en
یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - آموزش: ۱۵ توصیه‌ برای ساخت اوّلین فیلم بلند کم‌هزینه

۲۴ فریم – نگار عباس‌پور: در این مقاله از وبسایت ایندی‌وایر (indiewire)، جاشوا اُوِربِی (Joshua Overbay) درباره‌ی تجربیات خود از ساخت نخستین فیلم بلند کم‌هزینه‌اش نوشته است و به ۱۵ نکته‌ی کلیدی و کاربردی اشاره کرده است که می‌توانند برای هر پروژه‌ی فیلمی، به ویژه اولین فیلم بلند هر کسی، مفید واقع شوند.

«چنان که در بهشت است» (As It Is In Heaven) (۲۰۱۴) نام فیلم بلندی است به کارگردانی جاشوآ اُوِربِی که در اطراف یک مدرسه‌ی کوچک فیلم‌سازی در کِنتاکی ساخته شده است. این فیلم به صورت دیجیتال در قطع اِسکوپ فیلم‌برداری شده و هم‌اکنون در سامانه‌ی وی‌او‌دی (VOD) در دسترس است. در ادامه، اُوِربِی نوشته که چه‌طور به عنوان یک کارگردان فیلم‌اوّلی توانسته فیلمی کم‌هزینه بسازد و آن را پخش کند. از طریق این لینک می‌توانید مطالب بیش‌تری درمورد این فیلم بخوانید.

جاشوا اُوِربِی

مانند هر هنرجوی جوان و جاه‌طلب کارگردانی، من هم با دو هدف از مدرسه‌ی فیلم‌سازی فارغ‌التحصیل شدم: این‌که یک فیلم بلند بسازم و این‌که آن را با بیش‌ترین سرعتی بسازم که در توان‌ام است. فیلمنامه‌ی کاملی داشتم که دو سال بود در تدارک ساخت‌اش بودم، طرح تجاری داشتم، گروهی از فیلم‌سازهای پایِ کار، بودجه‌ای محدود و «منطقی» (۹۰۰۰۰۰ دلار)، یک سِری روابط سینمایی و مقداری شور و هیجان که از یک سال گشتن در جشنواره‌ها سراغ‌ام آمده بود. طبق مطالب کتاب‌های آموزشی، ما برای موفقیّت آماده بودیم. حتّا فیلم‌نامه‌مان هم با آگاهی از این‌که باید فعلاً خواسته‌مان برای ساخت فیلم‌های شخصی را رها کنیم و به جای آن روی ساخت فیلمی برای شروع حرفه‌ای تمرکز کنیم، با نگرشی کاربردی نوشته شده بود: یعنی یک فیلمنامه‌ی ژانری موفّق. ولی بعد از دو سال که چندین و چند جلسه، چند شروع اشتباه، سفرهایی به نَشویل و لس‌آنجلس، تماس‌های تلفنی، هزاران نامه‌نگاری الکترونیکی با چندین «ضمیمه»‌ی فهرست عوامل و بازیگران و چندین بازنویسی داشتیم، هنوز یک پولِ سیاه هم گیرمان نیامده بود.

یک‌دفعه آن آرمان‌گرایی جوانانه‌ام به چالش کشیده شد: یعنی تمام آن فداکاری‌های همسرم برای این‌که من دوره‌ام در مدرسه‌ی سینما را به پایان برسانم، بی‌فایده بود؟ یعنی خودمان را برای یک رویای مسخره این همه بدهکار کرده بودم؟ می‌گویند «دعوت‌شدگان بسیارند، امّا برگزیدگان اندک» (توضیح مترجم: از آیات انجیل متی). شاید من «برگزیده» نبودم.

تمام این‌ها در سفری به زادگاه‌ام برای مراسم روز شکرگزاری به ذهن‌ام آمد. همین‌طور که رانندگی می‌کردم، به همسرم رو کردم و گفتم: «دیگه تمومه. قرار نیست این رویا به جایی برسه.» و همین‌که این جمله را بلند به زبان آوردم، فهمیدم که واقعیّت دارد.

به قضا‌و‌قدر اعتقادی ندارم. به دست از تلاش کشیدن هم اعتقادی ندارم، برای همین هم هست که پذیرش شکست برای‌ام سخت است. بعد از یک ساعتی غم‌و‌غصّه، فکر جدیدی به سرم زد: یک فیلم بلند کم‌هزینه می‌سازم. لعنت به من اگر بخواهم قابل‌فروش بودن کارم را به هنرمندانه بودن‌اش ترجیح دهم. کاری می‌سازم که برای خودم مهم باشد.

و حالا، تقریباً سه سال بعد از آن روز، آن فیلم ساخته شده است. امسال تابستان، «چنان که در بهشت است» در بسیاری جاها در سرتاسر ایالات متحده نمایش دارد. حتا یک یادداشت پُر‌آب‌و‌تاب هم در سایت هالیوود‌ریپورتر درموردش نوشته شده است. خُب، ما چه‌طور این فیلم را ساختیم؟

در ادامه فهرستی آمده از ۱۵ موردی که به ما کمک کرد تا بتوانیم فیلم‌مان را بسازیم. مسلّماً موارد بسیار دیگری هم در ساخت این فیلم دخیل بوده‌اند، ولی احساس می‌کنم دانستن همین ۱۵ اصل است که برای ساختن یک فیلم بلند کم‌هزینه واقعاً لازم است:

۱- تکانی به خودت بده و فیلم بساز.

اگر می‌خواهید بدون پول فیلم بلند بسازید، درماندگی و بی‌قراری جنبه‌های ذاتی کار هستند. این حس درماندگی را با درک این نکته‌ی مهم ترکیب کنید: قرار نیست فیلم بلندتان را با بودجه‌ای بیش‌تر از ۱۰۰۰۰۰ دلار بسازید، مگر این‌که نام خانوادگی‌تان «کاپولا» باشد یا فیلم کوتاه‌تان در جشنواره‌ی ساندنس خیلی مورد توجّه قرار گرفته باشد و یا این‌که چند تا عموی پولدار داشته باشید. باید برای ساخت فیلم تلاش کنید. حتّا بعد از این تلاش‌ها هم این‌که توقّع داشته باشید شما با بودجه‌ی هنگفت فیلمی بسازید، توقّع نابه‌جایی‌ست.

۲- نگرانی درمورد نوشتن فیلمنامه‌ی بِفروش را کنار بگذارید.

آن چیزی را بنویسید که واقعاً برای‌تان اهمیّت دارد: اوّلین فیلمنامه‌ی ما فیلمنامه‌ای در ژانر وحشت بود، چون در طرح تجاری‌مان امکان فروش جزو الزامات‌مان بود. الان که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم حتّا اگر یک نفر در حدّ‌و‌اندازه‌های جورج کلونی را هم به فیلم‌نامه‌مان ضمیمه می‌کردیم، باز هم شانسی برای جذب حتا یک سِنت سرمایه نداشتیم. کسی ما را نمی‌شناخت و ما اصلاً جایی در این صنعت نداشتیم. شما باید انتظارات‌تان را تغییر بدهید، مگر این‌که اوضاع‌تان با آن‌چه گفته شد متفاوت باشد. کاری کنید فیلم فوق‌‌العاده کم‌هزینه‌تان فیلمی شخصی باشد. آن فیلم باید همان فیلمی بشود که حاضر باشید برای‌اش جان بدهید. متعهد شدن به ساخت فیلمی کاملاً شخصی همان چیزی بود که به من قدرت تحمّل سختی‌های مسیر را داد.

۳- با دوستان نزدیک‌تان کار کنید، مخصوصاً آن‌هایی که به شدت صاف‌و‌صادقند.

این‌که می‌گویم تجربه‌ی ساخت اوّلین فیلم بلند نگران‌کننده‌ترین تجربه‌ای است که در زندگی به آن دست می‌زنید، اصلاً اغراق نیست. هر چه‌قدر پول‌تان کم‌تر باشد، کارتان هم سخت‌تر است. با کسانی کار کنید که شما را به چالش بکشند، کسانی که از رک‌و‌راست بودن نمی‌ترسند و شما را مجبور می‌کنند بیش‌تر و بهتر تلاش کنید. با کسانی کار کنید که برای‌تان محترمند، نه با آن‌هایی که صرفاً آدم‌های خوبی هستند. به علاوه‌ی این‌ها، با کسانی کار کنید که بسیار به آن‌ها اعتماد دارید. اعتماد در همکاری‌های هنری یعنی چی؟ یعنی این‌که تعهد نسبت به بهتر شدن کار برای همه در اولویت باشد. معنی‌اش این هم می‌شود که هیچ‌کدام‌تان درگیر این مسئله نباشد که بخواهد دیگری را به هم بریزد یا تخریب‌اش کند. آن چیزی که شما را به هم وصل می‌کند اعتمادی جمعی است برای انجام هر آن‌چه که لازم است برای ساخت بهترین فیلم ممکن انجام شود. این جور همکاری‌ها نادرند. اگر چنین چیزی پیدا کردید، سفت بچسبیدش.

۴- برای اوّلین و آخرین بار در عمرتان سرمایه‌تان را به صورت جمعی تأمین کنید (کراودفاندینگ)

ما بیش‌تر هزینه‌مان را در سایت کیک‌اِستارتِر (Kickstarter) جمع‌آوری کردیم. برای این کار ما (یعنی من و تهیه‌کننده‌ها)، صفحات توئیتر و فیس‌بوک‌مان را با هدف‌گذاری جدید با ارسال بی‌وقفه‌ی پُست‌های جدید، یادآوری و درخواست‌های شخصی پُر می‌کردیم. ممکن است بپرسید آیا «دوستان» فیس‌بوک‌ام را در مسیر تأمین هزینه از دست دادم؟ بله. دنبال‌کنندگان‌ام در توئیتر را چه‌طور؟ آن‌ها را هم بله. این موضوع برای‌ام اهمیّتی داشت؟ نه، چون توانستم با این کار هزینه‌ی اوّلین فیلم بلندم را دربیاورم. فضای مجازی فرصتی راحت و بی‌نظیر به شما می‌دهد تا با تمام افرادی که در گذشته و حال‌تان بوده‌اند و هستند در ارتباط باشید. اگر بین دوستان‌تان به عنوان فردی مهربان و دلسوز شناخته شده باشید، با دیدن این‌که چند نفر از دوستان‌تان به کمک‌تان می‌شتابند، شگفت‌زده می‌شوید. در ضمن، تمام عوامل فیلم درگیر روند تجمیع سرمایه شدند. این شد که به جای این‌که سه، چهار‌نفره کار را جلو ببریم، پانزده یا بیست‌نفره این کار را انجام دادیم. امّا یادتان باشد تأمین سرمایه‌ی جمعی وقتی خوب است که یک بار انجام‌اش بدهید و بعد تمام. وقتی از دوستان‌تان می‌خواهید لطفی در حق شما بکنند، سخت است که دوباره ازشان همچین درخواستی داشته باشید.

۵- بیش‌تر از هزینه‌های لازم برای پس‌تولید پول جمع‌آوری کنید.

با این‌که تمام هزینه‌ی لازم برای روند تولید را فراهم کردیم، نتوانستیم کاملاً به تأمین هزینه‌های پس‌تولید برسیم. هر کاری از دست‌تان برمی‌آید بکنید تا هزینه‌ی تدوین‌گر و صداگذار را بدهید. خودتان فیلم را تدوین و صداگذاری نکنید. فیلم ضربه می‌خورد. حتّا اگر نمی‌توانید پول زیادی پرداخت کنید، مقدار کمی پول هم می‌تواند کار زیادی را پیش ببرد. همان یک مقدار پول حضور تدوین‌گر و صداگذار را در پروژه‌تان تضمین می‌کند و آن آزادی عملی را که نیاز دارید در روند تنظیم قرارداد به شما می‌دهد.

همچنین اطمینان حاصل کنید که برای ثبت‌نام حداقل سی جشنواره پول کنار گذاشته‌اید. وقتی در کارگاه‌های دانشکده‌ی مِین‌میدیا (Maine Media) شرکت می‌کردم، مورین رایِن (Maureen Ryan)، تهیه‌کننده‌ی فیلم «مرد بندباز» و استاد دانشگاه کلُمبیا، را ملاقات کردم. او بلافاصله به من توصیه کرد که رده‌بندی جشنواره‌ها را در نظر بگیرم: رده‌بالاها (بین‌المللی)، متوسط‌ها (ملّی)، و منطقه‌ای‌ها (رده پایین). باید حواس‌تان باشد برای ثبت‌نام در هر سه رده پول کنار بگذارید. اگر تمام پول‌تان را بگذارید برای ثبت‌نام در جشنواره‌های رده‌بالا، خطر کرده‌اید و ممکن است چیزی عایدتان نشود. جشنواره‌های متوسط و رده‌پایین می‌توانند به شما کمک کنند که درمورد فیلم‌تان نقد و یادداشت دریافت کنید، با برنامه‌ریزانی دوست شوید که می‌توانند از طریق صفحات مجازی‌شان کارتان را تبلیغ کنند و از دیگر فیلم‌سازان راهنمایی بگیرید.

۶- برای سفر و اقامت پول کنار بگذارید.

بعضی جشنواره‌ها هزینه‌ی سفر و اقامت را پرداخت می‌کنند، ولی نباید همیشه روی این موضوع حساب کنید. اگر چنین فرضی بکنید، آن‌وقت می‌بینید که حتا نمی‌توانید سرِ نمایش فیلم خودتان حضور داشته باشید که آن وقت حضور فیلم‌تان در جشنواره بی‌معنی می‌شود. اگر در خانه بنشینید، آن‌وقت نمی‌توانید انتظار داشته باشید درباره‌ی فیلم‌تان یادداشت بنویسند و درموردش حرف بزنند. به علاوه، اگر آن‌قدر خوش‌شانس هم باشید که فیلم‌تان در سالن‌ها نمایش داده شود، باید برای هر چند بار نمایش که می‌توانید حضور داشته باشید. ما امسال تابستان در شیکاگو، لس‌آنجلس، نیویورک و سیاتل اکران داریم، ولی چون نتوانستیم پول کافی جمع کنیم، همه‌مان نمی‌توانیم برای نمایش‌ها حضور داشته باشیم.

۷- در مدارس سینمایی تدریس کنید.

به جای این‌که بعد از فارغ‌التحصیلی به لس‌آنجلس بروم، تصمیم دیگری گرفتم: تصمیم گرفتم تدریس کنم. چهار سال بعد معلوم شد بهترین تصمیمی که آن‌موقع می‌توانستم بگیرم همین بوده. به جای این‌که خانواده‌ام را بکشانم به شهری با هزینه‌های بالا که آن‌وقت مجبور باشیم از این ماه تا آن ماه دخل و خرج‌مان را جور کنیم، ثبات مالی و امنیّت را انتخاب کردم. بله، خیلی از دوستان‌ام رفتند به لس‌آنجلس. و خُب نه، هیچ‌کدام‌شان از زمان فارغ‌التحصیلی تا به حال فیلم بلندی نساخته‌اند. دلیل فیلم نساختن‌شان نداشتن استعداد است یا نداشتن تدبیر و تفکّر راهبردی؟ هیچ‌کدام! آن ها، به جای فکر فیلم ساختن، ذهن‌شان پُر است از احساس نیاز به این‌که بتوانند روز به روز از نظر اقتصادی در لس‌آنجلس دوام بیاورند.

تدریس از نظر ذهنی به من کمک می‌کند که روی پیشرفت در کارم تمرکز کنم. به علاوه، خود عمل تدریس باعث می‌شود مهارت‌ام در فیلم‌سازی بیش‌تر شود. این‌که مدرس بخواهد افکارش را به مفاهیمی قابل‌درک برای هنرجویان ۱۸-۲۱ساله برگرداند، انرژی زیادی می‌برد. به علاوه باید همیشه برای تدریس سرِحال، به‌روز و در لحظه باشید که این ویژگی‌ها همه برای کارگردان بودن خوبند. این‌که تدریس می‌کنم این مزیت را هم دارد که به عنوان یک همسر و پدر، دیگر نیازی ندارم میان خانواده و حرفه‌ام یکی را انتخاب کنم. در ضمن، تابستان‌ها هم تعطیلم و در همین تابستان‌ها بوده که دو فیلم بلندم را فیلم‌برداری کرده‌ام و می‌خواهم سومی‌اش را هم در تابستان آتی فیلم‌برداری کنم.

گذشته از این، هنرجویان هم نیاز به کارآموزی دارند و اگر معلّم خوبی باشید احتمالاً دوست دارند در ساخت فیلم کمک‌تان کنند. اگر بخواهم راست‌اش را بگویم، من واقعاً از کار با هنرجویانِ کارآموز لذّت می‌برم. خُب بله، آن‌ها جوان و بی‌تجربه‌اند، ولی عوض‌اش متواضع و سخت‌کوش هم هستند و سریع همه چیز را یاد می‌گیرند. تازه می‌خواهند خودشان را هم ثابت کنند. نکته‌ی آخر این‌که: مدارس سینمایی دوست دارند شما موفّق شوید، چون موفقیّت شما تبلیغ مثبت برای دانشگاه خودشان است و این معنی‌اش این است که احتمالاً می‌توانید از تجهیزات خود مدرسه استفاده کنید.

۸- «روحیه‌ی مشارکتی» به وجود بیاورید.

وقتی اولین فیلم بلندتان را می‌سازید، خیلی خطر می‌کنید- همه همین کار را می‌کنند. تهیه‌کنندگان‌تان، بازیگران و عوامل بخشی از تابستان‌شان را گذاشته‌اند تا بدون دستمزد برای شما کار کنند. اگر آن‌ها امیدی نداشته‌اند که از این کار چیزی به دست آورند، چرا باید مجانی برای شما کار کنند؟ آن‌ها در این تجربه دنبال چه چیزی هستند؟ به عنوان خالق اصلی اثر، اگر این سوال‌ها را نپرسید، نسبت به آن‌ها کوتاهی کرده‌اید. وظیفه‌ی شما هم رفتار خوب با بازیگران و عوامل است و هم ساخت بهترین فیلمِ ممکن. اگر شما حاضرید جان‌تان را بدهید تا بهترین فیلم ممکن ساخته شود، باید زمان و کاری را که آن‌ها به رایگان در اختیارتان گذاشته‌اند هم محترم بشمارید. به علاوه، یک رهبری خدمتگزار وفاداری زیادی در گروه ایجاد می‌کند. اگر با این دیدگاه کار کنید، می‌بینید که افراد مشارکت می‌کنند و در روند ساخت فیلم همراه‌تان می‌شوند. ما همه‌مان دوست داریم عضو کلیّتی بزرگ‌تر از خودمان باشیم. می‌خواهیم از آن‌چه گذراست فراتر برویم و بخشی از کاری جمعی و عظیم‌تر باشیم. اگر شما با بصیرت و فداکاری گروه را رهبری کنید، می‌توانید این امکان را برای بازیگران و عوامل‌تان ایجاد کنید.

۹- محدودیت‌های‌تان را با آغوش باز بپذیرید.

در مستند «زیر چراغ‌های بزرگ شمالی» (Under the Great Northern Lights)، جک وایت (Jack White)، از اعضای گروه وایت‌اِستریپس (White Stripes)، درمورد فلسفه‌ی خلّاقیّت خودش بحث می‌کند. نظریه‌ی او این است که تنها زمانی خلّاقیّت به وجود می‌آید که محدودیت زیاد باشد. او روی صحنه این نظریه را به نمایش می‌گذارد؛ از گیتارهای درب‌و‌داغانی استفاده می‌کند و باقی سازها را در جهت‌های مخالف هم در صحنه قرار می‌دهد. تمام این کارها را به این دلیل انجام می‌دهد که کار کردن در این شرایط مجبورش می‌کند برای رسیدن به نتیجه بیش‌تر تلاش کند. برای فیلم‌سازی با بودجه‌ی کم، نیازی نیست خودتان محدودیت ایجاد کنید. محدودیت‌ها خودشان به وفور وجود دارند. امّا آن‌چه که وایت به ما یادآوری می‌کند این است که باید به این محدودیت‌ها به چشم فرصت نگاه کنید تا خلّاقیّت‌تان را بسنجید و برای مشکلات راه‌حل پیدا کنید. ممکن است این مشکات مالی باشند و ممکن است مربوط به خلّاقیّت هم باشند (مثل نیاز به فیلم‌برداری در تک لوکیشن برای پایین نگه داشتن هزینه‌ها).

۱۰- برای فیلم‌برداری ۱۷ الی ۱۸روزه تأمین سرمایه کنید.

این که خیلی پول ندارید معنی‌اش این نیست که باید سعی کنید فیلم‌برداری‌تان را در ۸ الی ۱۲ روز جمع کنید. اگر این پروژه همان پروژه‌ی دلخواه‌تان است، حتماً دل‌تان نمی‌خواهد خراب‌اش کنید. اگر این تنها فیلمی باشد که امکان ساخت‌اش برای‌تان پیش می‌آید، دل‌تان می‌خواهد زمان کافی داشته باشید تا مطمئن شوید که هم فیلم را می‌سازید و هم آن را خوب می‌سازید. برای من، با وجود دفعات کم جا‌به‌جایی بین لوکیشن‌ها، ۱۷ روز زمان فوق‌العاده مناسبی بود. برای دومین فیلم بلندم (فیلمی بلند و کم‌هزینه) چهار برابر فیلم «چنان که در بهشت است» جابه‌جایی لوکیشن داشتیم و سعی هم کردیم در بازه‌ی ۱۷ الی ۱۸روزه کار را فیلم‌برداری کنیم. ولی به خاطر تعداد وحشتناک تغییر لوکیشن‌ها، مجبور شدم پلان‌های زیاد و بیش‌از‌حدی را از فهرست‌ پلان‌ها (شات‌لیست‌ام) حذف کنم. ولی اگر فیلمنامه‌ای نوشته‌اید که بیش‌تر در یک لوکیشن می‌گذرد، بازه‌ی ۱۷ تا ۱۸روزه عالی‌ست.

اگر فیلمنامه‌تان کم‌تر از ۱۰۰ صفحه است (که به احتمال زیاد باید باشد)، این امکان را دارید تا در حدود ۴ الی ۶ صفحه در روز فیلم‌برداری کنید. سرعت کار مجبورتان می‌کند بدون این‌که روح فیلم‌تان را بگیرید و بخواهید از همان پلان اوّل کوتاه بیایید، خلّاق باشید. یادتان باشد که اگر قرار است فیلم کم‌هزینه‌ی شما برای مخاطب به نمایش درآید، باید شبیه باشد به یک فیلم ۱۰میلیون دلاری. و برای ایجاد این شباهت باید برای فیلم‌برداری، تمرین حرکت بازیگران و دوربین (بلاکینگ)، بازی و نورپردازی وقت گذاشت. یک توصیه‌ی دیگر این‌که از دستیار اوّل‌تان بخواهید با توجّه به فهرست پلان‌های شما برنامه‌ریزی کند. این کار برای برنامه‌ریزی هوشمندانه لازم است. بعضی سکانس‌ها هستند که تعداد پلان‌های بیش‌تری دارند و برنامه‌ریزی با توجّه به فهرست پلان‌ها به شما کمک می‌کند که نسبت به این موضوع حسّاس باشید. صحنه را زود آماده کنید و از آن هم زودتر بیدار شوید.

نکته‌ای که بعد از روز سوم فیلم‌برداری متوجّه‌اش شدیم این بود که ساخت فیلم بلند شیوه‌ی کاملاً متفاوتی با ساخت فیلم کوتاه دارد. تفاوت‌شان در عمل این است که هر روز مدّت زمان آماده‌سازی صحنه دو ساعت بیش‌تر از مدّت آماده‌سازی در فیلم کوتاه طول می‌کشید. وقتی فیلم کوتاه می‌سازید به روشنی به یاد دارید که فهرست پلان‌های‌تان چیست و هر سکانس چه کارکردی دارد. در فیلم بلند، هیچ‌وقت به حافظه‌تان اعتماد نکنید. من هر روز یک ساعت زودتر از زمان عادی بیدار می‌شدم تا برای شروع کار وقت بگذارم و با دقّت هر سکانس، تحلیل‌اش در فیلمنامه و فهرست پلان‌های‌ام را بررسی کنم. همچنین سعی می‌کردم اگر اصلاً امکان دارد بعضی پلان‌ها را حذف کنم. بعد دستیار اوّل، من و فیلم‌بردار یک ساعت زودتر از زمان آفیش جمع می‌شدیم و چیدمان‌ها را مرور می‌کردیم تا همه‌مان از قبل نسبت به آن‌ها آگاه باشیم. این تنها کاری بود که کمک‌مان می‌کرد روزهای کاری‌مان را خوب پیش ببریم. بدون این آمادگی، پلان‌های خیلی کم‌تری می‌گرفتیم که آن هم روی داستان‌گویی، روحیه‌ی راهبران گروه و برنامه‌ریزی‌مان تأثیر می‌گذاشت.

۱۱- درست‌و‌حسابی قرارداد بنویسید یا به کسی پول بدهید تا این کار را برای‌تان انجام دهد.

با این‌که دارید با کسانی کار می‌کنید که به آن‌ها اعتماد دارید، لازم است پیش از شروع کار اطمینان حاصل کنید که تمام عوامل خلّاق و تهیّه‌کنندگان تصویر دقیقی از مسئولیّت‌های‌شان دارند. فیلم‌سازی با بودجه‌ی کم اضطراب زیادی به همراه می‌آورد که دوستی‌ها را هم محک می‌زند. خُب اگر دوستی که قسم خورده بود تا آخر کار کنارتان باشد با شما به مشکلی بربخورد، آن‌وقت تکلیف چیست؟ آیا طبق قرارداد مجبور است تا پایان فیلم همراه‌تان باشد؟ اگر این کار را نکند، عواقبی برای‌اش دارد؟ ممکن است بدبینانه به نظر برسد، ولی باید از بدترین عواقبِ ممکن بترسید. باید به شکل قانونی خود و عوامل اصلی‌تان را نسبت به توافق‌ها متعهّد کنید. اگر موقع امضای قرارداد مردد هستند، این نشانه‌ی خطر است. اگر هم نمی‌توانید افرادی را پیدا کنید که آماده‌ی امضای آن قراردادها باشند، آن‌وقت شما اصلاً برای ساخت فیلم آماده نیستید.

۱۲- حواس‌تان باشد که ناظر پس‌تولید داشته باشید.

اگر خودتان نویسنده/کارگردان/تهیه‌کننده‌ی فیلم هستید، ضروری است شخص دیگری ناظر پس‌تولید کار باشد. شما به تنهایی نمی‌توانید تکمیل فیلم و تعهّد افراد نسبت به موعد تحویل کارهای‌شان را تضمین کنید. این دورانْ دورانِ تعارض خواسته‌هاست و شما اجازه می‌دهید موعد تحویل کارها عقب بیفتند تا به خودتان کمی زمان بدهید برای وقت‌گذرانی. بدون داشتن ضرب‌العجل، فیلم‌تان هیچ‌وقت کامل نمی‌شود.

۱۳-این حقیقت را با آغوش باز بپذیرید که قرار نیست فیلم‌تان به ساندنس راه پیدا کند.

این حرف را سه بار صبح و سه بار شب پیش از خواب برای خودتان تکرار کنید: به یاد داشته باشید که فیلم شما، فیلمی کم‌هزینه است و ساندنس فیلم‌های کم‌هزینه را نمی‌پذیرد. آن‌ها فیلم‌های پرهزینه و فیلم‌های افراد سرشناس را می‌پذیرند که در صنعت سینما روابطی هم دارند. ولی اگر می‌خواهید با فیلم‌تان به موفقیّتی برسید، باید فراتر از پارک سیتی فکر کنید (توضیح: پارک سیتی محل برگزاری جشنواره‌ی ساندنس است). اوّل این‌که همان سیستم رده‌بندی جشنواره‌ها را که پیش از این گفتم دنبال کنید. دوم این‌که، لینک تماشای رایگان فیلم‌تان را بفرستید برای تمام آژانس‌های مطبوعاتی شهری که جشنواره در آن برگزار می‌شود. بعد برای هر کسی که تا به حال ملاقات‌اش کرده‌اید و گفته که در این صنعت کاره‌ای‌ست، ایمیل بفرستید. داستان‌تان را تعریف کنید و ببینید تمایل دارند فیلم‌تان را تماشا کنند یا نه. اگر ازتان لینک تماشای آنلاین خواستند، لینک را برای‌شان بفرستید. از همین راه بود که ما توانستیم ارتباطات قدیمی را زنده کنیم و خودمان را برای اکران محدود این تابستان آماده کنیم. به عبارت دیگر، نیاز نیست حتماً به ساندنس راه پیدا کنید که فیلم‌تان اکران شود. فقط باید فیلم خوبی بسازید و به میزان شگفت‌انگیزی انعطاف‌پذیر و مدبّر باشید.

۱۴- تا آن‌جا که می‌توانید، برای فیلم‌تان به دنبال نقد و یادداشت باشید.

بهترین دوستان فیلم‌سازان کم‌بودجه منتقدان هستند. آن‌ها این قدرت را دارند که سر‌و‌صدای مثبتی برای فیلم‌تان ایجاد کنند و کمک‌تان کنند که توجّه پخش‌کننده‌ها را به خود جلب کنید. اگر بتوانید در جشنواره‌ها بروید و خودتان را به آن‌ها معرفی کنید و همین‌طور با هم آشنایی پیدا کنید، آن‌وقت شاید آن منتقدان فیلم‌تان را ببینند. بعد از آن، نوبت فیلم‌تان است که باقی حرف‌ها را بزند. ما سراغ هر منتقدی رفتیم که می‌شناختیم و به همین خاطر هم توانستیم به جایی برسیم که یک یادداشت درباره‌ی فیلم‌مان در هالیوود‌ریپورتر منتشر شود. خدا را شکر، فیلم‌مان را دوست داشتند و همان یادداشت باعث شد امکان مذاکره با پخش‌کننده‌ها، سینما‌دارها و جشنواره‌های دیگر برای‌مان پیش بیاید.

۱۵- نقطه، سرِ خط…

خوبی ساخت فیلم کم‌هزینه این است که می‌توانید از موفّقیّت پروژه‌ی اوّل‌تان برای شروع یک پروژه‌ی بلند و کم ‎هزینه‌ی دیگر، نهایت استفاده را بکنید. وقتی که دیگر فیلم اوّل‌تان را حاضر‌و‌آماده دارید، تامین بودجه برای پروژه‌ی دوم به مراتب آسان‌تر است. حالا دیگر چیزی بیش‌تر از بصیرت و علاقه دارید، شما محصولی نهایی دارید. همان‌طور که همه می‌گویند، بهترین زمان برای تأمین هزینه برای فیلم بعدی، موقعی است که مشغول ساختن فیلم کنونی‌تان هستید.

نویسنده: جاشوا اُوِربِی (Joshua Overbay)

منبع: indiewire.com

ترجمه‌: نگار عباس‌پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه