آموزش: عشق سرخ؛ نگاهی به کاربست رنگ سرخ در سینمای پدرو آلمودوار

۲۴ فریم – سرویس آموزش: ممکن است رفتارهای وسواسی در افراد ما را به خنده بیاندازند، یا برای‌مان آزاردهنده باشند، ولی گاهی وسواسی بودن می‌تواند منجر به اتفاقات جالبی شود. برخی از محبوب‌ترین فیلم‌سازان همه‌ی ما آدم‌هایی به شدت وسواسی بوده‌اند و همین رویکردشان از قضا سبب ماندگاری‌شان شده است. یکی از این وسواسی‌های بزرگ سینما «پدرو آلمودوار» فیلم‌ساز برجسته‌ی اسپانیایی‌ست. در ویدئو-مقاله‌ی این هفته‌ی سرویس آموزش ۲۴ فریم، نگاهی داریم به عشق وسواس‌گونه‌ی آلمودوار به رنگ سرخ.

«رنگ به هر شی‌ای جلوه‌ای خیال‌انگیز و نوعی ارزش ساختگی می‌دهد که بسیار مطلوب من است. من باور دارم که این تصنع موجود در اشیائی چون دیوارها، دکور، لباس‌ها و … است که شخصیت‌ها را در فیلم‌های من برجسته می‌کند. رنگ همچنین آن‌چه را که بیش از هر چیزی در فیلم‌های‌ام به آن علاقه‌مندم جدا می‌سازد: خود داستان و احساسات شخصیت‌ها.»

پدرو آلمودار – ۱۹۹۲

وسواس رفتاری مضحک است که می‌تواند خود را به عنوان ویژگی شخصیتی فرد وسواسی نمایان کند. در جهان سینما و فیلم‌ها، برخی رویکردهای وسواس‌گونه خود را در قالب ایده‌آل‌گرایی و توجه فوق‌العاده دقیق به جزئیات نشان می‌دهند؛ مثل سبک کار استنلی کوبریک و وس اندرسن. گاهی نیز برخی از وسواس‌های سینمایی به شکل مضامینی تکرارشونده ظاهر می‌شوند؛ مثل داستانی که کارگردان وسواسی نمی‌تواند درباره‌ی چیزی جز آن فیلم بسازد. به عنوان مثال‌هایی از این حالت نیز می‌توان به وودی آلن و سوفیا کوپولا اشاره کرد. برخی دیگر از فیلم‌سازان نیز رفتار وسواس‌گونه‌شان را در زمینه‌هایی چون یک مضمون، بازیگر یا حتا یک ژانر تکراری بروز می‌دهند. نقطه‌ی مشترک همه‌ی این فیلم‌سازان وسواسی در این است که این وسواس‌های‌شان را به مخاطبان‌شان انتقال می‌دهند. ما زمانی که اثری از وس اندرسن را تماشا می‌کنیم، همه با اشتیاق خواهان همه‌ی آن جزئیات دقیق طراحی صحنه هستیم و به آن‌ها نیاز داریم تا آن‌چه تماشا می‌کنیم به عنوان فیلمی از وس اندرسن برای‌مان قابل‌پذیرش باشد. یا وقتی که فیلمی از وودی آلن می‌بینیم، به دنبال همان شخصیت همیشگی مرد شل و ول و دست‌وپاچلفتی‌ هستیم، تا احساس کنیم که این فیلمی از وودی آلن است؛ فرقی هم نمی‌کند که چه کسی این شخصیت را بازی کند: خود وودی آلن، کنث برانا، جیسن بیگز، جسی آیزنبرگ یا هر کس دیگری.

وسواس‌های کارگردانان مثل دریچه‌ای‌ هستند به روی فرایند خلاقه‌شان و نشان از این دارند که چه چیزهایی خیالات و ابتکارات آنان را شعله‌ور می‌کنند و در نهایت یکی از مؤلفه‌های منحصربه‌فرد بودن خودشان و آثارشان هستند. یکی از این فیلم‌سازان وسواسی پدرو آلمودوار، کارگردان مؤلف اسپانیایی، است؛ او که یکی از برجسته‌ترین فیلم‌سازهای دوران ماست، رویکردهای وسواس‌گونه‌ی متعدد و گسترده‌ای در آثارش دارد.

رنگ موردعلاقه‌ی آلمودوار بدون شک رنگ سرخ است. استتیک خاص آلمودوار به شکلی خاص یادآور سبک پاپ آرت است. رنگ در فیلم‌های او در خدمت خلق و تثبیت حس‌وحال و احساسات و یا تغییری قابل‌ملاحظه در هر یک از ان دو قرار می‌گیرد. تکرارشونده‌ترین ترکیب رنگی وی ترکیب سرخ و آبی‌ست که در حد اعلای خود در فیلم «همه چیز درباره‌ی مادرم» (۱۹۹۹) مورد استفاده قرار گرفته است. در صحنه‌ای به‌یاد‌ماندنی از این فیلم، شاهد این هستیم که رنگ سرخ در همه جا به چشم‌ می‌خورد؛ از کت مانوئلا گرفته تا بیلبورد سرخ‌رنگ اتوبوسی به نام هوس. حتا نام شخصیت بازیگر نیز هوما روخو است که یادآور رنگ سرخ است. (توضیح: روخو، rojo، در زبان اسپانیایی به معنای سرخ است) این رنگ کد تصویری آلمودوار است برای اشتیاق و خطر.

آلمودوار، مانند اسکورسیزی و کوبریک، متوجه این نکته شده است که رنگ سرخ می‌تواند کارکردهایی فراتر از القای احساساتی چون خشم و عشق داشته باشد و در طی دوران فیلم‌سازی پرماجرا و پرثمر خود به اشکال مختلف از تمامی برداشت‌های احساسی و معنایی مختلف این رنگ در آثارش بهره برده است؛ طوری که شاید به سختی بتوان فیلمی را از آلمودوار را بدون رنگ سرخ به یاد آورد.

از فیلم «عادت‌های تاریک» (۱۹۸۳) گرفته تا «خولیتا» (۲۰۱۶) و بسیاری از آثار او در این بین، رویکرد وسواسی آلمودوار در استفاده از رنگ سرخ منجر به خلق تعدادی از نفس‌گیرترین‌ نماهای تاریخ سینما شده است. و وقتی که وسواسی می‌تواند چنین چیزهایی زیبایی خلق کند، بیایید آرزو کنیم آلمودوار همین‌طور وسواسی باقی بماند.

این ویدئو-مقاله‌ی بی‌کلام ساخته‌ی خورخه لوئنگو روئیز (Jorge Luengo Ruiz) است و در آن با تدوینی جذاب و خوش‌ریتم، چیدمانی چشم‌نواز و دل‌چسب از کاربست رنگ سرخ در سینمای پدرو آلمودوار ارائه کرده است. امیدوارم شما هم از دیدن این ویدئو لذت ببرید.

ترجمه‌ی متن: دکتر امیررضا قانعی محمدی

آماده‌سازی ویدئو: مصطفی خانی‌پور