آموزش: هیچ روش مطلقاً «درستی» وجود ندارد / چهارده نکته که لازم است کارگردان‌ها درباره‌ی هدایت بازیگران بدانند

۲۴ فریم – محراب مددخانی: کارگردان‌ها مسئولیت‌های متعددی در فرایند ساخت فیلم به عهده دارند. ولی شاید شاخص‌ترین تصویری که از یک کارگردان در حال کار در ذهن همه‌ی ما نقش بسته باشد، لحظاتی‌ست که او در حال هدایت بازیگران فیلم است. سایر وظایف کارگردانی اغلب به شکلی هستند که می‌توانند در خلوت ذهنی کارگردان شکل گرفته و سامان یابند، ولی وقتی نوبت کار با بازیگران و هدایت آن‌ها می‌رسد، شرایط قدری متفاوت است. این‌جاست که ضروری می‌شود کارگردان، علاوه بر تسلط بر مباحث فنی فیلم‌سازی، دارای مهارت‌های اجتماعی و برقراری ارتباط مؤثر با دیگران نیز باشد. آن‌چه در ادامه خواهید خواند، مقاله‌ای‌ست شامل چهارده نکته برای کارگردانان تازه‌کار در زمینه‌ی کار با بازیگر که سعی کرده است از جنبه‌های مختلف به چالش‌های پیش روی کارگردان در این کار پرداخته و راه‌کارهایی برای غلبه بر آن‌ها ارائه کند.

هیچ روش مطلقاً «درستی» وجود ندارد / چهارده نکته که لازم است کارگردان‌ها درباره‌ی هدایت بازیگران بدانند

فکر کردن به چگونگی «هدایت بازیگران» می‌تواند موجب ترس خیلی از کارگردان‌ها شود. کار کردن با یک گروه یا بلاکینگ نماها برای کارگردان‌هایی که زمانی فیلم‌بردار بوده‌اند یا در صحنه‌های فیلم‌برداری فعالیت داشته‌اند ممکن است راحت باشد، ولی زمانی که چالش راهنمایی کردن بازیگران مطرح باشد، همه‌ی آن‌ها دست و پای خود را گم می‌کنند.

چنین نگرانی‌هایی در عمل به هیچ وجه عجیب نیستند. برخلاف گروه، که کارگردانان تمام زمان فیلم‌برداری را فرصت دارند تا روابط کاری با آن‌ها را پیش ببرند، بسیاری از بازیگران فقط برای چند روز در محل فیلم‌برداری حضور دارند. پس زمانی که از هدایت بازیگران در اجرای‌شان صحبت می‌کنیم، نگرانی کارگردان‌ها بابت «ارائه‌ی راهنمایی درست» قابل درک است.

ولی نکته این‌جاست: هیچ روش مطلقاً «درستی» وجود ندارد.

در ابتدا، به چند نکته درباره‌ی این افرادِ موسوم به بازیگر توجه کنید. تصورات کلیشه‌ای فراوانی درباره‌ی بازیگران در صنعت فیلم‌سازی وجود دارند. اما مانند همه‌ی کلیشه‌ها، نه تنها اغلب این تصورات بی‌پایه و اساس هستند، بلکه [دامن زدن به] چنین کلیشه‌هایی می‌تواند روند همکاری را حتا پیش از آن که فیلم‌برداری آغاز شود مختل کند. نکته‌ی شگفت‌آور این‌جاست: همه‌ی بازیگران شبیه هم نیستند. همه‌ی بازیگران آدم‌های برون‌گرایی نیستند. همه‌ی بازیگران مورد توجه قرار گرفتن را دوست ندارند. همه‌ی بازیگران ستاره نیستند. البته که بعضی از آن‌ها بودن در مرکز توجه را دوست دارند، اما تعداد زیادی از آن‌ها تا حدی خجالتی، محجوب یا درون‌گرا هستند. و این فهرست «خلاف باور عمومی» همچنان می‌تواند ادامه داشته باشد. پس در این صورت، توصیه‌های مربوط به نحوه‌ی کار با بازیگران که با جملاتی از قبیل «هرگز این کار را انجام نده» یا «همیشه این کار را انجام بده» آغاز می‌شوند، منطقی نخواهند بود. هر چند که چنین «قوانینی» مدام تکرار می شوند.

در واقع هیچ الگویی وجود ندارد که برای همه صدق کند. هر بازیگر هنرمندی منحصربه‌فرد است با شخصیتی منحصر‌به‌فرد و روش کاری منحصربه‌فرد و اگر شما کارگردان نوپایی هستید، دانستن این نکته درباره‌ی همکاران‌تان، شما را در جای‌گاه بهتری برای شروع قرار خواهد داد.

ولی همچنان ممکن است فکر کنید که…

۱- «شما باید با بازیگران به عنوان افرادی «ویژه» سر صحنه رفتار کنید.»

هر چند که ممکن است چنین حرفی درباره‌ی روزگار هالیوود قدیم صدق کند، [اما واقعیت این است که] بازیگری به عنوان شغلی روزمره یکی از خسته‌کننده‌ترین حرفه‌های شناخته‌شده است. و البته این هم درست است که داستان‌های ترسناکی از بازیگرانی شنیده باشید که سر صحنه‌ی فیلم‌برداری از کوره در رفته‌اند (و حتا امکان دارد که این داستان‌ها واقعیت هم داشته باشند)، اما واقعیت این است که بسیاری از بازیگرها آدم‌های فوق‌العاده بلندنظری هستند که به هیچ نوع توجه ویژه‌ی بیشتری نسبت به بقیه نیاز ندارند. آن‌ها صرفاً هنرمندانی هستند که می‌خواهند کاری درخشان در فیلم شما ارائه دهند.

و قطعاً زمانی که لازم شود در فیلم شما جدی یا به شدت احساسی باشند یا تظاهر به مرگ، درد، لذت، سرمستی یا دیگر تجربه‌های افراطی انسانی کنند، برخی از این بازیگران بهتر از بقیه می‌دانند که چه شرایطی به آن‌ها کمک می‌کند تا به آن جای‌گاه برسند. و ممکن است که آن‌ها خود خواستار شکل‌گیری چنین شرایطی از شما باشند. و اگر این کار را نکردند، خود شما از آن‌ها بپرسید به چه چیزی نیاز دارند. و این کار برای این نیست که اگر آن‌ها آن شرایط را به دست نیاورند از کوره در می‌روند، بلکه به این دلیل است که کار تظاهر به تجربه‌های انسانی می‌تواند کاری چالش‌برانگیز باشد و شما نیز علاقه دارید که آن‌ها بتوانند چنین کاری را به نحو احسنت اجرا کنند. متعجب خواهید شد اگر بدانید زمانی که از اغلب بازیگران پرسیده می‌شود که به چه چیزی نیاز دارند، آن‌ها هیچ خواسته‌ای مبنی بر بهبود وضع استراحت‌گاه‌شان یا خوش‌آب‌و‌رنگ‌تر شدن چای‌شان مطرح نخواهند کرد، بلکه چیزی مربوط به نقش خود مثل تمرین بیش‌تر با شما یا داشتن زمان بیش‌تر روی صحنه، اگر که برنامه‌ی کاری اجازه دهد، را خواهند خواست.

۲- «ولی اگر شما راهنمایی اشتباهی به آن‌ها بدهید، امکان دارد اجرای‌شان را از بین ببرید.»

مسلماً بعضی از بازیگران بسیار حساس هستند و با هر نوع راهنمایی اشتباهی ممکن است به سردرگمی موقتی دچار شوند… یا حتا بدتر، ممکن است دست و پای خود را گم کنند. ولی این احتمال وجود دارد که شما بتوانید چنین بازیگری را زمانی که برای نقش مورد نظر تست می‌دهد تشخیص دهید. و حتا در مواجهه با حساس‌ترین بازیگرها، اگر که شخص مقابل خود را بشناسید، متوجه خواهید شد که چگونه و چه زمانی راهنمایی خود را به او انتقال دهید. ولی در اکثر مواقع بازیگران عادت دارند که درباره‌ی کار خود بازخورد بگیرند. این احتمال وجود دارد که چیزهایی که به آن‌ها می‌گویید آن قدری سردرگم‌شان نکند که نتوانند کارشان را انجام دهند.

از سوی دیگر، بازیگران اغلب در خواندن ذهن دیگران مهارت بسیار بالایی دارند. اگر آن‌ها احساس کنند که شما همه چیز را سرسری می‌گیرید تا مهربان به نظر برسید، ممکن است شک کنند که کار خود را آن قدر بد انجام داده‌اند که شما نیاز به مخفی کردن حقیقت در برابر آن‌ها دارید. این در حالی ست که بقیه‌ی بازیگران ممکن است شخصیتی انتقادپذیر داشته باشند و ترجیح دهند که این تعارفات کنار گذاشته شوند و به شکل مستقیم انتقادها را از کارگردان دریافت کنند. پس بار دیگر همه چیز به شناخت شخصیت بازیگر بستگی دارد تا پیش‌فرض گرفتن این که «روشی درست» یا «روشی اشتباه» در راهنمایی کردن بازیگرها وجود دارد.

۳- «هیچ‌وقت برای بازیگرها دیالوگ‌خوانی نکنید.»

در کل، این کار عاقلانه‌ای به شمار نمی‌رود. بیش‌تر به این دلیل که، به احتمال قوی، شما بازیگر نیستید. و اگر حتا این کار را به شکلی عالی هم انجام دهید، در عمل نتیجه‌ی شایانی نخواهد داشت. نکته این است که شما نقش آن شخصیت را بازی نمی‌کنید و دیالوگ‌هایی هم که در ذهن‌تان می‌خوانید، صرفاً جملاتی در «ذهن» شما هستند. [اما] شخصیت تنها در ذهن شما وجود ندارد، بلکه در قالب و روح بازیگر نیز جریان دارد و بازیگر هیچ‌وقت آن‌گونه که شما شخصیت را دقیقاً برای خود پرورانده‌اید، بازی نخواهد کرد.

ولی علی‌رغم تمام این حرف‌ها، من بی‌تردید بازیگرانی را دیده‌ام که شیفته‌ی صراحت موجود در چنین کاری هستند. بازیگران می‌توانند تلاش فرساینده‌ی یک کارگردان را زمانی که می‌خواهد، در عین تلاش برای دوری از ادای دیالوگ، با دادن توصیفاتی طولانی از این که آن را چه طور «می‌شنود» احساس کنند. اگر آن‌ها متوجه این مسأله بشوند، ممکن است ترجیح دهند که شما این کار را انجام دهید. هر چه باشد، ممکن است این واضح‌ترین و مناسب‌ترین راه برای دانستن آن چه شما به عنوان کارگردان به دنبال آن هستید باشد. و در نهایت، بازیگر نه تنها می‌خواهد خودش از کار خود رضایت داشته باشد، بلکه خواهان رضایت شما نیز هست.

۴- «شما باید گفت‌وگوهایی درباره‌ی سرگذشت شخصیت‌ها و پرورش دادن آن‌ها داشته باشید. درسته؟»

هنوز متوجه نشده‌اید؟ بازیگران اغلب روش‌های کاری کاملاً متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. بعضی از آن‌ها در تمام طول زمان فیلم‌برداری «درون شخصیت» باقی می‌مانند، در حالی که بعضی از آن‌ها، بدون این که هیچ تغییری در آن‌ها دیده شود، قادرند از قالب شخصیت خارج شده و دوباره به آن بازگردند. پس هر چند ممکن است شما سر کار قبلی‌تان گفت‌وگوهایی طولانی با بازیگری درباره‌ی کودکی شخصیت داشته باشید، این احتمال هست که بازیگر بعدی‌ای که با او کار می‌کنید با چنین فرایندی به هیچ وجه ارتباط برقرار نکند.

۵- «فقط کافی‌ست بدانید که چه بگویید تا بازیگران را به کاری که می‌خواهید وادار کنید.»

عباراتی مانند «می‌خواهم مِری را وادار کنم تا … » تا حدی مخاطره‌آمیزند، چرا که «وادار کردن» یک بازیگر به رفتار کردن به شیوه‌ای خاص حاکی از کنترلی ذاتی است. البته هستند کارگردان‌هایی که بسیار دقیق و صاحب بینش‌اند و البته که در برخی موارد چنین رویکردی منجر به خلق هنری عالی می‌شود، ولی به ندرت برای یک کارگردان پیش می‌آید که این طور با دقت به تمام جزئیات بپردازد.

فکر کردن به بازیگران‌تان به عنوان افرادی هم‌ردیف با شما در نهایت به نتایج مطلوبی خواهد انجامید. حتا استفاده از عباراتی مانند «بازیگران من» (یا مشابه آن «تدوین‌گر من»، «مدیر فیلم‌برداری من») چندان مطلوب نیست. چرا که آن‌ها بازیگران «شما» نیستند. آن‌ها بازیگران، تدوین‌گران یا فیلم‌بردارانی هستند که شما در حال حاضر با آن‌ها کار می‌کنید و بعدتر با کارگردان‌های دیگر در هفته‌های بعد یا ماه‌های بعد کار خواهند کرد. آن‌ها بازیگرانی هستند که امید آن می‌رود که شما با آن‌ها شخصیت‌هایی استثنایی خلق کنید. کارگردان‌هایی که تمایل دارند به بازیگران به عنوان هنرمندان و همکاران خود نگاه کنند، در نهایت با بازیگرانی مواجه می‌شوند که خیلی بیش‌تر از آن حالتی از خود مایه می‌گذارند که کارگردان آن‌ها را صرفاً مدل‌هایی برای «اجرا» بداند.

پس با کنار گذاشتن «قوانین»، در ادامه به چند نکته اشاره می‌کنیم که ممکن است به کارتان بیایند.

۶- بازخوردهای مثبت مؤثرند.

این یک نقل قول نیست، به این دلیل که بیش‌تر بیان‌گر یک واقعیت است. و دلیل آن هم این نیست که بازیگران نیاز به تعریف و تمجید دارند. بلکه وقتی ما آدم‌ها بدانیم که در چه موردی کارمان را به خوبی انجام می‌دهیم، به راحتی می‌توانیم آن را ادامه و گسترش دهیم. این کاری به مراتب سخت‌تر از «انجام ندادن» کاری است. پس حین راهنمایی کردن، سعی کنید ابتدا به کارهایی که به خوبی انجام شده‌اند اشاره کنید. این کار نه تنها کمک می‌کند که بازیگران احساس کاملاً پرت بودن نکنند، بلکه به آن‌ها درکی قوی از توان و لحن مطلوب شما می‌دهد و سبب می‌شود که بدانند در کدام جهت حرکت کنند.

۷- پیش از آن که به سراغ خواسته‌های خود از صحنه‌ی بعدی بروید، درباره‌ی آن‌چه پیش‌تر انجام شد حرف بزنید.

صحنه‌های فیلم‌برداری اغلب پرتنش هستند. هیچ‌وقت زمان کافی وجود ندارد. ولی آیا توجه کرده‌اید که چگونه افراد مختلف گروه سر صحنه‌ی فیلم‌برداری تقاضای چند دقیقه وقت بیش‌تر می‌کنند؟ مشکلی نیست، اما چنین وقفه‌هایی اغلب منجر به این می‌شوند که وقتی را که برای کار با بازیگران دارید از بین برود. زمانی که در حال فیلم‌برداری هستید، همه‌ی عوامل با سرعت کار می‌کنند تا همه چیز طبق برنامه پیش برود و میان برداشت‌ها، کارگردان با نت‌هایی سراغ بازیگران می‌رود. این ایرادی ندارد. بازیگران متوجه استرس می‌شوند و می‌توانند با سرعت کار کنند، ولی اختصاص دادن زمان برای اشاره به آن‌چه در صحنه‌ی قبل در کارشان دیدید، پیش از پریدن به سمت آن‌چه از آن‌ها در صحنه‌ی بعد می‌خواهید کمک بزرگی خواهد کرد. شما با این کار اطلاعات ارزشمندی به بازیگران درباره‌ی این که کارشان چه‌طور به نظر می‌رسد و رسیدن به زبانی مشترک می‌دهید. در این صورت خواهید دید که نکاتی را که به آن‌ها انتقال می‌دهید چه قدر واضح‌تر دریافت خواهند کرد.

۸- بین تمام افراد گروه اتفاق نظر به وجود بیاورید.

در یک صحنه‌ی فیلم‌برداری پررفت‌وآمد، افراد زیادی به سراغ بازیگران می‌روند و نکاتی اصلاحی به آن‌ها انتقال می‌دهند، و این خیلی مهم است که شما تمام تلاش‌تان را بکنید که مطمئن شوید که بازیگران نظرات متناقضی دریافت نکنند. برای مثال: شما به بازیگری گفته‌اید که برای‌تان اهمیت ندارد اگر چندان هم به دقت پای‌بند به فیلمنامه نباشد، اما بعد منشی صحنه نکاتی را درباره‌ی رعایت دیالوگ‌ها به بازیگر گوشزد می‌کند. چنین اتفاقی ممکن است کاملاً از دید شما پنهان بماند (چرا که حسابی سرتان شلوغ است!)، ولی این دقیقاً همان چیزی است که می‌تواند بازیگر را کمی پریشان کند… آن‌ها داشتند به روشی کار می‌کردند که به آن‌ها آزادی می‌داد در ادای دیالوگ‌ها، بدون نگرانی از بابت «حفظ بودن کلمه به کلمه»ی فیلمنامه، رهاتر عمل کنند و حالا یکی آمده و دارد بین برداشت‌ها از این بابت مؤاخذه‌شان می‌کند. پس اطمینان حاصل کنید که همه‌ی اعضای تیم‌تان اتفاق نظر داشته باشند تا با نظرات متناقض باعث سردرگمی بازیگران نشوید.

۹- آیا در برداشت‌ها انسجام خواهید داشت یا متنوع عمل خواهید کرد؟

برخی مواقع – بنا به دلایلی مرتبط با هم‌پوشانی نماها، دوربین یا تغییراتی ظریف در لحن و زمان‌بندی- ناچار می‌شوید تا از بازیگر درخواست کنید تا همان بازی را در برداشت‌های متعدد تکرار کند. در بقیه‌ی مواقع، شما علاقه دارید که بازی او را در حالت‌های کاملاً متفاوتی از یک برداشت یا یک صحنه ببینید. این که شما به چه چیزی نیاز دارید چندان مشکل‌ساز نیست، اما باید برای بازیگر به طور واضح مشخص کنید که کدام حالت مد نظر شماست. ممکن است شنیدن عبارت «دوباره می‌گیریم» گیج‌کننده باشد و بازیگر در حالت کلی بخواهد دلیل آن را بداند. بنابراین، اگر بازیگری را دیدید که بدون نیاز به این شفاف‌سازی دارد کارش در حد اعلا انجام می‌دهد، کاری به کارش نداشته باشید و بگذارید به همان خوبی کارش را ادامه دهد. همه چیز روبه‌راه است.

۱۰- تاکتیک‌های خود را عوض کنید.

گاهی ممکن است بازیگری با گیرایی پایین در اجرای خود ناموفق باشد و این می‌تواند هم برای شما و هم برای او واقعاً آزاردهنده باشد. و این سرخوردگی فزاینده می‌تواند به یک «درماندگی» گروهی تبدیل شده و به اصطلاح حال همه را بگیرد. [در این مواقع،] درنگ کوتاهی داشته باشید. اگر در همه‌ی برداشت‌ها اجرایی یکسان را از بازیگری دریافت کردید، تغییر نحوه‌ی ارائه راهنمایی به بازیگر را امتحان کنید. برای مثال، اگر به دنبال کندوکاو در فضای روان‌شناختی شخصیت هستید و حرف زدن درباره‌ی انگیزه‌ها و نیت‌های او در بین برداشت‌ها کاری از پیش نمی‌برد، این روش را امتحان کنید که از بازیگر بخواهید اَکت فیزیکال خود را تغییر دهد. یا این که از او بخواهید در برداشت بعدی با ریتم و سرعت بیش‌تری بازی کند. گاهی اوقات، این که از بازیگر بخواهید بر جنبه‌ی دیگری از بازی خود تمرکز کند و تاکتیک‌های شخصی خود را تغییر دهد، منجر به اجرایی رهاتر خواهد شد. این به نحوی شبیه خیره شدن به ستاره‌هاست: شما همیشه نمی‌توانید ستاره‌ای را ببینید اگر که به طور مستقیم به آن خیره شوید، ولی اگر فقط لحظه‌ای به طرف دیگری نگاه کنید، آن ستاره در دید جانبی شما پدیدار خواهد شد.

۱۱- همه چیز را با بازیگر چک کنید.

بازیگران (به ویژه آن‌هایی که تعلیم دیده‌اند) در اغلب اوقات درگیری احساسی قوی‌ای با کار خود دارند و متوجه می‌شوند که چه موقع اوضاع خوب پیش نمی‌رود. و اگر شما به آن‌ها اجازه دهید تا افکار خود را عرضه کنند، خودشان اغلب راه‌حلی پیدا خواهند کرد؛ نوعی درک شهودی از کاری که باید انجام دهند تا دوباره در مسیر درست قرار بگیرند.

۱۲- قبل از ادامه‌ی کار، از بازیگر بپرسید که آیا حس می‌کند کار خود را کامل انجام داده است یا نه.

بسیاری از بازیگران در طول برداشت‌ها در تلاشند تا اجرایی را که شما از آن‌ها خواسته‌اید ارائه دهند، اما این اغلب باعث می‌شود که گویی یک برداشت اجرانشده درون‌شان باقی بماند. پس اگر وقت دارید، از بازیگر بپرسید که آیا تمایل به گرفتن برداشت دیگری دارد یا نه. یا این که آن‌ها در آن صحنه چیزی برای ارائه داشته‌اند که هنوز جلوی دوربین اجرا نشده است؛ حتا چیزی کاملاً متفاوت با اجرای قبلی‌شان. البته ممکن است شما آن‌چه را که در این برداشت انجام می‌دهند دوست نداشته باشید، ولی اعتماد کاری و جریان خلاقانه‌ای که کمک می‌کنید به وجود بیاید در طولانی مدت به نفع شما خواهد شد. [در این حالت،] بازیگر احساس آزادی عمل بیشتری برای بازی کردن و تجربه کردن خواهد داشت و شما هم با داشتن بازیگری که تمام توان خود را در فیلم‌تان صرف می‌کند، کمک بزرگی به خودتان می‌کنید. از سوی دیگر، ممکن است که آن برداشت آخر دقیقاً همان چیزی باشد که وقتی داشتید به بازیگر راهنمایی می‌دادید به دنبال‌اش بودید و بازیگر تنها نیاز داشت تا به اندازه‌ی کافی احساس آزادی کند تا هر چه در چنته داشت برای درآوردن شخصیت رو کند.

۱۳- ممکن است بازیگر روش کار متفاوتی با شما داشته باشد.

این مورد بیشتر تذکری است برای کارگردان‌هایی که خود زمانی بازیگر بوده‌اند. تردیدی نیست که شما به عنوان کسی که زمانی بازی می‌کردید (یا هنوز هم بازی می‌کنید)، احتمالاً اطلاعات زیادی درباره‌ی کار کردن با بازیگران دارید. اما فراموش نکنید که نباید فرض کنید که چون خودتان زمانی بازیگر بوده‌اید یا هنوز بازیگر هستید، شیوه‌ی کاری آن‌ها را می‌دانید.

۱۴- نمی‌خواهم شما را شوکه کنم، ولی…

اغلب بازیگران با کارگردان‌های متفاوتی کار کرده‌اند و به همین دلیل احتمالاً خیلی بیش‌تر از دیگر کارگردانان از سبک‌های کاری کارگردانی مطلع هستند! و اگر شما آن قدر خوش‌شانس هستید که با بازیگری کار می‌کنید که با اسطوره‌های شما همکاری داشته است، از او هنگام شام مشورت بگیرید. امکان دارد واقعاً از آن‌ها چیزهای جدیدی بیاموزید!

نویسنده: اریکا فِی (Erica Fae)

اریکا فِی نویسنده، کارگردان و بازیگری است که در دوره‌های کارشناسی ارشد بازیگریِ دانشکده‌ی ادبیات نمایشی دانشگاه ییل نیز تدریس می‌کند. او، به عنوان بازیگر، نقش‌هایی تکرارشونده در سریال‌های «امپراتوری بوردواک» و «دال و ام» داشته است و سال‌ها در عرصه‌ی فیلم و تلویزیون فعال بوده است. او همچنین فیلم بلند To Keep the Light (۲۰۱۶) را نیز کارگردانی کرده است.

منبع: filmmakermagazine.com

ترجمه‌: محراب مددخانی