آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۷۱: مطرود

۲۴ فریم – سرویس آموزش: هفتاد و یکمین فیلمنامه از مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» سرویس آموزش ۲۴ فریم به فیلمنامه‌ی «مطرود» نوشته‌ی «امیر مهندسیان» اختصاص یافته است. فیلم کوتاهی که بر مبنای این فیلمنامه و به کارگردانی «امیر مهندسیان» و «حمید شاه‌محمدی» ساخته شده منتخب جشنواره‌ی فیلم شهر، جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران، جشنواره‌ی فیلم کوتاه لوبلین لهستان و جشنواره‌ی فیلم کوتاه twin rivers media آمریکا بوده است.

فیلمنامه‌ی «مطرود» که عنوان انگلیسی آن به جای «rejected» می‌توانست به شکل شایسته‌تری «abject» یا «abjected» باشد، قرابت‌های جالب توجهی با مفهومِ «امرِ مطرود» (the abject) نزد ژولیا کریستوا (Julia Kristeva) دارد. کریستوا مفهوم «امر مطرود» خود را در کتاب قدرت‌های وحشت (۱۹۸۲) طرح کرده و در آن به اموری اشاره می‌کند که سوژه خود را با طرد آن‌ها از خود و جدا و مبرا دانستن خود از آن‌ها تعریف می‌کند. «مردار» که در فیلمنامه‌ی «مطرود» نقشی کلیدی دارد، نمونه‌ی برجسته‌ای از «امر مطرود» است؛ امری که در آستانه‌ی میانِ خودی مطلوب و دیگری‌ای تبعید‌شونده و به دست فراموشی سپرده‌شونده قرار دارد‌.
مراد، شخصیت اصلی این فیلمنامه، در آستانه‌ی میان دنیای زندگان (دنیای مطلوب در نظم نمادین) و دنیای مردگان (دنیای مطرودین) قرار دارد. او یک «مرده‌شوی» است و باید با اجرای مراسمی با ترتیب و موازینی ویژه (غسل میت) مردگانِ «مطرود» از عالم زندگان را به جای‌گاه تازه‌شان یعنی گوری در گورستان گذار دهد. اما مراد این ترتیب و موازین را فراموش کرده است و نقصان پدیدآمده در حافظه‌ی او صلاحیت اجرای این مراسم را از او بازستانده است. علت بروز این نقصان عدم اجرای کافی و پرتکرار این مراسم از چندی پیش دانسته می‌شود، که به موجب آن مراد به سبب نداشتن تمرین کافی ترتیب و موازین اجرای مراسم را فراموش کرده است. مولود، همسرِ مراد، با فراهم آوردن مردگانی برای مراد به هر قیمتی در پی چاره‌جویی است.‌ مردگانِ «مطرود» در نظمِ نمادینِ عادیِ اجتماع در این فیلمنامه برای مراد و مولود به ابژه‌هایی «مطلوب» بدل گشته‌اند و آن‌ها برای جلب این ابژه‌های «مطلوب» از هیچ اقدام و صرف هیچ هزینه‌ای فروگذار نمی‌کنند: آراستن گورستان، تطمیع افراد مرتبط و وابستگان مردگان با پرداخت پول، مایه‌گذاشتن از دوستان و آشنایان و حتا تهیه‌ی صابون مراغه برای دو بار لیف زدن مرده پیش از غسل! اما این‌ها هیچ‌یک جواب نمی‌دهند؛ در این نظم نمادینِ آشفته و ترتیب و موازینِ فراموش‌شده آن‌چه «مطرود» است دیگر مرده‌ها نیستند. مرده‌ها «مطلوب»اند و مراد «مطرود»؛ این مراد است که باید طرد شود و به دنیای مطرودین تبعید گردد. او به عنوان آخرین وظیفه‌ی خود در آستانه‌ی گذار میان این دو دنیا باید خود را غسل دهد و به گور ببرد‌. تا مراد دفن نشده باشد، خبر مرگ روستاییان خبر خوشی‌ست که باید شتابان و شادمانه نقل گردد. خاک اما نظم نمادین را بازخواهد گرداند؛ خاکی که مولود از خوشی یا غم (؟) بر سرمی‌ریزد.

«امیر مهندسیان»، نویسنده‌ی فیلمنامه و یکی از کارگردانان «مطرود»، در یادداشتی درباره‌ی مضمون اثر خود و چگونگی شکل‌گیری آن برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

در گوشه گوشه‌ی جهان افرادی هستند که تقدیر و جریانات زندگی آن‌ها را سمتی می‌برد که بسیار منزوی و گوشه‌گیر می‌شوند… سهم‌شان از کنار آدم‌ها بودن حذف می‌شود و خط می‌خورند…
به جایی می‌رسند که حق‌شان حرف و درد و دل با تن‌های بی‌جان است و گلایه‌های خود را با آن‌ها می‌کنند و به حق‌شان راضی‌اند….
آن‌ها فقط عاشق کودکی‌شان هستند، چون در آن زمان هنوز جزو بقیه‌ی آدم‌ها محسوب می‌شدند و جامعه طردشان نکرده بود…
مهربان باشیم با همه…..
به قول نیما یوشیج عزیز، بعد از یک سال همه چیز تکراری است جز مهربانی کردن…

این قصه حاصل یک سال رفت‌وآمد و گفت‌وگو با آدم‌هایی است که در محل زندگی‌شان توسط مردم عادی طرد شده‌اند، چون زمانی به آن‌ها نیاز دارند که فقط پای جنازه در میان است… چون روزی و دست‌مزدشان از کار و شست‌وشوی جنازه است. حتا مردم کم‌تر با آن‌ها مراوده و خرید و فروش می‌کنند… حال کار این مرده‌شورهای قصه‌ی ما به جایی رسیده که حتا مردم جنازه‌های خود را از آن‌ها دریغ می‌کنند و کار شخصیت‌های قصه به جایی رسیده که برای اثبات وجود و کارکردشان قبرستان را دارای امکانات می‌کنند تا از کم‌ترین حق‌شان و روزی حداقلی‌شان محروم نشوند و آرزوی مرگ دیگران را دارند…

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه مطرود