یک قتل تمام‌عیار: نقد هوشنگ گلمکانی درباره فیلم روتوش (کاوه مظاهری)

۲۴ فریم: این مطلب به صورت اختصاصی در اختیار سایت ۲۴ فریم قرار گرفته است. نقد هوشنگ گلمکانی، منتقد با سابقه و سردبیر ماهنامه فیلم، درباره فیلم کوتاه روتوش به کارگردانی کاوه مظاهری که از موفق‌ترین محصولات سینمای ایران در سال‌های اخیر است.

روتوش (کاوه مظاهری)

A Perfect Murder

هوشنگ گلمکانی

روتوش به تعبیری یک داستان جنایی، بدون ارتکاب قتل است. شاید داستان یک انتقام، یا یک جور تسویه‌حساب خانوادگی. اما قطعاً واکنشی روانی و بی‌دلیل نیست. اجرای سناریویی ذهنی و ناخواسته است که بخش اولش بدون ارادة شخصیت اصلی داستان اجرا شده و زن جوان می‌کوشد آن را به سرانجام مورد نظرش برساند؛ یک هپی اندینگ ماهرانه! شوهر جوان در حین تمرین ورزشی با وزنة سنگین، در آستانة مرگ قرار می‌گیرد. از زن تقاضای کمک می‌کند. زن با وجود تلاش اولیه‌اش توانایی بلند کردن وزنه را از روی گردن مرد ندارد و هنگامی که به نظر می‌رسد وزنة سنگین کار خودش را کرده، رضایت در چهرة زن پیدا می‌شود. حتی می‌ایستد و تماشا می‌کند تا مرد نفس‌های آخر را هم بکشد. او شاید می‌توانسته با اقدام به‌موقع پزشکی مرد را نجات بدهد، اما خانه را ترک می‌کند تا مرگ قطعیت پیدا کند و چند ساعت بعد که به خانه برمی‌گردد، مانند بازیگری سعی می‌کند سکانس آخر سناریو را هم مطابق نقشه‌اش عملاً بازی کند؛ جوری که گویی شاهدی هم در کار است. شاید به خاطر نداشتن اعتمادبه‌نفس، گویی می‌خواهد چنان بازی کند که در هنگام بازجویی‌های پیش رو بتواند همه چیز را آن طوری که اتفاق افتاده (و در واقع بازی کرده) روایت کند.

در همان دقایق اولیه با دیالوگ‌های اندکی که میان زن و مرد ردوبدل می‌شود، روابط سرد آن‌ها آشکار می‌شود، بدون آن که فیلم‌ساز بخواهد با درگیری و مشاجره‌ای این سردی رابطه را خشن و بحرانی نمایش بدهد. هیبت و لحن مرد، تصوری از یک رابطة مردسالارانه را القا می‌کند. مردی تنومند با ریش انبوه که به نظر می‌رسد همة کار خانه را به زن محول کرده، و زن پس از تیمار فرزند خردسال‌شان و رساندن او به مهد کودک باید به سر کارش برود. مرد در کار پروردن تن است و با تحکم و توقع، چیزهایی را که می‌خواهد از زن – همچون یک خدمتکار – طلب می‌کند.

مهم‌ترین بخشی که فیلم‌ساز در انجامش به موفقیت قابل‌توجهی رسیده، از هنگامی‌ست که زن از خانه بیرون می‌رود و برمی‌گردد. بدون هیچ تمهید نمایشي، بدون موسیقی و استفادة اغراق‌آمیز از صدا، عمدتا با کنش‌های درون قاب و به‌خصوص میمیک بازیگرش، فیلم‌ساز تعلیقی نفس‌گیر می‌سازد، در حالی که زن به کارهای عادی روزمره در محل کارش مشغول است. او که کارش در بخش گرافیک یک روزنامه، قابل چاپ کردن عکس‌های زنان با پوشاندن بخش‌های برهنه اندام آنان و درست کردن حجاب برخی دیگر با فتوشاپ است، با مهارت معصومانه‌ای می‌کوشد مشارکت خودش در مرگ همسر را هم لاپوشانی کند. در تماسی که با مادرش (یا مادر همسرش) می‌گیرد تا حضورش را در سر کار اعلام کند، اشاره‌ای گذرا هم به سابقة دعواهای این زوج می‌شود و بقیه تماس‌ها از محل کار و در حضور همکاران، اجرای ماهرانة همان سناریو است؛ حتی فرستادن پیامکی برای شوهر را هم به عنوان یک مدرک بی‌گناهی، فراموش نمی‌کند. و البته یادش نمی‌رود اثر انگشتانش از روی میلة هالتر را هم پس از بازگشت به خانه پاک کند. یک بار بازی بهت مواجهه با جسد را به‌تنهایی انجام می‌دهد. اما نه، این درست نیست! در برداشت دوم، با بچه در بغل.

یک قتل تمام‌عیار، با یک فیلم‌نامه و کارگردانی ماهرانه‌از کاوه مظاهری.

۲۴ فریم – پایگاه تخصصی فیلم کوتاه