گفت‌وگوی «۲۴ فریم» با آرین وزیردفتری: درباره تجربه «هنوز نه»، فیلم تازه‌اش و جریان امروز سینمای کوتاه ایران

۲۴ فریم: در ادامه گفت‌وگو با فیلمسازان سینمای کوتاه ایران، به سراغ آرین وزیر دفتری رفتیم که سال گذشته با فیلم «هنوز نه» (که همراه با ۴ فیلم کوتاه دیگر در اکران نوروزی گروه هنر و تجربه نیز به نمایش در آمد) حضور موفقی در جشنواره‌های داخلی و خارجی داشت. آرین امسال نیز فیلم کوتاه «مثل بچه آدم» را آماده نمایش دارد که به زودی اکران‌های آن در جشنواره‌های بین‌المللی و داخلی آغاز خواهد شد. با او درباره فیلم تازه‌اش، تجربه «هنوز نه» و وضعیت سینمای کوتاه ایران در این روزها صحبت کرده‌ایم.

این میزان استقبال از فیلم «هنوز نه» را پیش‌بینی میکردید؟

خیلی دوست داشتم که هنوز نه در جشنواره فیلم کوتاه آن سال باشد. در همین حد توقع داشتم چون دو فیلم قبلی ام برای حضور در جشنواره رد شده بودند. من معتقدم که وقتی خودت فیلم خودت را میبینی، متوجه آن چیزی که کار کرده و آن چیزی که کار نکرده می‌شوی. دورترین بیننده از فضای حرفه ای سینما هم متوجه خوبی ها و بدی های فیلم میشود. وقتی هنوز نه تمام شده بود میدانستم که فیلم چیزهای خوبی دارد، ولی به این استقبال اصلا فکر نمیکردم. فکر میکردم از فیلم‌های قبلی‌ام بهتر شده، ولی به جایزه گرفتنش فکر نمی‌کردم.

همکاری با بازیگران و تهیه کننده حرفه‌ای در «هنوز نه» چگونه تجربه‌ای بود؟

راجع به بازیگرها باید بگویم که ما احتیاج به کار کردن با بازیگر حرفه‌ای داشتیم چون من در گذشته تجربه همکاری با بازیگران غیرحرفه‌ای و نابازیگران را داشتم و از طرفی ما میخواستیم ۱۵ دقیقه برداشت بلند بازی داشته باشیم و در طول روز فیلمبرداری هم بیش از دو برداشت نمیتوانستیم بگیریم و اکسپوز بیرون و تو برایمان اهمیت داشت. از این رو شرایط خاصی داشتیم. بنابراین در طول روز بیشتر از ۴ ساعت نمیتوانستیم بازی داشته باشیم. به همین خاطر شروع کردیم به لیست کردن افرادی که همگی آنها معروف بودند و من با مراجعه به آقای برزگر و به کمک ایشان فیلمنامه را به این افراد که هیچ آشنایی قبلی هم نداشتیم رساندم. به نظرم وقتی سراغ افراد حرفه ای میروید باید بدانید چرا به سراغ آنها رفتید. چون فیلم کوتاه مثل فیلم بلند نیست که مخاطب به خاطر بازیگر سراغ فیلم بیاید. البته سختی کار کردن با این افراد به خاطر مشغله بیشترشان است که هماهنگی کار را دشوار میکند.

اما چیزی که به ما کمک کرد این بود که ماکت فیلم را توسط دو نفر که فقط نقش و میزانسن‌ها را اجرا میکردند و دیالوگ ها را میگفتند در همان لوکیشن فیلم ساخته بودیم و به همین خاطر خود من و سینا کرمانی‌زاده (فیلمبردار) و تیمش و طراح صحنه خانم رضی‌زاده میدانستیم که چه اتفاقی قرار است رخ دهد. چون فیلمنامه ما طوری بود که اگر زمینه تصویری از آن نداشتی متوجه آن نمی‌شدی و به همین دلیل ماکت کار به تصور بازیگران کمک میکرد. مسئله دیگر این بود که معمولا بازیگران به فیلم های کوتاه نگاهی جدی ندارند، ولی خود ما روی آن بسیار جدی بودیم و تیم ما از یک فیلم حرفه ای در سینمای ایران متفاوت نبود و به همین دلیل وقتی افراد در این فضا قرار میگرفتند همه انرژی و توانشان را میگذاشتند و برایشان با یک فیلم حرفه ای فرقی نداشت. در مورد تهیه کننده هم باید بگویم که من آقای برزگر را فقط از طریق جشنواره فجر میشناختم و ایشان هم شناخت چندانی از من نداشتند و فیلم هایم را ندیده بودند و من وقتی به ایشان مراجعه کردم، فیلمنامه و فیلم های قبلی ام را برده بودم که ایشان بعد از آن گفتند که تمایل به همکاری با من را دارند. افراد زیادی هستند که تمایل دارند آقای برزگر تهیه کنندگی کارشان را به عهده بگیرد و وقتی ایشان فیلمنامه من را قبول کردند باعث اعتماد به نفس من شد. نکته خوبی که از ایشان یاد گرفتم این است که دید مستقل خوبی داشتند و کاملا آزادی عمل میدادند و در نسخه نهایی هم نظرات مفید زیادی دادند. به همین خاطر من برای فیلم جدیدم هم از ایشان برای تهیه کنندگی درخواست کردم. در حالیکه شرایط آن به لحاظ ارتباطات مثل فیلم قبلی نبود و بازیگران ما شادی کرم‌رودی، نگار عابدی و یزدان کوکبی که یک پسر بچه ۵-۶ ساله است بودند. خیلی‌ها هم گفتند که «هنوز نه» به واسطه آقای برزگر دیده شده و ما می‌خواستیم این فیلم هم این طور شود.

فیلم تازه‌ات «مثل بچه آدم» از چه نظر برای‌ات متفاوت بود؟

به نظر من یک اتفاقی که در فیلم‌سازی می‌افتد و بیشتر در فیلم های بلند به معنی منفی اش تقویت می شود، این است که از مقطعی که یک ایده دارید تا تبدیل به یک طرح می‌شود و به یک فیلم نامه می رسد و بعد آن را می سازید، دیگر از نظر ایده و تفکر تازگی‌ای برایت نخواهد داشت، چون جهان‌بینی‌ات هم نسبت به زمانی که آن ایده را داشتی متفاوت شده و از همین جهت احساس میکنی که از خودت عقب هستی. من زمانیکه داشتم فیلم «هنوز نه» را می‌ساختم، به سراغ یک سری طرح قدیمی‌تر رفتم و به آن‌ها با تفکرات فعلی‌ام نگاه کردم. این فیلمنامه را از پیش دوست داشتم و با وجود تولید طولانی مدت و سختی‌هایی که داشت، جذابیتش برای من از این جهت بود که فیلم شسته رفته ای از آب در آمد، در کارگردانی ذوق زدگی خاصی ندارد و سعی کردم قانون‌های سینماتیکی در فیلم برای خودم بگذارم، هم در دکوپاژ و هم در میزانسن. این فیلم برای من به دو بخش تقسیم می‌شود («هنوز نه» یک بعد تجربی داشت که به همین خاطر خیلی هم نقد شد و می‌گفتند که وقتی فیل هوا میکنی دیده میشوی. ولی از نظر خودمان رویکرد فیلم این چنین نبود). اول فیلمنامه مسئله بود، اینکه بتوان تعلیق خلق کرد، گره گشایی جذاب داشت و اینکه بتوان در فیلم کوتاه شخصیت پردازی کرد و به نظرم این اصلی ترین چیزی است که این فیلم دارد. سعی کردم با یک دوربین نسبتا ایستا روی سه پایه فیلم را بسازم که مقداری هم واکنشی است نسبت به سینمای خودمان. چون به نظرم فیلم خوب روی سه پایه کمتر در سینمای ایران میبینیم. برای من اینطور بود که یک تولید حرفه ای و یک فیلمنامه جذاب را بدون ذوق زدگی کارگردانی کنم و نتیجه آن را ببینم. و اینکه ما یک جایزه استعدادیابی در جشنواره فیلم کوتاه تهران بردیم که از ما یک فیلمنامه میخواستند و من دو فیلمنامه داشتم که یکی از آن‌ها بسیار سخت بود (در کوهستان و…) و بنابراین پس از برآورد مالی، فیلم‌نامه مثل بچه آدم را بازنویسی و ارائه کردم.

پس از سمت جشنواره فیلم کوتاه تهران برای ساخت فیلم حمایت مالی داشتید؟

بله، البته مشکلی که پیش آمد این بود که وقتی ما جایزه را بردیم مدیر عامل انجمن آقای فرخنده کیش بودند و هنگام دریافت جایزه مدیر عامل عوض شد و برای دریافت جایزه فیلنامه‌ها را بازبینی کردند و در واقع فیلتر دیگری را اعمال کردند که برخی از فیلمنامه ها به همین دلیل به مشکل خوردند. ولی در نهایت درصدی از هزینه ساخت فیلم ما را کمک کردند.

به طور کلی موافق حمایت مالی جشنواره‌ها و ارگان‌های دولتی از فیلم‌های کوتاه هستید؟

بله قطعا. به نظرم یک اشتباه وجود دارد که در سازمان سینمایی هم در حال تقویت است. آن هم این است که فکر میکنیم مستقل بودن به این معناست که هر پدیده بتواند درآمدزایی کند و هزینه خود را بدست بیاورد. وقتی در ابعاد سینمای کوتاه و به شکل کلان نگاه میکنید، اصولا درآمدزایی از آن بی منطق است و چیزی نیست که بتوان برای آن روال صنعتی تعریف کرد. یعنی موفق ترین فیلم کوتاه هم با وجود حمایت، نمیتواند فیلمساز را به نقطه ای برساند که به صورت سیستماتیک بتواند فیلمسازی کند. مسئله این است که سینمای بلند در همه جا درآمدزایی دارد اما فیلم کوتاه همیشه حمایتی است. ولی در ایران چنین نیست و عملا نهاد خاصی نیست که بودجه ساخت فیلم را متقبل شود. به نظرم اتفاق خوبی که در یکی دو سال اخیر برای فیلم‌های کوتاه خوب افتاد این است که افرادی حمایت مالی کردند و طرز فکر غلطی که در سازمان سینمایی وجود دارد این است که با حدود ۵ تا ۶ میلیون تومان فیلم ساخته شود و لزومی به استفاده از مثلا دوربین الکسا نیست. اما من مخالف این طرز تفکر هستم چون فیلم های ما به جشنواره های جهانی میروند و در کنار فیلم هایی قرار میگرند که کف بودجه های آنها، سقف بودجه ما برای فیلمسازی است و فیلم های آنها تولید کاملا حرفه ای دارند. ولی ما همچنان باید با 5D فیلم بسازیم چون فیلم کوتاه است! و به نظرم این متضاد این حرف است که بیایم فیلم کوتاه را جدی بگیریم. چون برای جدی گرفتن باید تولید هم حرفه ای باشد. علاوه بر این‌ها به نظرم نهادهای بیشتری باید بودجه بگذارند که این اتفاق تا حدودی درحال انجام است، اما همچنان کم است و بعضی ها خودشان شروع به جمع آوری بودجه برای فیلمشان میکنند که آن هم به مشکل بر می‌خورد. به نظرم در فیلم کوتاه میتوان فیلمی را برای خودت و فقط به عنوان یک دستاورد بسازی، ولی در فیلم بلند به دلیل هزینه‌های بالا اینطور نیست. تفکر فعلی این است که فیلم کوتاه برای خود درآمدزایی کند. اما این تفکر فیلم کوتاه را بعد از مدتی به یک چیز ابزاری تبدیل میکند. یعنی وقتی میخواهی فیلم بسازی باید به دنبال یک اسپانسر باشی که لزوما اسپانسر فرهنگی نیست و باید برای هدف آنها فیلم را بسازی و ما هنوز بر سرتفاوت مفهوم فیلم تبلیغاتی یا سفارشی با فیلم کوتاه مشکل داریم.

برنامه‌ات برای آینده چیست؟ به ساخت فیلم بلند هم فکر میکنید؟

به ساخت فیلم بلند هم فکر میکنم و در حال حاضر دارم روی یک فیلمنامه بلند کار میکنم. ولی فیلم کوتاه برایم خیلی مهم است و فکر میکنم که در آینده فیلم کوتاه هم بسازم. اگر در آینده نزدیک شرایط ساخت فیلم بلند برایم پیش آمد، فیلم بلند میسازم. ولی اگر چنین اتفاقی نیفتد به ساخت فیلم کوتاه ادامه میدهم. در خیلی از کارهایم با پول خیلی کمی فیلم ساختم به این دلیل فکر میکنم ارزان فیلم ساختن برای من سیستم کمک کننده ای است که دوباره بتوانم با همون پول کم کاری را بسازم.

دلیل دیده شدن و موفق بودن فیلم‌های کوتاه سال گذشته را چه می‌دانید؟

یک دلیل اصلی این است که فیلم‌های کوتاه با پول‌های بیشتری ساخته شدند. به این فکر کنیم که فیلم‌های کوتاه خوب سال گذشته از کجا آمده‌اند: یک سری فیلمها مستقل ساخته شدند و یک سری فیلمها را انجمن سینمای جوان و مدرسه ملی تولید کرده‌اند. فیلمهای خوب امسال در همین چند دسته بودند. فیلمهای تولید شده توسط انجمن سینمای جوان و مدرسه ملی نتیجه قراردادهای تازه و آدمهای جدیدی در این جریان بودند. یک دلیل دیگر واکنش این فیلم‌هاست به سینمای کهنه ایران. اولین جوانه‌های این جریان زیرزمینی‌ای که در سینمای بلند وجود دارد، در فیلم کوتاه دیده خواهد شد. چون فیلم کوتاه چیزی است که می‌شود آن را به هر ترتیبی ساخت. دلیل دیگر این است که ما خیلی علاقه مندیم و به طرز عجیبی فیلم کوتاه در سال تولید میکنیم. در حال حاضر این علاقه مندی ها در حال متمرکز شدن است. جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشنواره مستقل فیلم کوتاه و یا حتی جشنواره نهال خیلی جدی شده اند. در کل این موفقیت بیشتر نتیجه جدی گرفتن فیلم کوتاه هم به معنای تفکری و هم به معنای مالی اش است. مطمئنم که اگر این تفکر تقویت شود، در آینده نیز فیلم های کوتاه خوب بسیاری خواهیم داشت.

پس جریان امروز سینمای کوتاه ایران را امیدوارکننده می‌دانی؟

بله. اگر بخواهم برآیندی از سینمای فعلی ایران را به کسی که شناختی از سینمای ما ندارد نشان بدهم، قطعا چندین فیلم کوتاه و در کنارشان شاید چند فیلم بلندِ سه یا چهار سال اخیر را برای او نمایش می‌دهم. این نشان دهنده این است که ما سینمایی داریم با یکسری آدم جسور و مسلط که در حال کار کردن هستند و فستیوالی در دنیا نیست که فیلم کوتاه ایرانی در آن حضور نداشته باشد و سالانه تولیدات زیادی داریم. انرژی و انگیزه خیلی بالاست و این باعث شده که رقابت هم خیلی جدی تر شود. از طرفی فاصله سینمای کوتاه و بلند ما نیز از نظر فنی بسیار کم‌تر شده و این امکان را سینمای دیجیتال ایجاد کرده است.

 

گفت‌وگو و تنظیم: هانیه پرهیزگار

۲۴ فریم