آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۶۹: چندش

۲۴ فریم – سرویس آموزش: مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» سرویس آموزش ۲۴ فریم امروز در شصت و نهمین عنوان خود فیلمنامه‌ی «چندش»، نوشته‌ی «رضا نجاتی»، را تقدیم مخاطبان عزیز می‌کند. این فیلم نامزد دریافت جوایز بهترین‌ طراحی صحنه و بهترین موسیقی از جشنواره‌ی نهال و برنده‌ی جوایز بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد (علیرضا جعفری) از سومین جشنواره‌ی کارگاه آزاد فیلم شده و همچنین منتخب جشنواره‌هایی در پرتغال و ترکیه و همچنین جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران، دهمین جشن مستقل، جشنواره‌ی حسنات و جشنواره‌ی منطقه‌ای انجمن سینمای جوانان بوده است.

فیلمنامه‌ی ‌کوتاه «چندش» (Revulsion)، نه تنها درباره‌ی «تهوع»، بلکه درباره‌ی تلاشی برای ایجاد یک «تحول» (Revolution) است. تلاش رنگ‌پریده و منفعل شخصیت مریض‌احوال و رنگ‌پریده‌ای به نام حاتم که از فلاکت و «چندش»ناکیِ زندگیِ خود به تنگ آمده و به تحریک برادرش راه دیگری را برای کسب درآمد امتحان می‌کند که از قضا باز هم «چندش»ناک و دل و اندرون برهم‌زن است. او به جای فنر انداختن در فاضلاب خانه‌ی مشتری‌ها که حال‌اش را به هم می‌زند و مایه‌ی تحقیر و طرد او است، تصمیم می‌گیرد چوب در تصویر لجن‌آلود کسی ‌اندازد که سگی را آزار داده و تصویر کارش در فضای مجازی منتشر شده است. او باید خود را به جای این مرد جا بزند و حتا برای شبیه شدن بیش‌تر به او با کاتِری در صورت خود زخم بیندازد و به جای آن مرد کتک مفصلی بخورد تا پولی احتمالاً چند برابر دست‌مزد شغل عادی‌اش به دست آورد. او باید خود به امر «چندش»ناک بدل شود و تباهی آن را به جان بخرد تا بتواند از «چندش»ناکی زندگی‌اش رهایی یابد. فیلمنامه این ایده را با کاشت و برداشت ساده‌ای جا می‌اندازد و آن پررنگ‌ترین تصویری است که مخاطب از شغل تخلیه‌ی چاه و لوله‌بازکنی در ذهن دارد. یک «برچسب» که نام و شماره‌ی فرد یا شرکتی روی آن است. حاتم در ابتدای فیلمنامه دستی روی این برچسب در پشت ون خود می‌کشد و رو به انتهای فیلمنامه و پس از تصمیم برای ایجاد «تحول» می‌کوشد آخرین بقایای این «چندش»ناکی چسبناک را از شیشه‌ی عقب ون خود پاک کند، اما به شکلی کنایی و مکبث‌وار این «چندش» چسبناک زدودنی نیست.

«رضا نجاتی»، نویسنده و کارگردان فیلم «چندش»، در یادداشتی درباره‌ی دشواری کار، سلائق شخصی خود و تفاوت‌های فیلمنامه و فیلم برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

هر بار که شروع به نوشتن فیلمنامه‌ی ساده‌ای کردم، با سخت‌ترین شکل نوشتاری و دشوارترین روزهای فیلم‌برداری مواجه شدم. بعد از ساختن چند فیلم کوتاه، که تجربه‌های بزرگی را برای‌ام رقم زدند، متوجه شدم هیچ‌گاه قادر نخواهم بود فیلمی بدون مشقت و دشواری بسازم، حتا زمانی که تلاش کرده‌ام!

با توجه به شکل فیلم‌سازی فیلم کوتاه در کشورمان، که اکثریت فیلم‌ها به سمت آپارتمانی شدن و قصه‌گویی در فضای بسته سوق پیدا کرده‌اند، سلیقه‌ی شخصی من ساختار جاده‌ای و رونده‌ی فیلمنامه است. البته فیلمنامه‌ی جاده‌ای حتماً نباید در لوکیشن جاده باشد.

وقتی فایل فیلمنامه را برای انتشار آماده می‌کردم، متوجه تغییرات چشم‌گیری در فیلمنامه شدم که سر صحنه شکل گرفته و یا در مونتاژ حذف و یا جا‌به‌جا شده‌اند. اما آن تغییرات را به فیلمنامه اضافه نکردم، زیرا نمی‌خواستم آن را از حالت اصلی‌اش که با عوامل در میان گذاشته بودم خارج کنم.

در آخر به این اطمینان پیدا کرده‌ام که هیچ دیالوگ و اکتی را موثرتر و زنده‌تر از آن‌چه که وقت فیلم‌برداری شکل می‌گیرد نمی‌شود یافت.

در این روزها که تمام دنیا در جنگ با ویروس کرونا هستند، تقدیم به همه‌ی کسانی که فیلم کوتاه از مهم‌ترین دغدغه‌های زندگی‌شان است.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه چندش