en
شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹

صفحه اصلی - نقد - داستانی - نگاه شاعرانه و مینیمالیستی به زوال عقل: درباره فیلم کوتاه تجربی «صورت‌های بی‌چهره» به کارگردانی حسام رحمانی

۲۴ فریم: فیلم کوتاه صورت‌های بی‌چهره به کارگردانی حسام رحمانی در بخش تجربی جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز به نمایش درآمده و در روزهای آینده در جشنواره فیلم کوتاه لندن نیز حضور خواهد داشت. در ادامه بخشی از یادداشت دانا پاپاداکی در سایت indyfilmlibray را که درباره این فیلم نگاشته شده، با هم می‌خوانیم.

طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، هر سال تقریبا ۱۰ میلیون مورد جدید از زوال عقل در سطح جهان مشاهده میشود. با افزایش جمعیت سالمندان در بیشتر کشورهای بزرگ جهان، این رقم در سال‌های آینده به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد. دیر یا زود، پس از گذشت زمان، تقریباً هر خانواده می‌دانند که برخورد با یک عزیز که از این بیماری رنج می‌برد، چطور است. در نتیجه، زوال عقل – و اندوه مربوط به بستگان بیماران زوال عقل – به یک موضوع مهم در سینما هنر و بلاک‌باستر تبدیل شده است. صورت‌های بی‌چهره ساخته حسام رحمانی با روشی بسیار شاعرانه و در عین حال مینیمالیستی به این موضوع می‌پردازد.

راوی از ابتدای وقایع زندگی خود شروع می‌کند: توصیف روز عروسی والدینش، قبل از اینکه ما را با یک عکس به جست‌وجوی عکس‌های دیگر ببرد. او به طور خلاصه توصیف می‌کند که چه چیزی این زوج را به آن مسیر کشانده است. آیا لبخند نزدن مادرش (که از آن به عنوان زن نیز یاد می‌شود) بود که باعث فاصله گرفتن و دور شدن از پدر (مرد) شد؟ راوی با تأیید عدم لبخند روی چهره زن در عکس‌ها، می‌پرسد که آیا پایان خوشی برای آن‌ها در نظر گرفته شده است؟

در هر صورت، تولد راوی یک نقطه عطف مهم در زندگی همه افراد است و لبخندها را دوباره برمی‌گرداند و چهره‌های شاد را در تصاویر می‌شناساند. در این مرحله، او نقطه ثقل روایت خود را از یک زن به ظاهر ناراضی به مرد منتقل می‌کند. او توصیف می‌کند که چگونه مرد شروع به فراموش کردن هدف زندگی خود و دخالت در زندگی راوی می‌کند. به نظر می‌رسد که صورت زن، تنها چیزی است که مرد آن را تشخیص می‌دهد، تا این که به یک خاطره مبهم تبدیل می‌گردد. مرد دیگر نمی‌تواند لبخند زن را به خاطر آورد.

دشوار است که اثر شیرین و ملموس صورت‌های بی‌چهره را به عنوان یک «فیلم» توصیف کنید. شاید «اینستالیشن آرت» برای‌اش مناسب‌تر باشد. از نظر بصری، ما بارها و بارها همان عکس‌ها را مرور می‌کنیم. همان‌طور که ما در مورد «کلاژ فیلم» صحبت می‌کنیم و نه یک فیلم واقعی. اتفاقا همین ویژگی ممکن است حوصله بیننده را سر ببرد. سرانجام، جلوه‌های بصری تقریبا کودکانه، اندکی از وزن کیفی اثر می‌کاهد و سفر هیجانی بیننده را متوقف می‌کند.

با وجود این، داستان‌پردازی بسیار عالی است. یک شروع واضح، میانه و یک اوج فوق‌العاده وجود دارد و به مرور به این نتیجه می‌رسیم که این در واقع داستان خانواده راوی است و او به دلیل بیماری پدرش مورد رنج و ناراحتی قرار گرفته است. این فیلم توانست از نظر احساسی من را تحت تاثیر قرار دهد و صادقانه بگویم که مرا به گریستن واداشت. فیلمی که به خوبی زمان‌بندی در اجرا را رعایت کرده است. شاید اگر کمی طولانی‌تر بود، بیننده را خسته می‌کرد. در نهایت صورت‌های بی‌چهره، اثبات این است که یک فیلمساز برای منقلب کردن مخاطب و انتقال احساسی معنی‌دار، به یک تولید بزرگ نیازی ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه