آموزش: دوشنبه‌های بزرگان (در میان ستارگان) / ده فیلم شاخص که زبان سینمایی را برای همیشه تغییر دادند (بخش دوم)

۲۴ فریم– دانیال زین العابدینی: عنوان کلی پست‌های روز دوشنبه سرویس آموزش ۲۴ فریم، دوشنبه‌های بزرگان (در میان ستارگان) است و چارچوب مطالب آن معرفی یک فیلمساز صاحب سبک و بحث در تکنیک های کار و دلایل ماندگاری اش می باشد. در این مقاله به بخش دوم از معرفی ده فیلم شاخص تاریخ سینما پرداخته شده است که زبان سینمایی را برای همیشه دستخوش تغییر کردند.

۵- دزدان دوچرخه (ویتوریو دسیکا، ۱۹۴۸)

به عنوان یکی از فیلم های اصلی و شاید مطرح ترین فیلم نئورئالیسم ایتالیا، «دزدان دوچرخه» نماینده ای شاخص از ایده های پشت این جریان است. نئورئالیسم ایتالیا محصول تقارن شگفت انگیزی از رخدادها بود. ایتالیا از جنگ بیرون آمده بود، یک کشور منهدم شده که با فقر دست و پنجه نرم می کرد و فیلمسازان نیز به دلیل نارضایتی های موجود نسبت به کشورشان – یا صراحتاً چون خود در آن جا بودند – احساس نیاز کردند که باید داستان مردم عادی در رویارویی با این مشکلات را بگویند.

با پیوند زدن این علاقه با محدودیت لجستیکی زمان خود، نئورئالیسم ایتالیا اصول خود را به این شکل پیشنهاد داد: فیلمبرداری در مکان های واقعی با استفاده از مردم واقعی (نابازیگران) برای یافتن رئالیسمی بزرگ تر و سینمایی انسانی تر. «دزدان دوچرخه» یک تایید با شکوه بر این ایده است.

این فیلم از نابازیگران و مکان های واقعی برای گفتن داستانی درباره مقاومت یک خانواده و شجاعت یک انسان معمولی بهره برده است. صادق ، ساده و درخشان، فیلم چنان با ظرافت و مبتکرانه ساخته شده است که تماشای آن به مثابه ایجاد پیوند با تجربه انسانی است. این فیلم امکانات نوع متفاوتی از سینما را نشان داد و حتا امروز نیز فیلمی با ساخت ماهرانه و بی نقص است و همان طور که دسیکا گفته است، قادر است «درام موجود در زندگی هر روزه را نمایان کند.»

۴- مهر هفتم (اینگمار برگمان، ۱۹۵۷)

حتا در بین بزرگ ترین فیلمسازان، برگمان جایگاه مخصوص به خود را دارد. آثار او چنان گسترده و تاثیرگذارند که سخت است بتوان باور کرد که یک فیلمساز توانسته باشد همه آن ها را بسازد. و در طی گذر سالیان، تاثیرات او فیلمسازانی از همه جا را تحت تاثیر قرار داده است. توضیح چرایی این مساله البته چندان دشوار نیست: آثار برگمان گواهی بر قدرت داستان گویی و توانایی منحصربفرد سینما در نفوذ به عمیق ترین ترس ها و امیال ما هستند.

«مهر هفتم» یکی از بزرگ ترین و شاید تاثیرگذارترین فیلم های او باشد و همچنین درسی ارزشمند در داشتن تسلط کامل بر روایت است. صحنه ای که در آن شوالیه با مرگ شطرنج بازی می کند، یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه های تاریخ سینما است و زمینه را برای یک اکتشاف بصری خارق العاده در معنای وجود (اگزیستانس) و میل آدمی برای یافتن آن فراهم می کند.

۳- از نفس افتاده (ژان لوک گدار، ۱۹۶۰)

هنگام تماشای «از نفس افتاده»، تنها می توان تصور کرد که هرکس در زمانی که فیلم در سینماهای سرتاسر فرانسه پخش شد چه فکری درباره این فیلم می کرده است؟ امروزه با دیدن این فیلم در حالی که از پیش با سینمایی که ایده هایش را از موج نو گرفته است آشنایی داریم، تصور تاثیرات مطلق ایده های آن کار سختی است. آن دوره زمان ظهور نسل جدید سینمای فرانسه بود؛ نسلی که مشتاقانه در پی شکستن قوانین نسل پیش از خود بود و از کایه دو سینما سربرآورده بود. ولی هیچکدام به اندازه ژان لوک گدار تجسم روح موج نو نبودند.

گدار با تمایلی که به کنار گذاشتن هر نوع روایتی در راستای واسازی فیلم به بنیادی ترین جوهره اش داشت، پیش از بقیه به واقع یک فرد مستقل و تک رو بود؛ کسی که نامش تبدیل به معادلی برای سینما شد. فیلمبرداری «از نفس افتاده» چنان آشفته و دید گدار چنان غیرمعمول بود که ژان پل بلموندو، بازیگر اصلی فیلم، باور داشت فیلم هیچ گاه پخش نخواهد شد. او اشتباه می کرد و اتفاق ویژه ای که افتاد این بود: فیلم بدل به موفقیت بزرگی شد و یکی از فیلم هایی بود که بلموندو را مطرح کرد.

به نوعی می توان گفت که فیلم، روح گدار را در خود داشت: خشمگین، قدرتمند، بدون ترس از پذیرفتن خطرات، و فیلم مانند حرکت رو به جایی غیرمنتظره به پیش می رود – مثالی درخشان از میل موج نو به شکستن قوانین و اثری ماندگار در فیلمسازی!

«از نفس افتاده»، با کاوشی متهورانه در روایت غیرمرسوم، تغییر دادن قواعد و اشتیاق برای یافتن راهی جدید در داستان گویی، همچون ضربه ای از ناکجا به کارگردانان آن زمان بود و نفسی خالص و بی آلایش از زندگی در سینما دمید.

۲- 2001 : یک ادیسه فضایی (استنلی کوبریک، ۱۹۶۸)

نمای افتتاحیه این فیلم به تنهایی شعری به زبان سینما است و جاه طلبی فیلم را از همان ابتدا بیان می کند. همچون سفری به اعماق فضا و روح انسان، «2001» یک دستاورد تحسین برانگیز است و کوبریک را در اوج توانایی هایش نشان می دهد که تلاشی در ابعاد حماسی را با تسلط خود به پیش می برد. این فیلمی است که نگاهی گذرا به آینده را نشان داد و جهان را به شکلی نمایان کرد که هیچ گاه پیش از آن دیده نشده بود.

ورای روایت بصری شگفت انگیزش، طراحی صحنه فوق العاده، دقت علمی و فیلمبرداری خیره کننده، زیبایی فیلم در نگاه خیره ای است که به فضا می کند و آن را از هر چیز دیگری جدا می کند: حس بی کرانی، داستان بشر که بر گستره زمان و فضا گفته می شود، از زمان کشف ابزارها تا زمانی که توانایی ساخت ماشین هایی که قادر به سفر به آسمان و فراتر از آن هستند، حاصل شد – پرشی به هزاره جدید که در یک از هوشمندانه ترین لحظات تدوین در تاریخ سینما رقم خورد.

این فیلم ظرفیت گونه علمی- تخیلی را در ساختن جهان های نامکشوف نشان داد و آن را در مقابل چشمان مخاطبان ارائه کرد. و اگر این کافی نیست، فیلم خطر هوش مصنوعی، انسان در مقابل ماشین را در شکلی که تنها کوبریک از عهده آن بر می آمد می گوید. به عنوان اثری با نگرشی خارق العاده، «۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی» ، یک لحظه نفس گیر درتاریخ سینما است و نگاهی فراموش نشدنی به آینده فیلم است.

۱- استاکر (آندری تارکوفسکی، ۱۹۷۹)

برگمان زمانی گفت: «تارکوفسکی برای من بزرگ ترین است. کسی که یک زبان جدید خلق کرده است که منطبق بر ذات فیلم است، طوری که زندگی را به عنوان یک انعکاس ثبت می کند، زندگی به مانند یک رویا.» دریافت چنین تحسینی از برگمان کار ساده ای نیست، ولی هنگام تماشای فیلم هایش این تحسین را می توان درک کرد.

اگر سینما بتواند شعر خالص باشد، تارکوفسکی نزدیک ترین فرد در دستیابی به چنین سینمایی بود. فیلم های او هیچگاه در مورد این نیستند که یک تصویر چه معنایی دارد، بلکه درباره این هستند که یک تصویر چه معنایی می تواند داشته باشد. تصاویر تارکوفسکی، که در برابر تفسیر و اراده آزاد گشوده هستند، اثری سینمایی با انبوه شگفتی و ارتباطی عمیق با تجربه انسانی خلق می کنند.

در میان تمام شاهکارهای تارکوفسکی، «استاکر» فیلمی است که هماهنگی میان شعر و تصویر در آن بسیار آشکار است: داستان یک کشف در داخل «محدوده»، مکانی مرموز که فرد می تواند در آن پاسخ هایی به امیالش را پیدا کند، ولی در عین حال جایی که با پرسش هایی مواجه می شوند که در واقع موجودیت شان بر اساس آن ها بنا شده است، جایی که رهسپار سفری برای تفکر درباره خودشان و نوع بشر می شوند. «استاکر» با اجرایی رویامانند و با دستیابی به ذات حقیقی سینما و آشکار کردن تمام امکانات آن به عنوان زبان واقعی تفکراتمان، خودِ سینما در ناب ترین فرم خود است.

 

منبع:

http://www.tasteofcinema.com

ترجمه: دانیال زین العابدینی