نقل قول‌هایی از وونگ کار وای درباره فیلمسازی

۲۴ فریم: به مناسبت سالروز تولد کارگردان صاحب سبک شرق آسیا، وونگ کار وای، نقل قول‌هایی از او را درباره فیلمسازی منتشر می‌کنیم.

۱- من همیشه با انبوهی ایده شروع به فیلم سازی می کنم ولی خود داستان هیچگاه واضح نیست. می‌دانم چه نمی‌خواهم ولی دقیقا نمی‌دانم چه می‌خواهم. فکر می کنم کل فرایند ساختن یک فیلم عملا راهی است تا من پاسخ تمام این پرسش ها را بیابم. و تا وقتی که پاسخ ها را بیابم به ساختن فیلم ادامه می دهم. بعضی وقت ها پاسخ ها را در صحنه فیلمبرداری می‌یابم، بعضی وقت ها حین تدوین، بعضی وقت ها سه ماه بعد از نخستین نمایش فیلم.

۲- تنها چیزی که می کوشم که هنگام شروع کردن یک فیلم کاملا برای خودم مشخص کنم ژانری است که می خواهم فیلم در آن قرار گیرد. و فکر می کنم این بخشی از آن چیزی است که این فیلم ها را چنین بدیع کرده است. مثلا «در حال و هوای عشق» فیلم داستانی است درباره دو نفر که به سادگی می توانست خسته کننده باشد. اما به جای پرداخت آن همچون داستانی عاشقانه، من تصمیم گرفتم مثل یک تریلر با آن برخورد کنم، مثل فیلمی مبتنی بر تعلیق. این دو نفر در آغاز همچون دو قربانی اند، بعد شروع می کنند به بررسیدن، می کوشند دریابند قضایا چگونه است. من اینگونه قصه را سامان دادم، به یاری صحنه های خیلی کوتاه و تلاش برای ایجاد تنشی مدام. شاید همین است آنچه که فیلم را برای تماشاگر چنین شگفت انگیز کرد، تماشاگرانی که منتظر یک فیلم عاشقانه کلاسیک بودند.

۳- موسیقی فیلم باید بصری باشد. موسیقی باید واجد کیمیایی باشد که با تصاویر تعامل برقرار کند. خب من این مسئله را این طور حل می کنم که هرگاه موسیقی ای می شنوم که چیزی بصری در من برمی انگیزد، ضبطش می کنم و می گذارمش کناری؛ می دانم که بعدتر از آن استفاده خواهم کرد. و کاری که بخصوص دوست دارم انجام دهم استفاده از موسیقی های قدیمی در فیلم های معاصر است. چون موسیقی مثل رنگ است؛ مثل فیلتری که هر چیزی را رنگی اندکی متفاوت می زند. دریافته ام که استفاده از موسیقی ای متعلق به زمانی غیر آن زمانی که تصویر تعلق به آن دارد همه چیز را اندکی مبهم تر می کند؛ اندکی پیچیده تر.

۴- بسیاری از تصمیم گرفتن های من غریزی اند. معمولا احساسی نیرومند دارم نسبت به این که چه چیزی درست است و چه چیزی درست نیست؛ و قضیه به همین سادگی است. به هر حال تحلیل کردن شفاهی فیلم کار دشواری است. فیلم خیلی شبیه غذاست. وقتی طعم چیزی در دهان مانده؛ نمی‌توان آن را به درستی برای کسی دیگر تشریح یا توصیف کرد. فیلم هم همین طور است.

منبع: کتاب سینما ـ مازیار اسلامی