آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۲۷: هیولا

۲۴ فریم – سرویس آموزش: سرویس آموزش ۲۴ فریم فرا رسیدن سال نو را صمیمانه خدمت مخاطبان گران‌قدر خود و همچنین همه‌ی فیلم‌سازان کوشا و مستقل تبریک می‌گوید و آرزومند سالی سرشار از موفقیت برای جامعه‌ی فیلم کوتاه‌مان است. امروز در نخستین پستِ سال جدید، بیست و هفتمین فیلمنامه از مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» خود را تقدیم شما می‌کنیم که فیلمنامه‌ی «هیولا» نوشته‌ی «سیاوش شهابی» است. فیلمی که بر مبنای این فیلمنامه و به کارگردانی «سیاوش شهابی» و «محمد تفضلی» ساخته شده موفق به کسب افتخاراتی همچون برنده‌ی جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد و نامزد دریافت جوایز بهترین فیلمنامه و تدوین از جشنواره‌ی فیلم کوتاه دانشجویی نهال و همچنین منتخب بخش مسابقه‌ی جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران و جشنواره‌ی فیلم تصویر سال بوده است.

«هیولا» فیلمنامه‌ای‌ست درباره‌ی یک نقاب، چهره‌ی روی نقاب و چهره‌ی پنهان در پشت نقاب. «هیولا» روایت‌گر مقطعی از زندگی قهرمان داستان، بهنام، است که با مشکلات مالی و خانوادگی دست و پنجه نرم می‌کند و آشکارا در شرایطی ناامن و پر ترس زندگی می‌کند و در عین حال ناچار به انجام کاری عجیب برای گذران زندگی‌ست: ترساندن دیگران با نقاب و پوشش هیولا. به لحاظ روایی، فیلمنامه موفق شده است تا اطلاعاتی کاربردی و مفید درباره‌ی گذشته و مشکلات فعلی بهنام از خلال موقعیت‌های کلامی و غیرکلامی و به صرفه‌جویانه‌ترین شکل ممکن به مخاطب ارائه کند. طوری که می‌توان گفت که فیلمنامه‌ی حاضر این توانایی را دارد که در کم‌ترین زمان لازم (ایده‌آل برای یک فیلم کوتاه) تصویری کافی برای درک شخصیت‌ بهنام ارائه کند. از سوی دیگر، نویسنده با چینشی دقیق و هوشمندانه از اجزاء داستانی به خوبی توانسته است درون‌مایه‌ی مورد نظر داستان را به تمام ساختار فیلم تزریق کند و فضایی یکپارچه به این لحاظ خلق کند. کافی‌ست به کارکرد اجزایی چون عینک دودی، زخم صورت (و نحوه‌ی نمایش آن)، نقاب و صحنه‌ی عکس گرفتن با خانواده‌ی مشتری تونل دقت کنید. در واقع می‌توان گفت که در این فیلمنامه با دو چهره از بهنام مواجهیم: چهره‌ای که روی نقاب اوست؛ جایی که او، ناتوان از اجرای وظایف محوله، در ترساندن مخاطبان ناکام است (و با هوشمندی از خواننده‌ی اثر دور نگه داشته می‌شود). و چهره‌‌ی دیگر، چهره‌ی پشت نقاب اوست؛ جایی که او در مواجهه با رئیس خود (پرویز)، همکارش (مجید)، رقیب‌اش (امیر علی) و پسرش (آریا) شکل دیگری از این ناکامی را به نمایش می‌گذارد. تمام جزئیات و چیدمان دقیقی که نویسنده برای خلق این دو چهره به موازات هم طرح‌ریزی کرده است، همگی در خدمت شکل‌گیری یک پایان‌بندی به واقع درخشان و هولناک قرار گرفته‌اند. جایی که استیصال و ناکامی شخصیت بهنام در نقطه‌ی اوج خود قرار می‌گیرد، جایی که دیگر چهره‌ی روی نقاب و پشت نقاب یکی می‌شوند و «هیولا» جان می‌گیرد.

«سیاوش شهابی»، نویسنده‌ی اثر، درباره انگیزه‌اش از نگارش این فیلمنامه، مضمون مد نظرش و روند کار خود برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

موقعیت شغلی برای‌ام در سینما همیشه بستر جذاب و درام‌خیزی بوده و در «هیولا» بیشترین تأکید روی همین مسئله است. قصه‌ی مردی که باید با ماسک و لباس‌های عجیب و غریب مردم را بترساند، اما نمی‌تواند؛ تخصص‌اش چیز دیگری بوده، اما حالا باید این کار مضحک را انجام دهد.
مثل هر فیلمنامه‌ی دیگری که برای‌ام شوخی‌شوخی جدی می‌شود، ناگهان دیدم در میان موقعیت نابه‌سامانی هستم؛ مردی که بچه‌اش را می‌خواهد ببیند، اما به خاطر سوختگی صورت‌اش نمی‌تواند. می‌خواهد پول عمل جراحی‌اش را جور کند، اما در کارش اصلاً موفق نیست، طوری که مردم داخل تونل به او می‌خندند (گویی به وضعیت زندگی‌اش هم) و در نهایت برای همه‌ی این‌ها باید تبدیل به چیزی شود که دیگران از او می‌خواهند. او حالا باید با صورت واقعی‌اش زندگی‌اش را نجات دهد؛ یعنی چاره‌ی کارش همان چیزی است که ازش رنج می‌برد. اما بعد از این تصمیم چه اتفاقی در درون‌اش رخ خواهد داد؟ آیا می‌تواند ادامه دهد؟ این‌ها سوالاتی بود که با آن‌ها فیلمنامه را ادامه دادم، اما جواب مشخصی برای‌شان پیدا نکردم.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه هیولا

تنظیم مطلب و آماده‌سازی فیلمنامه: محسن خانی‌پور