گفت‌وگوی «۲۴ فریم» با آرمان خوانساریان، نویسنده و کارگردان فیلم‌های کوتاه «سایه فیل» و «سبز کله غازی»

۲۴ فریم: گفت‌وگوی ما با آرمان خوانساریان را در ادامه می‌خوانید. نویسنده و کارگردان فیلم‌های کوتاه «سایه فیل» و «سبز کله غازی» که هر دو از آثار موفق سینمای کوتاه ایران در چند سال اخیر بوده‌اند.

فیلم‌های کوتاه معمولا ایده محورند و کمتر سراغ داستان‌گویی می‌روند. فیلم‌های شما اما آثاری‌اند که دغدغه قصه گفتن دارند. پس به نظر می‌رسد که با عبارت «فیلم کوتاه مدیوم قصه گفتن و شخصیت‌پردازی نیست» موافق نباشید.

من دغدغه قصه گفتن دارم. بیشتر از این‌که به مدیوم فکر کنم، این‌که فیلم کوتاه است یا بلند و یا سریال، می‌خواهم قصه بگویم. لزوما با این جمله که «فیلم کوتاه مدیوم قصه گفتن و شخصیت‌پردازی نیست» مخالف نیستم. اما من خودم را در این مدیوم نمی‌گنجانم. علاقه من به قصه گفتن است. حالا امروز در فیلم کوتاه. در آینده نیز در مدیوم‌های دیگر.

ساختار روایت و شیوه شخصیت‌پردازی فیلم‌های‌ات شبیه به سینمای بلند است و معمولا به سراغ موضوعاتی می‌روی که نمی‌توان در مدت زمان محدود مثلا ۱۵ دقیقه آن‌ها را به تصویر کشید. آیا این از علاقه شخصی‌ات می‌آید و یا قرار است فیلم‌های کوتاه‌‌ات تمرینی باشند برای ساخت فیلم بلند؟

فیلم کوتاه برای من به هیچ وجه تمرینی برای ساخت فیلم بلند نیست. از یک جایی به بعد، فیلم‌های کوتاه من برای همیشه در رزومه‌ام خواهند ماند. بنابراین به چشم تمرین به آن‌ها نگاه نمی‌کنم. حتی مدتی است که امکان ساخت فیلم بلند هم برای‌ام به وجود آمده، اما همچنان دغدغه فیلم کوتاه دارم. راجع به این‌که مدل قصه‌گویی من شبیه فیلم‌های بلند است هم باید بگم که من با توجه به تجربه چندین سال حضور در فضای آکادمیک مربوط به هنرهای نمایشی و دراماتیک، فکر می‌کنم که ما دو گروه دانشجو و فیلمساز جوان داریم. یک گروه پس از این‌که تصمیم گرفتند فیلم بسازند، تازه می‌روند سراغ دیدن فیلم‌های مختلف و ایده گرفتن از زندگی یا آثار دیگران. اما گروه دیگر از سن پایین عاشق سینما بوده‌اند و از کودکی فیلم می‌دیدند و بنابراین در ناخودآگاه‌شان مدل قصه‌گویی سینمای بلند جا افتاده است. انگار افرادی که از بچگی فیلم‌باز بوده‌اند، فیلم‌های‌شان زیاد حالت فیلم کوتاهی پیدا نمی‌کند. من خودم را جزو گروه دوم می‌بینم. بنابراین هنوز نمی‌توانم با مدل روایت در اغلب فیلم‌های کوتاه خیلی کنار بیایم. از آن‌جایی که دنبال آغاز و میانه و پایان در داستان هستم، مدت زمان فیلم‌های‌ام نیز از ۱۵ دقیقه بیشتر می‌شود.

پس از موفقیت‌های سایه فیل، به فیلم بلند فکر می‌کنی و یا اینکه باز هم می‌خواهی فیلم کوتاه بسازی؟

من به فیلم بلند از خیلی وقت قبل و حتی پیش از سبز کله غازی، فکر می‌کردم. من تا امروز ۴ فیلم‌نامه بلند نوشتم. اما هیچکدام از این‌ها راضی‌ام نکردند. در حالی که در مورد فیلم‌نامه‌های کوتاهم این حس عدم رضایت را ندارم و وقتی تمام‌شان می‌کنم، به نظرم می‌رسد که با توجه به زمانی که گذاشته‌ام، فیلم‌نامه خوبی نوشتم. بعد از سایه فیل نیز به من بیش از یکی دو پیشنهاد برای ساخت فیلم بلند از جانب تهیه‌کننده‌ها شد. اما من فیلم‌نامه‌ کوتاهی دارم به نام «موناکو» که دوست دارم آن را به عنوان آخرین فیلم کوتاهم بسازم و پیش تولیدش نیز به زودی شروع خواهد شد. اول‌اش می‌خواستم بعد از ساخت یک فیلم بلند، این کار را انجام دهم. اما پشیمان شدم. چون فضای سینمای ما به گونه‌ای است که اگر بعد از ساخت فیلم بلند، دوباره فیلم کوتاه بسازی، نه فیلم کوتاهی‌ها مثل قبل قبولت می‌کنند و نه فیلم بلندی‌ها تو را جدی می‌گیرند. این شد که تصمیم گرفتم اولین فیلم بلندم را بعد از «موناکو» بسازم. دوست ندارم میان سینمای بلند و کوتاه در رفت و آمد باشم.

فیلمسازی را چطور یاد گرفتی؟ صرفا با فیلم ساختن و تجربه کردن و یا این‌که در دانشگاه یا مرکزی آموزش دیدی؟

آموزش فیلمسازی برای من از کتاب خواندن شروع شد. کتاب‌هایی مثل نما به نما و آریخن. یه مدت هم شاگرد آقای کیارستمی بودم که البته در کلاس‌های ایشان بیشتر «نگاه» یاد می‌گرفتی و نه قواعد فیلمسازی. بنابراین برای من بیشتر همان کتاب‌ها و فیلم دیدن‌ها به آموختن اصول فیلمسازی کمک کردند. در حالی که کلاس آقای کیارستمی دید من رو نسبت به جهان گسترده‌تر کرد. یک دوره هم در کلاس‌های آقای مکری شرکت کردم که از نظر دستور زبان سینما خیلی به من کمک کرد.

اگر تهیه‌کننده‌های سینمای ما رویکردی حرفه‌ای داشتند و قرار بود استعدادهایی را برای ورود به سینمای بدنه پیدا کنند، به نظر می‌رسد شما می‌توانستید یکی از گزینه‌های مناسب باشید. از این جهت که فیلم‌های‌ات رویکردی عامه‌پسند دارد و در آن‌ها بر خلاف بسیاری از فیلم‌های کوتاه، پز روشنفکری و ادعای فرم‌گرایی وجود ندارد. انگار برقراری ارتباط با طیف گسترده‌ای از مخاطبان، برای‌‌ات مهم‌تر از مثلا دیده شدن در جشنواره‌های خارجی است. نظر خودت در این باره چیست؟

تهیه‌کننده‌هایی بودند که می‌خواستند کار حرفه‌ای‌شان را در سینمای بلند آغاز کنند و با دیدن فیلم‌های کوتاه من، پیشنهاد همکاری نیز ارائه دادند. این‌که مخاطب برای من از جشنواره‌ها مهم‌ترند نیز فکر می‌کنم در ناخودآگاه‌ام وجود داشته باشد. نمی‌توانم بگم از کجا می‌آید. من صرفا از هر چیز روشنفکرانه‌ای متنفرم. دوست دارم ساده‌ صحبت کنم و این را نیز از استادم آقای کیارستمی یاد گرفتم. برای من برخورد حسی مخاطبانی که تخصص سینما ندارند از مخاطبان حرفه‌ای مهم‌تر است. مهم‌ترین چیز در سینما برای من احساس است و دوست‌ دارم حسی را به مخاطب منتقل کنم. دکوپاژ خودنمایانه می‌تواند این ارتباط حسی میان فیلم و بیننده را از بین ببرد. چون این ارتباط برای من مهم‌تر از هر چیز دیگه‌ای است. یکی از خوبی‌های هنر و تجربه این بود که به ما نشان داد که خیلی از فیلم‌های موفق ایرانی در جشنواره‌های خارجی که جوایز زیادی هم گرفته‌اند، فیلم‌های با کیفیتی نبودند. پس معلوم هست در مورد فیلم‌های جایزه گرفته هم خبر خاصی نیست.

چگونه به ایده‌های داستانی‌‌ات می‌رسی؟ آیا از اتفاقات واقعی و آدم‌های اطراف‌ات هم ایده می‌گیری؟

از زندگی خودم میاد و از احساساتی که در طول روز بهشون فکر می‌کنم. برام مهمه که درباره حسی فیلم بسازم که اون را زندگی کردم. من علاقه دارم اول قصه را پیدا کنم و بعد حرف‌ام را درونش قرار دهم. برعکس‌اش رو نمی‌پسندم و چند بار هم امتحان کردم و نتیجه خوبی نگرفتم. چون شعاری می‌شود و من از شعار بدم میاد. بنابراین اول قصه رو پیدا می‌کنم و بعد مفاهیم مدنظرم را در آن پیاده می‌کنم که معمولا باعث می‌شه قصه نیز به سمت و سوی دیگری حرکت کند.

دیالوگ‌نویسی و بازی گرفتن از بازیگران، جزو نقاط قوت فیلم‌های‌ات است. در این باره توضیح بده و این‌که این دو مورد چه قدر می‌توانند روی کیفیت هم تاثیر بگذارند؟

چیزی که فیلم‌ها را باورپذیر می‌کند، بازیگران هستند. حتی یک فیلم‌نامه عالی هم با بازیگران بد نمی‌تواند باورپذیر جلوه کند. برعکس‌اش هم وجود دارد. یک فیلمنامه معمولی می‌تواند با بازی خوب بازیگران، باورپذیر باشد. برای همین من با بازیگرانم خیلی تمرین می‌کنم. حتی موقعیت‌هایی که در فیلمنامه نیستند را هم تمرین می‌کنم و اساسا مقوله بازیگری برای من خیلی مهمه و رو آن هم حساسیت زیادی دارم. در مورد دیالوگ نویسی هم به حرف آدم‌ها خیلی گوش می‌دهم. این‌ به طبیعی‌تر نوشتن دیالوگ‌ها کمک می‌کند. در روابط‌ روزانه و گفت‌وگو با آدم‌ها خوب و دقیق به حرف‌های‌شان گوش می‌دهم. در طول زمان ذهنم آماده این کار شده است. بر اساس تمرین و دقت زیاد. چیزی که فیلم‌نامه‌ای را باورپذیر می‌کند، دیالوگ‌هاش است و چیزی که فیلم را باورپذیر می‌کند، بازیگری.

 آیا به بازیگران فرصت بداهه‌پردازی و روتوش دیالوگ‌ها را می‌دهی؟

بداهه‌پردازی چندان در فیلم‌های من اتفاق نمی‌افتد. چون قبل از فیلمبرداری خیلی روی فیلم‌نامه زمان می‌گذارم و حتی از بازیگرها هم در طول تمرین نظر می‌گیرم. بنابراین وقتی سر صحنه می‌روم، همه چیز طبق متن اتفاق می‌افتد. چون اگر بازیگرها نکته و نظری داشتند، در تمرین‌ها روی آن کار کردیم. من و بازیگران زیاد با هم تمرین می‌کنیم و اتود می‌زنیم و بداهه‌پردازی‌ها آن‌جا اتفاق می‌افتد. یعنی بر اساس خلاقیت بازیگرها و تحلیل‌های‌شان از نقش، ممکن است دیالوگ‌ها را تغییر دهم. اما آن‌ها فقط در تمرین فرصت این کار را دارند. تجربه بهم نشان داده که بداهه سر صحنه معمولا خارج از مفهوم کلی فیلم است.

به نظرت مهم‌ترین کمبودهای سینمای کوتاه ما در حال حاضر کدامند؟

اولین و مهم‌ترین‌اش مسائل مالی است. مگه چند فیلم کوتاه در سال می‌توانند پول خودشان را برگردانند و به سود برسند؟ ساخت فیلم کوتاه باید شغل باشد و فیلمساز بتواند از آن ارتزاق کند. باید بستری برای درآمدزایی این حرفه وجود داشته باشد. فروش‌ فیلم‌ها در اکران، در اینترنت و یا شبکه نمایش خانگی. که این آخری می‌تواند خیلی مفید باشد. این همه دانشجوی سینما هر سال به دنبال دیدن فیلم‌های کوتاه هستند. اما راهی مثل شبکه نمایش خانگی وجود ندارد که به این فیلم‌ها دسترسی پیدا کنند. نکته دیگر کمبود جشنواره‌های دارای پریمیر است. یعنی باید جشنواره‌هایی باشند که فقط فیلم‌هایی را نمایش دهند که اولین اکران‌شان آن‌جا باشد. این می‌تواند خیلی اتفاق خوبی باشد. چون ما هر سال ۷-۸ تا فیلم خیلی خوب داریم که در همه جشنواره‌ها جایزه‌ها را می‌گیرند. این اتفاق باعث می‌شود باقی فیلم‌ها کمتر دیده شوند و یک گاردی هم در برابر فیلم‌های موفق ایجاد می‌شود.

آیا موافق حمایت‌های مالی انجمن سینمای جوانان ایران از برخی فیلمسازها هستی؟ فکر نمی‌کنی انجمن به عنوان یک نهاد دولتی باید به جای تولید، بودجه‌اش را برای زیرساخت‌ها هزینه کند؟

اگر منظور از زیرساخت آموزش است که موافق نیستم. مهم‌ترین کار انجمن همین است که پول می‌دهد و ما فیلم می‌سازیم و تجربه می‌کنیم! این‌طوری بچه‌ها هم ترس‌شان از فیلم ساختن می‌ریزد و هم با مراحل مختلف فیلمسازی آشنا می‌شوند. بنابراین انجمن دارد کار خوبی می‌کند. چون همین انجمن را داریم که به ما پول می‌دهد. البته ما توقع‌مان هم آمده پایین. من معلوم است که با زیرساخت موافق‌ام. اما زیرساختی که توسط یک سازمان دولتی بخواهد شکل بگیرد از الان مشخص است چه کیفیتی پیدا می‌کند. پس همین که یک جایی هست که افرادی که از فیلمسازی ناامید هستند، برای بودجه به آن مراجعه می‌کنند خوب است.