en
یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰

صفحه اصلی - آموزش - آشنایی با تکنیک تدوین موازی

۲۴ فریم – امیررضا قانعی محمدی: تدوین موازی عبارتست از جابجایی میان دو یا بیش از دو صحنه در فیلم که وقایع در آن ها به شکل هم زمان ولی در مکان های متفاوتی رخ می دهد. در صورت برقراری شرط هم زمانی، دو صحنه گاهی در یک موقعیت به لحظه اوج می رسند که در آن لحظه دو سمت ماجرا در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند.

سابقه تاریخی تدوین موازی

به لحاظ تاریخی، تدوین موازی نخستین بار با استفاده شدن از سوی ادوین اس. پورتر (Edwin S. Porter) در فیلم تحسین شده اش، سرقت بزرگ قطار (The Great Train Robbery)، اهمیت یافت. در این فیلم که متعلق به سال های ابتدایی سینماست، از تدوین موازی صرفاً برای نشان دادن آن چه در دو محل متفاوت در حال رخ دادن است، استفاده شده است. هرچند پورتر در این فیلم از حد اعلای قابلیت های این تکنیک استفاده نکرده است، ولی می توان او را نخستین کسی دانست که این روش را به سینمای آمریکا معرفی کرد و این فرصت را فراهم نمود تا دیگران قابلیت های آن را ارتقا دهند.

دی. دبلیو. گریفیث (D. W. Griffith) در فیلم کوتاه اپراتور لوندِیل (The Lonedale Operator) محصول ۱۹۱۱، با استفاده از این تکنیک برای ایجاد حس تعلیق، قابلیت های آن را توسعه داد. این فیلم داستان دختر جوانی را بازگو می کند که در روز پرداخت حقوق ها، جای پدرش را به عنوان اپراتور تلگراف یک ایستگاه قطار می گیرد. زمانی که سارقان تلاش می کنند به آن محل دستبرد بزنند، دختر جوان خود را در اتاق تلگراف محبوس می کند و درخواست کمک می کند. تدوین موازی در این فیلم، سه عنصر مرتبط با پیرنگ داستان را نشان می دهد: ۱) دختری که ترسیده است ۲) سارقانی که در تلاشند وارد محل شوند و ۳) گروه مامورانی که در راه کمک رسانی هستند.

آن چه در ادامه می بینید، بخشی از فیلم سکوت بره ها (The Silence of the Lambs) محصول ۱۹۹۱ است. در این بخش از فیلم می توان یکی از مهم ترین موارد استفاده از تدوین موازی را مشاهده کرد. این صحنه در پرده سوم فیلم رخ می دهد و اگر فیلم را ندیده اید، بخشی از ماجرا را لو می دهد. پس اگر فیلم را ندیده اید و از اسپویلرها خوشتان نمی آید، اول سراغ خود فیلم بروید.

دلیل استفاده از این تکنیک چیست؟

افزودن جذابیت و هیجان به سکانسی که در حالت عادی حوصله سربر خواهد بود. از تدوین موازی اغلب برای ایجاد تعلیق استفاده می شود. برای مثال سناریوی زیر را تصور کنید:

«زنی در حال دوش گرفتن است و با خوشحالی در حال آواز خواندن است. بخار فضای حمام را پر کرده است. با اتمام کار، آب را می بندد. حوله را بر تن می کند و وارد اتاق خوابش می شود. به محض این که کمد را باز می کند، مهاجمی نقاب دار با چاقو ضربه ای به شکم او وارد می کند.»

اشکال این صحنه در کجاست؟ وقایعی مثل زنی که دوش می گیرد، آواز می خواند و لباس می پوشد، خیلی هم جذاب نیستند. چه طور می توان این صحنه را بهبود بخشید؟ با تدوین موازی. حالا این سناریو را تصور کنید:

«زنی در حال دوش گرفتن است. یک ماشین وَن در تاریکی کوچه پارک می کند. زن با خوشحالی در حال آواز خواندن است. بخار فضای حمام را پر می کند. دو مهاجم نقاب دار در آشپزخانه زن هستند. پنجره پشت سرشان شکسته است – نشانه محل ورود آن ها. زن آب را می بندد. یکی از مهاجمان چاقویی را در دست می گیرد. زن حوله را بر تن می کند. دو مهاجم با احتیاط وارد راهروی طبقه دوم می شوند. یکی از آن ها وارد اتاق خواب می شود و در کمد مخفی می شود. زن از حمام خارج شده و وارد اتاق خواب می شود. در کمد را باز می کند و چاقو می خورد.»

به ارزش تصویری فکر کنید. نسخه اول فقط در جایی هیجان انگیز است که در انتها زن چاقو می خورد. نسخه دوم در تمام لحظاتش پرتعلیق است، به ویژه که همراه با موسیقی ترسناکی همراه باشد. برای هر فیلمساز کاربلد و هر فرد سینمادوستی آشکار است که در این نسخه دو خط داستانی در یک نقطه پیرنگ اساسی به هم خواهند رسید.

چه زمانی از این تکنیک استفاده کنیم؟

زمانی از این تکنیک استفاده کنید که اطمینان داشته باشید تاثیری را که در پی آن هستید خواهد داشت و شما هم بودجه کافی برای آن در اختیار دارید. توجه داشته باشید که در دو نسخه ای که اشاره شد، نکته اساسی پیرنگ مشابه است: زن چاقو می خورد. هر اتفاق دیگری احتمالاً زائد خواهد بود.

بنابراین اگر که بودجه کافی در اختیار دارید، هر دو صحنه را فیلمبرداری کنید و سپس از تدوین موازی استفاده کنید. اگر محدودیت بودجه دارید، صحنه حمام را خلاصه کنید و تا حد امکان به سرعت سراغ صحنه اتاق خواب و چاقو خوردن بروید.

یک گام به جلو

در فیلم پدرخوانده (The Godfather) ساخته فرانسیس فورد کاپولا، محصول ۱۹۷۲، از تدوین موازی برای پیشبرد تِم استفاده شده است. تدوین موازی به عقب و جلو در طی صحنه غسل تعمید نشان دهنده زندگی دو وجهی و تناقض آمیز مایکل کورلئونه (با بازی آل پاچینو) است. او در کلیسا خدا را می پذیرد و از شیطان برائت می جوید. اما تدوین موازی آدم کش هایی را نشان می دهد که با دستور او دشمنانش را به قتل می رسانند. این نشان دهنده یک تناقض آشکار است. در حالی که مایکل در یک صحنه مشغول به جا آوردن مناسک مذهبی است، در صحنه دیگر به کارهای جنایتکارانه مافیایی خود ادامه می دهد.

منبع:

www.elementsofcinema.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه