آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۵۰: خاکستر

۲۴ فریم – سرویس آموزش: مجموعه فیلمنامه‌های منتخب سرویس آموزش ۲۴ فریم امروز پنجاهمین عنوان خود را تقدیم می‌کند: فیلمنامه‌ی «خاکستر» نوشته‌ی «آریان گلصورت». این فیلم کوتاه منتخب سی و سومین دوره‌ی جشنواره‌ی فرایبورگ سوئیس، بیست و ششمین دوره‌ی جشنواره‌ی چشمان باز ماربورگ آلمان، شانزدهمین دوره‌ی جشنواره‌ی زردآلوی طلایی ارمنستان، یازدهمین دوره‌ی جشنواره‌ی پریشتینای کوزوو، یازدهمین دوره‌ی جشنواره‌ی ترنتون نیوجرسی آمریکا، پنجمین دوره‌ی جشنواره‌ی دایورژنز کرواسی، دومین دوره‌ی جشنواره‌ی راواک مولداوی و جشنواره‌های دانشجویی نهال و سایه بوده است و در ماه‌های آتی در شصت و هشتمین دوره‌ی جشنواره‌ی تِرِنتوی ایتالیا نیز به نمایش درخواهد آمد.

فیلمنامه‌ی «خاکستر» تلفیقی‌ست مفرح از ژانرها و لحن‌های به ظاهر ناسازگار؛ در لحظاتی به نظر می‌رسد با داستانی جنایی از نوع زوج جنایت‌کار طرفیم، اما در عین حال نویسنده کوشیده است در دیالوگ‌نویسی حال و هوایی طنزآلود نیز به این فضای تیره و تار بدهد. همچنین فیلمنامه‌ی «خاکستر» در یک سوم انتهایی خود لحنی از نوع درام خانوادگی پیدا می‌کند و در این‌جا هم نویسنده، با نوعی برهم‌زدن قواعد مرسوم چنین گونه‌‌ای، شخصیت زن ماجرا را کنار گذاشته و داستان را با نگاهی مردانه پیش می‌برد. «خاکستر» از جزئیاتی در ساختار خود بهره می‌برد که ممکن است در برخورد اول چندان برجسته به نظر نرسند، اما نقش مهمی در خلق دو ماجرای موازی از دو زن و شوهر بازی می‌کنند که در زمان وقوع فیلمنامه به یک نقطه می‌رسند؛ کافی‌ست به احترام ازدست‌رفته‌ی مردان نزد زنان‌شان، بوی بد مرد و جنازه‌ی رو به مرگ پیرمرد و تصمیم نهایی مردان داستان درباره‌ی زنان‌شان توجه کنید تا به این توازی نهفته در ساختار فیلمنامه پی ببرید. تردیدی نیست که پشت فیلمنامه‌ی «خاکستر» نویسنده‌ای شیفته‌ی سینمای ژانری قرار دارد که هر چند به قواعد این ژانرها آگاه و به آن‌ها علاقه‌مند است، اما تلاش دارد، با پرهیز از مقید کردن خود، نگاه خود را از سنتزی میان این گونه‌های شناخته‌شده بیابد و جهان جدی/شوخی خود را به مخاطب‌اش ارائه کند.

«آریان گلصورت»، نویسنده و کارگردان «خاکستر»، در یادداشتی درباره‌ی چگونگی شکل‌گیری ایده‌ی اثر و تمایلات خود در نوشتن و فیلم‌سازی، برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

«خاکستر» دومین فیلم کوتاه من است. مدتی پس از به سرانجام رسیدن اولین فیلم‌ام، اشتیاق فراوانی برای ساخت فیلمی دیگر داشتم. اما حدود یک سال طول کشید تا بتوانم بودجه‌اش را فراهم کنم. در این مدت هم به ایده‌ها و موقعیت‌های مختلف فکر کردم. اما وقتی دیدم بودجه‌ی محدودی دارم، تصمیم گرفتم فیلمنامه‌ای بنویسم که متناسب با بودجه‌ام باشد و بشود آن را فقط در دو روز ساخت. اولین قانون ساخت فیلم کم‌هزینه حذف لوکیشن است. پس باید فیلمنامه‌ای می‌نوشتم که مجبور نباشم بابت لوکیشن هزینه‌ای پرداخت کنم. از طرفی این موقعیت که یک زن و شوهر در جاده‌ای کوهستانی با ماشین در حال عبورند و جسدی در صندوق عقب ماشین‌شان هست، برای‌ام جذاب بود و حتا پیش از این یک فیلمنامه‌ی کوتاه بر اساس این موقعیت نوشته بودم که البته تصمیم به ساختن‌اش نداشتم. بنابراین شروع کردم و چند مدل مختلف این موقعیت را بسط و گسترش دادم و در نهایت به فیلمنامه‌ی «خاکستر» رسیدم؛ فیلمی که با همه‌ی کم و کاستی‌های‌اش بسیار به آن علاقه‌مندم. چون ظرفیت‌های مناسبی را برای من به عنوان فیلم‌ساز به وجود آورد تا بتوانم با اعتماد‌به‌نفس بیش‌تری به کارم ادامه بدهم. به عنوان نویسنده، بازی با لحن‌های مختلف و درآمیختن آن‌ها برای‌ام جذاب و چالش‌برانگیز است و علاقه دارم فیلمنامه‌ای بنویسم که از نظر لحن با جریان معمول سینمای کوتاه و بلند ایران فاصله داشته باشد. از سوی دیگر به داستان‌هایی تمایل دارم که لزوماً وابسته به فرهنگ و مناسبات اجتماعی کشورمان نیست. از همین رو هر سه فیلمی که ساخته‌ام، می‌توانست بدون کم‌ترین تغییر در هر کشوری اتفاق بیافتد.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه خاکستر