آموزش: مصاحبه‌ی آرمان دو سن-سالوی با وبسایت Directors Notes در مورد فیلم «مهارت»

۲۴ فریم – رکسانا طالبی: اگر از مخاطبان و همراهان ما در بخش آموزش ۲۴ فریم بوده باشید، به خوبی می‌دانید که همواره تلاش ما بر این بوده که با فراهم آوردن مطالبی متنوع و کاربردی سهمی کوچک در مسیر فیلم‌سازی شما داشته باشیم. در کنار مقالات و ویدئوهای آموزشی‌ای که تقدیم مخاطبان‌مان کرده‌ایم، پیش‌تر مجموعه یادداشت‌هایی تحت عنوان «هفت نکته» نیز در برنامه‌ی کاری سرویس آموزش قرار داشت که در آن‌ها تلاش داشتیم به سراغ فیلم‌سازان موفق فیلم کوتاه رفته و از آنان بخواهیم تجربیات‌شان را با خوانندگان به اشتراک بگذارند. امروز و در ادامه‌ی این مجموعه، بنا داریم سراغ فیلم‌سازانی از سراسر جهان برویم و از تجربیات‌شان بشنویم. در این راستا، مصاحبه‌هایی از این فیلم‌سازان، که بر روی وبسایت Directors Notes منتشر شده‌اند، را انتخاب و منتشر خواهیم کرد. بر این باوریم که همان‌قدر که فیلم‌سازی فرایندی شخصی و مستلزم ممارست و کسب تجربه‌ی فردی‌ست، به همان اندازه نیز می‌تواند با شنیدن تجربیات دیگران غنی‌تر شده و به شکلی مؤثرتر پیش برود‌. ممکن است ایده‌ای که شما برای فیلم‌تان در ذهن دارید هرگز با هیچ‌یک از تجربیات دیگران نزدیکی نداشته باشد، اما این واقعیت نیز غیرقابل‌انکار است که با نشستن پای صحبت همکارانی که پیش از ما قدم در این راه گذاشته‌اند می‌تواند بسیار بر ذهنیت ما در کار ساخت فیلم تأثیرگذار باشد و گاهی ما را از اشتباهاتی ویران‌گر دور کند‌. امروز در نخستین مطلب از این مجموعه مصاحبه‌ی «آرمان دو سن-سالوی» (Armand de Saint-Salvy) با وبسایت Directors Notes را تقدیم شما می‌کنیم که از تجربیات‌اش از ساخت فیلم کوتاه «مهارت» (The Craft) (۲۰۱۸) حرف زده است. امیدواریم این مجموعه برای شما الهام‌بخش و مفید باشد.

بازیگران خوب قدرت فوق‌العاده‌ای برای بیرون کشیدن نقش از تجربه‌های فردی و تزریق این تجربه‌ها به شخصیت‌های عمیقِ نمایشی دارند؛ شخصیت‌هایی که مخاطب را برای دیدن و دنبال کردن خود کاملاً متقاعد می‌کنند. اما استفاده از چنین منبع پرقدرت احساسی‌ای بدون ریسک امکان‌پذیر نیست. در اجرای دو پرسوناژه‌ی جذاب فیلم «مهارت»، آرمان دو سن-سالوی، کارگردان و نویسنده، آشفتگی بازیگر جوانی را دنبال می‌کند که مجبور است برای نشان دادن استعداد و مهارت خود با شیطان درون‌اش در ملأ عام روبه‌رو شود؛ شیوه‌ای که او به وفور در کارگاه‌های بازیگری شاهد آن بوده است. «Directors Notes» از آرمان در مورد استفاده از شیوه‌ی تحریک بازیگر و رسیدن به جذابیت اجرا در صحنه‌ای که شبیه بازجویی‌ است و استفاده از برداشت‌های طولانی برای نگه داشتن بازیگران‌اش در نقطه‌ی حسی مناسب پرسیده است.

آرمان دو سن-سالوی: من سالیان زیادی بازیگری خوانده‌ام و همیشه از بازیگرانی که خودشان را برای رسیدن به بهترین شکل از مهارت‌شان تحت فشار می‌گذاشتند شگفت‌زده می‌شدم. من تجربه‌های بسیار پرتنشی داشتم. برای مثال معلم خیلی معروفی داشتم که دانش‌آموزان‌اش را به فاش کردن تاریک‌ترین رازهای‌شان در مقابل همه‌ی کلاس مجبور می‌کرد. همیشه به این موضوع فکر می‌کردم که به نمایش گذاشتن آسیب‌زاترین رازهای یک بازیگر در مقابل هم‌گروهی‌های‌اش چه‌قدر برای او نقطه‌ی امن ایجاد می‌کند؟ انجام دادن این کار شجاعت زیادی می‌خواهد اما برای بازیگری بسیار مفید است. علاوه بر این، چه حمایت‌هایی بیرون از کلاس شامل حال این بازیگران می‌شود؟ من می‌خواستم فیلمی بسازم که به افراد عادی نگرشی عمیق درباره‌ی این فرایند شکنجه‌وار و پرخطر بدهم.

برای فضای بصری فیلم، ما تلاش کردیم به فیلم «تقریباً مشهور» (Almost Famous) نزدیک شویم. فضای صحنه و پالت رنگی فیلم تا حد زیادی شبیه به فضای رنگی گرم و پاییزی فیلم «تقریباً مشهور» است. شیوه‌ی بازجویی فیلم، وقتی که دیانا، پریسیلا را تحت فشار می‌گذارد، ترکیبی از چندین فیلم مختلف است. ما برای خلق این حالتِ شوکه شدن روی صحنه از فیلم «مرد پرنده‌ای» (Birdman) استفاده کردیم. اما نمی‌خواستیم فیلم‌مان شکننده و خشن به نظر برسد. این شکنندگی ناگزیر در روند افشای عمیق‌ترین رازهای هر فرد وجود دارد، بنابر این احساس کردیم که لازم است فضای مشابه به فضای مرد پرنده‌ای فیلم را تلطیف کنیم. ما نور پس‌زمینه‌ی دیانا را با کمی اغراق در گریم زیر چشم‌های‌اش نگه داشتیم تا او کمی مرموز به نظر برسد. پریسیلا کمی بیش‌تر از بقیه زیر نور و مورد توجه قرار داشت، اما ما او را کمی در سایه نگه داشتیم چون او به تدریج رازهای‌اش را آشکار می‌کند.

کل فیلم در ۶ ساعت و با دو دوربین آری الکسا و در برداشت‌های طولانی گرفته شده‌ است. این باعث شد بازیگران به طور غریزی و بدون هیچ وقفه‌ای با یکدیگر کار کنند. هر خط دیالوگی که گفته می‌شود در فیلمنامه نوشته شده بود، اما ما تمام تلاش‌مان را کردیم که همه چیز طبیعی و بداهه به نظر برسد. «مهارت» فیلمی‌ است که در آن دیالوگ‌ها پشت هم گفته می‌شوند. ما از فیلم «تردید» به عنوان مرجع مورد نظرمان استفاده کردیم تا نشان دهیم که یک فیلمنامه فقط با دو پرسوناژ اصلی چه‌قدر می‌تواند قوی باشد. ایده‌ی بازجویی همیشه من را شگفت‌زده می‌کرد و حالا در فیلم ما، بازجویی با ظاهر «کمک» اتفاق می‌افتاد.

من و دو بازیگر اصلی‌ام طوری تمرین می‌کردیم که انگار در حال تمرین تئاتر هستیم تا بتوانیم کل فیلم را در یک برداشت بگیریم. در روز فیلم‌برداری، آدم‌هایی را در صحنه داشتیم که اصلاً بازیگر نبودند و در میان تماشاگران نشسته بودند. برای این که بتوانم عکس‌العمل‌های صادقانه‌ی آن‌ها را نسبت به آن چه در برابرشان در حال رخ دادن بود ثبت کنم، به دو بازیگر اصلی فیلم اجازه داده شد تا نقش‌شان در کل فیلم را در یک برداشت بازی کنند و من با دو دوربین و به طور هم‌زمان از تماشاگران فیلم گرفتم تا واقعی‌ترین عکس‌العمل ممکن را از آن‌ها ضبط کنم.

یکی از تماشاگران در هنگام فیلم‌برداری به گریه افتاد و ما فکر کردیم که او چه‌قدر فوق‌العاده نقش‌اش را بازی می‌کند. اما وقتی گرفتن نما را به پایان رساندیم، همان تماشاگر به بیرون صحنه دوید و حسابی به هم ریخت. بعداً متوجه شدم که مضمون فیلم خیلی شبیه به داستان زندگی واقعی او بوده است. فیلم ما او را به حدی تحت تأثیر قرار داده بود که روز بعد با من تماس گرفت تا تشکر کند. ظاهراً او در تلاش برای اصلاح رابطه‌اش با یکی از اعضای نزدیک خانواده‌اش بود و حضورش در فیلم ما برای‌اش بسیار الهام‌بخش بود و باعث ایجاد تغییرات مثبتی در زندگی‌اش شده بود.

منبع: directorsnotes.com

ترجمه‌: رکسانا طالبی