محافظه‌کار نیستیم: میزگردی با حضور کارگردانان فیلم‌های کوتاه اکران نوروزی در گروه «هنر و تجربه»

۲۴ فریم – پویا نبی: همه چیز از بهار ۱۳۹۷ آغاز شد، تعدادی از فیلمسازهای کوتاه سینمای ایران که آثارشان در محافل داخلی و خارجی توفیقات فراوانی را کسب کرده بود دست‌به‌دست هم دادند و فیلم‌های خود را در گروه سینمایی «هنروتجربه» عرضه کردند. با پیگیری فیلمسازها و هم‌یاری اهالی و علاقه‌مندان حوزه فیلم کوتاه این نمایش‌ها با بازخورد بسیار مثبت تماشاگرها رو‌به‌رو شد به نحوی که بیشتر سانس‌ها سولد اوت می‎‌شدند و حتی کار به سانس‌های فوق‌العاده در ساعت‌های پایانی شب می‌رسید. این میراث فرخنده به گروه‌های بعدی نیز انتقال پیدا کرد و این روزها چهارمین گروه فیلم کوتاه آماده اکران نوروزی می‌شوند. گروهی متشکل از فیلم‌های «زونا» طوفان نهان‌قدرتی، «خوابگردها» پویا نبی، «مانیکور» آرمان فیاض، «سیندرلا» مهدی آقاجانی و انیمیشن «بدو رستم بدو» حسین ملایمی. به مناسبت اکران نوروزی این فیلم‌ها که جزو آثار شاخص یک سال گذشته سینمای کوتاه ایران هستند؛ گفت‌وگویی در جهت آشنایی و معرفی سازندگان‌شان ترتیب دادیم.

پویا نبی: آرمان! فکر کنم اولین بار ایده اکران نوروزی این فیلم‌ها از طرف تو مطرح شد، بر چه مبنایی به همکاران فیلمسازت پیشنهاد اکران نوروزی را دادی؟

آرمان فیاض: اولین نکته این بود که فیلم‌هایی را در این مجموعه جمع کنیم که به‌رغم تمام ارزش‌های هنری و اتفاق‌هایی که به لحاظ اکران جشنواره‌ای برای آن‌ها رقم خورده فیلم‌های خوش تصویری باشند و سوای نکته‌های فیلمنامه‌ای به لحاظ فنی هم فیلم‌های قابل بحثی باشند.

طوفان نهان‌قدرتی: وقتی آرمان این پیشنهاد را مطرح کرد دو فیلم «خوابگردها» و «مانیکور» موجود بود، حقیقتش از این‌که یکی از اضلاع این مجموعه هستم راضی بودم برای این‌که می‌دیدم فیلم‌هایی که تا آن لحظه در آن مجموعه قرار گرفتندفیلم‌های استانداردی هستند.

نبی: این استانداردبودن فیلم‌ها نکته‌ای بود که از همان ابتدا روی آن پافشاری داشتیم، چیزی که متأسفانه در برخی گروه‌ها رعایت نشده بود.

نهان‌قدرتی: دقیقاً! این اصراری که برای انتخاب فیلم‌های با کیفیت، اما در ژانرهای مختلف داشتیم به نظرم یکی از ویژگی‌های بارز این گروه است. در همان روزهای اول به یاد دارم وقتی فهرستفیلم‌های کوتاه را بالا و پایین می‌کردیم به این نکته توجه داشتیم که فیلم‌ها به لحاظ کیفیت در چه جایگاهی قرار دارند و در مرحله دوم چه بخشی از سلیقه مخاطب را تأمین خواهد کرد، به نظرم این نگاه سختگیرانه که در چینش فیلم‌ها صورت گرفت اتفاق مبارکی بود که همان‌طور که گفتی در گروه‌های قبلی کمتر شاهد آن بودیم.

مهدی آقاجانی: نکته‌ای که برای خود من در این جمع پنج فیلم جذاب است، همین تنوع فیلم‌هایی است که البته به آن اشاره کردید. به‌خصوص که من عقبه‌ انیمیشنی دارم و حضور یک انیمیشن در کنار فیلم‌های کوتاه داستانی برایم یک اتفاق مهم است.

فیاض: به نظرم بد نیست در مورد چالش‌های پیش رو در مورد انتخاب فیلم‌ها هم صحبت کنیم، چینش این فیلم‌ها و رسیدن به ترکیب فعلی واقعاً کار ساده‌ای نبود آن هم به سه دلیل عمده:نخست این‌که طبق قانون هنر و تجربه فیلمسازی که فیلم پیشینش کمتر از یک سال قبل در گروه «هنروتجربه» اکران شده است نمی‌تواند درخواست اکران جدید بدهد؛ دوم آن‌که تعدادی از همکاران ما قبلاً با گروه‌های دیگر توافق کرده بودند و قول همکاری داده بودند و سوم هم این‌که برخی فیلم‌ها مشکل ممیزی و عدم اکران را داشتند و در نتیجه انتخاب‌ها بسیار سخت و در عین حال محدود می‌شد.

نبی: حسین ملایمی خیلی ساکت است! حسین دوست داریم نظر تو را در مورد اکران یک انیمیشن کوتاه به همراه چهار فیلم کوتاه داستانی بدانیم.

حسین ملایمی: اولین بار این ایده اکران «بدو رستم بدو» از جانب خود تو مطرح شد، وقتی با من تماس گرفتی به تو گفتم همیشه دوست داشتم پلی بین جامعه انیمیشن و فیلم کوتاه برقرار شود؛ چون تصور می‌کنم اهالی این دو حوزه این دو مدیوم را از هم جدا می‌دانند.

فیاض: درحالی‌که باید در حوزه فیلم کوتاه این‌ها به‌هم نزدیک‌تر باشند.

ملایمی: دقیقاً، چون هر دو فیلمساز هستند فقط یکی در حوزه فیلم‌های زنده فعالیت می‌کند و دیگری در حوزه انیمیشن.

فیاض: حتی در بسیاری از جشنواره‌های معتبر جهان بخش‌هایی را بر اساس موضوع طراحی می‌کنند و در آن بخش‌ها فیلم‌ها را فارغ از داستانی، تجربی، انیمیشن و مستند نمایش می‌دهند، درواقع فقط در ایران است که ما این حوزه‌ها را آن‌قدر تفکیک شده می‌بینیم.

ملایمی: آرمان در اول صحبت‌هایش به ماجرای سینمابودن آثار این گروه به‌عنوان معیار انتخاب آن‌ها اشاره کرد، راستش وقتی این جمله را گفت برایم خیلی جالب بود.  چون معمولاً خیلی از فیلمسازهای انیمیشن درگیر مقوله گرافیک و جذابیت‌های بصری می‌شوند و کمتر به روی دیگر سکه یعنی سینما، کارگردانی، فیلمنامه و روایت می‌پردازند. تلاش من در زمان ساخت انیمیشن «بدو رستم بدو» همین نکته بود که سختی و پیچیدگی تولید تصویر، موجب غفلت از اصول فیلمسازی نشود.

نبی: حسین تا قبل از پیشنهاد این همکاری چقدر فیلم‌های کوتاه ایرانی را دنبال می‌کردی؟

ملایمی: بسیار زیاد، چون همان‌طور که گفتم یکی ازآسیب‌های انیمیشن کوتاه ایرانی را توجه بیش از اندازه به بحث تصویرسازی و کم توجهی به مقوله کارگردانی و طراحی داستان می‌دیدیم؛ به همین دلیل همراه با شیرین سوهانی، فیلم‌های کوتاه ایرانی و خارجی را در جشنواره‌های مختلف دنبال می‌کردیم تا ببینیم هم‌نسل‌های ما در مدیوم فیلم کوتاه زنده چگونه قصه‌هایشان را طراحی می‌کنند.

آقاجانی: من با این حرف تو بسیار موافقم و به نظر من این برمی‌گردد به نبود فضای تخصصی کارشناسی و نقد در انیمیشن‌مان، چه بلند و چه کوتاه. چیزی که حوزه فیلم داستانی در آن قوی‌تر است. حتی فیلم کوتاه داستانی نیز تا حد قابل قبولی مورد توجه منتقدها قرار می‌گیرد، اما انیمشن نه. به خاطر همین تنها نقطه قوت انیمیشن‌ها که به آن اشاره می‌شود تکنیک و فضاسازی وانیمیت آن است، نه درام و داستان و درنهایت حرف فیلمساز.

نبی: فیلم کوتاه به دلیل گسترش جشنواره‌های ریز و درشتی که در سرتا سر ایران ایجاد شده امکان دیده شدن مخاطب شهرستانی را هم دارد، تا جایی‌که می‌دانم این اتفاق هنوز برای انیمیشن‌های ایرانی رُخ نداده و فکر می‌کنم یکی از کارکردهای گروه نوروزی «هنروتجربه» این است که برای اولین بار در این سطح انیمیشن را به سایر شهرهای ایران می‌برد.

ملایمی: صنف انیمشین در خانه سینما به تازگی تأسیس شده است تا قبل از تأسیس صنف، آسیفا تنها متولی انیمشین در ایران بود که به دلیل برخی مشکلات آن‌چنان که شایسته بود حتی در تهران هم کاملاً فعال نبود چه برسد به شهرستان، البته به تازگی فعالیت‌های جدی‌تری هم آغاز شده، اما می‌توانم با اطمینان بگویم که تاکنون در این سطح، یک انیمشین کوتاه اکران عمومی نشده بود.

نهان‌قدرتی: این نکته را اضافه کنم که اکران یک انیمیشن کوتاه صرفاً برایما کافی نبود؛ ما به یک محصول مقبول نیاز داشتیم، انیمیشن «بدو رستم بدو» ساخته حسین ملایمی نکته‌هایی را داشت که می‌توانست کنار این ترکیب قرار بگیرد چون همان‌طور که در ابتدای جلسه گفتم برای ما بسیار مهم بود که کیفیت هنری این فیلم‌ها از یک استانداردی پایین‌تر نیاید و «بدو رستم بدو» چه به لحاظ طراحی قصه، چه به لحاظ فنی، چه به لحاظ دیده‌شدن در محافل داخلی و چه به لحاظ حضور مقتدر در عرصه بین‌المللی تمام آن چیزهای را دارا بود که ما مدنظرمان داشتیم.

نبی: به نظرم کمی در مورد انتخاب انیمیشن «بدو رستم بدو» دقیق‌تر صحبت کنیم، یکی از چندین علت انتخاب این انیمیشن سوای بحث‌های هنری‌اش ساختار روایی اثر بود، تمام چهار فیلم کوتاه این مجموعه، آثاری با مضمون‌های گزنده و تلخی هستند و چون می‌خواستیم در نوروز این فیلم‌ها را اکران کنیم تصور می‌کردیم ممکن است برای بیننده در آن بازه زمانی این میزان تلخی آزاردهنده باشد و انیمیشن «بدو رستم بدو» می‌توانست تا حدی این فضای عبوس را تعدیل کند.

ملایمی: البته «بدو رستم بدو» با این‌که لحن طنازانه‌ای دارد و حتی مخاطب را در جاهایی می‌خنداند، اما تم و مضمون آن، اتفاقاً روی مسایل تلخی دست گذاشته است. «بدو رستم بدو» در ظاهر اثری کمدی است، ولی درواقع نوعی طنز تلخ است یا بهتر بگویم یک تراژدی است.

آقاجانی: شاید این تلخی که تو هم تأکید داری در فیلمت دیده شود، نکته مهم مجموعه فیلم‌های ما باشد و نه تنها فیلم‌های ما بلکه اکثر فیلم‌های کوتاهی که این مدت ساخته و ارائه شده است. وقتی پویا گفت که تمامی فیلم‌های ما با مضمون‌های گزنده و تلخ هستند. من می‌خواستم «سیندرلا» را به‌عنوان فیلمی با فضای حداقل به ظاهر شاد از بقیه جدا کنم. اما در این فاصله فکر کردم که شاید در کل حس نهایی فیلم مهم است. در نهایت به این نتیجه رسیدم که این مجموعه فیلم برآیند و نمایشی از روحیه جامعه فیلمسازی فیلم کوتاه می‌تواند باشد. حالا خواه سه فیلم در ظاهر و باطن لحن گزنده‌ای داشته باشند و دو فیلم «سیندرلا» و «بدو رستم بدو» در ظاهر کمیک و شاد باشند.

فیاض: به‌هرحال ما به‌عنوان فیلمساز از جامعه خودمان الهام می‌گیریم وقتی شرایط به تلخی پیش می‌رود نشانه‌های آن را در آثار سینمایی و کوتاه هم می‌بینیم. یک نکته‌ای که باید در مورد اکران نوروزی بگویم این است که فیلم‌ها فارغ از بحث‌های ارزشگذاری تقریباً تمام سلیقه‌ها را دربرمی‌گیرد و می‌توان با اطمینان گفت وقتی مخاطب بلیت باکس نوروزی را می‌خرد حداقل با یکی از فیلم‌ها ارتباط برقرار می‌کند، چون تنوع ساختاری و داستانی در فیلم‌ها به‌شدت بالاست.

نهان‌قدرتی: چنینش این فیلم‌ها ممکن است در ظاهر ساده باشد اما در عمل به‌شدت پیچیده و سخت بود، من تصور می کنم هیچ گروهی به میزان ما درگیر این ماجرای چینش فیلم‌ها نبوده، گروه‌های قبلی بیشتر به این فکر می‌کردند که هر چه سریع‌تر یک باکس پنج فیلم را تشکیل دهند و در سریع‌ترین حالت ممکن آن را اکران عمومی کنند.

ملایمی: شاید یکی از علت‌هایی که ترکیب این گروه خیلی سریع مورد پسند گروه «هنروتجربه» واقع شد، همین حساسیت در انتخاب فیلم‌ها بود.

فیاض: به نظرم در مورد تک‌تک فیلم‌ها هم صحبت کنیم و برای شروع به نظرم بد نیست از فیلم «خوابگردها» آغاز کنیم. به نظرم «خوابگردها» جزو آن دسته از فیلم‌هاست که خیلی متکی به اجرا و کارگردانی است تا فیلمنامه.

نبی: با حرفت بسیار موافقم، این ماجرایی که اشاره می‌کنی شاید از روحیه شخصی من می‌آید، من چه در فیلمسازی و چه در فیلم بینی‎‌ام علاقه‌مند به آثاری هستم که در اصطلاح عامیانه به آن می‌گویند سینما، به‌طور شفاف‌تر فیلم‌هایی که روی پرده بزرگ با صدا و تصویر درست معنا پیدا می‌کنند. بدون تعارف از دو فیلم کوتاه قبلیم به هیچ عنوان راضی نبودم و در «خوابگردها» تلاش کردم ضمن برطرف‌کردن مشکلات آن دو فیلم قبلی مواردی را هم رعایت کنم که از نظر من زیباشناسانه قلمداد می‌شود.

ملایمی: یکی از نکته‌های برجسته «خوابگردها» فضاسازی یا بهتر بگویم ایجاد فضای حسی و عاطفی فیلم بود که به قول تو خیلی سینمایی بود، ضمن این‌که روایت سیال ذهن این فیلم را هم دوست داشتم. ساختار تو در توی فیلم در مجموع به نظرم «خوابگردها» فیلم جسور و جاه‌طلبانه، جست‌وجوگر و خوش ساختی است.

آقاجانی: به نظرم نکته کلیدی که باید در این مصاحبه عنوان شود این است که فیلم کوتاه جای ریسک‌ و خطرکردن است و خیلی محل محافظه‌کارانه‌ای نیست.

نبی: برسیم به «زونا» !

فیاض: به نظر من «زونا» یک نمونه موفق از ترکیب فیلمنامه خوب با کارگردانی درست است. چیزی که در «زونا» بسیار قابل توجه است قصه‌گویی آن است، «زونا» برخلاف اغلب فیلم‌های کوتاه و بلند ایرانی در بحث قصه‌گویی دچار لکنت نیست.

نبی: «زونا» با این‌که قصه‌ای کاملاً خطی دارد، اما در انتخاب لوکیشن و اتمسفری که این قصه خطی در آن روایت می‌شود دست به انتخاب‌های جالبی زده، انتخاب‌هایی که به لحاظ تولیدی برای یک فیلم کوتاه دیوانگی محسوب می‌شود.

نهان‌قدرتی: قبل از این‌که «زونا» را بسازم فیلمنامه دیگری را مدنظر داشتم، فیلمنامه‌ای که اتفاقاً تهیه‌کننده دولتی پشت آن بود و پول خوبی هم برای تولیدش در اختیار داشتم تا این‌که به یکباره با یک پرونده حقوقی برخورد کردم که ایده اصلی «زونا» را در ذهن من شکل داد در نتیجه فیلمنامه قبلی را کنسل کردم و به سراغ این قصه رفتم، قصه‌ای که صفر تا صد تولید آن را باید خودم بر عهده می‌گرفتم. چیزی که مرابه ساخت این فیلم کوتاه ترغیب می‌کرد این بود که اگر تماشاگر هم مثل من در مواجهه با این داستان دچار بهت و حیرت شود بازی را بردم. با آقای فرهادپورسعیدی به‌عنوان مشاور فیلمنامه صحبت کردم، بارها جلسه گذاشتیم و اتودهای مختلفی روی این قصه زده شد تا این‌که به نسخه نهایی رسیدیم، برایم بسیار مهم بود که «زونا» به نحوی ساخته شود که وقتی آن را به‌عنوان نمونه کار روی میز هر تهیه‌کننده‌ای می‌گذارد او بگوید من می‌توانم از عهده ساخت یک فیلم بلند سینمایی برآیم و اصلاً ابایی ندارم که بگویم فیلمی ساختم که کارگردان بودن خودم را به رُخ بکشم.

ملایمی: یکی از ویژگی‌هایفیلم‌های کوتاه باکس نوروزی بازی‌های یک دست و خوب بازیگرهای این فیلم‌هاست که قطعاً«زونا» هم جزو آن‌ها حساب می‌شود، خیلی دوست داشتم از پروسه انتخاب بازیگرهای این فیلم برای ما بگویی.

نهان‌قدرتی: من یک تجربه انتخاب بازیگر در فیلم کوتاه «ترانه‌ای برای لوبا» داشتم، در آن فیلم برای اولین بار سارا بهرامی که آن روزها شاگرد آقای پیام دهکردی در آموزشگاه کارنامه بود جلوی دوربین رفت و نتیجه کار برای خودم بسیار راضی‌کننده بود؛چون این تجربه را داشتم در اساس در هیچ موردی نمی‌توانستم خیلی سریع به یک انتخاب قطعی برسم، البته اسم این را من وسواس نمی‌گذارم، بلکه به نظرم از یک دقتی می‌آمد، چون همه چیز «زونا» باید از «ترانه‌ای برای لوبا» بهتر می‌شد.

آقاجانی: با این حساب این وسواس‌های تو به‌عنوان فیلمساز کوتاه دستاوردی برای سینمای بلند هم دارد. بازی پیام احمدی‌نیا در این فیلم چشمگیر است و باید به خاطر این وسواس‌ها به تو تبریک بگوییم.

نبی: برسیم به انیمیشن «بدو رستم بدو».

فیاض: انیمیشن «بدو رستم بدو» را من اولین بار زمانی‌ دیدم که در هیأت انتخاب بخش بین‌الملل جشنواره فیلم کوتاه تهران بودم و جالب است به شما بگویم جزوفیلم‌های بود که با اکثریت آرا بالا آمد. هنر حسین ملایمی در این انیمیشن جهانی‌کردن فرهنگ بومی ایران است، «بدو رستم بدو» یک قصه کهن الگوی ایرانی دارد و برداشتی از قصه‌های «شاهنامه است»؛ اما آن‌قدر خوب این تبدیل به مدیوم تصویر شده که همه جای دنیا آن را درک می‌کنند و حتی به آن جایزه می‌دهند.

آقاجانی: باید به تکنیک ساخت «بدو رستم بدو» هم اشاره کنیم که فریم‌به‌فریم کار شده و همین عامل باعث شده که روند تولید کار طولانی‌تر شود و به نظرم این از جسارت بالای حسین ملایمی می‌آید که نمی‌خواست کارش را ساده جلوه دهد و خودش را در محدوده خطر انداخت.

ملایمی: «بدو رستم بدو» ابتدا قرار بود برای پایان‌نامه کارشناسی‌ارشدم ساخته شود، به خاطر ماجرای سربازی، دانشگاه اعلام کرد که شما وقت ندارید و باید هر چه سریع‌تر این پایان‌نامه را تمام کنی. وقتی دیدم فرصت کافی برای اتمام این پروژه ندارم آن را نیمه‌کاره رها کردم و انیمیشن «سوسک کوچک» را ساختم و تحویل دادم. حدود شش سالی از این ماجرا گذشت و من درگیر پروژه‌های دیگر شدم تا این‌که دوباره فرصتی فراهم شد تا به سراغ پروژه «بدو رستم بدو» بروم. البته این بار با توقع بیشتر و نگاه متفاوتی به طرف ساخت این فیلم انیمیشن رفتم.

نبی: «بدو رستم بدو» دومین فیلم کوتاه تو محسوب می‌شود؟

ملایمی: البته تیزر و دو سریال هم کار کردم، اما در کل دو فیلم کوتاه انیمیشن ساختم.

نهان‌قدرتی: من انیمیشن‌های کوتاه و بلند داخلی و خارجی را دنبال می‌کنم، در «بدو رستم بدو» طنازی یا تکنیک ساخت آن برایم کافی نبود؛ آن چیزی که برای من جالب بود شعرهایی بود که برای این انیمیشن سروده شده، حسین بسیار خوب توانسته اصالت شعری را حفظ کند و در قالب شعر کهن، چالش‌های روز را مطرح کند و این اصلاً چیز ساده‌ای نیست چون همان‌قدری که قابلیت موفق‌شدن دارد می‌تواند لوس و بی‌مزه شود.

ملایمی: اتفاقاً این نکته‌ای که اشاره می‌کنی برایم یک چالش بزرگ بود، چون نمی‌خواستم یک کار کمدی صرف شود، بلکه می‌خواستم در پس این خنده مخاطب را به فکر وادار کند.

نبی: انیمیشن «بدو رستم بدو» من را یاد برخی کارهای مل بروکس می‌اندازد، مل بروکس تخصص این را داشت که وقتی می‌دید یک‌گونه سینمایی فشل شده هجو آن را می‌ساخت و با آن شوخی می‌کرد. کاری که حسین با کاراکترهای «شاهنامه» کرده است.

ملایمی: من حدود بیست دقیقهاز این انیمیشن را کوتاه کردم و اگر قصدم فقط خنداندن تماشاگرها بود بسیار راحت این کار را می‌توانستم انجام بدم، من برای این انیمیشن حدود هزاربیت شعر گفتم که الآن فقط چهل بیت آن در فیلم موجود است.

نبی: بحث «مانیکور» را آغاز کنیم؟

نهان‌قدرتی: یکی از نکته‌های جالب «مانیکور» اقتباسی است که از داستان کوتاه «مانیکور» نوشته بیژن نجدی انجام داده، تقریباً همه می‌دانیم که داستان‌های کوتاه مرحوم بیژن نجدی برای تبدیل‌شدن به سینما کافی نیست و بار ادبی‌اش مانع یک اقتباس موفق سینمایی می‌شود؛ اما جالب است به شما بگویم هر بار «مانیکور» را می‌بینم احساس می‌کنم نسخه کامل شده‌ای از داستان بیژن نجدی جلوی چشم‌هایم قرار گرفته است.

آقاجانی: طوفان کدام سکانس «مانیکور» را بیشتر از همه دوست داری؟

نهان‌قدرتی: من شخصاً سکانس دعوای فیلم را خیلی دوست دارم، به نظرم جزو شاخص‌ترین سکانس‌های دعوا در فیلم کوتاه است که اصلاً اشتباه نمی‌رود.

فیاض: «مانیکور» پنجمین فیلم کوتاه من است و یک فاصله هشت ساله بین این فیلم و فیلم پیشینم افتاده بود. اما حقیقت ماجرا را بگویم گرایش من همیشه به سمت فیلمبرداری بوده، اما در برخود با این قصه دوست داشتم یک فیلم بسازم و قرار هم نبود خودم فیلمبرداری آن را بر عهده بگیرم حتی گزینه‌های مثل هومن بهمنش و روزبه رایگا هم مطرح شده بود که به دلیل برخی از مسائل این اتفاق نیفتاد و این تصمیم را باید می‌گرفتم که یک غریبه «مانیکور» را فیلمبرداری کند یا خودم پشت دوربین بروم، ضمن این‌که اصولاً فیلمبرداری در برف برای جذاب بود. یک نکته‌ای هم که هنگام فیلمبرداری «مانیکور» برایم مهم بود توجه به این مسأله بود که خودم را بیشتر به‌عنوان یک کارگردان ببینم و بخش فیلمبرداری‌ام را فراموش کنم، شاید اگر فیلمبردار کار خودم نبودم این فیلم شاید به این نحو فیلمبرداری نمی‌شد و شاید وجه فاخرتری داشت و فیلمبرداری آن بیشتر دیده می‎‌شد.

آقاجانی: اما نباید فراموش کنیم که تو چه کار سختی را تصمیم گرفتی انجام بدهی و چه خوب از پس این قضیه برآمدی. تصور این‌که کارگردان و فیلمبردار در پروسه فیلم یکی باشد برای من بسیار دشوار است به‌خصوص که فیلمبرداری در شرایطی به این سختی بوده. داستان بیژن نجدی را چه زمانی خواندی؟

فیاض: سال ۱۳۹۳ این فیلمنامه نوشته شد و در نسخه‌های اولیه کاملاً مبتنی بر داستان آقای نجدی بود، اما به‌تدریج احساس کردم قدرت بیژن نجدی بر واژه‌ها و ادبیات استوار است و همان‌طور که طوفان گفت الزاماً ادبیات تبدیل به سینما نمی‌شود و من نیاز به چیزی داشتم که این داستان را سینمایی کنم تا این‌که آن ماجرای جنسیت را جایی شنیدم و به این قصه وارد کردم.

ملایمی: چیزی که برای من در مورد آرمان جذاب است اشتیاقش به فیلمسازی است، یادم می‌آید یک روزی که داشت برایم قصه فیلم بعد‌ش را تعریف می‌کرد چنان با اشتیاق آن را بازگو می‌کرد که من آن فیلمنامه را داشتم در ذهنم می ساختم و جالب است که بگویم این شور و شوق فیلمسازی را در «مانیکور» هم می‌بینیم. این‌که یک فیلمسازی این جسارت را دارد که برود در آن شرایط برفی و سخت چنین فیلمی را با چنین مضمون جنجال‌برانگیزی بسازد لایق تقدیر است.

فیاض: برسیم به فیلم آخر یعنی «سیندرلا».

آقاجانی: من قبل از این‌که وارد حوزه فیلم کوتاه شوم تجربه ساخت شش فیلم کوتاه انیمیشن را داشتم و «سیندرلا» سومین تجربه فیلم کوتاه زنده من حساب می‌شود، دغدغه اصلی من در این فیلم تضاد بود. چیزی که در فضای جامعه‌مان نیز زیاد دیده می‌شود. هدفم این بود که این تضاد را در تمامی جنبه‌های فیلمم به نمایش بگذارم. از سویی روایت در فضای عروسی که همواره ظاهر شادی دارد و همه را امر به شادبودن می‌کند،  اما اتفاق‌ها و  احساسات دیگری نیز در پشت صحنه آن در حال وقوع است، بسیار با این ایده من هماهنگ بود.  دوست داشتم این نکته را در این  فیلم به اغراق شده‌ترین شکل ممکنش بیاورم، درواقع دوست داشتم فیلمی بسازم پر از رنگ، نور، آهنگ‌های شاد ولی در لایه زیرینش یک کثافت تمام عیار جریان داشته باشد ضمن این‌که یکی از دغدغه‌های جدی من در ساخت فیلمی مثل «سیندرلا» ایرانی بودن آن است؛ پس از هیچ المان ایرانی در پرداخت این فیلم کوتاه دریغ نکردم.

فیاض: به نظرم یکی از حُسن‌های «سیندرلا» این است که از تمام نشانه‌های قصه «سیندرلا» به‌خوبی استفاده می‌کند و خیلی خوب در فیلم جا می‌افتند، در مورد «سیندرلا» این را هم باید بگویم که این فیلم از آن دسته آثاری است که می‌توان بارها آن را دید و هر بخش آن را به شرایط فعلی جامعه ایران وصل کرد.

نبی: یک نکته درخشان در انتخاب فضای عروسی این فیلم صورت گرفته که به نظرم درخشان است، این‌که همه چیز به ظاهر در حال توصیف یک وصلت است، اما از درون یک انفصال عمیق در حال شکل‌گیری است.

ملایمی: من همیشه تمایل به تجربه‌گرایی و خطرکردن در آثار مهدی را دوست داشتم. این جسارت و خطرکردن را در «سیندرلا» هم می‌بینیم. مورد جالب دیگر برای من در این فیلم این است که هیچ‌کدام از عناصر تشکیل‌دهنده «سیندرلا»، مدرن نیستند مانند موسیقی‌ها، رقص‌های اغراق‌شده، خود مراسم عروسی سنتی ایرانی و … اما ترکیب این المان‌های نه چندان مدرن و فاخر، درنهایت منجر به اثری مدرن و آرتیستیک شده است. نکته جالب دیگردر فیلم «سیندرلا»، ندیدن کاراکتر عروس در کل فیلم است، مدام در مورد او صحبت می‌شود، اما فیلمساز در تمام طول فیلم، او را از چشم ما پنهان می‌کند.

نهان‌قدرتی: برای جمع‌بندی جلسه امیدوارم که اکران خوبی پیش رو داشته باشیم و گروه «هنروتجربه» تلاش مضاعفی را برای شرایط بهتر و در اختیارداشتن سالن‌های بیشتر در جهت بیشتر دیده‌شدن این آثار انجام دهد.