en
پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - آموزش: نگاهی به بیست شاه‌پیرنگ بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس: ۱- شاه‌پیرنگ جست‌وجو

۲۴ فریم – کیانا نیکلایی: زمانی که صحبت از یک فیلمنامه‌ی خوب به میان می‌آید، به نظر می‌رسد عوامل زیادی در شکل‌گیری آن دخیل باشند: شخصیت‌پردازی خوب، دیالوگ‌های تاثیرگذار، نقاط عطف دقیق، پایان‌بندی تکان‌دهنده و … . یکی از مهم‌ترین اجزاء یک فیلمنامه‌ی خوب پیرنگ است. شاید بهتر باشد برای شفاف‌تر شدن توضیح پیرنگ (plot)، آن را در کنار داستان (story) قرار دهیم. داستان شرح حالی از وقایع است؛ این که بدانیم در مرحله‌ی بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد، اما پیرنگ چیزی بیش‌تر از شرح وقایع است؛ در پیرنگ پرسش این است: چرا این اتفاق افتاد؟ در واقع، داستان را می‌توان مجموعه‌ای از وقایع دانست که مثل دانه‌های تسبیح به نخ کشیده شده‌اند (اتفاقی رخ می‌دهد، بعد اتفاقی دیگر و …)، ولی پیرنگ زنجیره‌ای از روابط علت و معلولی است که به طور پیوسته الگوی رفتار و ماجرای واحدی را خلق می‌کند. پیرنگ خواننده را در بازیِ «چرا این‌جوری شد؟» دخیل می‌کند. بر این اساس، چیزی که داستان به آن نیاز دارد کنجکاوی است تا بتوان اتفاق بعدی را تشخیص داد‌ اما درباره‌ی پیرنگ، لازم است چیزی را که قبلاً اتفاق افتاده به خاطر آورد تا روابط بین اشخاص و اتفاقات را دریابیم و بکوشیم تا نتیجه را پیش‌بینی کنیم.
با ذکر این مقدمه، آشکار است که آگاهی از نحوه‌ی سازمان‌دهی یک پیرنگ استوار برای فیلمنامه تا چه حد حائز اهمیت است. اما ممکن است این تردید به جان‌مان بیفتد که آیا تعداد این پیرنگ‌ها محدود است یا نامحدود؟ (بحث‌های پیرامون تکراری بودن همه‌ی داستان‌های عالم را به یاد بیاورید.) آیا راهی وجود دارد که بتوان به دسته‌بندی‌ای از این پیرنگ‌ها رسید و از آن‌ها برای فیلمنامه‌ی خود الگو گرفت؟ رانلد بی. توبایس (Ronald B. Tobias)، یکی از کسانی‌ست که در این زمینه دست به کاری ارزش‌مند زده و نتایج کارش را در قالب کتاب «بیست شاه‌پیرنگ و راه‌کار نوشتن آن‌ها» (۲۰Master Plots: And How to Build Them) ارائه کرده است‌. بنا بر اهمیت بحث پیرنگ در نگارش فیلمنامه و همچنین جایگاه مهم این کتاب در آموزش فیلمنامه‌نویسی، در سرویس آموزش ۲۴ فریم تصمیم گرفتیم که این بیست شاه‌پیرنگ را در قالب مجموعه مطالبی تقدیم مخاطبان و علاقه‌مندان فیلمنامه‌نویسی بکنیم. این مجموعه با ترجمه‌ی خانم «کیانا نیکلایی» و به مرور ارائه خواهد شد. سرویس آموزش ۲۴ فریم، ضمن قدردانی از مترجم این مجموعه، امیدوار است این مطالب برای همراهان‌ همیشگی این بخش الهام‌بخش و آموزنده باشد.

رانلد بی. توبایس

مقدمه

قبل از این‌که به شاه‌پیرنگ‌ها بپردازیم، نگاهی داشته باشیم به مواردی که توبایس آن‌ها را «مخرج مشترک» می‌نامد. شما می‌توانید (و احتمالاً حین نوشتن مجبورمی‌شوید) این قواعد را بشکنید. اما در کل می‌توان گفت:

۱- بگذارید تنش، سوخت پیرنگ باشد؛ با قرار دادن تنش، درگیری، ناکامی در اهداف، موانع پیشروی و… پیرنگ‌تان را روی روغن داغ بگذارید. نگذارید پیرنگ سست شود.

۲- از طریق تعارض و اختلاف تنش ایجاد کنید. آنتاگونیست با اقدامات پروتاگونیست مقابله و آن‌ها را دفع می‌کند. این اختلافات می‌توانند از سوی فرد، مکان یا پدیده‌ی بیرونی باشند یا شک، ترس و خطاهای درونی. عامل متعارض را ملموس کنید. حتی افراد پارانوید هم ممکن است کسی واقعاً دنبال‌شان باشد!

۳- با بیشتر شدن تعارض، تنش را هم افزایش دهید. از مقدار کم شروع کنید. سپس با بیش‌تر کردن فشار از سوی نیروی مقابل، به تنگنای تنش شدت ببخشید. سپس به جدیت موضوع بیفزایید؛ مشکل‌ها را تبدیل به مسئله‌ی مرگ و زندگی کنید و شخصیت‌تان را در درگیری‌های جدی محک بزنید.

۴- تغییر را محور کارتان قرار دهید. شخصیت‌ باید در آخر کار به فرد جدیدی تبدیل شده باشد. اتفاقات معنادار انسان‌ها را به طرز چشمگیری تغییر می‌دهند. مطمئن شوید شخصیت‌هایتان عوض می‌شوند. (همچنین لباس زیرشان، به خصوص بعد از آن لحظات پرتنش!)

۵- مطمئن شوید که هر اتفاقی می‌افتد مهم باشد. اگر واقعه، تأثیر ملموس و ماندگاری بر داستان‌ شما نمی‌گذارد، حذفش کنید.

۶- روابط علّی را عادی جلوه دهید. به علت و معلول بپردازید؛ اما اگر مراقب نباشید، خواننده متوجه می‌شود که دارید نگاه‌ او را به رد پاهای درون باغچه می‌کشانید و بو می‌برد که این سرنخ مهمی است. در عوض، بگذارید گل‌های باغچه را بو کند، سگ را نوازش کند و متوجه شود که پای سگ در این مدت در گل فرو رفته و رد پاهایش باقی مانده‌اند، مانند آن رد پاهای دیگر که قبلاً کسی بر جا گذاشته است.

۷- شانس و اقبال را نگه دارید برای بردن بلیط بخت‌آزمایی. از نوشتن تصادف‌های شیرین و اتفاقات معجزه‌آسا دست بردارید.

۸- مطمئن شوید که شخصیت اصلی داستان، نقش اصلی را در نقطه‌ی اوج ایفا می‌کند. کسی که برنده می‌شود، کسی که آخرین پرتاب را انجام می‌دهد، آخرین زوری که همه چیز را سرنگون می‌کند، مطمئن شوید کار شخصیت اصلی‌تان است.

حالا چه‌طور است مطالب گفته شده را به سوال تبدیل کنیم؟

۱- تنش پیرنگ شما چیست؟
۲- چه چیزی یا چه کسی عامل تعارض در پیرنگ است؟
۳- چه گام‌هایی برای افزایش تنش/تعارض برداشته‌اید؟
۴- چه تغییری در شخصیت اصلی رخ می‌دهد؟
۵- قدم‌های مهم در پیرنگ شما کدامند؟
۶- چگونه اطلاعات مهم را بی سر و صدا وارد پیرنگ می‌کنید؟
۷- آیا چیزی در پیرنگ‌تان بر تصادف متکی است؟
۸- کنش اصلی نقطه‌ی اوج چیست؟ چه کسی آن را انجام‌ می‌دهد؟

خب، حالا فرض کنیم که شما یک داستان دارید. می‌تواند داستانی باشد که قبلاً نوشته‌اید (و حالا می‌خواهید درزهای‌ آن را بگیرید و سر و سامانش دهید) یا داستانی است که قصد نوشتن‌ آن را دارید.

راجع به داستانی که در دست دارید، به هر کدام از این هشت سوال پاسخ دهید. وقت بگذارید و به جواب‌های‌ خود با دقت فکر کنید.

سپس داستان را با تمرکز بر این کمینه مخرج مشترک‌ها بازنویسی کنید.

در گام بعدی این تمرین ها «شاه پیرنگ شماره یک: جست‌وجو» را بررسی می‌کنیم.

اگر به جمله‌ای برای شروع به نوشتن نیاز دارید، از این جمله استفاده کنید:

در سایه‌ی توجه زن، مرد تاریکی را پنهان کرد.

حالا می‌توانید با این جمله داستانی خود را شروع کنید. اگر می‌خواهید می‌توانید جنسیت‌ها را تغییر دهید و برای افراد نام بگذارید.

شاه‌پیرنگ شماره‌ی ۱: جست‌وجو

این شاه‌پرینگ، پیرنگ جست‌وجو برای یک فرد، مکان یا هر چیز مادی و غیرمادی را شامل می‌شود. به طور خاص، شخصیت اصلی دنبال آن چیز خاصی می‌گردد که انتظار یا امید دارد زندگی‌اش را دگرگون کند.

ساختار جست‌وجو

پرده‌ی اول مقدمه‌چینی است؛ جایی که قهرمان به کنش واداشته می‌شود. «نیرویی او را از روی اجبار یا خواسته به حرکت وامی‌دارد.» معمولاً پیشامد یا تصادف مهمی، یک «حادثه‌ی انگیزه‌بخش»، پیش می‌آید که بقیه‌ی روند جست‌وجو را قالب و نوید اتفاقات آتی را می‌دهد.

رفقای خوب، پادوها و دیگر همسفران را فراموش نکنید. جذبه‌ای طبیعی در سفر جست‌وجوگرانه‌ی افراد وجود دارد که گروه مناسبی از همراهان را از دشت‌ها، جنگل‌ها و غارهایی که در آن قایم شده‌اند بیرون می‌کشد.

بعد از پرده‌ی اول، این سوال باید برای خواننده پیش بیاید: «آیا [نام پروتاگونیست‌] [سوژه‌ی جست‌وجو] را پیدا می‌کند؟»

پرده‌ی دوم وقت گشت‌وگذار در عجایب و برخورد با ناکامی، ناامیدی و تاخیرها است. در این مرحله با دشواری‌ها، موانع و تجربه‌های کوچکی مواجه می‌شویم که شخصیت‌ شما را به طرق جالبی محک می‌زنند.

پرده‌ی سوم. آیا به هدف (طلا، گنج گم‌شده و…) می‌رسیم؟ و وقتی برسیم، چه پیش می‌آید؟

از صفحه‌ی ۶۷ کتاب: «در این نوع پیرنگ غیرمعمول نیست که پیچیدگی‌های مضاعفی در نتیجه‌ی یافتن مقصود ایجاد شود. چیزها آن‌طور که انتظار می‌رفت نیستند یا ممکن است چیزی که قهرمان تمام این مدت به دنبال‌ آن می‌گشته است، آن چیزی که واقعاً می‌خواسته نباشد. اما این‌جا لحظه‌ای از آگاهی وجود دارد؛ فهم جدیدی که از سوی قهرمان راجع به چیستی و معنای خود این جست‌وجو ارائه می‌شود».

موارد این فهرست:

۱- سوژه‌ی جست‌وجو چیست؟ چگونه به قصد و انگیزه‌ی شخصیت اصلی ربط پیدا می‌کند؟

۲- مسیر جست‌وجو قرار است شخصیت را به کجا بکشاند؟ چرا؟ او چه یاد خواهد گرفت؟ چه تغییرهایی پیش خواهند آمد؟ چگونه برای پایان ماجرا آماده خواهند بود؟ یعنی: ما باید در سرزمین‌های غریب و شرایط خارق‌العاده سیر کنیم و هر کدام از این‌ها باید به شرایط نهایی و آن فهم پایانی زمانی که به هدف رسیدیم (یا نرسیدیم!) مرتبط باشد.

۳- آیا ما خانه را ترک می‌کنیم و به آن برمی‌گردیم؟ یا حداقل شروع و پایان‌مان در «یک» نقطه خواهد بود؟ تغییرات شخصیت چگونه مقابل آن پس‌زمینه جلوه خواهند کرد؟

۴- شخصیت اصلی به چه چیزی یا چه کسی تبدیل می‌شود؟ چگونه از حالت پیشین او متفاوت خواهد بود؟

۵-«درک و فهمی» که شخصیت در نتیجه‌ی این جست‌وجو به آن می‌رسد چه خواهد بود؟ آیا کودکی به بلوغ می‌رسد؟ یا فرد بالغی چیز جدیدی درباره زندگی می‌آموزد؟

۶- اطمینان حاصل کنید که آغاز شما انگیزه‌ای قوی برای شروع جست‌وجو ارائه می‌دهد. همچنین مطمئن شوید که خوانندگان می‌دانند که چرا شخصیت پا در مسیر گذاشته است. اینکه چیزی وجود دارد که باید پیدا شود، دلیل کافی برای جست‌وجو نیست. پس به شخصیت‌ خود دلایل محکمی برای شروع این ماجرا دهید.

۷- به همراه فکر کنید، به نقطه مقابلی برای مکالمات، بینش و حتی احساسات شخصیت اصلی. او کیست؟ چرا در این سفر همراه شده است؟

۸- شخصیت به چه چیزی پی خواهد برد یا چه چیزی برای او آشکار خواهد شد؟

۹- یادتان باشد، چیزی که شخصیت اصلی می‌یابد، چه مادی چه معنوی، معمولاً چیزی نیست که از اول راه انتظار آن را داشته است. برای مثال، گنج روی تپه ممکن است اثری فلسفی باشد.

با در نظر گرفتن این موارد، بیایید به نوشتن جست‌وجو فکر کنیم:

۱- با یک شخصیت شروع می‌کنیم. انتخاب با شماست.

۲- حالا یک جمله راجع به چیزی که این شخصیت لازم است یاد بگیرد بنویسید. شاید متوجه نشده‌اند که دیگران آسیب می‌بینند؟ یا شاید باید بفهمند که چیزی که می‌خواهند تنها با آرزو کردن به دست نمی‌آید؟

آیا به مشکل برخورده‌اید؟ یکی از این جملات قدیمی‌ را انتخاب کنید و دستی به سر و روی‌ آن بکشید.

الف- بهترین چیزها در زندگی مجانی‌اند.
ب- پرنده‌ی خوشبختی در کنج خانه‌ی خودتان است.
پ- والدین هم انسان هستند.
ت- خانه آن‌جاست که دل آن‌جا باشد.
ث- پل‌ها را قبل از رد شدن از آن‌ها به آتش نکشید.
ج- یادگیری از دل اشتباهات رشد می‌کند.

خب بعضی از این جملات کمی نخ‌نما شده‌اند، اما احتمالاً الان منظورم را می‌فهمید.

۳- یک قدم به عقب بروید. چه فرد، مکان یا چیزی را می‌توانند بجویند که چیزی به آن‌ها بیاموزد؟ فهرستی از پنج مورد را بنویسید و یکی که دوست دارید را انتخاب کنید.

به مشکل برخوردید؟ باز هم شش مورد پیشنهادی داریم:

الف- یک حیوان. (حیوان خانگی؟ گونه‌ای کم‌یاب؟ انتخاب با شماست.)
ب- مکانی که با عکس/خاطره/توصیف/ … تطابق دارد.
پ- آشنایی تقریباً فراموش‌شده. (فامیل، معلم و …. نسبت را خودتان انتخاب کنید.)
ت- مکانی که در رویا دیده شده است. (با هاله‌هایی از افسانه‌های کهن راجع به آن)
ث- جواهری افسانه‌ای که کارکرد خاصی دارد. (با خاصیت‌های فوق‌العاده، ارزش‌مندتر از هرچه فکرش را کنید و …)
ج- دارو یا درمان اختلال یا بیماری خاصی. خود شخصیت رنج می‌کشد یا کس دیگری؟

اگر مورد عادی‌تری را می‌خواهید، کیف پول گم‌شده‌ای را در نظر بگیرید…

۴- بیایید کمی جالب‌ترش کنیم. خود جست‌وجو چه می‌تواند به شخصیت‌ بیاموزد؟ دوباره فهرستی از ۵ درس احتمالی تهیه کنید که ممکن است با انتظار شخصیت تطابق، تضاد یا ربط دیگری داشته باشد. یکی را که دوست دارید انتخاب کنید.

(جملات قصار و دیگر انواع ساده‌سازیِ زندگی در طالع‌بینی، کتاب‌های نقل قول و دیگر منابع مشابه در نزدیکی‌ شما موجود است.)

۵- موارد بالا را مرور کنید. به سوال‌ها پاسخ دهید یا به نکته‌ها فکر کنید.

۶- داستان‌ خود را بنویسید. پاراگراف اول باید گیرا باشد و از همان‌جا ما را جذب کند تا موقعی که در جنگل با سرعت تمام همراه شخصیت می‌دویم تا قبل ازآنکه دیر شود پادزهر را به دست آوریم، به مغزهای‌مان فشار بیاوریم که معماها را حل کنیم و گنج را پیدا کنیم، تا به هدف برسیم. و وقتی بردیم یا باختیم، یادتان باشد که مغزهای‌ ما را با فهم این‌که چه یاد گرفته‌ایم، چه باخته‌ایم و چه کارهایی کرده‌ایم خوب بپیچانید!

جمله‌ای برای شروع می‌خواهید؟ این چه‌طور است؟

 صبحی که همه چیز شروع شد، مانند هر صبح دیگری بود: صدای برخورد جسمی سنگین با زمین، خش‌خش برگ‌ها و سنگی سرد زیر پاها.

برای رفتن به جایی که انسان دیگری پا به آن‌جا نگذاشته است، برای یافتن مهره‌ی گم‌شده، برای لمس آن ستاره، برای پوشیدن بال‌های مومی و پرواز… بنویس!

ترجمه‌: کیانا نیکلایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه