آموزش: مصاحبه‌ی ترولز کرین مِبی با وبسایت Directors Notes در مورد فیلم «موبایل»

۲۴ فریم – رکسانا طالبی: آن‌چه در ادامه می‌خوانید، مصاحبه‌ای‌ست که ترولز کرین مِبی (Truls Krane Meby) کارگردان فیلم کوتاه موبایل (Mobile) محصول ۲۰۱۸ با وبسایت Directors Notes داشته است؛ فیلمی درباره‌ی یک پناهنده‌ی دورافتاده‌ی سوری که هماهنگی‌های لازم برای مهاجرت خانواده‌ا‌‌ش را از طریق تلفن همراه انجام می‌دهد. او در این مصاحبه توضیحاتی درباره‌ی چگونگی رسیدن به ایده‌ی فیلم، کار با بازیگران سوری و غیرهم‌زبان با خود و جنبه‌های تولیدی و پس‌تولیدی اثرش ارائه کرده است.

ترولز کرین مبی (Truls Krane Meby) فیلم‌سازی‌ست که ما چهار سال پیش برای فیلم تکنیکال‌محورش، «بدن‌های بافته‌ی جهانی» (World Wide Woven Bodies)، با او مصاحبه کرده بودیم و حالا او با فیلم کوتاه جدیدش «موبایل» دوباره به وبسایت ما برگشته است. این فیلم اثری درگیرکننده درباره‌ی یک پناهنده‌ی سوری در یک دهکده‌ی اسکاندیناویایی‌ست که با موبایل با خانواده‌اش، که در حال تلاش برای رد شدن از مرز هستند، تماس می‌گیرد تا به آنها کمک کند. فیلم کوتاه «موبایل» موضوعات فوق‌العاده‌ای (شاید بیش از حد فوق‌العاده، ادامه‌ی متن را بخوانید تا ببینید چرا) را به نمایش می‌گذارد و به شکل تأثیرگذاری با استفاده‌ی کارگردان نروژی از لوکیشن‌های واقعی و نابازیگران ساخته شده است. این فیلم جالب‌توجه را در ادامه ببینید و سپس توضیحات مِبی را در مورد روند ساختن فیلم و چگونگی آن از طریق جزئیات کار گروهی بخوانید تا متوجه شوید او چگونه توانسته یک تولید سریع و تأثیرگذار داشته باشد.

ترولز کرین مبی: «موبایل» بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است، بنابراین اولین جرقه‌های ساخت این فیلم بعد از شنیدن واقعه‌ی اصلی به ذهن‌ام خطور کرد. یک جوان پناهنده‌ی سوری از طریق موبایل و از شهر زادگاه من، اسولور (Svolvær) در نروژ، به خانواده‌ی فراری‌اش برای عبور از مرز یک کشور به کشور همسایه کمک می‌کند. این فکر فوراً به ذهن‌ام رسید که این داستان ظرفیت تبدیل شدن به فیلمی را دارد که می‌تواند دربردارنده‌ی بسیاری از عناصر تجربیات پناهندگان، هم به شکل مستقیم و هم به شکلی انسانی، باشد. از آن‌جایی که در فیلم‌های قبلی‌ام هم به رابطه‌ی انسان با تکنولوژی پرداخته بودم، این جنبه‌ی وجود موبایل در فیلم نیز نظر مرا جلب کرد. من فکر کردم که این فیلم می‌تواند فیلمی احساساتی در مورد زمان حال ما باشد. در واقع این قصه آن‌قدر معاصر بود که پیش از آن که ما به پایان فیلم‌برداری برسیم، عملاً به فیلمی درباره‌ی گذشته تبدیل شده بود، چرا که آن مسیر مشخصی که خانواده در فیلم طی می‌کرد تا قبل از پایان کار ما بسته شد.

بزرگ‌ترین چالش برای من در ساخت این فیلم رفتن به لایه‌های زیرین تجربه‌ای بود که کاملاً دور از خود من و آن هم به زبانی بود نمی‌توانم به آن صحبت کنم. من تمام تلاش‌ام را کردم تا با همراهی همه‌ی همکاران سوری فوق‌العاده‌ام در فیلم، که تجربیات شخصی‌شان را با من به اشتراک گذاشتند، داستان فیلم را درک کنم: بازیگر اصلی فوق‌العاده‌ی ما، جواد الکذمانی (Jawad Alkadhmani)، برادرش عیهم (Aihm) که نقش برادر را در فیلم بازی کرد، گیث جیکوب (Gaith Jacoub) که مسئول انتخاب صدای قاچاقچی‌ها بود، امان کمال الدین (Eman Kamal Aldeen) که نقش مادر را بازی کرد، مترجم سر صحنه‌ی ما وسام هاچیچو (Wessam Hachicho) و بقیه‌ی بچه‌های دیگر در کلاس زبان که داستان‌شان را با ما به اشتراک گذاشتند.

جواد پیش از آن هیچ تجربه‌ی بازیگری‌ای نداشت، اما حضور عالی و بی‌نظیری را جلوی دوربین به نمایش گذاشت. ما برای شناختن بیش‌تر یکدیگر و آماده شدن برای فیلم، دو هفته قبل از شروع فیلم‌برداری، با هم زمان زیادی را گذراندیم؛ بیرون رفتیم و تمرین کردیم، فقط ما دو نفر. ما نسخه‌ای تمرینی از کل فیلم ساختیم که من آن را پیش از رسیدن زمان شروع فیلم‌برداری اصلی تدوین کردم و این نسخه نه تنها جنبه‌ای تمرینی برای من و جواد داشت، بلکه زمانی که می‌خواستیم نماها را آماده کنیم بسیار به دردمان خورد.

ما از دوربین مینی الکسا و لنزهای کوک اسپید پانچرو (Cooke Speed Panchro) استفاده کردیم و بیش‌ترِ زمانِ نیمه‌ی نهایی فیلم را با استدی‌کم فیلم‌برداری کردیم. فیلمی که به صورت کارگاهی و تمرینی ساخته بودیم در نهایت تبدیل به یک راهنمای دقیق برای کار ما به طور ویژه شد. بنابر این، ضرباهنگ، انرژی و حرکت سیال دوربین، و به طور کلی احساس موسیقایی و شکلی که شدت حرکت باید افزایش پیدا می‌کرد و به ویژه استتیک کنایی «صحنه‌های کارت‌پستالی» ما به خوبی کارشان را انجام دادند. من ایده‌ای داشتم که این «صحنه‌های کارت‌پستالی» که به شکلی سوررئال این دهکده‌ی نروژی شمالی را با نام‌های جاهای دیگر در یک قاب با زیبایی‌شناسی کلاسیک کارت‌پستالی کنار هم گذاشته داشته باشم؛ آن هم به عنوان راهی که می‌شود از آن به درون این شرایط عجیب و غریب وارد شد؛ شرایطی که شخصیت اصلی ما احساس می‌کند در آن واحد هر جایی می‌تواند باشد، در حالی که کاملاً در «حاشیه‌ی دنیا» تنهاست و دارد شرایط آرام محیط اطراف‌اش را با وضعیت دشوارش در کنار یکدیگر تجربه می‌کند. من صحنه‌های کارت پستالی را برای مداخله‌ی مداوم در انرژی و حرکات ولید (Whalid) می‌خواستم، اما مطمئن نبودم که چه‌طور از آب در خواهند آمد. با نسخه‌ی تمرینی بود که به این اعتماد رسیدم که این کار شدنی است.

قسمت اول فیلم مستلزم مکان‌های مختلف و شخصیت‌های دیگری بود که نسخه‌ی تمرینی صرفاً می‌توانست ایده‌ای خام از آن به دست بدهد و در نتیجه کمک چندانی به صحنه‌پردازی ما نکرد. وقتی صحنه‌ی افتتاحیه را فیلم‌برداری کردیم، وارد موقعیتی شبیه به یک کلاس درس با ابتدایی‌ترین مفاهیم شدیم و کار را شبیه به یک مستند و با داشتن تعدادی ایده‌ی خام درباره‌ی لحظات گرفتیم و البته در همان حال بسیار هم نسبت به آن‌چه در لحظه می‌توانست رخ دهد گشوده بودیم. استفاده از نقشه کاملاً بداهه بود و به شکلی بی‌نقص در بافت مضمونی فیلم جای گرفت، به حدی که به سرعت به عنوان بدیهی‌ترین شکل برای شروع فیلم تبدیل شد.

از ایده‌ی اولیه تا نوشتن فیلمنامه و پیدا کردن بودجه برای ساخت فیلم حدوداً یک سال طول کشید. نوشتن فیلمنامه برای من نسبتاً سریع پیش رفت و سپس تولید فیلم را پیش بردیم تا جایی که بودجه‌مان به طور کامل از طرف مرکز فیلم نروژ شمالی (Northern Norwegian Film Center)، موسسه‌ی فیلم‌های نروژی (The Norwegian Film Institute)، بنیاد توسعه‌ی فرهنگی تجاری اسپیر بانک۱ نروژ شمالی (The Cultural Business Development Foundation of SpareBank1 Nord-Norge) تأمین شد.

در ادامه، ما فیلم‌برداری را در چهار روز به پایان رساندیم و فیلم را در طی چندین ماه به صورت پراکنده تدوین کردیم. من ابتدا تدوین اولیه را انجام دادم و بعد یک هفته با ترود لیرهاوس (Trude Lirhus) دوباره فیلم را تدوین کردیم و در نهایت من چند ماه بعد تدوین نهایی را به پایان رساندم. من دوست دارم پروسه‌ی تدوین را در طول چند ماه انجام دهم، نه این‌که در مدتی کوتاه و فشرده تدوین کنم؛ نیاز دارم که مدتی با آن زندگی کنم. بنابر این زمانی که فیلم به نمایش درآمد، دقیقاً دو سال از اولین بارقه‌های الهام من از این فیلم می‌گذشت.

من اخیراً مرحله‌ی ماقبل نهایی فیلم‌برداری اولین فیلم بلندم را به پایان رسانده‌ام، به نام «حیوانات و حیوانات» (Dyr & Dyr)، که البته هنوز عنوان موقت است و من این فیلم را به طور پراکنده از ماه ژوئن قبل فیلم‌برداری کرده‌ام. این فیلم پروژه‌ی دیگری است با مضمون زندگی‌های به‌هم‌پیوسته‌ی دیجیتالی ما و تلاش دارد وارد زندگی دختری با کابوس‌های آخرالزمانی بشود که به خاطر تغییر ندادن خود و تلاش نکردن بیش‌تر در مقابله با زوال قریب‌الوقوع کنونی ما احساس گناه می‌کند. این فیلم در مورد تلاش یک فرد برای تبدیل شدن به آدم بهتری است که در این راه با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود.

منبع: directorsnotes.com

ترجمه‌: رکسانا طالبی