آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۶۷: درپیکر

۲۴ فریم – سرویس آموزش: شصت و هفتمین عنوان از مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» سرویس آموزش ۲۴ فریم به فیلمنامه‌ی «درپیکر»، به نویسندگی و کارگردانی «مهدی آقاجانی»، اختصاص یافته است. این فیلم برنده‌ی جایزه‌ی ویژه هیئت داوران سی و سومین دوره‌ی جشنواره فیلم کوتاه تهران، جایزه‌ی ویژه‌ی هیئت داوران دومین جشنواره‌ی فیلم موج کیش و جایزه‌ی ویژه هیئت داوران جشنواره‌ی منطقه‌ای سمنان شده است.

فیلمنامه‌ی «درپیکر» تداعی‌کننده‌ی مسخ کافکاست. اما بیرون از اتاقِ گرگور سامسا می‌گذرد… ؟ نه… در آن اتاق گرگور سامسا در و پیکری تازه پیدا کرده است. ما در پیکر سامسا هستیم، در درون ذهن او؛ ذهنی که پیکربندی شده و به شخصیت‌ها، ابژه‌ها و فضاهایی تقطیع یافته است. این تقطیع را در آینه‌ی شکسته‌ای نظاره می‌کنیم که فیلمنامه در آن ما را با شخصیت اصلی خود، و در حقیقت تنها شخصیت‌اش، آشنا می‌کند.

جوان در آینه‌ی شکسته‌ خودش را می‌بیند، چند تا شده از چشمِ عقل‌های مختلف‌اش و در احوال خود تأمل می‌کند. او یک مشکل بزرگ، نامعقول و کودکانه و به شکل متناقضی عزیز و محافظت‌شده دارد که مثل جنینی نامیمون هر روز بزرگ‌تر، تپنده‌تر و مخرب‌تر هم می‌شود. او با عقل‌های مختلف‌اش با مشکل درگیر می‌شود. عقل مرد میان‌سالی مبادی آداب و باسواد، عقل مادرش، عقل دختر جوان فضولی که همسایه است، عقل دوست در شیطنت و در همراهی، عقل یک پسربچه‌ی بازیگوش که در نهایت سر از شانه‌های مردِ معقول در می‌آورد، عقل گربه، یکی سفید و یکی سیاه، … اما مشکل همچنان تکان‌های سهمگینی می‌خورد و ذهن جوان را به لرزه می‌اندازد. مشکل آن‌قدر بزرگ است که به سختی جوان و البته ما را به فضای خود راه می‌دهد، اما همین بزرگی و البته گرما و تشنگی مشکل باعث می‌شود که پس از آبی ریخته (شاید آبروی ریخته) نه مشکل از جوان، که جوان در کالبدی مصمم، قوی و سرِ پا از تار و پودِ (تداعی‌کننده‌ی زهدان و بندِ ناف) مشکلِ هم‌بالین‌اش زاده شود؛ نه از خودِ مشکل، که از دیوارِ ذهنِ خودش. این کالبدِ نو همانند گذشته‌ی جوان و البته همانند جنینی تازه سری بزرگ دارد که می‌تواند بر فضای آزاد ذهن دلالت داشته باشد که با هل دادن مشکل به عقب، پرتاب کردن آن به فضای لایتناهیِ افکار و تخیلات، و دفعِ آزارندگیِ آن حاصل می‌شود. در فضای وسیع این ذهنِ تخریب شده و البته گشوده، مشکل دیگر بزرگ نیست؛ خود وسعت دهنده‌ی ذهن و بخشی از عقل است. این جوان گرگور سامسایی است که رستگار شده است.

فیلمنامه «درپیکر» با تقطیع و انتشار جوان و ذهن او به شخصیت‌ها، ابژه‌ها و فضاهای گوناگون پیش می‌رود و از یک هسته‌ی مرکزی که جوانی مقابل آینه باشد به فضایی لایتناهی انتشار می‌یابد.

«مهدی آقاجانی»، نویسنده و کارگردان اثر، درباره‌ی نگاه خود در فیلم «درپیکر» برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

به خاطر دارم که ساخت فیلم «درپیکر» جواب عملی من به خودم بود که آیا به تعبیر بسیاری از دوستان و اساتید سینمایی، سینما قرار است تنها نمایش زندگی باشد و بس؟ آن هم بعضاً فقط با این تعبیر که نمایش واقعیت (و حتا روزمرگی)، نمایش حقیقت زندگی است. پس تکلیف این تصویر که مدام در ذهن‌ام بود چه می‌شد؟ تصویری از مردی که با یک زن بسیار بزرگ در خانه‌اش زندگی می‌کند. تصویری از چیزی شبیه او با حالاتی غریب، که ناگهان از همان اتاق بیرون می‌آید و کم مانده که در گوشِ مرد بزند. تکلیف قصه‌های سهروردی که با هیچ واقعیت و منطقی جور درنمی‌آمد و یک جاهایی با این تصاویر هم‌خوانی داشت. مگر نه این است که ما یک سوم زندگی‌مان را در خواب به سر می‌بریم و رویا و کابوس می‌بینیم که منطق‌های‌اش با زندگی‌مان در بیداری متفاوت است. حال اگر قرار باشد سینما وظیفه‌اش نمایش زندگی باشد، تکلیف آن یک سوم زمانی که در خواب هستیم چه می‌شود؟ یک سوم زمانی که پر است از تصویر و شخصیت و فضاهای غریبی که نمایش تمام‌نمای ذهن ماست و گاه چنان تأثیر‌گذار که تصاویرش زندگی به اصطلاح واقعی‌مان در بیداری را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. این‌جاست که به اعتقاد من بخش مهمی از علاقه‌مندی‌های من در سینما (در زمان ساخت این فیلم) تکلیف را معلوم می‌کند که در فیلم «درپیکر» هم به دنبال آن بوده‌ام؛ این‌که هر جنبه‌ای از ذهن انسان به عنوان شخصیتی نمایش داده شود و کلیت ذهن به شکل یک خانه باشد مدت‌ها بود تصویر ذهنی من بود. نمایش ذهنیت‌ها و کابوس‌ها به اعتقاد من نمایشی از واقعیتی‌ست که از هر واقعیتی واقعی‌تر است.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه درپیکر