آموزش: دوشنبه‌های بزرگان (در میان ستارگان) / ده فیلم شاخص که زبان سینمایی را برای همیشه تغییر دادند (بخش اول)

۲۴ فریم– دانیال زین العابدینی: عنوان کلی پست‌های روز دوشنبه سرویس آموزش ۲۴ فریم، دوشنبه‌های بزرگان (در میان ستارگان) است و چارچوب مطالب آن معرفی یک فیلمساز صاحب سبک و بحث در تکنیک های کار و دلایل ماندگاری اش می باشد. در این مقاله به بخش اول از معرفی ده فیلم شاخص تاریخ سینما پرداخته شده است که زبان سینمایی را برای همیشه دستخوش تغییر کردند.

سینما که زمانی به عنوان یک اختراع بدون آینده تصور می شد، مسیر طولانی ای را طی کرده است. از فیلم های یک دقیقه ای که به نمایش زندگی روزمره می پرداختند تا فیلم های بلند در باب تجربه های انسانی در گستره زمان و فضا، این سیر همچون سفری است که دربردارنده فیلم هایی است که با بسط دادن جاذبه ای پرشکوه به فرمی هنری که زندگی میلیون ها نفر را تحت تاثیر قرار می دهد، مرزهای زمان خود را درنوردیدند.

برخی از این فیلم ها در این لیست قرار دارند. ممکن است شخصی فیلم های خیلی بیشتری را پیشنهاد بدهد، ولی این ده اثر هر یک نقشی بنیادی در رشد زبان سینمایی داشته اند. این فیلم ها، ورای تاثیر آنی خود، به کاوش در امکانات سینما پرداختند، الهام بخش نسل آینده فیلمسازان بودند و پایه ی فیلم های امروز را بنا کردند.

 

۱۰- تولد یک ملت (دی. دابلیو. گریفیث، ۱۹۱۵)

به عنوان یک نقطه تحول در سینمای آمریکا و جهان، «تولد یک ملت» با به تکامل رساندن تکنیک های سینمایی و پذیرفتن خطر داشتن مدت زمان طولانی (بیش از سه ساعت، طولانی ترین فیلمی که تا آن زمان ساخته شده بود)، راه های جدیدی برای سینما گشود.

با وجود اینکه حتا پیش از ساخت این فیلم نیز فیلم های بلند در سراسر جهان ساخته شده بودند، هیچکدام در مقیاس نتوانسته بودند به این سطح از عظمت و جاه طلبی «تولد یک ملت» دست یابند؛ هیچکدام قدرت سینما را به پیش نبرده بودند و هیچکدام نتوانسته بودند که آشکار کنند که آینده ی سینما فیلم های بلند هستند؛ آن هم در زمانی که مدت زمان اغلب فیلم ها تنها کمی بیشتر از بیست دقیقه بود.

این فیلم با تکیه بر حس روایتی قوی و چشم اندازی حماسی، تبدیل به نخستین فیلم بلاک باستر هالیوود شد. متاسفانه، ورای قدرت تکنیکی، فیلم آلوده به تعصب ناخوشایند و نژادپرستی نامانوس است و مخاطب باید با آگاهی از این نکته در برابر محتوای این اثر قرار بگیرد.

۹- رزمناو پوتمکین (سرگئي آیزنشتاین ، ۱۹۲۵)

سرگئي آیزنشتاین زمانی گفت که مونتاژ «عصب سینما» است، قاعده اساسی ای که فیلم بر مبنای آن ساخته می شود. تصاویر، زمانی که به شکلی خاص به یک دیگر پیوند می خورند، می توانند تاثیری عمیق بر جای بگذارند که بی درنگ به روح رخنه می کنند، حتا بسیار سریع تر از هر تکنیک سینمایی دیگری- برای آیزنشتاین، کلید اصلی مونتاژ است.

احتمالاً هیچ فیلمساز دیگری، چه قبل و چه بعد از او، به اندازه وی در زمینه استفاده از تدوین تاثیرگذار نبوده است. شکلی که تصاویر با هم ارتباط پیدا می کنند، شکلی که تصویر با یکدیگر «مواجهه» دارند، معنایی را خلق می کنند که بسیار فراتر از قدرت تصویر به طور مستقل است.

«رزمناو پوتمکین» تجسم این ایده ها است. این فیلم، که آکنده از قدرت خلاقانه و سال ها جلوتر از زمان خود بود، از یک مونتاژ بصری بهره می برند که در سکانس پلکان اودسا به اوج می رسد؛ سکانسی بسیار پیچیده و زیبا که در نوع خود به تنهایی یک درس در فیلمسازی است. «رزمناو پوتمکین» امکانات سینما را نمایش داد و به کاوش در مرزهای تدوین پرداخت و راه را برای آن چه در پیش بود باز کرد. تماشای این فیلم برای کسانی که به سیر تکامل فیلم علاقه مند هستند الزامی است.

۸- مردی با دوربین فیلمبرداری (ژیگا ورتوف ، ۱۹۲۹)

شاهکار ورتوف و یکی از بزرگترین مستند های تمام ادوار، «مردی با دوربین فیلمبرداری» فیلم بسیار منحصربفردی است که حتا امروز نیز شگفت زده نشدن از قدرت بصری اش دشوار است. این فیلم در زمینه تدوین، دست به کاری دیوانه وار زده است و همانند جریانی از احساساتِ ترجمه شده به تصاویر، به کاوش در مرزهای توان مخاطبان در ادراک تصاویر و معانی آن ها در یک سکانس می پردازد، به خالص ترین و معتبرترین شکل قابل تصور.

با ترکیب تصاویر واقعی با داستانی، این فیلم زندگی زمانه خود را به شکلی بی شباهت به قبل تصویر کرد و یک اکتشاف در تفکر سینمایی تا آن زمان ارائه داد و به نظریه «سینما-چشم» ورتوف به تاثیرگذار ترین شکل ممکن تا به حال جامه عمل پوشاند. نظریه و تکنیک فیلمی که باور داشت که دوربین می تواند فراتر از چشم انسان برود و حقیقتی را شاهد باشد که از هر راه دیگری غیرقابل دسترسی است.

صرف نظر از اینکه این فیلم در رسیدن به این هدف موفق بوده یا نه، «مردی با دوربین فیلمبرداری» یک شگفتی برای تماشا کردن است: دیوانه وار و پرتنش، به شکلی که به سختی بتوان نگاه از آن برداشت، این فیلم یکی از شاخص ترین آثار هنری در تاریخ فیلم است.

۷- پیروزی اراده (لنی ریفنشتال ، ۱۹۳۵)

«پیروزی اراده» که اثری تبلیغاتی درباره گردهمایی حزب نازی در سال ۱۹۳۴در نورنبرگ است، در واقع در مقدمه فیلم «المپیا» است و یک اثر بزرگ در فیلمسازی در نوع خود است. ارزش تاریخی این اثر اغلب به دلیل این واقعیت که یک فیلم پروپاگاندای نازی – و به شدت تاثیرگذار در این حیطه – است، مورد سوال قرار گرفته است. تاثیرگذاری بصری این فیلم که حاصل فیلمبرداری فوق العاده و حس ویژه دوربین است، در بالاترین سطح قرار دارد.

این فیلم که سرشار از نمادهای قدرت است و اثربخشی خود را مدیون تصاویر باشکوهی است که با کاربرد خلاقانه موسیقی همراه شده اند، با چنان مهارتی ساخته شده است که بیننده خود را به سفری به درون ماشین حزب نازی می برد و به او نظرگاهی غیرمنتظره از یکی از آزاردهنده ترین لحظات در تاریخ می دهد.

سفری که باید با فاصله ای محتاطانه در آن گام نهاد، زیرا که «پیروزی اراده» با تمام کیفیت های خود، شرمی از نشان دادن میل خود به تاثیرگذاری بر مخاطب از خود نشان نمی دهد و مشکل اساسی در هدفی است که از این تاثیرگذاری در سر دارد: ترویج دادن چیزی پست و غیراخلاقی. مانند «تولد یک ملت»، بزرگ ترین نقص «پیروزی اراده» در مضمون منزجرکننده اش است.

در کنار آن چه ذکر شد، این نکته نیز حائز اهمیت است که دید سینمایی لنی ریفنشتال فوق العاده است و استعداد او به عنوان یک فیلمساز انکارناپذیر است. «پیروزی اراده» نمایش دهنده جایگاهی ویژه در تاریخ سینماست و هشداری است جدی درباره قدرت هراس آور تصویر در تاثیرگذاری بر مخاطبان و باید هر کسی را به این فکر وادارد که چگونه سینما می تواند جهان را به جایی بهتر یا بدتر تبدیل کند.

۶- همشهری کین (اورسون ولز، ۱۹۴۱)

اولین و بزرگترین فیلم اورسون ولز، «همشهری کین»، یک «اپرا پریما» است که به شاهکار کارگردانش تبدیل شد. فیلم به حدی نوآورانه است که به سختی بتوان جنبه ای از فیلم را یافت که در آن گام بزرگی رو به جلو نسبت به شکل مرسوم داستان گویی بر پرده نقره ای رخ نداده باشد. تدوین، ساختار روایتی، عملکرد موسیقی و حتا تیزر همگی حاکی از دیدی نبوغ آمیز دارند.

شاید این فیلم به عنوان پروژه ای که نبوغ ولز در آن به شدت مشهود است، بسط تمام استعداد او به عنوان یک کارگردان فیلم باشد و حتا بعد از گذر این زمان طولانی، به نظر نمی رسد که عبور سال ها آن چنان که بر دیگر فیلم ها تاثیر داشته اند، بر «همشهری کین» موثر بوده باشند: این فیلمی است که هنوز تازه، اغوا کننده و باشکوه باقی مانده است.

عمیق میدان در این اثر همچنان برای تماشا کردن شگفت انگیز است، فیلمبرداری آن و ساختار نماهای آن به عنوان درسی در زبان سینمایی باقی مانده اند و داستان آن همچنان اعتیاد آور و «رزباد» که همچنان یک معمای حل نشدنی است. این فیلم که اغلب به عنوان بهترین فیلم آمریکایی تمام ادوار در نظر گرفته می شود، فیلم بازنده اسکار بود، ولی جایگاهی برای خود در تاریخ سینما را به دست آورد.

منبع:

http://www.tasteofcinema.com

ترجمه: دانیال زین العابدینی