en
شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - فریم‌ها-۱: تاسیان

۲۴ فریم – سرویس آموزش: امروز در نخستین یادداشت از مجموعه‌ی «فریم‌ها» به سراغ «آرمان فیاض» رفته‌ایم تا از او درباره‌ی «تاسیان» بشنویم و به تماشای فریم‌های منتخب او از این فیلم بنشینیم.

همان‌طور که پیش‌تر به اطلاع مخاطبان عزیز سرویس آموزش ۲۴ فریم رسانده بودیم، بناست از امروز، و در راستای حرکت در مسیر تخصصی‌تر یادگیری سینما، به سراغ فیلم‌برداران فعال و کاربلد عرصه‌ی فیلم کوتاه‌مان برویم و از تجربیات‌شان در ساخت یکی از آثارشان بشنویم و فریم‌های منتخب‌شان را به تماشا بنشینیم.
امروز از «آرمان فیاض» می‌شنویم، درباره‌ی «تاسیان».

نقاشی با نور

بدون شک، آن‌چه که به تصاویر سینما روح می‌دمد- فارغ از ترکیب‌بندی، رنگ، میزانسن و قصه – «نور» است. نور ماهیت سینماست؛ عنصری‌ست که به سینما امکان حیات داده است و قطعاً پردازشِ نور ارتباطِ مستقیم با چگونگی درک مفاهیم نهفته در فیلم دارد.

«تاسیان» قصه‌ی مردِ سالخورده‌ای است که تنهایی‌اش در تار و پود خانه تنیده شده است. ارتباط با  فرزندان‌اش مجازی است و تصویری که از خود به آن‌ها نشان می‌دهد نیز ساختگی‌ست. اما مشخصه‌ی خانه‌ی سالخورده‌ای که مرد را سال‌هاست در خود جای داده با همه‌ی خاطره‌های‌اش (همچون نام فیلم «تاسیان») شخصیتی است ویژه که اصطلاحاً به آن می‌گوییم صاحب «روح» است.

به همراه کارگردان فیلم، «آلاله ایزدی»، به این فکر کردیم که می‌شود هر نما یک تابلو نقاشی باشد؛ با وسواس در چیدمان بصری و در نهایت دمیدن روح با نور. پردازش سایه‌ها و روشنی‌ها، شکل و جهت و اندازه‌ی تابش… می‌خواستم نور صاحب کاراکتری همچون قلم نقاش امپرسیون شود؛ همچون آثار کلود مونه.

صحنه را «حسین عالی‌نژاد» هنرمندانه ساخت؛ در یک سطح فلات و اغلب پرتابل. چون نیازمند جابه‌جابی اجزاء صحنه در بعضی از نماهای حرکتی بودیم. در انتخاب رنگ و نوع چیدمان بصری، ساعت‌ها با حسین و آلاله مشورت می‌کردیم. برای اغلب نماهای فیلم، علی‌الخصوص سکانس پلان آخر، نیازمند هماهنگی زیادی بودیم؛ چرا که در آن سکانس پلان پنج دقیقه‌ای، شب تبدیل به روز می‌شد و من می‌خواستم، فارغ از نور آمبیانس، شب و نهایتاً تبدیل‌اش به روز را در یک پلانِ لانگ‌تیک بسازم. بنابراین، به ازای هر چراغ تنگستن (کلوین ٣٢٠٠)، یک چراغ دی لایت (کلوین ۵۶٠٠) کار کردیم که پس از عبور دوربین از محدوده‌ی چراغ آن دیمر می‌شد و در نهایت از نمای باز و عمومی آشپزخانه باید به نمای بسته‌ی شیشه‌ی پنجره می‌رسیدم. کلی اجزاء در این پلان تغییر می‌کرد؛ از صحنه و چیدمان تا گریم و مهم‌تر از همه نور (شب به روز تبدیل می‌شد.)

همه‌ی این موارد تنها با داشتن همکاران خوب در تیم فیلم‌برداری و صحنه، گریم و نهایتاً کارگردانی میسر می‌شد. قطعاً سینما گروهی‌ترین حرفه‌ی دنیاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه