آموزش: دوشنبه‌های بزرگان (در میان ستارگان) / چهار درس سینمایی بسیار مهم از عباس کیارستمی

۲۴ فریم– نگار عباس پور: عنوان کلی پست‌های روز دوشنبه سرویس آموزش ۲۴ فریم، دوشنبه‌های بزرگان (در میان ستارگان) است و چارچوب مطالب آن معرفی یک فیلمساز صاحب سبک و بحث در تکنیک های کار و دلایل ماندگاری اش می باشد. در مقاله این پست. نگاهی داریم به چهار درس سینمایی بسیار مهم از عباس کیارستمی فیلمساز فقید و برجسته ایرانی.

جهان سینما با درگذشت عباس کیارستمی، فیلمساز نامدار ایرانی که فیلم طعم گیلاس او، محصول سال ۱۹۹۷، برنده نخل طلای کن شد، فقدان بزرگی را تجربه کرد. کیارستمی که به علت سرطان در پاریس تحت درمان بود، در روز یکشنبه چهارم جولای ۲۰۱۶ از دنیا رفت. بلافاصله شخصیت های بسیاری از سراسر جهان اقدام به ادای احترام به او کردند که در میان آن ها مارتین اسکورسیزی هم حضور داشت؛ کسی که در مصاحبه با هالیوود ریپورتر گفت: «او یک جنتلمنِ واقعی و به راستی یکی از هنرمندان برجسته مان بود.»

۱ . سینما برای هنرمند (و برای مخاطب) رهایی به ارمغان می آورد

از کیارستمی نقل شده که فیلم باید مانند رمان باشد و او متذکر شده که میراث سینمای متداول این بوده که «مخاطبان را گروگان بگیرد و چیزی را به آن ها تحمیل کند. به بیانی دیگر، به آن ها بسته ای از پیش آماده با پیام هایی مشخص و با پایانی قطعی ارائه می دهد. به همین دلیل است که چنین سینمایی نمی تواند لحظات غیرقطعی، ساده و خالی از رخداد را برتابد. و تماشاگران با این نوع سینما شرطی شده اند! آن ها در مواجهه با یک پایان باز احساس سردرگمی و گیجی می کنند . . . اما من معتقدم حتا اگر به دلیلی موفق نشدید فیلم را تا انتها ببینید (مثلاً به علت قطع برق)، باید احساس رضایت کنید. یک سکانس باید به خودی خود خودبسنده باشد.»

۲ . یک فیلم، یک پیام نیست

بعد از انقلاب سال 19۷۹ ایران، بسیاری از هنرمندان از کشور خارج شدند، اما کیارستمی تصمیم گرفت که بماند. با وجود این که نظام مذهبیِ روی کار آمده- درست مانند رژیم سکولار قبلی- با سانسور هنرمندان شناخته می شد، کیارستمی مصرانه به رجحان خودِ هنر (و جاودانگی آن) اعتقاد داشت. او می گفت: «سینما جایی برای ترویج پیام ها نیست. هنرمند، یک اثر را با این امید طراحی و خلق می کند که از طریق رسانه اش بتواند به برخی افکار، مفاهیم و احساسات تجسد بخشد.»

۳ . هنرِ حقیقی، همیشگی (و جهانی) است

کیارستمی با اشاره به شرایط سیاسی کشورش یادآور شد «در کشوری مانند ایران که مسائل اجتماعی و سیاسی پیوسته در حال تغییرند، هنرمند باید ورای این مسائل پیش پاافتاده، بر حقایقی بسیار بنیادی تر مانند خود انسانیت که موضوعی جهانی تر است، تمرکز کند. این وظیفه روزنامه نگاران است که تا ساعت 4 صبح خبر جمع کنند تا در روزنامه روز بعدشان به چاپ برساند. اما یک هنرمند باید آن خبر را ماه ها و سال ها قبل دریافت کرده باشد.»

۴ . برای جهانی بودن باید ابتدا محلی باشید

در یک سخنرانی در سال 2014 در مدرسه ماکسول در دانشگاه سیراکیوس، کیارستمی نظرش را درمورد یک فیلمساز موفق- و همین طور جهانی- بودن بیان کرد. وقتی درمورد موفقیت بین المللی اش از او سوال شد، این کارگردان گفت: «برای جهانی شدن، ابتدا باید محلی باشید.» بعد مثالی تلخ و کنایی زد درمورد درختی که از ریشه درآورده شده است.

کیارستمی گفت: «اگر یک درخت را از خاستگاهش ببَرید و آن را در محل دیگری بکارید، آیا می تواند همان قدری رشد کند که در محل اصلی اش می توانست؟ می تواند همان ریشه ها، همان برگ ها و همان تواناییِ سایه گستری برای مردم را داشته باشد؟» اشاره کیارستمی به این بود که هنرمندان باید «با سرزمینشان ارتباط و بده و بستان داشته باشند.» شکی نیست که این مسئله درمورد کارگردانی که فیلم هایش بسیار بر زندگی روزمره ی مردم ایران تمرکز داشت، کاملاً صدق می کند.

منبع: www.nofilmschool.com

ترجمه: نگار عباس پور