en
دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰

صفحه اصلی - نقد - داستانی - رئالیزم کج‌دار و مریز! / نگاهی به فیلم کوتاه «ذبح» ساخته مشترک سامان حسین پور و آکو زندکریمی

۲۴ فریم – مصطفی خانی‌پور: «رمان‌نویس قبلاً باید وضع خارجی افراد را مطالعه کند، چیزهای متعددی از آن‌ها بپرسد و به جواب‌هاشان توجه کند، در عاداتشان دقیق شود، از همسایه‌هاشان تحقیقاتی به عمل بیاورد، سپس همه‌ی این اسناد و مدارک را با سلیقه و روش خویش خلاضه کند و در نوشتن داستان مورد استفاده قرار دهد… هرگونه تخیل وتفنن از میان می‌رود.» شانفلوری

فیلم کوتاه ذبح برشی از زندگیِ زن و مردی جوان در منطقه‌ای روستایی است که جان خود را با گرفتن جانی دیگر حفظ می‌کنند! اگر بخواهیم طرح یک خطی فیلم را این‌گونه بیان کنیم، پس با فیلمی سرپا مواجهیم. تحیّر موجود در این یک جمله به میزان حادثه‌ی محرکی است که در ابتدای فیلم رخ می‌دهد. به یکباره گاوی که فروخته شده است، ناپدید می‌شود! گاوی که پیش از آن و در  برابر دیدگان ناظری دایجتیک به فروش رسیده بود!

اما سوال این است که طرح استنباط شده در فرآیند انتقال از قوه به فعل می‌تواند موفقیت‌آمیز عمل کند؟

دیجسیس (دنیای داستانی) فیلم برای ما نه تنها از منظر داستانی بلکه با وجود المان‌های محیطی خبر از اتمسفری آشنا می‌دهد. اتمسفری که معمولاً با انتظارات بیننده/مخاطب مبنی بر مواجهه با فیلمی نه چندان پیچیده همسویی دارد. شخصیت مرد ذبخ  همسو با شیرازه‌ی فیلم (داشتن زندگی‌ای بی‌دردسر) از رشدی درونی برخوردار می‌شود که در نقطه‌ای تقریبن مخالف با شیرازه‌ی کلیِ آن قرار می‌گیرد. (رهایی از دردسر حتی با گرفتن جانِ دیگری!) و همین امر در اعطای “ویژگیِ شخصیتی” به او یاری می‌رساند. بازیگر مردِ فیلم در ایماژهایی آشنا (ابتدا و انتهای فیلم) مخاطب را با تحولی درونِ خود آگاه می‌سازد و ما را با تصمیمی که خواهد گرفت تنها می‌گذارد. تحول مذکور با توجه به دسته‌بندی بلیک اسنایدر در کتاب خود (نجات گربه) با عنوان Golden Fleece _ که طیِ سفری فیزیکی رخ می‌دهد_ معرفی ‌می‌شود اما در این فیلم (دنیای ذبح) سفرِ شخصیت مرد همان تعقیب ماشین و گلاویز شدنش با فردی دیگر برای بازپس‌گیری گاو است و این امر حاصلش در انتهای فیلم و در نمایی مشابه با نمای ابتدای فیلم نمایان می‌شود. مرد از سمت چپ کادر وارد شده و در حالی‌که شمایلش با آن‌چه در ابتدای فیلم از آن سراغ داشته‌ایم تا حدودی متفاوت است (اثر درگیری بر چهره‌اش مشخص است)، پس از یک رفت و آمد، ما با آن‌چه احتمالن روی خواهد داد تنها می‌شویم. گویی شخصیت مردِ فیلم از خوابی کوتاه بلند شده است.

هر چند باید اذعان نمود که رویدادهای ذبح حالتی ماشین‌وار به خود می‌گیرد. درواقع گویی ما با ماشینی روبرو هستیم که ساختاری آشنا را به ترتیب و بدون هیچ کم و کاستی به خوردمان می‌دهد! ساختار کلاسیک فیلم خیلی زود خود را برملا کرده و اطلاعات با نظمی ماشین‌وار (قرار گرفتن در خطی از تولید) به مخاطب ارائه می‌شوند. ساختار مستقیم فیلم (حرکت از نقطه الف به نقطه‌‌ ب) هر چند در رسیدن مخاطب به نتیجه‌ای مشخص یاری می‌رساند، اما به نظر می‌رسد که در راه بهره‌جویی از رئالیزم خودیافته (به تعبیر آرنهایم) ناشی از قرار گرفتن در منطقه‌ای روستایی با شمایلی متناسب با آن منطقه، دچار تصنعی ناخودآگاه در پیش‌برد روایت و حوادث درون فیلم می‌شود و بازیِ مکانیکی مرد غریبه، خصوصاً در صحنه‌ی درگیری، دلیلی بر این مدعاست. مرد غریبه بعد از رو شدن دستش (برای ربایش مال دیگری) عکس‌العملی که شاید ما را به عنوان بیننده تا حدودی بتواند بیشتر درگیر آن دایره‌ی دراماتیک ایجاد شده کند، از خود نشان نمی‌دهد. گویی عاملی خارج از کادر از او خواسته که این‌گونه خود را به نمایش بگذارد، یا اینکه تحت سیطره‌ی قابی سینمایی ناچار است چهره‌ای دیگر از خود را به منصه‌ی ظهور برساند. به دیگر سخن درگیری ایجاد شده در فیلم هر چند در تحول شخصیت فیلم یاری می‌رساند، اما ما این رشد و تحول درونی برای‌مان تا حدودی برگرفته از همان رئالیزم بی‌خلل است که خوانشی ارجح و خلاف آن‌چه فیلمساز قصد داشته القا می‌نماید. خوانشی که بجای عمق بخشیدن به رئالیته‌ی موجود در فیلم (به لحاظ داستانی) ما را تا حدودی با نوعی فاصله‌گذاریِ ناخواسته روبرو می‌سازد! در نتیجه رئالیزمِ ‌زیبایی‌شناسانه‌ی درون فیلم زیر سایه‌ی تصنع ایجاد شده کمی کمرنگ شده و یا بهتر است بگوییم از اثرش کاسته می‌شود. در واقع این‌طور می‌توان عنوان نمود که تصنع به وجود آمده حاصل ذبح داستان برای کادربندیِ اتوریته‌ی غیردایجتیک فیلم (کارگردان) و البته فیلمبردار است. امری که وجه درستش را در آخرین اثر گاسپار نوئه مشاهده می‌نماییم. فشارِ قاب و آپاراتوس سینمایی برای رسیدن به جوهره‌ی لحظه‌ی مورد نظر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه