en
شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۷۹: مارلون

۲۴ فریم – سرویس آموزش: امروز در هفتاد و نهمین فیلمنامه از مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» سرویس آموزش ۲۴ فریم، فیلمنامه‌ی «مارلون»، نوشته‌ی «درناز حاجی‌ها»، تقدیم مخاطبان می‌گردد. این فیلم کوتاه برنده‌ی جایزه‌ی ویژه‌ی هیأت داوران از سی و چهارمین جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران، نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه از سی و ششمین جشنواره‌ی فیلم فجر و جایزه‌ی ویژه‌ی هیأت داوران در جشنواره‌ی فیلم‌سازان جوان کازان روسیه بوده و همچنین در جشنواره‌ی فیلم کوتاه لندن (مورد تأیید آکادمی اسکار)، هشتمین جشن مستقل خانه‌ی سینما، بیست و دومین دوره‌ی هفته‌ی فیلم کوتاه Regensburg در آلمان، یازدهمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم کودکان CMS در هندوستان، جشنواره‌ی فیلم یاری در کانادا و هشتمین دوره‌ی جشنواره‌ی ایرانیان پراگ حضور داشته است.

«مارلون» نمی‌خواهد «براندو» (برندو) باشد! او نمی‌خواهد «برند» دیگری و «داغ» دیگری را همانند موجودی منفعل بر تن بپذیرد و نمی‌خواهد اجازه دهد دیگران دید و بیان‌ و سرنوشت‌اش را تغییر دهند. چشم‌ها، دهان و تن و ذهن او متعلق به خودش هستند. او کارگردان زندگی خودش است و نماهای فیلمِ کوتاه «مارلون» نیز متمایل به همین میل و اراده‌ی مارلون هستند. مارلون کارگردان و بازیگر اصلی زندگی خودش است و از یک کاراکترِ صرف بودن در این فیلم فراتر می‌رود و تقطیع و اندازه نماها را نیز تحت کنترل خود در می‌آورد. او حتا به کاراکتر تهیه‌کننده می‌گوید که به مادرش گزارش مثبتی از عملکرد مارلون در تست بازیگری بدهد (به نحوی برای او دیالوگی معین می‌کند که البته بنا نیست در عمل آن را بشنویم). تیتراژ پایانی فیلم را نیز مارلون تعیین می‌کند و با صدایی که با دهان، به تقلید از ساز مورد علاقه‌اش، تولید می‌کند نهایت دهان‌کجی را به دیگرانی که می‌خواهند حق تعیین سرنوشت را از او بگیرند می‌کند.
فیلمنامه‌ی «مارلون» کاراکتر اصلی خود را از سطح یک کاراکترِ صرف فراتر برده به او حق در دست گرفتنِ امور و تعیینِ سرنوشت می‌دهد.
«مارلون» براندو نیست.

«درناز حاجی‌ها»، نویسنده و کارگردان «مارلون»، در یادداشتی با عنوان «خشونت از روی عشق»، با اشاره به تضاد و دوگانگی‌ای که در درون اثر وجود دارد، برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

این که خیلی وقت‌ها آدم‌ها از روی محبت در روابط مختلف اعمال خشونت می‌کنند برای‌ام جالب بود. این را می‌توانیم در روابط مختلفی ببینیم؛ رابطه‌ی مادر و پسر، پدر و دختر و حتا روابط خیلی از زن و شوهرها. در فیلم من، قطعاً مادر مارلون خودش نمی‌داند و خودش نمی‌خواهد که پسرش را مورد خشونت قرار دهد، بلکه همیشه و تا ابد مطمئن است که دارد بهترین کار را برای بچه‌ی خودش انجام می‌دهد. برای‌ام نشان دادن این زیرلایه‌هایی که درون فرد را نشان می‌دهند و دارای نوعی دوگانگی درونی هستند که شاید خود فرد هم به آن آگاه نباشد جذاب است. خود مارلون هم قطعاً در عین این که نمی‌خواهد تن به کاری که دوست ندارد بدهد و دفعه‌ی اول هم جلوی تهیه‌کننده می‌ایستد، ولی در همان حال نسبت به عشق مادر عذاب وجدان هم دارد. مارلون هم نمی‌تواند مرز بین این عشق و خشونت را در درون خودش تشخیص دهد و بنابراین در آخر عینک خود را درمی‌آورد و تست را آن طور که آن‌ها از او می‌خواهند انجام می‌دهد. و اما آن‌ها، همان کارگردان، تهیه‌کننده و تیم فیلم‌سازی هستند که می‌توانند خود من باشند؛ خود منی که پشت مانیتور ایستاده‌ام و برای نشان دادن این خشونت به مارلون می‌گویم آن طور رفتار کند که من به او می‌گویم و من این تضاد را که در مفهوم کلی کار است، مانند تضادهای درونی آدم‌ها، دوست دارم.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه