آموزش: چرا رامبراند می‌توانست یک فیلم‌بردار بزرگ باشد؟

۲۴ فریم – سهیل گوهری‌پور: سینما به عنوان مدیوم هنری‌ای که تصویر ماده‌ی خام اصلی‌اش را شکل می‌دهد قرابت‌های انکارناپذیری با هنرهای دیگری چون نقاشی و عکاسی دارد. هر جا که سخن از تصویر به میان می‌آید، بی‌درنگ اصطلاحاتی چون ترکیب‌بندی، نورپردازی، سایه و … به ذهن متبادر می‌شوند که هر یک نقش مهمی در شکل‌گیری تصویری هنرمندانه و تأثیرگذار می‌تواند داشته باشد. غالباً نقاشان و عکاسان بزرگ را با شیوه‌ی منحصربه‌فرد و خلاقانه‌شان در استفاده از این المان‌های تصویری به یاد می‌آوریم؛ بزرگانی چون کاراواجو و ورمیر در عرصه‌ی نقاشی و کارتیه-برسون و اشتیگْلیتْس در عکاسی که هر یک با نوآوری‌های خود دست به تجربیاتی درخشان در عرصه‌ی تصویر زده‌اند. یکی از درخشان‌ترین نقاشان تمام اعصار، که در نورپردازی تابلو‌های‌اش کارهای بی‌مانندی رقم‌زده است، رامبراند، نقاش نام‌دار هلندی قرن هفدهم میلادی‌ست. تردیدی نیست که برای فیلم‌برداران و کارگردانان هنرمند آشنایی با سبک کاری این اساتید می‌تواند منبعی غنی از ایده‌های تصویری باشد. در این مقاله‌ی کوتاه، با بررسی یکی از برجسته‌ترین آثار رامبراند، نشان داده شده است که وی چگونه با نور، به سینمایی‌ترین شکل ممکن، کار می‌کند.

سال ۱۶۳۳، رامبراند جوان، یکی از استادان اولیه‌ی نور و سایه، تازه‌ترین نقاشی خود را با نام «طوفان در دریای جلیل» (The Storm on the Sea of Galilee) به پایان رساند. هر چند این اثر ممکن است مشهورترین نقاشی او نباشد، اما درس‌های فوق‌العاده‌ای را در مورد چگونگی هدایت چشم بینندگان، چگونگی افزودن عمق، چگونگی خوانش سریع المان‌های اثر و مهم‌تر از همه نحوه‌ی ارائه‌ی داستان می‌آموزد.

هدایت چشم‌ها:

بی‌تردید اولین چیزی که توجه چشم را به خود جلب می‌کند، موج‌های عظیم روشنی است که به قایق برخورد می‌کنند. نه تنها به این دلیل که موج‌ها بسیار روشن‌تر از هر چیز دیگری در نقاشی هستند، بلکه به این خاطر که در مقابل یک آسمان آبی تیره در پس‌زمینه و امواج تقریباً سیاه در پایین قاب تصویر شده‌اند. (در میان فضاهای منفی قاب)

عنصر بعدی که ظاهر می‌شود فردی است که در انتهای قایق نشسته است و چهره‌اش به طور قابل‌توجهی روشن‌تر از افراد دیگر در تصویر است. همچنین ناحیه‌ی روشن پشت‌اش او را با موهای مشکی از فضای تیره‌ی قایق جدا کرده است. این همان ناحیه‌ای از تابلوست که به وضوح رامبراند از شما می‌خواهد در ادامه نگاه دقیق‌تری به آن داشته باشید. شما متوجه شخصی (حضرت عیسی) خواهید شد که، در مقایسه با سایر افراد داخل قایق و بدون ترس از آن‌چه در حال رخ دادن است، بسیار آرام نشسته است. این در حقیقت داستان این نقاشی است که بسیار هوشمندانه اجرا شده است.

خوانش سریع اثر، عمق و ابعاد آن:

حال که داستان نقاشی را می‌دانیم، زمان آن است تا ببینیم رامبراند چگونه موفق شده است تمام افراد داخل قایق را به وضوح به ما نشان دهد. ما به چند نفر از آن‌ها اشاره می‌کنیم و باقی را به عهده‌ی شما می‌گذاریم تا خودتان کشف کنید! بیایید با فردی شروع کنیم که ظاهراً خود رامبراند بوده و طناب را محکم گرفته است. تمام جلوی بدن او تقریباً در تاریکی خالصی فرو رفته و رامبراند برای این که عمق بیش‌تری به او ببخشد، فضایی خالی مابین او و فردی که کت خاکستری پوشیده قرار داده و همچنین پس‌زمینه‌ی او را نیز روشن‌تر کرده است. شانه‌های وی در مقایسه با کمرش بسیار روشن است و این به او ابعاد بیش‌تری می‌بخشد؛ طوری که تقریباً به نظر می‌رسد او به بیرون از قایق و حتا به بیرون از نقاشی خم شده است.

برای جدا کردن این شخص دیگر، او را نیمه‌طاس و با دست‌های روشن نقاشی کرده تا نشان دهد که او مشغول دعا کردن است.

فردی که ژاکت آبی روشن دارد و محکم به بادبان چسبیده یکی دیگر از نمونه‌های عالی در مورد نحوه‌ی جدا کردن پیش‌زمینه و پس‌زمینه است. رامبراند برای این کار مقداری از حجم آب در حال پاشیدن (با رنگی روشن‌تر) را مابین او و فضای تاریک بادبان قرار داده است. تصور کنید که بدون این کار نتیجه چه می‌بود؟ پشت او به تمامی با سیاهی قایق در هم می‌آمیخت.

در آخر حدس بزنید چرا رامبراند فرد وسط این فضا را با موهای سفید و شخصی که پایین او قرار دارد را با موهای قهوه‌ای کشیده است؟

منبع ترجمه‌: سهیل گوهری‌پور