نام سالن‌ها، نام فیلم‌ها نیز ذکر شده است). و جالب آن که در پایان این ویدئو نیز که با پخش فیلم راشومون ساخته‌ی آکیرا کوروساوا در سالن فرانکلین پارک همراه است، صدای باران شنیده می‌شود که ما را به یاد شروع این فیلم می‌اندازد.

به نظر می‌آید فیلم‌های پخش‌شده فیلم‌های بلند بوده‌اند؛ یعنی رویای سوگیموتو را که ثبت ۱۷۰۰۰۰ فریم در یک فریم بود را تحقق بخشیده‌اند. اما شاید میان این فیلم‌ها، فیلم‌های نیمه‌بلند و یا حتا کوتاه نیز باعث نوردهی عکس شده باشند و سوگیموتو کمی از ایده‌آل خود عدول کرده باشد! به هر حال در مورد فیلم‌های پخش‌شده که اطلاعی از آن‌ها نداریم می‌توانیم این‌گونه تخیل کنیم و پرسش‌هایی را در ذهن خود مطرح کنیم. آیا سوگیموتو تمام طول مدت فیلم را برای نوردهی عکس تنظیم کرده است یا این‌که در بعضی عکس‌ها شیطنت کرده و کمی زودتر دکمه‌ی شاتر را فشرده است (!) و هزاران پرسش دیگر که می‌توانند آمیخته با شک و کمی شوخ‌طبعی نیز باشند. در نهایت تمامی این فیلم‌ها با تمام تفاوت‌ها و شباهت‌های‌شان در عکس‌ها یک‌دست می‌شوند و تفاوت آن‌چنانی بین آن‌ها مشاهده نمی‌شود: سطوح یک‌دست و سفید! رنگ سفید نماد خلوص، عصمت، پاکی و پاکیزگی است. در این‌جا شاید بتوان قرابتی میان ایده و فیلمی از سال‌های اخیر یافت. در فیلم متأخر لارس فون تریه به نام «خانه‌ای که جک ساخت» (۲۰۱۸)، که ماجرای یک قاتل زنجیره‌ای به نام جک در دوره‌ای ۱۲ ساله است، جک در قسمتی از فیلم از جنازه‌های منجمدی که در سردخانه نگه داشته شروع به عکس‌‌برداری می‌کند. جک می‌گوید: «اما برای من آن چیزی که مرا در جهان تصاویر تحت تأثیر قرار می‌دهد خود عکس نبود، بلکه نگاتیو آن بود. وقتی ۱۰ ساله بودم کشف کردم که از طریق نگاتیو می‌شود کیفیت اهریمنی ذات نور را مشاهده کرد. نور تاریک!»

پس‌تصویر

سوگیموتو نیز در جایی به واژه‌ی «پس‌تصویر» (afterimage) اشاره می‌کند. پس‌تصویر یا تصویر بازمانده یکی از توهمات نورانی است که به حالتی اشاره می‌کند که تصویری، پس از این که از دید فردی خارج شده است، همچنان مشاهده می‌شود. احتمالاً تجربه کرده‌اید که پس از مدتی نگاه کردن به منبع نور، هنگامی که چشمان خود را می‌بندید یا پلک می‌زنید، اثر آن را مشاهده می‌کنید. اگر به یک منبع نور درخشان خیره شوید، پس تصویری که می‌بینید سیاه و تاریک خواهد بود. حالا اگر به عکس‌های سوگیموتو خیره شویم و چشمان خود را ببندیم، می‌توانیم آن روح تاریک سالن‌های سینما و فیلم‌ها را مشاهده کنیم. علاوه بر این در هنگام تماشای فیلم‌ها نیز تمامی فریم‌ها سفید و روشن نیستند. می‌توانیم نتیجه بگیریم که در این عکس‌ها سفیدی بر فریم‌های تاریک و تیره‌مایه‌ی فیلم چیره شده‌اند! با نگاه به نگاتیو عکس‌ها، نتیجه‌ی این پیکار برعکس می‌شود.

سینما ماشین، خلیج جنوبی، ۱۹۹۳

جمع‌بندی

مجموعه‌ی سوگیموتو محدودیت عکاسی در صحبت‌های بالا را به چالش می‌کشد. ممکن است بخش اعظم فریم‌های یک فیلم تیره‌مایه باشند‌، اما در نهایت یک سطح درخشان و روشن حاصل شود. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، عکاسی گنجایش ثبت اطلاعات گذر زمان را ندارد. اما سوگیموتو با علم به این محدودیت به سراغ سینما می‌رود و این مجموعه را خلق می‌کند.

در زمانی که این متن نوشته می‌شود، شاید سالن‌های سینما همان‌قدر خالی از تماشاگر هستند که در عکس‌های سوگیموتو. شاید فریم‌های بعدی سوگیموتو، با توجه به بحران کرونا و قرنطینگی، فریم‌هایی باشند که در آن‌ها سطوح نورانی، به جای پرده‌ی سینما، تلویزیون‌های نمایش خانگی یا لپ‌تاپ‌ها یا تلفن‌های همراه هوشمند باشد!

توضیحات:

۱- دوربین‌های امروزی را می‌توان به چهار نوع اصلی تقسیم کرد: قطع بزرگ (فیلم تخت، معمولاً ۴ در ۵ اینچ)، قطع متوسط (اندازه فیلم رول ۶ در ۶ سانتی‌متر و امثال آن)، و قطع کوچک (عمدتاً ۳۵ میلی‌متری).

۲- عمق میدان فاصله‌ی نزدیک‌ترین تا دورترین نقطه‌ی یک موضوع است که با یک تنظیم بر شاخص فوکوس جزئیات را با وضوح قابل‌قبولی به تصویر می‌کشد. بازترین روزنه (کوچک‌ترین عدد دیافراگم) – گشودگی کامل لنز – کم‌ترین عمق میدان را می‌دهد، در حالی که بسته‌ترین روزنه (بزرگ‌ترین عدد دیافراگم) بیش‌ترین را.

مراجع

۱- کمپنی، دیوید، عکاسی و سینما، ترجمه‌ی محسن بایرام‌ نژاد، تهران: نشر مرکز، ۱۳۹۵.

۲- هفرمن، ماروین، عکاسی همه چیز را دگرگون می‌کند، ترجمه‌ی الهام آقا‌باباگلی، معصومه آقایی، تهران: انتشارات پرگار، ۱۳۹۸.

۳- لنگفورد، مایکل، فاکس، آنا، سادون اسمیت، ریچارد، عکاسی پایه‌ی لنگفورد، ویرایش نهم (ویرایش دوم فارسی)، ترجمه‌ی رضا نبوی، تهران: انتشارات دانشگاه هنر، ۱۳۹۶.

۴- https://www.sugimotohiroshi.com/abandoned-theater

۵- https://www.sugimotohiroshi.com/new-page-7

نویسنده: علی ملکی
علی ملکی، عکاس و فیلم‌ساز تجربی و عضو اصلی انجمن عکاسان ایران و عضو موسسه‌ی توسعه‌ی هنرهای تجسمی معاصر است که تاکنون برای آثار عکاسی خود برنده‌ی تندیس در بخش نگاهی دیگر (خلاقه) از شانزدهمین جشن تصویر سال، دیپلم افتخار در همان بخش در هفدهمین جشن تصویر سال شده و همچنین در هفتمین دوره‌ی ده روز با عکاسان در خانه‌ی هنرمندان ایران و بیست و ششمین جشنواره‌ی هنرهای تجسمی جوانان ایران حضور داشته است. از فیلم کوتاه تجربی او، «رسوخ»، نیز در جشنواره‌ی فیلم تصویر سال تقدیر شده است.

سینما و عکاسی: تماشای فیلم‌های سینمایی در «سالن‌های سینما»ی هیروشی سوگیموتو

  1. صبا گفت:

    سلام
    از فونت بهتری برای نوشتن استفاده کنید. همچنین رسم‌الخط مصوب فرهنگستان رو به‌کار بگیرید و از یای میانجی به جای یای مزاحم استفاده کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه