en
چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰

صفحه اصلی - نقد - داستانی - جاودانگی: نقدی درباره‌ فیلم کوتاه «Helium» (آندرس والتر) برنده‌ جایزه‌ اسکار سال ۲۰۱۴

سرویس نقد ۲۴ فریم – مهرشاد گلکاریان: همانطور که حوا از دنده‌ی آدم درآمد، همانطور که ونوس از امواج زاده شد، هلیوم هم از توصیفات یک نظافت‌چیِ شاعر مسلکِ بیمارستان برای کودکی که در آستانه‌ی مرگ است، سربر آورد! «هلیوم یه دنیای کاملاً جدا واسه خودش داره. دنیایی جادویی، مثل داستان‌های جن و پری‌. جوری که اصلاً نمی‌تونی چیزی رو که به چشمات می‌بینی باور کنی، همه چیز اونجا احساس سبکی و شناور بودن داره!». فیلم کوتاه هلیوم روایت ساعات انتهایی زندگی کودکی بیمار به نام آلفرد است، که به طور تصادفی با انزو، نظافت‌چی‌ِ تازه استخدام شده‌ی بیمارستان، آشنا می‌شود. انزو سعی می‌کند، تصاویری زیبا و امید‌بخش از جهان پس از مرگ برای کودک بسازد. یک به یک خشت‌های آن جهان بر مبنای علایق کودک ‌ساخته می‌شوند و جذاب‌تر آنکه خود کودک هم در ساخت آن مشارکت دارد. بازی ایمان و ناامیدی به آنچه در میان رقص زیبای ذهن این دو انسان زاده شده، در فیلم حضوری پر‌ رنگ دارد. زیرا ایمان به چنین چیزی برای کودک در آستانه‌ی مرگ و نظافت چی پیامبرگون به تعبیر کیرکگور نه ایمان بلکه بعیدترین احتمال ایمان است، که گرچه از میل به جاودانگی در روح انسان قوت می‌گیرد، اما با ورطه‌ای دهان گشوده که نومیدی در آن بازی‌های خویش را دارد تهدید می‌شود. و این دقیق ترین توصیف از ایمان به نامحسوسات است. شگرف آنکه راهنما یعنی انزو هم خود بارها شک می‌کند و تسلی‌بخش روح طغیان‌گر او یک زن است. نگاه فیلمساز دانمارکی، یادآور روایت‌های این‌ جهانی و روشنفکرانه از زندگی پیامبران است، که ریشه در سنت پیشین سینمای دانمارک دارد. در هم آمیزی تالمات، شک‌ها و تعلیمات پیامبر مدرن فیلم، ما را به یاد سینمای کارل تئودور درایر فیلمساز شهیر و عالیقدر دانمارکی می‌اندازد.

والترِ فیلمساز موضعی مشخص نسبت به پرسش از سرنوشت انسان پس از مرگ دارد. موضعی تکرار شده در میان هنرمندان برای پاسخ به این تردید اصیل. فیلم در جهت‌گیری خود نه رویکردی فیلسوفانه‌ شبیه به فیلمسازان اندیشمند وجودی، بلکه پاسخی از جنس تخیل پردازای هنرمندانه ارائه می‌کند. پاسخ هنرمندانی که خیال و واقعیت را به نرمی موم در دستان خود دارند. هم آمیزی جادویی خیال و واقعیت که برای سینما دوستان یادآور نوستالژیک‌ترین خاطراتشان از فیلم‌های تیم برتون بزرگ تا میازاکی، نابغه ای برای تمام اعصار، است. زیباترین این هم آمیزی‌ها در پایان بندی شاعرانه‌ی فیلم تجلی می‌یابد. جایی که کودک در آخرین لحظات چشم‌هایش را اینبار نه در هلیوم بلکه در همان بیمارستانی می‌گشاید، که دردهایش را در آن تحمل کرده. قصه‌های راهنمایش انزو، هرچه که به مرگ نزدیک‌تر می‌شود، بیشتر و بیشتر معطوف به مراحل انتقال می‌گردد. آلفرد اینبار در جهان محسوسات چشم می‌گشاید، جهانی که نمی‌تواند به راحتی درآن نفس بکشد. اما به آستانه‌ی پنجره که قدم می‌گذارد، کشتی هوایی تندرو به مقصد هلیوم منتظر اوست! هلیوم توصیفی شاعرانه و زیبا از مراحل عروج انسان به جهانی فراتر از محسوسات است، که هوشمندانه به بیانیه‌ای راهگشا برای امید بخشی به انسانهای بیمار تبدیل نشده است. هر چند فیلمساز جوان هنوز راه زیادی تا رسیدن به قدرت اعجاب‌آور سینما برای ترسیم هنرمندانه‌ی یک دیدگاه بدون اظهار قطعیت در مورد همان دیدگاه دارد.

  برچسب ها :

جاودانگی: نقدی درباره‌ فیلم کوتاه «Helium» (آندرس والتر) برنده‌ جایزه‌ اسکار سال ۲۰۱۴

  1. Toktam گفت:

    میل به جاودانگی قشنگترین تعبیری بود که در مورد فیلم به کار بردید ? و همینطور اشاره به فیلمهای مشابه و مقایسه ی اونها با هلیم شفافیت نقد شما و وسعت درک و دیدگاهتون رو دو چندان کرده.

  2. احمدرضا گفت:

    نقد بسیار خوبی بود، جای خالی اینگونه فیلم‌ها در سینمای کوتاهمون کاملا محسوسه. ممنون از آقای گلکاریان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه