آموزش: چگونه از نسبت تصویر به عنوان یک ابزار هنری استفاده کنیم؛ نگاهی دوباره به ارزش نسبت تصویر ۴:۳

۲۴ فریم – سرویس آموزش: در سال‌های آغازین سینما و تلویزیون، نسبت آکادمی، یا نسبت تصویر ۴:۳، به عنوان استاندارد در نظر گرفته می‌شد. در این یادداشت نگاهی داریم به این که چرا فیلم‌سازان معاصر دوباره به این نسبت تصویر روی آورده‌اند.

برای اغلب فیلم‌سازان تازه‌کار، نسبت تصویر چیزی نیست که چندان به آن از دیدی خلاقانه فکر کنند. معمولاً یک نسبت تصویر بر اساس گرایش عمومی استاندارد رایج هالیوود انتخاب می‌شود، با این امید که فیلمی بسازند که «هر چه بیشتر شبیه فیلم شود»، و به همین دلیل است که در حال حاضر همه جا کادرهای عریض و آنامورفیک می‌بینیم.

علی‌رغم رنگ باختن محبوبیت‌اش در هالیوود در دهه‌ی پنجاه میلادی، نسبت تصویر ۴:۳ رنسانس کوچکی در چند سال اخیر تجربه کرده است، به ویژه در میان فیلم‌های مستقل. آثاری چون «عزیز آمریکایی» (۲۰۱۶)، «داستان یک روح» (۲۰۱۷) و «اواسط دهه‌ی ۹۰» (۲۰۱۸)- فیلم اخیر جونا هیل با تم بلوغ- همه از کادر مربعی استفاده می‌کنند و دلایل پشت این انتخابِ سبک‌پردازانه بسیارند.

ما در این یادداشت و ویدئو-مقاله به دلایل فیلم‌سازان برای انتخاب نسبت تصویر ۴:۳ می‌پردازیم و نگاهی به برخی مثال‌ها خواهیم داشت.

اما اول…

نسبت تصویر (Aspect Ratio) چیست؟

نسبت تصویر در واقع نسبت طول و عرض یک تصویر را توصیف می‌کند. این نسبت فرمولی است که همواره ثابت باقی می‌ماند، چرا که رابطه‌ی میان طول و عرض را بدون توجه به اندازه‌ی تصویر توصیف می‌کند. این بدان معناست که نسبت تصویر یک فیلم روی پرده‌ی سینما همانی خواهد بود که روی گوشی همراه‌تان است، مگر این که crop یا pan and scan و غیره صورت بگیرد.

حالا که تعریف مفهوم پایه‌ای نسبت تصویر ارائه شد، برمی‌گردیم به روش‌های خلاقانه‌ای که امروزه فیلم‌سازان با استفاده از آن‌ها استاندارد قدیمی ۴:۳ هالیوود را به کار می‌برند.

نسبت تصویر و نوستالژی

پیش از محبوبیت یافتن تلویزیون در دهه‌ی پنجاه میلادی، نسبت تصویر ۴:۳ در فیلم‌های کلاسیک هالیوود به شکل استاندارد مورد استفاده قرار می‌گرفت. زمانی که دستگاه‌های تلویزیون رواج یافتند و پیشرفت‌هایی در پخش تلویزیونی بعد از جنگ جهانی دوم محقق شد، هالیوود تمایل پیدا کرد که با استفاده از نسبت تصویرهای عریض‌تر به آثارش نسبت به تولیدات تلویزیون تمایز ببخشد؛ مثل نسبت آنامورفیک عریض ۲.۶۶:۱ (موسوم به فرمت سینماسکوپ) از کمپانی فاکس قرن بیستم که به آن‌ها اجازه داد منظره‌های چشم‌گیر و صحنه‌های اکشن عظیمی ثبت کنند؛ از جمله صحنه‌ی مشهور مسابقه‌ی ارابه‌رانی در حماسه‌ی مذهبی ۱۹۵۹ ویلیام وایلر، «بن هور»، که نسبت تصویر ۲.۷۶:۱ دارد.

با چنین زمینه‌ی غنی سینمایی و تلویزیونی‌ای، فیلم‌سازان با استفاده از نسبت ۴:۳ از نوستالژی ذاتی آثار قدیمی بهره می‌برند. از یک سو میشل آزاناویسوس (Michel Hazanavicius) کارگردان و گیوم شیفمن (Guillaume Schiffman) مدیر فیلم‌برداری برای بردن بیننده‌ها به عصر طلایی فیلم صامت در فیلم «آرتیست» (۲۰۱۱) از این نسبت تصویر استفاده کردند و از سوی دیگر جونا هیل و مدیر فیلم‌برداری‌اش کریستوفر بلاولت (Christopher Blauvelt) از این نسبت تصویر در «اواسط دهه‌ی ۹۰» برای تجدید خاطره‌ی بینندگان با روزهای خوش گذشته و نشستن جلوی تلویزیون و تماشای کارتون‌های صبح شنبه بهره بردند.

نسبت تصویر ۴:۳ می‌تواند روی شخصیت تمرکز ایجاد کند.

از آن جا که نسبت ۴:۳ فضای کمتری برای جای‌گیری عناصر بصری در اختیار می‌گذارد، هر موردی که در کادر قرار بگیرد بی‌درنگ اهمیت خیلی خیلی زیادی پیدا می‌کند؛ که اتفاق فوق‌العاده‌ای است، به خصوص اگر قصد داشته باشید پروتاگونیست‌ها و دیگر سوژه‌های‌تان مرکز مطلق توجه باشند. فرمت‌های عریض به طور طبیعی به عناصر اجازه می‌دهند که حتا در دورترین لبه‌های کادر مستطیلی قرار بگیرند که این ویژگی، علی‌رغم زیبایی انکارناپذیرش، می‌تواند از تمرکز روی سوژه‌تان بکاهد. علاوه بر این، با فرمت‌های عریض معمولاً نمی‌توان نماهای واید پرجزئیات گرفت، ولی نسبت ۴:۳ اجازه می‌دهد نماها به شکل منحصربه‌فردی صمیمانه‌تر باشند و شما، به عنوان فیلم‌ساز، روی شخصیت‌های‌تان حتا در نماهای بازتر تمرکز داشته باشید.

طبق گفته سویینی، اندریا آرنولد (Andrea Arnold) همه‌ی فیلم‌های‌اش را، جز یکی، با فرمت ۴:۳ گرفته است که شامل «عزیز آمریکایی»، «بلندی‌های بادگیر» (۲۰۱۱) و «تنگ ماهی» (۲۰۰۶) می‌شود. او استفاده‌اش از این فرمت را در مصاحبه‌ای با Filmmaker Magazine این‌طور توضیح می‌دهد:

«فکر می‌کنم که این قاب زیبایی برای یک نفر است. [مثل] قاب پرتره است. فیلم‌های من اغلب از دید یک شخص هستند. فکر می‌کنم این قاب خیلی احترام‌آمیزی است. من مدام از کلمه‌ی احترام استفاده می‌کنم و نمی‌دانم چرا، اما وقتی به کسی که در کادر ۴:۳ قاب‌بندی شده است نگاه می‌کنم این حس را دارم. این باعث می‌شود خیلی مهم به نظر بیایند. [در این حالت] منظره این احترام را از آن‌ها دریغ نمی‌کند. آن‌ها در میان چیزی قرار ندارند که در برابرش کوچک به نظر برسند. این به آن‌ها احترام و اهمیت واقعی می‌دهد. به نظرم این قاب خیلی انسانی‌ای است.»

استتیک نسبت تصویر ۴:۳

شکل‌ها و اندازه‌های مختلف بوم‌های نقاشی قادرند اطلاعات را به شکل‌های مختلفی به بیننده انتقال دهند؛ فیلم هم از این قاعده مستثنا نیست. در حالی که فرمت‌های عریض به فیلم‌سازان اجازه می‌دهند که استتیک خط‌های افقی را صدچندان کنند، نسبت تصویر ۴:۳ عکس این را انجام می‌دهد. این نسبت تصویر مربعی، به جای ثبت مناظر گسترده در افق، نگاه را به خط‌های عمودی، بدن شخصیت‌ها و صورت‌ها متوجه می‌کند. این ویژگی نیز به شما اجازه می‌دهد که از منظری روایی روی شخصیت‌های‌تان تمرکز کنید و همچنین منظره‌ی زیبا و برانگیزنده‌ی چهره‌ی انسان را تا آن حدی ثبت کنید که کادر عریض قادر به آن نیست.

استفاده از نسبت تصویر برای برانگیختن احساسات

اگر شما از کودکی با تماشای محتوای تصویری با کادر عمدتاً عریض بزرگ شده‌اید، چه در سینما و چه در تلویزیون (و بعدها اینترنت)، این فرمت می‌تواند کمی برای‌تان… غریب باشد. نسبت تصویر ۴:۳ حالت جعبه‌ای دارد. خیلی‌ها بر این باورند که این نسبت تصویر خفقان‌آور و بسته است و حس محصور و زندانی شدن را القا می‌کند. این می‌تواند موقع فیلم‌سازی به نفع شما عمل کند، به خصوص زمانی که می‌خواهید تنش بیشتری ایجاد کنید؛ چرا که کادر مربعی سوژه‌ی شما را در موقعیتی قرار می دهد که گویی «هیچ راه فراری ندارد».

در این حالت، یک سوم خالی در چپ یا راست کادر تصویر وجود ندارد که راه فراری ببینند. خودشانند و خودشان، در حالی که فضای قاب را پر کرده‌اند و از خطرات و چیزهای وحشتناکی که خارج از مرزهای قاب در انتظارشان هستند بی‌خبرند.

نسبت تصویری انتخاب کنید که متمایز باشد

با این‌که نسبت تصویر ۴:۳ در سال‌های اخیر بازگشتی داشته است، ولی همچنان به ندرت دیده می‌شود، حتا در فیلم‌های مستقل و به خصوص در فیلم‌های هالیوود. پس اگر می‌خواهید فیلم‌تان از بقیه‌ی فیلم‌ها متمایز باشد، ۴:۳ قطعاً در رسیدن به این هدف کمک‌تان می‌کند.

کلیّت مسئله‌ی نسبت تصویر

بیایید حواس‌مان به این نکته باشد: چیزی به عنوان «نسبت تصویر بی‌نقص» وجود ندارد. فرمت‌ها باید فقط بر اساس نیازهای ویژه‌ی هر فیلم انتخاب شوند؛ پس فکر نکنید که من دارم از فرمت عریض بدگویی می‌کنم و نسبت ۴:۳ را به عرش اعلا می‌برم. نه، این طور نیست. قصد من فقط بیان این است که چیزهای جالب بسیاری هستند که فقط همین نسبت تصویر می‌تواند برای فیلم‌تان ایجاد کند تا تجربه‌ی بهتری برای بینندگان‌تان فراهم شود، و امیدوارم که حالا شما به خوبی متوجه شده باشید که آن‌ها چه چیزهایی هستند و چگونه می‌توانید در پروژه‌های آینده‌تان از آن‌ها استفاده کنید.

در این ویدئو-مقاله، که از ساخته‌های جیکوب تی. سوئینی (Jacob T. Swinney) از وب‌سایت فندور (Fandor) انتخاب و به طور اختصاصی توسط گروه سرویس آموزش ۲۴ فریم ترجمه و زیرنویس شده است، به بررسی استفاده از نسبت تصویر مربعی آکادمی (۴:۳) در برخی از ستایش‌شده‌ترین فیلم‌های معاصر از جمله «عزیز آمریکایی»، «ایدا» و «هتل بزرگ‌ بوداپست» می‌پردازد، با امید تفهیم این‌که چرا یک فیلم‌ساز معاصر از نسبت تصویری به ظاهر کهنه استفاده می‌کند، و همچنین این که چرا شما هم شاید بخواهید کمی روی این تصمیم برای فیلم‌های خودتان، قبل از رفتن به سراغ پیش‌فرضِ استفاده از فرمت عریض، فکر کنید.

ترجمه‌ی متن و ویدئو: کیانا نیکلایی

زیرنویس و گرافیک: مصطفی خانی‌پور