آموزش: هیولاوارگی به مثابه امری آشنا/ ناآشنا برای مو به تن سیخ کردن!: معرفی کتاب «ژانر وحشت»

۲۴ فریم – ابوالفضل غلامی: این پست معرفی کتاب از سرویس آموزش ۲۴ فریم به معرفی کتاب «ژانر وحشت» نوشته‌ی «بریجید چری» اختصاص یافته که درباره‌ی این گونه‌ی سینمایی قدیمی و محبوب به کنکاشی عمیق پرداخته است.

کتاب «ژانر وحشت» با ترجمه‌ی شاهین رحمانی را نشر بیدگل به چاپ رسانده است؛ کتابی که در آن بریجید چری، پژوهش‌گر شناخته‌شده‌ی ژانر وحشت، با نگاهی به بخش‌های تاریخی این ژانر، به بحث درباره‌ی کارکرد و تأثیر آن بر مخاطب و همچنین لذت ناشی از آن پرداخته است. بریجید چری چهره‌ای جدید در پژوهش‌های سینمایی و به خصوص ژانر وحشت آمریکایی است که به عنوان دانشیار در دانشگاه سنت ماری، دروس هنرهای نمایشی و تصویری تدریس می‌کند. وی همچنین یکی از مهم‌ترین پژوهش‌گران ژانر وحشت است. او همچنین در رابطه با سینمای وحشت، فیلم‌های کالت سینما و تلویزیون و همین‌طور ادبیات وحشت مقالات و کتاب‌های متعددی نوشته است. پژوهش‌های او عمدتاً مبتنی بر تماشاگران و فرهنگ دریافت مخاطب از فیلم هستند. بریجید چری مقالات گوناگونی در رابطه با خرده‌ژانر خون‌آشامی موسوم به سینمای خون‌آشامی و همین‌طور خرده‌ژانر گوتیک نوشته و به چاپ رسانده است. عمده‌ی رویکرد چری در کتاب و مقاله‌های‌اش بر اساس آرای فمنیست‌هایی نظیر لورا مالوی بوده است. توجه ویژه‌ی چری به فرهنگ مخاطب در دریافت عناصر سینماتیک فیلم باعث شده است که او در کتاب حال حاضر، که اخیراً هم به چاپ رسیده است، تماماً بر اساس دریافت مخاطب، خوانش جدیدی از آن ارائه بدهد.

کتاب «ژانر وحشت» بدون هیچ پیش‌درآمدی به فصل‌های اصلی خود می‌رسد. کتاب به چند سرفصل اصلی تقسیم شده است. سرفصل‌هایی که کتاب از آن‌ها تشکیل شده عبارت‌اند از: ژانر وحشت: فرم و کارکرد، زیبایی‌شناسی و محرک‌های عاطفی ژانر وحشت، سینمای وحشت و لذات آن، وحشت و برهه‌ی فرهنگی. در این کتاب، بریجید چری با مروری جامع بر فیلم‌های ترسناک به بررسی نحوه‌ی کارکرد ژانری می‌پردازد. چری، همان‌گونه که در کتاب آمده است، با اتکا بر خود تصاویر انباشته‌ی وحشت و امر غریب در فیلم‌های ترسناک که آن هم از طریق اصول فنی، چهارچوب قواعد ژانری و تمهیدات سینمایی ایجاد شده به کندوکاو این رعب و وحشت و صد البته انزجار در مخاطب می‌پردازد. وی در این کتاب از عوامل شناختی- محیطی، اضطرابات خاص اجتماعی و همین‌طور وحشت جمعی- تصویری فرهنگ‌های مختلف بهره می‌جوید تا آن تأثیر اساسی برسازنده‌ی ماهیت وجودی ژانر وحشت را در مخاطب جست‌وجو و تحلیل کند. در نهایت پرسش اساسی چری در کتاب «ژانر وحشت» تداوم و دوام این ژانر است که به موازات طول زندگانی خود سینما تاب آورده است.

همچنین چری با کاوش در سینمای وحشت به سوال‌هایی اساسی می‌رسد: این‌که در واقع چرایی و دلیل مشاهده‌ی این ژانر برای مخاطب می‌تواند همان دوامی باشد که برای این ژانر ایجاد شده است. وی همچنین در فصول مختلف با تکیه بر آثار مهم ژانر وحشت و چند نمونه‌ی مهم متأخر به دنبال جواب این سوال است که چرا گونه‌ی وحشت به چشم نهادهای اصلی و یا جریان‌های اصلی فیلم‌سازی به عنوان عنصری مطرود و بدخیم نشان داده می‌شود؟ سوال‌هایی که در فصول کتاب مدام رخ می‌نمایند و در نهایت جوابی قاطع دارند.

کتاب را شاهین رحمانی ترجمه کرده است که لیسانس رشته‌ی نمایش- کارگردانی از دانشگاه مینیو پرتغال و فوق‌لیسانس ادبیات ایتالیایی از دانشگاه تهران دارد. او طی این سال‌ها، در کنار فعالیت تئاتری، در سینما نیز فعالیت داشته و چند فیلم کوتاه تجربی هم ساخته است. از او تاکنون ترجمه‌ی مقالاتی در کتاب «جشنواره‌های تئاتری جهان» و رمان «قصاص مقدس» چاپ شده است. «ژانر وحشت» ترجمه‌ای بسیار ساده و روان، شمرده و دقیق دارد و مترجم همچنین از توضیحات اضافی در پاورقی پرهیز کرده است. لازم به ذکر است که کتاب با توجه به رویکرد خاص نشر بیدگل عکس‌های فراوانی از فیلم‌های نام‌برده را مورد استفاده قرار داده است تا لذت مضاعف و درک دقیق‌تری به خوانندگان و علاقه‌مندان این ژانر دهد. کتاب اخیراً به چاپ رسیده است و به راحتی در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

در اولین فصل کتاب، بریجید چری توجه ویژه‌ای به کارکرد ژانر وحشت بر مخاطبان داشته است و با توجه به این‌که عمده‌ی مخاطبان و علاقه‌مندان به این ژانر جوانان عمدتاً بین ۱۷ تا ۲۴ سال هستند، سعی بر آن داشته است که به تأثیر این نوع فرم وحشت بر جوانان بپردازد. عنوان فصل اول «ژانر وحشت: فرم و کارکرد» خود گواهی بر این ادعاست که چری به جست‌وجوی تماشاگرانی می‌پردازد که به گفته‌ی نوئل کرول تلفیق‌گرا هستند، که کرول آن‌ها را مخاطبان «متخصص» می‌خواند، کسانی که از تصاویر وحشتناک پرجزئیات لذت می‌برند و طالب آن‌اند تا صریح‌ترین جلوه‌های خون و خون‌ریزی را بر پرده‌ی سینما مشاهده کنند. از سوی دیگر، بیش‌تر مخاطبان تماشاگران هم‌زیست‌گر یا میانه هستند. طبق استدلال او، تماشاگران تشکیل‌دهنده‌ی این گروه با انزجار و وحشت کنار می‌آیند تا کنجکاوی‌شان راجع به هیولای غیرطبیعی ارضا شود. چری با این الگوی مخاطبی به کندوکاو تأثیر فرم وحشت بر مخاطبان می‌پردازد. او در فصل اول کتاب در رابطه با خرده‌ژانر چاقو کشی می‌گوید: «مدلی که این خُرده‌ژانر ارائه می‌دهد حاکی از آن است که ژانر طراحی شده است تا به پسران نوجوان اجازه بدهد به هم‌سالان‌شان نشان بدهند که می‌توانند در برابر هول و هراسی که فیلم‌های ترسناک به نمایش می‌گذارند قد علم کنند، در حالی که دخترهای نوجوان نیز در عین حال می‌توانند حساسیت و نیازهای‌شان به محافظت را نشان بدهند.» چری در این فصل به نیازهای اساسی روان‌شناختی مخاطب نوجوان برای هر چه بیش‌تر مصرف کردن ژانر وحشت اشاره می‌کند و جایی این‌گونه از نظر توییچل نقل قول می‌کند که: «هنر ترسناک به بیان دقیق ژانر نیست، اثر فیزیولوژیکی است که ترس بر رعشه‌مان می‌اندازد.» در نهایت، چری در این فصل به این نتیجه می‌رسد که علاقه‌ی بسیار شدید جوانان به ژانر وحشت نوعی شور و هیجان ناشی از تهییج است که معلولِ مخلوقِ فکر کردن به هیولایی شرور است. بریجید چری در فصل «زیبایی‌شناسی و محرک‌های عاطفی ژانر وحشت» به اشکال مختلف و تمهیدات مهمی می‌پردازد که ژانر وحشت با توسل به آن‌ها هم به یک نوع زیبایی‌شناسی در دستور کار خود می‌رسد و همین‌طور به نوعی انتظارات دستوری از فیلم را در مخاطب برآورده می‌کند و یا آن‌ها را سرنگون می‌سازد. چری در اشاره‌ای که بر فیلم «پروژه‌ی جادوگر بلر» دارد می‌گوید: «در پروژه‌ی جادوگر بلر چیزی ناپیدا جای لولوخورخوره‌های عینی رایج در فیلم‌های ترسناک را می‌گیرد، چیز ناپیدایی که در این مورد خاص به اندازه‌ی هر چیز دیگری که می‌توانست ترسناک باشد، ترسناک است.»

چری در واقع اشاره به آن دارد که عدم نشان دادن و قطعیت در فیلمی نظیر «پروژه‌ی جادوگر بلر» همان زیبایی‌شناسی فرمی‌ای است که انتظارات مخاطب را مغشوش و باعث به حرکت درآوردن محرک‌های عاطفی آن می‌شود. چری این فصل را تقسیم می‌کند و در هر بخش به مقوله‌های اصلی فرمال زیبایی‌شناسی ژانری می‌پردازد، بخش‌هایی مانند: رنگ، جلوه‌های ویژه و یا شاک کات‌ها. وی همچنین در رابطه با شاک کات‌ها می‌گوید: «… شاک کات (جلوه‌ای رماننده) می‌تواند به واسطه‌ی جزئیات تصویری‌اش از جامپ کات استاندارد متمایز بشود.» در نهایت، چری در این فصل به دنبال مفاهیم زیباشناسانه‌ای است که همواره در طول این ژانر رشد و تغییر می‌کنند، اما نتیجه‌ی حسی و عاطفی را در مخاطب همچنان ثابت نگه می‌دارند.

فصل سوم کتاب «سینمای وحشت و لذات آن» نام دارد. رابین وود در توصیف از فیلم‌های ترسناک آمریکایی و مفهوم سرکوب می‌گوید: «هیولا تجسد آن چیزی است که سرکوب شده است و ظهور بعدی‌اش در روایت فیلم ترسناک نماد بازگشت امر سرکوب‌شده است.» بریجید چری در فصل سوم کتاب اشارات مستقیمی به لذت ناشی از رهاسازی امر سرکوب‌شده‌ی مخاطب در مواجهه با فیلم‌های ترسناک دارد. چری مثال واضحی از فیلم «جن‌گیر» ارائه می‌دهد و می‌گوید: «در جن‌گیر والدین رِگن جدا زندگی می‌کنند؛ همین غیابی در بنیان خانواده پدید می‌آورد که شیطان از طریق آن به درون رِگن وارد شده و او را تصاحب می‌کند (نشانه‌های تسخر رِگن همانا تسلیم شدن به نیازهای سرکوب‌شده، فحش دادن، ادرار کردن در سالن پذیرایی و پیش مهمانان، متلک‌های جنسی هستند).

بحثی که چری در این فصل مطرح می‌کند بازیابی امر سرکوب‌شده توسط مخاطب و جست‌وجوی خود فیلم است. بیننده در مواجهه با فیلم «جن‌گیر» تمامی امرهای سرکوب‌شده‌ای مانند آداب و مسائل جنسی که برای کودک تعریف شده را معکوس و در فروپاشی مطلق مشاهده می‌کند. چری دوباره در رابطه با «جن‌گیر» می‌گوید: «در جن‌گیر، رِگن تسخیرشده ممکن است در فرش پذیرایی ادرار کند و این امر سرکوب پایه است که او را هیولاوارش می‌کند، بنابراین مخاطب در پیدا کردن و پر کردن امیال سرکوب‌شده‌ی او چشم‌چرانی محض را پیش می‌کشد تا فیلم را تماشا کند.» در نهایت، این فصل از کتاب اشاره‌ی مستقیمی دارد به امر لذت تماشا توسط مخاطبان فیلم وحشت و این‌که این تماشا در نهایت تبدیل می‌شود به چشم‌چرانی برای بازگشت میل سرکوب‌شده و دُزدکی تماشا کردن‌اش.

فصل آخر و چهارم کتاب به نام «وحشت و برهه‌ی فرهنگی» اشارات مختلفی به برهه‌های فرهنگی- سیاسی و تاریخی‌ای دارد که ژانر وحشت در این دوره‌های خاص شکل و شمایل به‌خصوص متناسب به آن به خود می‌گیرد. چری در این فصل اشارات مختلفی به فیلم‌های مهمی نظیر «شب مردگان زنده» و یا «پروژه‌ی جادوگر بلر» دارد. چری واقعه‌ی لینچ کردن افراد آمریکایی آفریقایی‌تبار بعد از جنگ داخلی آمریکا را مستقیماٌ به سکانسی از فیلم «شب مردگان زنده» جرج رومرو ربط می‌دهد و می‌گوید: «تصاویر دانه‌دانه‌زده‌ی ساکن از جنازه بن که حالتی مستندوار به آن داده است که به درون آتش انداخته می‌شود، یادآور عکس‌های در دسترس از لینچ‌های واقعی با سبک مشابه پوشش‌ها، حالت ایستادن‌ها و ظواهر فیزیکی است.»

یا در جایی چری فیلم «مصاحبه با خون‌آشام» را به اضطرابات و واکنش‌های ضدفمنیستی پدرسالارانه دهه‌ی ۱۹۷۰ بسط می‌دهد و می‌گوید: «مصاحبه با خون‌آشام راجع به اضطراباتی در مورد خانواده‌ی دگرباش و تولید مثل مرد دگرباش و پذیرفتن حضانت است.» وی همچنین در رابطه با ورود به دنیای فناوری ویدئو و ضبط تصاویر خانگی اذعان می کند که: «در پروژه‌ی جادوگر بلر فناوری به عاقبت‌شان اشاراتی می‌کند، اما فقط سرنخ‌هایی بی‌جواب به تماشاگر تحویل می‌دهد، گویی فناوری، به جای جادوگر، عامل نابودی آن‌هاست.»

چری صراحتاً می‌گوید که آثار وحشت در هر دوره‌ای متناسب با برهه و نیازها و صدالبته امرهای سرکوب‌شده، به شکل هماهنگ حرکت می‌کنند و این حاکی از آن است که با شکل دادن این امرهای سرکوب‌شده‌ی به‌خصوص در هر دوره و تبدیل آن به وحشتی موسیخ‌کننده، باعث نگاهی وسواسی/سادومازوخیستی در بینندگان این ژانر می‌شود. به شکل ساده‌تر، هر آن‌چه که در هر برهه‌ی تاریخی-فرهنگی ممنوع شد، در آثار وحشت آن دوره به راحتی برای چشم‌چرانی در دسترس بود. در آخر، کتاب «ژانر وحشت» کلاً نگاهی به شیوه‌ی کارکرد سینمای وحشت انداخته است؛ به شیوه‌هایی که ابزارهایی در اختیار دارند تا واکنش‌های رعب و انزجار را در تماشاگر برانگیزانند. به شیوه‌ای که این فیلم‌ها، در سطح شخصی، با مخاطب‌شان سخن می‌گویند و به درونی‌ترین ترس‌ها و امیال او می‌پردازند. کتاب «ژانر وحشت» همچنین می‌تواند کتاب مؤثری برای علاقه‌مندان و دانشجویان سینما به ژانر وحشت باشد، چرا که کتاب فی‌الواقع از سطح اولیه‌ی ژانر فیلم‌ها عبور و لایه‌های عمیق آن را برای خواننده‌ی متخصص آشکار می‌سازد؛ لایه‌هایی که می‌شود با یادگیری و آموزش آن، آن‌ها را مال خود و بومی‌سازی کرد تا بشود الگوی شناختی این ژانر را برای خود پیدا کرد. کتاب «ژانر وحشت» نوشته‌ی بریجید چری شروعی است برای بهتر ترسیدن؛ همان اثر فیزیولوژیکی که ترس را بر رعشه‌مان بیاندازد.

نویسنده: ابوالفضل غلامی