آموزش: جمعه‌های کاربردی (هر آن چه می‌خواستید …) / نکاتی مقدماتی درباره وظایف مدیر فیلمبرداری

۲۴ فریم – جلیل موسوی: عنوان کلی پست‌های روز جمعه سرویس آموزش ۲۴ فریم، جمعه های کاربردی (هر آن چه می خواستید درباره فیلمسازی بدانید، اما می ترسیدید بپرسید) است و چارچوب مطالب آن مباحث کاربردی در فیلمسازی با تاکید بر نکات تولیدی، راهکارهای فیلمسازی، فیلمبرداری، فیلمنامه، تدوین، کارگردانی، صدا و مطالب آموزشی درباره نرم افزارهای مربوط می باشد. در این مطلب نکاتی خلاصه و مقدماتی درباره وظایف یکی از اعضای مهم گروه فیلمسازی، یعنی مدیر فیلمبرداری، ارائه شده اند.

آیا تا‌کنون در حال تماشای یک فیلم به نمایی برخورده ‌اید که چنان نفس‌گیر باشد که با خود فکر کنید «چه نمای فوق‌العاده‌ای!» خب، در پس چنین نمایی یک فیلمبردار خوب نشسته است؛ فردی که لزوماً پشت دوربین قرار ندارد، بلکه صورت‌بندی ظاهر فیلم برعهده اوست. اما فیلمبردار چه می‌کند؟

فیلمبردار یا مدیر فیلمبرداری (DP) فردی است که مسئولیت تصویربرداری فیلم را برعهده دارد. او مدیر بخش دوربین و تجهیزات نور به ‌شمار می‌رود و به همین دلیل نقش مهمی در ساخت فیلم دارد. فیلمبردار باید از همان مراحل ابتدایی و پیش‌تولید، درباره ظاهر و حس حاکم بر فیلم تصمیم ‌های بسیار مهمی بگیرد: آیا فیلم رنگی است یا سیاه و سفید؟ آیا فیلمبرداری به‌صورت دیجیتال است یا فیلم (استفاده از مورد دوم روز ‌به ‌روز نادرتر می ‌شود)؟ اگر از رنگ استفاده می ‌شود، رنگ ‌ها اشباع و زنده خواهند بود یا محو و گرفته؟ آیا دوربین دانای کل است و هرکجا لازم باشد حضور دارد یا وابسته به شخصیت است و همیشه از نقطه ‌نظر او خواهد بود؟ آیا لحن واقع‌ گرایانه مناسب ‌تر است یا لحن اکسپرسیونیستی؟

این ‌ها همه بخشی از سوال ‌هایی هستند که فیلمبرداران با آن‌ مواجه‌ می‌ شوند، و معمولاً چنین تصمیم‌ هایی را به ‌تنهایی نمی ‌گیرند. کارگردان هنوز هم «آفریدگار مطلق» فیلم است که باید هر جنبه ‌ای از تولید را بررسی و تآیید نماید. اما در صحنه، کارگردان و فیلمبردار همچون دوستان صمیمی خواهند بود، که یکی از دیگری حمایت می‌کند و با هم تبدیل به ماشین خوب ‌روغن ‌خورده ‌ای خواهند شد، که به‌اندازه ‌ای کارآمد هست که بتواند در صورت بروز اتفاقی پیش ‌بینی ‌نشده، توانایی خواندن ذهن یکدیگر را به آن ‌ها ببخشد.

به ‌خاطر داشته باشیم که فیلم ‌ها‌ نمایش نیستند. قدرت فیلمبرداری در برانگیختن احساس ‌های سرخوشی، غم، شوخی و ترس به‌ واسطه‌ تسلط بر نحوی سینمایی است، که بیش از یک قرن در حال رشد و تکامل بوده است. اندازه‌ نما، زاویه‌ و حرکت، بنیان هر فیلمبرداری موفق است، که در ترکیب با نورپردازی‌ مناسب برای برانگیزاندن احساس ‌ها، سرشت فیلم‌برداری را شکل می ‌دهد.

یک مثال:

زندگی زیباست (La vita e bella، محصول ۱۹۹۷، روبرتو بنینی) نمونه بسیار خوبی از فیلمی است که دو ظاهر کاملاً متفاوت دارد. اگر درباره‌ی فیلم نمی‌دانید، در اینجا کافی است که بگوییم داستان در ایتالیا و در زمان جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد.

نیمه‌ اول فیلم، پیش از فرستادن خانواده گوئیدو به اردوگاه کار اجباری اتفاق می ‌افتد. در قاب زیر می ‌توان دید که ظاهر مسلط بر این نیمه از فیلم، رنگین و روشن است:

در مقابل همانگونه که در قاب زیر مشخص است، ظاهر مسلط بر فیلم، زمانی که خانواده گوئیدو به اردوگاه کار اجباری فرستاده می ‌شود، تیره‌تر و تک‌ رنگ ‌تر می ‌شود:

تفاوت در لحن و احساس این دو نما، همچنین ریشه در طراحی تولید دارد. به این توجه داشته باشید که در قاب اول عناصر رنگین و خنده ‌آور بیشتری مثل باران، بالشتک قرمز و ماشینِ روی پله ها وجود دارند. اگرچه کارگردان باید این عناصر را تايید نماید، فیلمبردار همیشه می ‌تواند چنین المان‌ هایی را پیشنهاد دهد.

حرفه‌ فیلمبردار

واژه‌ی cinematography (فیلمبرداری) از ریشه ‌‌های یونانی kinema (حرکت) و graph (نوشتن) می‌ آید. کار فیلمبردارِ خوب، فراتر از نور دادن به صحنه و حرکت دادن دوربین است. او متن را مطالعه می‌ کند و فیلمبرداری و چیدمان نوری را برمی گزیند که احساس‌ ها را برانگیخته و پیرنگ را تقویت کند. او با استفاده از نورها و محل قرارگیری دوربین، رویا، امید، یأس و شادی یک شخصیت را منتقل می ‌کند.

مدیر فیلمبرداری را بسیاری نقاش خوانده ‌اند، نقاشی که بوم برای او پرده است؛ قلم ‌مو‌ها برای او؛ بازیگران، نورها، پراپ‌ها، صحنه، لوکیشن و مانند آن است. این‌ها عناصری هستند که مدیر فیلمبرداری توان کنترلشان را برای ساخت هر کدام از نماها در اختیار دارد. در ضمن، نما، کوچکترین واحد فیلم است، چیزی شبیه به سنگ‌‌ بنا، اگر این تعبیر را می‌پسندید. نماها مثل لِگوها، برخیشان می ‌توانند کوچک و قرمزشکل‌ باشند مثل آجر، در حالی که برخی دیگر می‌ توانند بزرگ و آبی ‌شکل‌ باشند، مثل خودرو. چگونگیِ ترکیب این واحد‌های سازنده است که از اهمیت برخوردار است.

در حالی که نویسندگان با واحد‌های صحنه به ‌شیوه‌ی صحنه‌ی مادر (master scene) کار می ‌کنند، فیلمبرداران با نما سر و کار دارند. هر نما از اهمیت بسزایی برخوردار است، به ‌همین ‌خاطر لیستی از نما‌ها تهیه می ‌شود تا این اطمینان حاصل شود که تمامی نماهای اصلی ضبط می ‌شوند.

یک تماشاچی معمولی متوجه نخواهد شد، اما انرژی و زمان زیادی برای طراحی هر نما صرف می ‌شود. معمولاً، این طراحی با اندازه نما و زاویه آغاز می‌ شود: آیا دوربین این جا بالا می ‌رود یا پایین؟ اما اگر زمان کافی (و نیز بودجه) وجود داشته باشد، بهترین فیلمبرداران نسبت به جزئیات در نماهایشان حساس‌‌اند؛ آن ها اگر حس کنند نتیجه‌ بهتری دریافت می‌ کنند، تمامی اثاثیه را چند سانت جا به‌ جا خواهند کرد. به زیاده‌ روی شبیه است، اما این چیزی است که فیلم‌ را فوق ‌العاده می کند. هر فرد حرفه‌ای، مسئول جهان خودش است.

فیلمبرداری یکی از پیچیده‌ ترین و چالش ‌برانگیز‌ترین جنبه‌ های فیلمسازی است که به‌ ویژه در مرحله‌‌ تصویر‌‌برداری به‌شکلی پرشور و با شتابی زیاد به پیش می ‌رود. در صحنه نه ‌تنها بزرگترین گروه را فیلمبردار در اختیار دارد، بلکه او در ارتباط مداوم با کارگردان و طراح تولید خواهد بود تا مطمئن شود که نظراتشان درباره ظاهر فیلم همسو است.

توضیح:

طراح تولید یکی از مهم ‌ترین وظایف در صحنه هر فیلمی است. طراح تولید همراه با فیلمبردار، مسئولیت ظاهر و حس حاکم بر فیلم را بر عهده دارد. این امر شامل صحنه‌پردازی، طراحی لباس، ساخت و تهیه وسایل صحنه و مواردی نظیر این می‌ شود.

منبع مقاله

ترجمه: جلیل موسوی