آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۴۶: کاور

۲۴ فریم – سرویس آموزش: سرویس آموزش ۲۴ فریم در ادامه‌ی مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» خود امروز فیلمنامه‌ی «کاور» نوشته‌ی «وحید الوندی‌فر» را تقدیم مخاطبان خود می‌کند. فیلم کوتاهی که بر مبنای این فیلمنامه ساخته شده موفق به کسب افتخاراتی چون برنده‌ی جایزه‌ی بزرگ و جایزه‌ی بهترین فیلمنامه از جشنواره‌ی منطقه‌ای انجمن سینمای جوانان و حضور در جشنواره‌های شورت شورتز توکیو، بولتون منچستر، منطقه‌ای انجمن سینمای جوانان ایران (آگر)، فیلم کوتاه تهران، تسنیم، جشنواره‌ی فیلم شهر، موج کیش و حسنات اصفهان شده است.

اگر بمیرید و بعد فرصت بیابید که از جهان مردگان دوباره به زندگی برگردید، چه خواهید کرد؟ چه انتخابی برای زندگی جدیدتان خواهید داشت؟ به راحتی نمی‌توان به چنین سوال‌هایی پاسخ داد. مرگ اغلب سفری بی‌بازگشت است و چنین احتمال‌هایی نیز اغلب دور از ذهن‌اند. ولی مزیت دل‌چسب هنر و سینما در این است که می‌توان بدون خطر کردن در باب چنین پرسش‌هایی ایده‌پردازی کرد. ایده‌ی محوری فیلمنامه‌ی «کاور» بر اساس چنین سوالی شکل می‌گیرد. دوست‌داران ادبیات ممکن است مشابهت‌هایی میان داستان «کاور» و رمان «شب پیشگویی» نوشته‌ی «پل آستر» (نویسنده‌ی برجسته‌ی آمریکایی) حس کنند. قهرمان این رمان، سیدنی اُر، نویسنده‌ای‌ست که تصمیم می‌گیرد داستانی درباره‌ی شخصی بنویسد که موقعیتی نزدیک به مرگ را تجربه کرده و حال دیگر نمی‌تواند مثل سابق زندگی کند. در ادامه‌ی رمان، اتفاق مشابهی برای خود سیدنی رخ می‌دهد و او نیز از سقوط سر یک مجسمه‌ی سنگی جان سالم به در می‌برد. در پی این اتفاق، نظم طبیعی زندگی و جهان برخوردار از سامان عِلّی سفت و سخت برای سیدنی فرو می‌پاشد و به تعبیری دچار مرگ اگزیستانسیال می‌شود و جهان زندگی اجتماعی-خانوادگی‌اش در هاله‌ای از بی‌اهمیتی فرو می‌رود. در نتیجه، سیدنی هم‌ مانند شخصیت داستان‌اش به فرودگاه رفته، بلیتی تهیه می‌کند و رهسپار ناکجا می‌شود؛ شبیه کسی که همین حالا به دنیا آمده است و مثل یک کودک دیگر زیر بار گذشته نیست. به بیان خود کتاب: «من دیگر مرده‌ام. دیگر فرقی نمی‌کند که قبلاً چه کسی بوده‌‌ام.» صرفنظر از برخی جزئیات، در فیلمنامه‌ی «کاور» هم با موقعیت کم‌و‌بیش مشابهی مواجهیم. مردی که از مرگ بازگشته و حال تصمیم گرفته از این اتفاق معجزه‌وار به عنوان نقطه‌ی آغازی برای یک زندگی جدید استفاده کند. نویسنده‌ی فیلمنامه، در تناسب با مقتضیات مدیوم خود (فیلم کوتاه)، سعی کرده است با نشانه‌هایی هوشمندانه از زندگی ملال‌آور شخصیت اصلی (که فقط با عنوان مرد مورد اشاره قرار می‌گیرد) خبر دهد. کافی‌ست سکانس مکالمه‌ی تلفنی او با همسرش و برخی دیالوگ‌های او را به یاد بیاورید. اما تفاوت جالب میان «کاور» و شب پیشگویی در موانعی‌ست که «وحید الوندی‌فر» پیش روی قهرمان‌اش قرار داده است و رمان آستر فاقد آن‌ها است: وجود دو مرد سیاه‌پوش هم‌شکل و هم‌راه که می‌خواهند به هر قیمتی شده او را به زندگی ملال‌آور سابق‌اش بازگردانند. وجود این چالش در واقع همان عاملی‌ست که نگرش نویسنده به مضمون اثرش را نشان می‌دهد و زمینه‌ساز پایانی می‌شود که در عین حال هم کمیک و هم بسیار غم‌انگیز است. در جهان «کاور» اوضاع آن‌قدرها هم امیدبخش نیست و سایه‌ی جبری جهان و آدم‌های‌اش به قدری سنگین است که گویی رهایی امکان‌پذیر نیست. شاید همین تلخی پایان این فیلمنامه است که «کاور» را اثری درخور تأمل می‌کند. و کلام آخر: «کاور» با جملات بسیار درخشانی به پایان‌ می‌رسد. بخوانیدش. شاید شما هم با من هم‌نظر باشید.

«وحید الوندی‌فر»، نویسنده و کارگردان «کاور»، در معرفی خود برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

چند ماه بعد از به دنیا آمدن‌ام، سال پنجاه و هفت انقلاب شد؛ بعد نوبت جنگ و بمباران بود و بالاخره یک روز بعد از ظهر، من در نوجوانى وارد انجمن سینماى جوانان شدم و تازه شروع به کودکى کردم. بعد باز بزرگ شدم، آن‌قدر که فکرش را هم نمى‌کردم و ده فیلم داستانى و مستند و کوتاه و بلند ساختم. من وحید الوندى‌فر، زاده‌ى همدان، ساکن تهران، هستم که سال‌هاست در آستانه‌ى ساخت اولین فیلم بلندم هستم.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه کاور