نرهای تخم‌گذار: نگاهی به فیلم کوتاه «عوارض خروج» (محمد نجاریان داریان)

سرویس نقد ۲۴ فریم – مهرشاد گلکاریان: «سینما نسبت به هنر داستان‌گویی، همان موقعیتی را دارد که دروغ نسبت به واقعیت دارد.» این جمله پاسخ روشنگر ژاک رانسیر، فیلسوف شهیر فرانسوی به پرسش بنیادین «فیلمساز چه می‌خواهد؟» است. فیلم کوتاه عوارض خروج ساخته‌ی محمد نجاریان داریان از جمله فیلم‌هایی است، که آگاهانه یا ناآگاهانه در راستای این شکل نگرش به سینما عمل می‌کند. این گونه فیلم‌ها  از پیروی از ساختار فشرده‌ی حکایت ارسطویی سرباز زده و مخالف آرایش کنش‌های ضروری و محتمل که شخصیت را از خلال ساختار دقیق طرح و توطئه و گره‌گشایی از خوش‌اقبالی به سیاه بختی و یا برعکس سوق می‌دهد، رفتار می‌کنند. در عوارضیِ یک جاده که کارگردان هوشمندانه در دکوپاژش سعی در آشنایی‌سازی مکان در ذهن تماشاگر نمی‌کند، یک افغانی مهاجر که جملات فیلسوفانه بیان می‌دارد، یک زن کولی با توانایی‌های فوق‌العاده، که ضعیف‌ترین پرداخت در حوزه‌ی شخصیت‌پردازی را در ساختار دراماتیک فیلمنامه‌ی دوست داشتنی نجاریان به خود اختصاص داده و از ضعف بازی رنج می‌برد. ضعفی که ریشه در بدفهمی دو طرفه‌ی بازیگر-کارگردان از منطق، منحنی حرکتِ حسی و از همه مهمتر لحن شخصیت دارد، و یک مرد کم حرف که دائماً به آموزش زبان انگلیسی گوش فرا داده و نهایت آرزویش رفتن به خارج است، دورهم جمع شده‌اند، و روزمرگی را مکرر می‌کنند. این موقعیت و کاراکترهای غیرمعمول آن به خوبی بستر لازم برای آرایش کنش‌های غیرضروری و بیان دغدغه‌های شخصی فیلمساز را بدون تبدیل فیلم به کمدی ناخواسته فراهم می‌آورند.

اما نکته‌ی مهم این است که هرچند تلاش نجاریان برای رفتن به سوی این شکل از تجربه‌ی سینمایی به نفسه ارزشمند محسوب می‌شود، اما او فاصله‌ی زیادی تا رسیدن به بیانی شخصی، غیر تقلیدی و موزون در این شکل از فیلمسازی دارد. جهان بینی واژه‌ای است که در سینمای ایران چه در شکل کوتاه و چه بلند آن کاملاً مغفول مانده است. جریان غالب فیلمسازان ایرانی، بجز تعدادی بسیار معدود در طول تاریخ سینمای ما، اساساً دغدغه‌ی دست‌یابی به چنین چیزی را در خود احساس نمی‌کنند. جهان بینی منحصر به فرد یک فیلمساز که در لایه‌های زیرین یک اثر سینمایی به مثابه قلب تپنده‌ی اثر حضور داشته، و چنان با ظرافت در تار و پود فرم و محتوای آن پیچیده شده است، که تشخیص خودآگاه آن نیاز به زحمتی فوق العاده دارد، حاصل تلاش جان‌فرسای هنرمند در بنا ساختن خشت به خشت ساختمان فکری خود از نخستین تجربه‌های کوتاهش تا واپسین آثار سینمایی بلند او است. با نگاه به آثار کوتاهی که نجاریان تا به حال در مقام فیلمساز ساخته است، می‌توان چنین امید داشت، که شاید او سودای طی چنین مسیری را داشته باشد، و نشانه‌هایی هر چند ضعیف و نابالغ از دغدغه‌های غیرکلیشه‌ای که گاه در سنتزهای بعدی خود آثاری نو را می‌زایند، در کار او دیده می‌شود.