en
سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹

صفحه اصلی - نقد - انیمیشن - در حسرت بازیابی برادری: درباره فیلم کوتاه «Brotherhood» به کارگردانی مریم جبیر


۲۴ فریم – نوید نوری: قاب اول پیش درآمدی است برای داستان برادری. دوربین با لنز تله از فاصله‌ی تقریبا دور، دویدن و فرار کردن گوسفندها را با دوربینِ روی دست به ما نشان می‌دهد، نمایی که بیشتر در آن بخشی از بدن گوسفندان و غالبا پاهای آن‌ها را می‌بینیم که در حال حرکت‌اند. گوسفندها از چیزی که نمی‌بینیم فرار می‌کنند، گویی که نگاه دوربین-مخاطب، نگاهی است که گوسفندان را می‌ترساند و باعث فرار کردنشان می‌شود.

در سکانس بعدی، چوپان همراه پسرش بر بالین گوسفندی چمباتمه می‌زند که گویی او‌ را گرگی زخمی کرده است، با انجام مراسم اسلامی گوسفند را ذبح می‌کند و به خانه می‌رود؛ گوسفند تبدیل به شام آن‌ها خواهد شد. مرد در خانه پسر بزرگش را که فرار کرده بود می‌بیند، پسر همراه با دختری که روبنده بر سر دارد و نمی‌توان صورتش را دید و او را شناخت بازگشته‌است. دختر با پسر آن‌ها از مرزها گریخته و به تونس بازگشته است. پدر به مالک (پسر بزرگ) و همسر او مشکوک و بدبین است. او‌ نهایتا سعی می‌کند پسری را که از جنگ برای داعش بازگشته از خانه‌شان بیرون کند.

در میانه‌ی فیلم بعد از آن که دختر هویت خودش را بر ملا می‌کند، حقیقت درونی درام در فیلم شکل می‌گیرد.

گندم‌زار در باد حرکت می‌کند. سپس پیراهن خونی که شسته شده بر بنده نیز به دست باد سپرده می‌شود. درست در خروس‌خوان سحر، مالک برادرانش را بیدار می‌کند و آن‌ها را به ساحل می‌برد. هر یک از آن سه با فاصله‌ای از هم مشغول تماشای دریا هستند. مالک به برادر خودش از پشیمانی برای رفتن به سوریه می‌گوید و از او می‌خواهد هرگز به آن‌جا نرود.

تحرک دوربین بیشتر می‌شود و درون قاب سه برادر به هم نزدیک می‌شوند و با هم بازی می‌کنند، در پس زمینه موج دریا خروشان است و هوا ابری. در این شرایط اما آن‌ها گویی پیوندی ناگسستنی می‌بندند. هوای طوفانی مانع شوق و بازی آن‌ها با برادر کوچک نمی‌شود.

این آرزوی فیلم است که تحقق نمی‌یابد. فیلم در پی بازیافتن برادری از دست رفته به خاطر عقاید مختلف و جنگ‌های بین مسلمانان است. این خواهشی که تنها در میانه‌ی فیلم میان سه برادر شکل می‌گیرد. خواهشی که در امتداد پشیمانی جنگیدن برای داعش سراغ مالک آمده و او اینبار قصد کرده هرچه بیشتر این پیمان اخوت را در وطنش و میان برادرانش مستحکم کند.

این رخداد مصادف با لحظه‌ای است که پدر به دنبال تلفن از خانه دور می‌شود و بازگشت پسرش را به پلیس گزارش می‌دهد و پس از آن از جنایتی که بر سر دختر آمده مطلع می‌شود، دختری که دائما به ازدواج جنگجویان داعشی درمی‌آمده و تنها ۱۴ سال بیشتر ندارد و این مالک است که او را نجات می‌دهد و با هم به تونس فرار می‌کنند. درست از زمانی که پدر متوجه داستان دختر می‌شود به سمت ساحل می‌دود که مالک را بیابد و او را خبر کند اما مالک پیشتر به خانه رسیده است.

از اینجا دوربینِ روی دست به فیلم معنا می‌دهد. پدر در میان درختان و نیزارها می‌دود و دوربین به تکان‌های شدید دویدنش را نظاره می‌کند. پدر مستاصل به ساحل می‌رسد و دوربین با لرزش‌های خود و چهره‌ی رنجور او فاجعه را برای ما ماندگار می‌کند. او با حسرت و درد مالک را صدا می‌زند و می‌داند که او را نخواهد یافت. پدر آن‌ها را به پلیس لو داده است. دوربین با یک اکستریم کلوزآپ از چهره‌ی پدر و حرکت دوار دوربین به دور سر او چهره‌ی مغلوب و جهان آشفته‌ی او را برای ما به تصویر می‌کشد. حالا زمان فکر کردن به فقدان است، فقدانی که خود او باعث وقوعش شده. او گوسفندی نیمه‌جان را سر بریده و به قتلگاه فرستاده. حقیقت از فرم آشفته‌ی شخصیت اصلی داستان گرفته می‌شود. شخصیتی که خود رای است و عجولانه تصمیم می‌گیرد. دوربین با او همراه است. دوربینی که ابتدا آرام خطای او را در تشخیص حادثه برای گوسفند نشان می‌دهد و در انتهای فیلم با ریتمی تندتر او را متوجه فاجعه‌ای که رقم زده می‌کند.

فیلم برادری یک فیلم درام اجتماعی است، درامی که از پس وقایع روز بوجود آمده. درامی ساده با ساختار سه پرده‌ای کلاسیک. چیزی که فیلم را از فیلم‌های مشابه و رئالیسم خام خارج می‌کند، نگاه کارگردان به تکنیک‌ها و تمثیل هاست. او برای بسط برادری و چیزی که آن را نابود کرده است سراغ پلان‌های تمثیلی می‌رود تا داستان یک خانواده را به کل پیوند بزند.

تمثیل‌های اصلی در ابتدا و میانه و نقطه‌ی اوج داستان به فیلم وارد می‌شوند. ابتدا فرار گوسفند‌ها، بعد گندمزار و پیراهن خونی و برادران در کنار ساحل و در نقطه‌ی اوج، سر پسر که در پنجره‌ی کوچک شبیه زندان دیده می‌شود؛ و البته پدر که خود را مغلوب در پس دریای خروشان و طوفان می‌یابد.

تمثیل‌ها، ریتم تند شونده‌ی داستان، و تکنیک‌هایی چون دوربین که در خدمت بیان درونیات آدم‌های داستان و پیوستن آن‌ها با کل است؛ همان چیزی است که فیلم را به یک فرم غایی هنری در سینمای رئالیسم می‌رساند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌کند. برادری نمونه‌ی خوبی از سینمای رئالیستی است که نگاه ساده و همراه با بنیادهای کلاسیک دارد، که از پس سینمای مدرن به تکنیک‌ها و فرم رسیده. سادگی و در عین حال فرم مستحکم و نویی که کارگردان به ساختار ساده‌ی فیلم اضافه کرده، فیلم برادری را به فیلمی دیدنی و قابل بحث تبدیل می‌کند.

لینک تماشای فیلم

۲۴ فریم – نوید نوری

در حسرت بازیابی برادری: درباره فیلم کوتاه «Brotherhood» به کارگردانی مریم جبیر

  1. حسن گفت:

    مرسی فوق العاده بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه