آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۴۵: دریا موج موج می‌لرزد

۲۴ فریم – سرویس آموزش: چهل و پنجمین عنوان از مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» سرویس آموزش ۲۴ فریم به فیلمنامه‌ی «دریا موج موج می‌لرزد» نوشته‌ی «امیر غلامی» اختصاص یافته است. این فیلم حائز افتخاراتی چون برنده‌ی جوایز بهترین فیلم داستانی و بهترین جلوه‌های ویژه از دهمین جشنواره‌ی منطقه‌ای ژیار، جایزه‌ی بهترین فیلمنامه از پنجاه و چهارمین جشنواره‌ی منطقه‌ای سمنان، جوایز بهترین فیلم کوتاه و بهترین کارگردانی فیلم کوتاه از یازدهمین جشنواره‌ی فیلم‌های ایرانی سان‌فرانسیسکو، جایزه‌ی ویژه‌ی هیئت داوران از سومین جشنواره‌ی بین‌المللی سلیمانیه، جایزه‌ی بهترین فیلم از دومین جشنواره‌ی ملی فانوس، جایزه‌ی بهترین فیلم از جشنواره‌ی بین‌المللی AMITY (استانبول ترکیه)، جایزه‌ی بهترین فیلم از جشنواره‌ی بین‌المللی CBT (اربیل عراق)، جوایز بهترین فیلمنامه و بهترین طراحی تولید از جشنواره‌ی Buccaneer’s SHORT TO THE POINT Festival A romance، جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد از Yala International Independent Film Festival (نپال) و جایزه‌ی بهترین کارگردانی از ۸th  Athens Digital International Film Festival بوده و همچنین در جشنواره‌های متعدد داخلی و بین‌المللی حضور داشته است.

فیلمنامه‌ی «دریا موج موج می‌لرزد» را می‌توان از سه جنبه مورد توجه قرار داد: نخست از منظر فضای وقوع داستان که فضایی بکر و جالب توجه است: کلبه‌ای که بر روی آب قرار دارد و پیرمرد ساکن آن که گویی زندگی‌اش به تمامی وقف مرگ شده است. در راستای تقویت این فضا، نویسنده با هوشمندی از هر نوع دیالوگی پرهیز کرده است و به کمک تصاویر، صداها و اشیاء مختلف روایت خود را به پیش می‌برد. دوم از منظر محتوای آشکارا فراواقعی و حتا اساطیری اثر، که در کنش‌های پیرمرد (تنهایی، مواجهه با طبیعت، مواجهه با خطر و …) تجلی می‌یابد. پیرمردِ «دریا موج موج می‌لرزد» گویی شمایلی اسطوره‌ای چون سیزیف است که بار تکرارشونده‌ی ساخت تابوت را بارها به دوش کشیده و هر بار از نو عازم هادسِ نهفته در زیر دریاست. و سوم از منظر توجه نویسنده به مولفه‌های بومی، قومی و سرزمینی است که به وضوح از آشنایی و دغدغه‌ی او نسبت به این عوامل سرچشمه می‌گیرد. در واقع «دریا موج موج می‌لرزد» واجد نوعی نگاه تاریخی به گذشته‌ای‌ست که هرگز اثرات‌اش محو نشده و شاید نباید هم محو شود؛ حداقل تا زمانی که پیرمردی هست و «دریا»یی که «موج موج می‌لرزد».

«امیر غلامی»، نویسنده و کارگردان «دریا موج موج می‌لرزد»، در یادداشتی درباره‌ی نگاه تئوریک خود به مقوله‌ی متن، جهان اساطیری اثر و دغدغه‌های خود در این فیلمنامه برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

من بر این باورم که متن جهان وسیعی است که من نیز به مانند یک منتقد می‌توانم این جهان را درک و خوانش کنم. لذا یادداشت من بیش‌تر حکم تحلیل متن را دارد تا درد دل من نسبت به متن. باید خوانش این متن را از دو منظر دید: ۱. خوانش از منظر بینامتنیت ۲. خوانش فیلم از دید ایده‌ی سینمای ملی.

نمی‌توان منکر آن شد که تمام تقابل‌های فی‌مابین انسان و دریا ریشه در اسطوره‌ی ادیسه دارند؛ روایت نوح، پیرمرد و دریا و … فیلمنامه‌ی «دریا موج موج می‌لرزد» نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ پیرمردی که جدا از روایت‌های کلاسیک (نوح) است و تقدیر وی را به این جدال فرا نخوانده است، بلکه این دستاورد انسان مدرن و ویرانی وی است که خانه‌ی وی را روی آب قرار داده است. به عبارتی این جهان بیش‌تر ماتریالیستی است تا تقدیر (رویکردی متافیزیکی). نوح است، ادیسه و پیرمرد همینگوی و …

از نگاه ملی نیز می‌توان چنین گفت که امیر غلامی (من) که کرد است و روایت‌های وی ریشه در اسطوره‌های کردی و بومی دارند، اما قرار نیست این اسطوره‌ها بازسازی شوند، بلکه او آن را به مثابه ماده‌ی خام متن خود برمی‌گزیند تا جهان خود را در متن بیافریند؛ اسطوره‌ی دریا، آب و جهان ناشناخته‌ی زیر آن در تمام مناطق کردستان وجود دارد؛ به نحوی که در اکثر مناطق کردستان روایتی وجود دارد که در زیر دریا یا رودخانه‌های عظیم منطقه شهرهای پر از طلا وجود دارند. این روایت‌ها در فیلم «دریا موج موج می‌لرزد» جای خود را به شهر و جهانی پر از مرگ و نیستی در زیر دریا داده است.

همچنین نمی‌توان از این مطلب غافل شد که سینمای کردستان، در طول تاریخ خود، همیشه تابع رویکرد لوکاچ و گلدمن بوده است؛ به نحوی که رویکرد فیلم‌ساز خلق روایت‌هایی مبتنی بر بازنمایی است. به عبارتی جامعه تبدیل به ماده‌ی خامی می‌شود تا به شکلی مستندگونه روایت شود. آن‌چه در سینمای خود در تلاش برای روایت آن هستم رویکرد جیمسن است؛ به نحوی که من جهان خود را می‌سازم.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه دریا موج موج می لرزد