en
سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - آموزش: ۱۳ توصیه‌ی بی‌نظیر برای کارگردانی از کارگردانانِ مشغول به کار

۲۴ فریم – نگار عباس‌پور: در این مقاله، بن پلویمر، کارگردان و از نویسندگان وبسایت نوفیلم‌اسکول که پیش‌تر مقالاتی از او بر روی سایت‌مان منتشر کرده بودیم، به سراغ ۱۳ فیلم‌ساز رفته و از آنان خواسته توصیه‌هایی برای کارگردانان نوپا برای موفقیت داشته باشند.

سخنانی پندآموز از آنان که در خطوط مقدّم سینمایی مشغول به کارند…

بعضی کارگردان‌ها برگه‌های مرتّب و تمیز دکوپاژ آماده می‌کنند و بعضی دیگر فقط همین‌طور تند‌و‌تند ایده‌هاشان را در حاشیه‌ی صفحات فیلمنامه می‌نویسند.

بعضی‌هاشان اصلاً دست‌شان به دوربین نخورده و بعضی دیگر ته‌و‌توی انواع لنز و دمای رنگ و سرعت شاتر را در‌می‌آورند.

بعضی پشت مانیتور می‌نشینند و تماشا می‌کنند و بعضی‌های دیگر ترجیح می‌دهند بایستند و نزدیک بازیگرشان باشند.

چه به یک مدرسه‌ی فیلم‌سازی فوق‌العاده رفته باشید و چه تمام مهارت‌های فیلم‌سازی‌تان را از کتاب‌ها و فایل‌های صوتی آموخته باشید، در نهایت به سمت ایجاد سبک کارگردانی خودتان خواهید رفت. و تا زمانی که همه‌ی افراد پشت و جلوی دوربین از شرایط راضی باشند و خوب کارشان را انجام بدهند، شما برای ایجاد سبک شخصی خودتان شرایط منعطف‌تری دارید.

باقی اعضای گروه این فرصت را پیدا می‌کنند که سر صحنه‌های دیگری باشند و ببینند کارگردان‌های مختلف چه‌طور کار می‌کنند، هم کارگردان‌های خوب و هم کارگردان‌های بد. ولی اگر شما خودتان کارگردان هستید، تقریباً همیشه سر صحنه‌ی کار خودتان و در ذهن خودتان هستید.

در مقاله‌ی قبلی‌ام در مورد نکاتی کاربردی گفتم که عوامل گروه متوجه‌اش می‌شوند و کارگردانان می‌توانند آن‌ها را بهبود ببخشند. در این مقاله، از سیزده کارگردان مختلف خواستم روند کارگردانی‌شان را با ما به اشتراک بگذارند. این کارگردانان جزو آنانی هستند که فیلم‌های‌شان از پرفروش‌های باکس‌آفیس بوده یا آگهی‌هایی را کارگردانی کرده‌اند که شما صدها بار آن‌ها را دیده‌اید.

از آن‌ها درمورد توصیه‌هایی پرسیدم که مخصوص خودشان است؛ نکاتی که نشود در هر وبلاگ فیلم‌سازی‌ای آن‌ها را پیدا کرد.

توصیه‌هایی که ممکن است در ظاهر وحشتناک به نظر برسند، ولی صرف نظر از این‌که تا چه اندازه بد به نظر می‌آیند، در کار من تفاوت خاصی ایجاد کرده‌اند.

اول یک توصیه از خودم:

نمای گم‌شده را پیدا کنید.

در مسیر رسیدن به محل فیلم‌برداری، به نمایی که جایش خالی‌ست یا به نمایی که می‌توانم بهترش کنم فکر می‌کنم. تا آن موقع، تمام لوکیشن‌ها را خوب بررسی کرده‌ام، فهرست تمام نماها را نوشته‌ام و برای همه‌شان استوری‌بورد طراحی کرده‌ام، با بازیگران کار کرده‌ام و تمام عوامل می‌دانند برنامه‌مان چیست. به تمام نماهای ممکن و شیوه‌های تدوین‌شان فکر کرده‌ام و تمام پروژه را برای خودم درونی کرده‌ام.

از محدودیت‌های زمانی و محدودیت‌های تجهیزات آگاهم و به نظر می‌رسد آن موقع بهترین زمان برای اضافه کردن یک جزء جالب به فیلم‌برداری باشد. برای همین هم آن موقع به نمایی فکر می‌کنم که جایش خالی‌ست.

صبح، در مسیرم تا صحنه، خودم را مجبور می‌کنم تا فکر کنم و ببینم آیا دارم بهترین استفاده را از تمام موادّ خامی که در اختیار دارم می‌برم یا نه. در ذهن‌ام آن صحنه از فیلم یا آگهی را مرور می‌کنم، به این فکر می‌کنم که چه چیزی می‌تواند بهتر شود و منتظر می‌شوم تا ببینم الهامی به سراغ‌ام می‌آید یا نه.

شاید باید دو نمای ثابت را با یک حرکتِ دالیِ خوب در هم ادغام کنم. گاهی این حرکتْ انتقال بامزه‌ای از یک نما به نمای دیگر است. شاید باید نحوه‌ی معرفی شخصیّت را تغییر دهم. اگر هر کدام از این ایده‌ها باعث شوند پیش خودم فکر کنم «آره! این‌طوری جالب می‌شود!»، به محض این‌که سر صحنه برسم با دستیار اوّل صحبت می‌کنم و همه چیز را برای اجرای آن ایده‌ی جدید آماده می‌کنم.

هر بار چنین کاری کرده‌ام، حتّا اگر باعث کمی بی‌نظمی در آن روز کاری شده، نتیجه‌اش کار و ویدئوی بهتری بوده.

خیلی خب! حالا برویم سراغ توصیه‌های خوب! در ادامه دوازده توصیه از چند کارگردان فوق‌العاده می‌آید؛ توصیه‌هایی از مراحل انتخاب لوکیشن گرفته تا تدوین تا شیوه‌ی کار با بازیگر و نفس تازه کردن گروه. امیدوارم نکته‌ای در این توصیه‌ها بتواند الهام‌بخش شما باشد.

۱- دار‌و‌دسته‌ی خودتان را داشته باشید.

جِف تر‌مِین (Jeff Tremaine) (کثیفی (The Dirt)، بابابزرگ بد (Bad Grandpa)، کله‌خراب (Jackass))

یکی از کارهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه برای ساخت تمام فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی‌ام انجام داده‌ام این است که یک دارودسته تشکیل داده‌ام. بعد از پایان کار، می‌رفتیم به کافه و به جگرمان حالی می‌دادیم! با هم وقت می‌گذراندیم و دردسر درست می‌کردیم. همین باعث می‌شد عوامل و بازیگران با هم صمیمی شوند.

وقتی فیلم «کثیفی» را فیلم‌برداری می‌کردیم، می‌خواستم فیلم‌برداری در نیواورلئان باشد تا از لس‌آنجلس و شرایطی که برای‌مان راحت بود دور باشیم. قرار بود هنگام شب خبری از برگشت به خانه و دیدار با خانواده نباشد، و همین‌طور خبری از دور هم جمع شدن با دوستان در آخر هفته‌ها. ما با هم در یک جزیره بودیم. این شرایط چالش‌های خودش را داشت، ولی فکر می‌کنم همین موضوع واقعاً کمک کرد فیلم فوق‌العاده شود.

همین صمیمیت بسیار به بازیگران کمک کرد تا به شکلی طبیعی به عنوان اعضای یک گروه موسیقی به هم نزدیک شوند. حتّا بازیگران را به «اردوی گروه‌های موسیقی» فرستادیم تا یاد بگیرند چه‌طور همراه یک گروه واقعی بنوازند. این فیلم در مورد یکی از پشمالوترین گروه‌های هِرمِتال (hair metal) دهه‌ی ۸۰ است. پر سروصدا و کثیف و بامزه است. بازیگرها موقعیّت را جدّی گرفتند، می‌خواستند همه چیز واقعی به نظر برسد، برای همین هم باید با هم بیرون می‌رفتیم و پنجاه شیشه آ‌بجو می‌خوردیم.

اگر عواملی را به کار دعوت کنید که در کارشان خبره‌اند، واقعاً به پروژه اهمیت می‌دهند و متوجّه‌ می‌شوند شما چه می‌خواهید، خودشان حواس‌شان هست که کاری کنند تا فیلم‌تان عالی از آب دربیاید. آن‌وقت شما می‌توانید روی کار با بازیگران و ساخت دنیای فیلم‌تان تمرکز کنید.

این شیوه جواب داد. ما، هم جلوی دوربین و هم پشت آن، با هم یک خانواده شدیم و این مسأله به تولید یک فیلم عالی منجر شد.

جانی ناکسویل، جِف ترِمِین، و جکسون نیکول در بابابزرگ بد (۲۰۱۳)

۲- سبُک سر کار بروید و تازه‌نفس.

جُردن برَدی (Jordan Brady) (کارگردان آگهی‌های بازرگانی، مجری پادکست ریسپکت دی پراسس (Respect the Process))

در روزهای فیلم‌برداری، دوست دارم زود سر صحنه برسم و چند دقیقه‌ای برای بررسی برگه‌های آفیش زمان بگذارم. خوب است که اسامی عوامل تازه‌وارد را حفظ کنم، این‌طوری مجبور نیستم هر کس را با توجّه به وسیله‌ای که همان موقع در دست‌اش دارد صدا کنم. حضور هر کسی که در میان عوامل کارم مشغول به کار است در روند فیلم‌برداری حیاتی است و عمل ساده‌ی حفظ کردن نام هر کدام‌شان نشان می‌دهد که من برای حضورشان احترام قائلم.

سعی می‌کنم روزهای فیلم‌برداری حداقل وسیله را همراه خودم داشته باشم. ولی همیشه استوری‌بوردها را همراه خودم دارم. آن‌ها را چاپ می‌کنم، برگه‌ها را تا می‌زنم و تمام مدّت آن‌ها را با خودم نگه می‌دارم. به این ترتیب تمام کار را جلوی چشم‌ام دارم، می‌توانم ببینم هر نما چه‌طور به نمای بعدی برش می‌خورد و کلیّت آگهی چه‌طور پیش می‌رود. این کار کمک‌ام می‌کند تا در عین دیدن تصویر کلّی، متمرکز بمانم.

نکته‌ی بعدی توصیه‌ای است که احتمالاً هیچ‌وقت از کارگردان دیگری نمی‌شنوید. ولی این نکته آن‌قدر فوق‌العاده است که عوامل گروه ماه‌ها بعد از کار به من گفته‌اند تا چه اندازه آن را تحسین می‌کنند.

بعد از ناهار، از یکی از اعضای گروه تولید می‌خواهم با یک سینی پر از آدامس و دهان‌شویه و از آن خوش‌بوکننده‌های کوچک و خوش‌طعم دهان‌ و دندان، دور بچرخد. همه‌ی اعضای گروه و همه‌ی افراد از شرکت سفارش‌دهنده، می‌توانند هر چه دل‌شان می‌خواهد بردارند و نفس‌شان را تازه و دهان‌شان را تمیز کنند.

فیلم‌سازی کاری گروهی و نیازمند نزدیکی افراد است و هیچ‌کس خوش‌اش نمی‌آید نفسی با بوی چیکن‌تیکای (Chicken Tikka) داغ توی صورت‌اش دمیده شود. این چیزی که من بهش می‌گویم «سینی نفس‌تازه‌‌کُن» مثل دکمه‌‌ای برای شروع دوباره بعد از صرف ناهار است تا نیمه‌ی دوم روزمان را خوب و با طعم نعنا شروع کنیم.

۳- به اسم صدای‌شان کنید.

جِرِمی کُنِر (Jeremy Konner) (سریال تاریخچه‌ی خَمر (Drunk History)، سریال دوره‌ای دیگر (Another Period))

این نکته توصیه‌ای است برای کار با بازیگران و دانستن آن جریان فیلم‌برداری را برای من بسیار روان‌تر و ساده‌تر کرده است (مخصوصاً وقتی یکی دو ساعت از برنامه عقب هستید و همه قدری عصبی هستند).

توصیه‌ی من این است: افراد… را… به… اسم… صدا… کنید.

این را به این دلیل نمی‌گویم که این کار محترمانه است (البتّه که خب این هم دلیل خوبی است)، بلکه به این دلیل می‌گویم که این کار یک عالَم سردرگرمی بی‌مورد را از بین می‌برد.

این نکته خیلی مهم و خیلی ساده است، امّا سال‌ها طول کشید تا من این نکته را بفهمم. اسم افراد را بگویید. به همین سادگی. من قبلاً سر صحنه داد می‌زدم «می‌توانیم یک برداشت دیگر بگیریم، ولی این بار شانه‌ات را به سمت دوربین بچرخان!» یا «می‌شود یک برداشت دیگر بگیریم که در آخرِ آن از کادر خارج شوی؟»

و این‌ها را یک‌باره سرِ ۴ بازیگر داد می‌زدم.

در مانیتورِ روی‌به‌روی من نمای بسته‌ای از یک بازیگر هست، پس منظورم برای خودِ من کاملاً واضح است. ولی فقط برای خودِ من. منظورم برای هیچ کسی دیگری واضح نیست؛ مخصوصاً بازیگرانی که دارند تلاش می‌کنند بفهمند روی صحبت من با کدام‌شان است.

در ضمن منظورم برای مدیر فیلم‌برداری هم مشخّص نیست؛ نه برای او که باید با توجّه به حرکت بازیگر نوری را جابه‌جا کند، نه برای طراح لباس که در صورت حرکت بازیگر باید شال‌گردنِ سرِ جا محکم شده را عوض کند، نه برای اعضای گروه صدابرداری که باید میکروفونی را حرکت دهند.

موضوع خیلی ساده است: هر چه‌قدر جمله‌تان را از همان ابتدا واضح‌تر بیان کنید و نام فردی را که می‌خواهید خطاب‌اش کنید به زبان بیاورید، سردرگمی‌ها کم‌تر خواهند شد. به همین سادگی. ولی واقعاً چندین سال طول کشید تا من متوجّه این جمله بشوم.

تِری کروس، دِرِک واترز، جِرِمی کُنِر، کریستِن ویگ و ماریا بلاسوکی در تاریخچه‌ی خمر (۲۰۱۳)

۴- بدون توجّه به تصویر تدوین کنید.

فِیتال فارم (Fatal Farm) (سریال کی و پیل (Key & Peele)، آگهی‌های بازرگانی، گارفیلد: گربه‌ی لازانیایی (Lasagna Cat))

این توصیه ممکن است بیش‌تر تحت عنوان توصیه‌ای در باب «تدوین» قرار بگیرد، امّا از آن‌جایی که «کارگردانی» به تمام جنبه‌های تولید فیلم مربوط می‌شود، فکر می‌کنم به اشتراک گذاشتن‌اش درست باشد.

من گاهی بعد از مرحله‌ی پشت هم گذاشتن پلان‌ها (اَسِمبلی)، نوارهای مربوط به ویدئو را از کار می‌اندازم و گفت‌و‌گوها، جلوه‌های ویژه، و موسیقی را به صورت مستقل از تصویر تدوین می‌کنم. سرعت و ریتم، بیش از آن‌که تصویری باشند، صوتی‌اند. به همین دلیل گاهی ساختن صحنه طبق آن چیزی که دوست دارید بشنوید می‌تواند بهتر از برش تصویرها در انتخاب نقطه‌ی برش و انتخاب نما به شما اولویت‌ها را نشان بدهد.

فکر می‌کنم این موضوع به این دلیل است که آشنایی با الگوهای شنیداری بیش‌تر از الگوهای دیداری است. هنگام شنیدن یک ترانه، وقتی به یک وقفه می‌رسید، به طور غریزی می‌دانید که ادامه‌ی ترانه چه زمانی شروع می‌شود… و حتّا اگر ترانه‌ای را هیچ‌وقت پیش از این نشنیده باشید هم می‌دانید چه زمان ضرباهنگ کُند خواهد شد.

به همین ترتیب هم، زمانِ غریزی «درستی» برای گفته شدن یک شوخی، برای افکتی صوتی به منظور نقطه‌گذاری صحنه و برای افکتی موسیقایی وجود دارد. این زمانِ «درست» همیشه هم با آن حرکت دالی و آن حرکت کرِین، که ممکن است زیادی بهش افتخار کنید و خیلی بهش چسبیده باشید، هم‌خوانی ندارد. پس تدوین نسخه‌ی رادیویی فیلم‌تان و تطبیق دادن تصویر با صداها را امتحان کنید.

جردن پیل در کی و پیل (۲۰۱۵)

۵- دوربین فیلم‌برداری قراضه بخرید.

دنی جِلینک (Danny Jelinek) (سریال بیمارستان کودکان (Children’s Hospitalبرنامه‌ی هفته‌ی پیش، امشب با جان اولیور (Last Week Tonight With John Oliver))

متوجّه شده‌ام که این توصیه معمولاً با جوابی از نوع «وای! ایده‌ی خوبی‌ست» از سوی دیگر کارگردانان مواجه می‌شود.

توصیه‌ی من: همیشه موقع انتخاب لوکیشن دوربین کوچکی با خودم می‌برم. خودم از یک دوربین از رده خارج کانن ویکسیا استفاده می‌کنم و با بی‌خیالیِ تمام فیلم می‌گیرم.

اگر چیزی که از کنارش می‌گذریم جالب باشد، حتّا اگر دلیل خوبی هم نداشته باشم، ازش فیلم می‌گیرم. اگر جزئیاتی در اتاق وجود دارد که ازش خوش‌ام آمده، روی آن زوم می‌کنم. نماها، حرکت دوربین‌ها، زوایای دوربین و غیره را امتحان می‌کنم. بعداً، وقتی دارم لوکیشن انتخاب می‌کنم، این فیلم‌ها را مرور می‌کنم و ناگزیر می‌رسم به چیزی که از یاد برده بودم‌اش.

بعدها، وقتی مشغول نوشتن فهرست نماها هستم، این فیلم‌ها لوکیشن‌ها را در ذهن‌ام تازه می‌کنند. بله، درست است! این کار را می‌شود با دوربین گوشی یا با یک دوربین دی‌اس‌ال‌آر هم انجام داد. ولی من وقتی از دوربین فیلم‌برداری استفاده می‌کنم، خیلی تیزبین‌ترم. با یکی از این دوربین‌های فیلم‌برداری کوچک، با کارت حافظه‌ای که نیازی به خالی کردن‌اش نیست و با یک باتری که تمام روز را دوام می‌آورد، همیشه می‌توانم از مکان‌های جالب فیلم بگیرم.

همان ویژگیِ «از هر چیزی فیلم بگیرِ» دوربین‌های فیلم‌برداری است که باعث می‌شود آن‌ها بهترین وسیله برای زمان پیدا کردن لوکیشن باشند.

دنی جلینک

۶- نمای بدون دیالوگ را بگیر.

مَت اِنلو (Matt Enlow) (شبکه‌ی یوتیوب طنز کالج (College Humorکارگردان آگهی‌های بازرگانی، مجری پادکست «فقط بزن» (Just Shoot It))

نماهای پوششی بدون دیالوگ‌تان را اولویت‌بندی کنید. تقریباً همیشه نماهای عکس‌العمل آن‌هایی هستند که بیش‌ترین خنده را می‌گیرند و موقع فیلم‌برداری خیلی آسان فراموش می‌شوند. گفتن دیالوگ تنها نیمی از کلیّت صحنه است. این‌که عکس‌العمل‌های فوق‌العاده را در اولویت قرار دهید، چه این عکس‌العمل‌ها برداشتی بدون دیالوگ باشند و چه نماهایی پوششی باشند که در لحظه ممکن است غیرضروری به نظر برسند، یعنی این‌که می‌دانید که صحنه‌تان قرار است خنده‌دار باشد. بالاخره هر طور که باشد پلان‌های دیالوگ‌دار را می‌گیرید، ولی باید به خودتان یادآوری کنید که لازم است نماهای عکس‌العمل‌ فوق‌العاده‌ای بگیرید.

به جز این، در مسیر رسیدن به صحنه قهوه‌تان را بنوشید. هر کارگردانی باید کمی زودتر سر صحنه حاضر شود تا صبحانه بخورد و با عوامل گرم بگیرد، ولی همه‌مان می‌دانیم که در واقعیّت، همین که پای‌تان به صحنه برسد، کارتان شروع می‌شود. فرقی نمی‌کند که مشغول صحبت در مورد بازی، هماهنگی حرکت بازیگر و دوربین، نماها یا هر چیز دیگری باشید، همین که در خطّ دید یکی از عوامل قرار بگیرید، باید آماده‌ی پاسخ به سوالات باشید. پس کافئین‌تان را در مسیر دریافت کنید. نوشیدن قهوه در راه لذّت‌بخش‌تر است و این‌طوری آماده‌اید تا هر وقت بهتان نیاز بود، سریع از جا بپرید.

مَت اِنلو

۷- نمای معرف

اُورِن کَپلِن (Oren Kaplan) (کارگردان آگهی‌های بازرگانی، مجری پادکست «فقط بزن»)

فراموش نکنید که برای کارهای بلندتر نماهای معرف را بگیرید. نمی‌توانم برای‌تان بگویم که چندین بار برش زدن به نمای بیرونی یک خانه یا نمایی هوایی از کوه‌ها مشکل سرعت در تدوین را برای‌ام حل کرده است. هیچ‌کس نمی‌خواهد از نمای متوسط یک شخص در یک اتاق بزند به نمای متوسط یک شخص در اتاقی دیگر، مگر این‌که نوع خاصّی از انتقال مدّ نظر باشد. نماهایی مثل نمای ماشین‌های در حال حرکت، نمای اتّفاقات در حال وقوع، نمای خانه‌هایی در محلّه‌های حاشیه‌ای و خلوت درست پیش از انفجار یک بمب، این‌ها همان نماهایی هستند که به فیلم‌تان وسعت دید می‌دهند. این‌ها همان نماهایی هستند که در حین تولید خیلی راحت فراموش یا حذف می‌شوند.

مثل من نباشید تا در نهایت مجبور نشوید برای نمای معرف‌تان از یک ویدئوی کم‌کیفیت (۲۹٫۹۷fps 480i) از سایت Pond5 استفاده کنید.

به علاوه، از هر کسی که می‌توانید بازخورد بگیرید. اگر نظری که در مورد فیلمنامه یا تدوین می‌شنوید واقعاً شما را از نظر احساسی اذیّت می‌کند، احتمالاً این حالت نشانی از این است که آن نظر نظر خوبی است که هر قدر هم از آن بدتان بیاید، باید مورد توجّه قرار گیرد.

اُورِن کَپلِن

۸- فهرست تقلّب آماده کنید.

دنیل شپرد (Daniel Sheppard) (کارگردان آگهی‌های بازرگانی)

من هر شبِ قبل از فیلم‌برداری، استوری‌بوردهای‌ام را برمی‌دارم و برگه‌هایی آماده می‌کنم که نکاتی در مورد هماهنگی‌های کلّی بین حرکت بازیگر و دوربین، بازی، فیلمنامه و پس‌تولید روی آن‌ها نوشته شده‌اند. چیزهایی به سادگیِ این که: «حواس‌ات باشد زن فنجان را در این نما پایین بگذارد.» یا مثلاً: «مرد در این‌جا باید بعد از گفتن این جمله به خارج از قاب نگاه کند!» یا این‌که: «قاب بازتر باشد تا افکت دوربین روی دست را در پس‌تولید به آن اضافه کنیم».

این کار در نظر من مثل درس خواندن و مرور پیش از امتحان است. بیش‌تر وقت‌ها این یادداشت‌ها در روز فیلم‌برداری نکته‌ی خاصی برای‌ام به همراه نمی‌آورند، آن‌ها فقط مثل یک برگه‌ی تقلّب و نوعی یادآوری هستند تا پیش از گرفتن هر نما نگاهی به آن بیندازید. کاری که این یادداشت‌ها می‌کنند این است که باعث می‌شوند احساس کنم تمام جزئیات کوچک را پوشش داده‌ام، پس حالا دیگر می‌توانم روی مسائل بزرگ‌تر تمرکز کنم، می‌توانم تمام مدّت با حواس جمع آن‌جا باشم و موقع امتحان کردن ایده‌های جدید سریع و چابک عمل کنم.

به علاوه، معمولاً استوری‌بوردهای‌ام را از قبل برای تدوین‌گر می‌فرستم تا یک فیلم انیمیشن‌گونه‌ی سردستی ازشان درست کند. این کار کلّی در روز فیلم‌برداری کمک‌ام می‌کند، چون به این ترتیب می‌دانم بازیگران با چه سرعتی باید دیالوگ‌های‌شان را بگویند تا برای لحظات طنز زمان داشته باشم.

اَدویل «حیوانات فلزی»

۹- از بازیگران بخواهید که منظور را به زبان بیاورند.

کِلی لاندری (Kelly Landry) (اِستارتر پک (Starter Pack)، مهمانی گناه‌آلود (Guilty Party))

در تمرین‌ها، اگر بازیگری کم‌ سن و سال یا جدید برای ارتباط برقرار کردن با صحنه مشکل دارد، یا اگر یک صحنه کمی بی‌هدف به نظر می‌رسد، از بازیگر می‌خواهم «منظور جمله» را بگوید؛ نکته‌ای که توضیح بدهد این صحنه از چه نظر برای این شخصیّت مهم است یا در این صحنه شخصیّت چه می‌خواهد.

چند مثال: «دوست‌ام داشته باش»، «تنهای‌ام بگذار»، «حقیقت را به من بگو»، «بگذار خوشحال‌ات کنم».

بعد از بازیگر می‌خواهم صحنه را این‌طوری اجرا کند که قبل از هر دیالوگ آن شخصیّت، منظور جمله‌اش را بگوید. مثلاً اگر دیالوگ این است که «سلام، این مدّت حال‌ات چه‌طور بود؟» و بازیگر به این نتیجه رسیده بود که منظور جمله «دوست‌تم داشته باش» است، باید می‌گفت «دوست‌ام داشته باش. سلام، این مدّت حال‌ات چه‌طور بود؟»

این‌که گفتن منظور یک جمله قبل از بیان تک تکِ جملات تا چه اندازه می‌تواند تک به تک کلمه‌هایی که در جمله‌ی بعدش می‌آیند را تحت تأثیر قرار دهد شگفت‌انگیز است. گاهی وقت‌ها با این تمرینات، فکرهای جدیدی به ذهن بازیگران می‌آید، چون فکر کردن به منظور صحنه باعث می‌شود هر انتخاب و ریتم غیرقابل تغییری را که از قبل برای این صحنه در ذهن داشتند، کنار بگذارند. این کار همه چیز را تغییر می‌دهد و به بازیگر کمک می‌کند بدون این‌که بخواهد زیادی در ذهن‌اش فرو برود، با انگیزه‌های شخصیّت ارتباط برقرار کند. این روش حتّا می‌تواند برای یکی دو برداشت حین فیلم‌برداری نماهای بسته استفاده شود. فقط حواس‌تان باشد مکث کافی بین منظور جمله و دیالوگ باشد تا بتوانید موقع تدوین جمله‌ی مربوط به منظورِ صحنه را دربیاورید.

جَسمین لاو در اِستارتر پک (۲۰۱۸)

۱۰- یک لحظه به خودتان زمان بدهید، جزئیات را تحلیل کنید.

کارلا دادِن (کارگردان آگهی‌های بازرگانی)

قبل از هر برداشت، نفس بکشید. به مانیتور نگاه کنید و یک لحظه به خودتان زمان بدهید تا در مورد قاب و کُنش فکر کنید. واقعاً آن یک لحظه را به خودتان زمان بدهید- رنگ‌ها، جزئیات، بازیگر، صحنه و نور را نگاه کنید. ممکن است ساده و بدیهی به نظر برسد، ولی من هنوز هم هر چند وقت یک‌بار لازم است این نکته را به خودم یادآوری کنم. وقتی زمان‌تان فشرده است، ممکن است به راحتی سایر مسائل شما را با خودشان درگیر کنند و یادتان برود که واقعاً چه می‌خواستید. پس قبل از این‌که سراغ گرفتن هر برداشتی بروید، اطمینان حاصل کنید که از هر چیزی که می‌بینید راضی هستید.

اگر سر صحنه چیزی به ذهن‌تان می‌رسد، آن را کنار نگذارید.

نکته‌های احمقانه‌ای مثل این‌که «باید بپرسم و مطمئن شوم که داریم با فریم‌ریت درستی کار را می‌گیریم یا نه.» یا «دارم فکر می‌کنم نکند باید این برداشت را از آن سمت بگیریم!»– این افکار را جدّی بگیرید. گاهی اوقات به خاطر تمام فشار کاری سر صحنه این افکار را نادیده می‌گیرید، و احتمال زیادی وجود دارد که بعدتر در هنگام تدوین افسوس بخورید. شما احتمالاً فرصت دوباره‌ای برای فیلم‌برداری نخواهید داشت و بدانید که اگر چیزی از ذهن‌تان می‌گذرد، شاید دلیلی دارد.

آنا رینی- معتاد شکست عشقی (به کارگردانی کارلا دآوده)

۱۱- ذهن و بدن

کِرک لارسِن (سریال تلویزیونی آقای نماینده‌ی کلاس (Mr. Student Body President))

من دوست دارم قبل از هر پروژه‌ی فیلم‌برداری بزرگ مدیتیشن کنم— مخصوصاً قبل از یک فیلم‌برداری چندروزه. کار سختی نیست، فقط چند تمرین تنفّس.

روز قبل از فیلم‌برداری آن‌قدر خودم را آماده می‌کنم که کاملاً می‌دانم می‌خواهیم چه کار کنیم. این‌که با یک برنامه‌ی درست‌و‌حسابی سرِ کار بروید معنی‌اش این است که اگر واقعیّت از برنامه‌ی شما فاصله بگیرد، شما برنامه‌ای برای شرایط پیش‌بینی نشده به جای‌اش دارید. من حتماً خوب ورزش می‌کنم تا کمی اِندروفین اضافه هم داشته باشم. اطمینان حاصل می‌کنم که بدن‌ام آب کافی داشته باشد، در فواصل عادی غذا بخورم و زیادی کافئین مصرف نکنم.

این‌که ذهن و جسم‌ام را سلامت نگه دارم ضامن این است که با تمام قوا سر صحنه حاضر باشم.

آقای نماینده‌ی کلاس (۲۰۱۶)

۱۲- دنیای فیلم‌تان را بشناسید.

پُل بونانو (Paul Bonanno) (آمریکای پنهان (Hidden America))

چه کار یک فیلم باشد و چه یک آگهی سی ثانیه‌ای، دو نکته هست که باید قبل از فیلم‌برداری به وضوح برای خودتان تعریف کنید:

۱- قوانین و منطق دنیایی که در حال خلق‌اش هستید را بدانید. در این صورت وقتی سر صحنه هستید و باید تغییرات اجتناب‌ناپذیری اعمال شود، می‌دانید کدام تغییرات در فیلمنامه در منطق دنیای فیلم‌تان جواب می‌دهد و کدام جواب نمی‌دهد. وقتی واقعاً منطق دنیای فیلم‌نامه‌تان را بدانید، آن‌وقت می‌دانید بازیِ بازیگرتان چه زمان نیاز به تغییر دارد، یا چرا آن شوخی خوب جواب نمی‌دهد، یا چرا آن نما خوب نیست.

۲- مضمون‌های تصویری بسازید و تعریف‌شان کنید. نیازی نیست به عوامل بگویید که آن فضای خالی در ترکیب‌بندیِ آن قسمت از انیمیشنِ پاپی باول که در حال ساخت‌اش هستید، قرار است لطمه‌ی احساسی به معصومیّت شخصیّت اصلی را نشان دهد. این‌که در ذهن خودتان به هر اندازه که می‌خواهید خودنما باشید اشکالی ندارد. فقط بدانید که برای چه آن حرکت دالی، آن نور، آن عمق میدان، آن رنگ و غیره را می‌خواهید.

وقتی این دو مورد را با هم ادغام کنید، آن‌وقت یک دید منسجم را وارد کارتان می‌کنید. [این جاست که] قوانین و منطق با مضمون‌های تصویری‌تان در هم می‌آمیزند.

جونا رِی در آمریکای پنهان با جونا ری (۲۰۱۶)

۱۳- هیچ‌گاه فراموش نکنید…

نیک کوریروسی (Nick Corirossi) (سایت طنز بامزه باش یا بمیر (Funny or Die)، فیلم طنز قتل عمیق (Deep Murder))

توصیه‌ی من ساده است: هر چه در مدرسه‌ی سینمایی‌تان یاد گرفته‌اید را به یاد بیاورید.

خودِ من هیچ‌وقت نظریه‌ی پشت فیلم کلاسیک آل پاچینو «و عدالت برای همه…» که توی همه‌ی کلاس‌ها بهمان یاد دادند را فراموش نمی‌کنم. چیزی بود درمورد زمین‌های شطرنجی.

سپاس از تمام این کارگردانان فوق‌العاده برای همکاری در این مقاله!

نویسنده: بِن پلویمر (Ben Pluimer)

منبع: nofilmschool.com

ترجمه‌: نگار عباس‌پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه